... که هدایت شدیم!

... که هدایت شدیم!
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ (اعراف: 43)
ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما (به اينها) راه نمىيافتيم!
دوست نوجوانم سلام! سلام این دفعه بعد علت خاصی داره! علتش اینه که یه دفعگی ذوق کردم از این که با تو دوست شدم, خیلی برام ارزشمندی! می دونی چرا؟
برای این که تو خوب تر از خیلی از هم سن و سالهایت هستی. اگر غیر از این بود تو مشغول خواندن کتابی در موضوع تفسیر آیات قرآن نبودی. اینهمه کتابهای کم مصرف و بی مصرف دیگر هست, می رفتی سراغ آنها.
این که در بعضی آدمها به طرف خوبیها می آیند هر چند هم در اقلیت باشند, نشان این است که خداوند آنها را راهنمایی کرده و در ضمن مایلشان نموده که به طرف راه درست حرکت کنند.
این که میگم «مایلشان نموده» حرف درستی است زیرا صرف دانستن خوب و بد دلیل نمی شود آدمها سراغ خوبیها بروند, باید نسبت به خوبیها میل هم دانشته باشند, علم و میل همیشه باهم نیستند.
به گمانم یک سؤال در ذهنت ایجاد شد: چرا خداوند این میل را برای بعضی به وجود آورده است و در بعضی به وجود نیاورده است؟
میل به خوبی پاداش خداوند برای انجام کار خوب است! توضیح این که, بعضی وقتها ما با این که دوست نداریم کار خوب را انجام داده و یا کار بد را ترک کنیم املا با هوسمان مبارزه نموده و بر خلاف دلمان سراغ کار خوب رفته و یا از کار بد پرهیز می کنیم.
پاداش این مبازره این است که به مرور قسمت زیادی از کارهای خوب را با میل انجام داده و از انجام کارهای بد, واقعا بدمان می آید.
این میل خوب نامش, هدایت خاص است. هدایت عام همان علم و آگاهی نسبت به خوبیها و بدیها است. کسی که طبق هدایت عام خداوند با هوسش مبارزه کند کم کم خداوند دستش را می گیرد و او را راغب به ارزشها می کند.
الحمد لله ...
همه ستایشها و کرنشها و تعریف کردنها مخصوص خداوند است که ما به این امور هدایت نمود, و دستمان را گرفت و زیر درخت گیلاس نشاند و شامه امان را پر از بوی شکوفه نمود. آخ که چقدر این خدای من زیبا و مهربان است. و چقدر من نسبت به او غافل و بی وفایم!
اگر مهربانی اش نبود, من هم مثل بسیاری مشغول غفلتهای زندگی بودم و به بهانه نوجوانی نه از عمرم بهره می بردم و نه خدایم را دوست می داشتم.
این همه نوجوان و جوان بیکار و علاف در خانه و کوچه ها پرسه می زنند و انگار نه انگار که برای چه آفریده شدند. من هم می شدم یکی از اینها, ولی او نوازشم کرد و اجازه داد تا دستش را بفشارم و من سراسر سپاس از اویم. سپاس از کسی که نگذاشت در شلوغیهای اطرافم گم شوم و به من عقل داد تا خوب بیاندیشم.
ای مهربانترین! همچنان با من مهربان باش و نامهربانیم را بر من ببخش و من را نسبت به خودت مهربان ساز!
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.