آيا به عنوان درد دل كردن مىتوان پشت سر كسى بد گفت؟
اگر كسى حيا را كنار گذاشته و بهطور
آشكار در جامعه گناه مىكند، غيبتش اشكالى ندارد. مثلا اگر شخصى آشكارا شراب مىخورد
و جلوى چشم مردم به چنين كار زشتى اقدام مىكند، غيبتش گناه ندارد. يعنى اگر تو به
ديگرى گفتى: «فلانى، امروز هم در خيابان شراب خورد.» گناهى مرتكب نشدهاى. البتّه
اگر همان شخص، گناهانى دارد كه پنهانى انجام مىدهد، نمىتوانيم درباره آن گناهان
با ديگران سخن بگوييم. مثلا اگر او در گوشه خانهاش روزه ماه رمضانش را مىخورد و
تو اطّلاع دارى، حق ندارى آن را به ديگران بگويى.
2. مورد دوّم، مورد مشورت است. يعنى اگر كسى نزد تو آمد و درباره
ازدواج با فردى يا شريك شدن با وى مشورت كرد، اشكالى ندارد كه عيبهاى آن فرد را
بگويى. البتّه در اين مورد هم بايد به بيان عيبهايى پرداخت كه به موضوع مشورت
مربوط مىشود. مثلا اگر تو از عيبى خبردارى كه به موضوع ازدواج يا انتخاب شريك
ربطى ندارد، حق ندارى بگويى.
3. اگر به كسى ستم شد، او مىتواند نزد كسى كه اميد دادخواهى
دارد، از ظالم غيبت كند. در اين حالت كه فرد ستمديده كارهاى بد ظالم را براى
مأموران حكومت يا پدر و مادر شخص ظالم تعريف مىكند، غيبت نكرده است.
فكر مىكنم سؤال تو، به همين مورد سوّم مربوط باشد. اگر مىدانى
شخصى كه نزدش به شكوه و شكايت مىپردازى، مىتواند حقّ تو را از ستمگر بگيرد و در
راه رسيدن به حقّت، تو را يارى كند، غيبت كردن اشكال ندارد؛ ولى تنها براى دردِ
دل، نمىتوان غيبت كرد.
چرا براى درد دل كردن، با خود آن كسى كه به تو بدى كرده حرف
نمىزنى. من هم قبول دارم كه آزار و اذيّت ديگران، گاه آدم را چنان ناراحت مىكند
كه حتى به قلبش هم فشار مىآيد؛ امّا بدان كه اگر بخواهى مُدام اين جا و آن جا
بنشينى و از اين و آن گله كنى، به نتيجهاى نمىرسى. اين كار باعث آرامش تو نخواهد
شد.
اگر كسى به تو بدى كرد، در يك فرصت مناسب و البتّه با بيانى
نرم و دوستانه، به خود آن شخص بگو كه من از تو ناراحتم. شايد او توضيحى داد كه
ناراحتى تو برطرف شد. اگر هم رو در رو نمىتوانى با او صحبت كنى، نامهاى دوستانه
و محترمانه برايش بنويس و رفتار بدش را به او تذكّر بده. كينهتوزى خيلى بد است؛
امّا راه دور ريختن كينهها، غيبت كردن نيست. غيبت كردن، كينهها را افزايش مىدهد
و ما را به فردى عيبجو تبديل مىكند.
محدوده قدرت خدا
پرسش
دوّمت مربوط به قدرت خدا بود. نوشتهاى كه: «آيا خدا مىتواند سنگى بيافريند كه
خودش هم نتواند بلند كند؟» در پاسخ بايد بگويم وقتى حرف از قدرت مىشود، منظورمان
قدرت در انجام كارهايى است كه ممكن باشند. هر چيزى كه تو تصوّر كنى يا ممكن است به
وجود بيايد و يا محال است ايجاد شود. مثلا آفريدن يك پرنده، دو نيم كردن ماه، زنده
كردن مُردگان و شفا دادن بيماران همه ممكن هستند. امّا كارهايى مثل آن چه در سؤال
آمده، محالاند. بنابراين سخن گفتن از قدرت داشتن و قدرت نداشتن خدا در اين موارد
بيهوده است.
به نظر تو آيا خدا قدرت دارد كارى كند كه دو ضرب در دو بشود
پنج؟ آيا مىشود خدا كارى كند كه يك وزنه، هم يك كيلو باشد هم ده كيلو؟ پاسخ آن
است كه اين كارها ممكن نيستند تا بگوييم خدا مىتواند يا نمىتواند. سؤال تو نيز
از همين گونه است. قدرت خدا حدّ و مرزى ندارد؛ پس نمىتوان فرض كرد او سنگى
بيافريند كه خودش هم نتواند آن را بلند كند.
3 . معنى جمله «مرگ دست خداست»
امّا در پرسش سوّمت نوشته بودى: «نمىدانم چرا مىگويند مرگ
دست خداست با آن كه هر كار خوب و بدى كه انسان انجام دهد، از آنِ خود اوست؟» ببين
خواهرم!درست است كه ما انسانها آزاديم و اختيار داريم، ولى اين بدان معنا نيست كه
ما همهكاره دنياييم.
قدرت ما انسانها خيلى خيلى محدود است. بسيارى از حوادث دنيا
از قدرت و اراده ما انسانها خارج است. تازه همين مقدار از قدرت كه داريم نيز،
نعمتى است كه خدا به ما داده است. اگر ما كارى هم انجام مىدهيم، با اجازه خود
اوست. نه تنها مرگ كه همه چيز در دست قدرت خداوند است.
مرگ دست خداست يعنى اين كه تا خدا اجازه ندهد و نخواهد، هيچ كس
نمىميرد. مرگ و قوانين مربوط به آن را خدا قرار داده است. كسى كه خودش را با
خوردن سم مىكشد يا ديگرى را خفه مىكند، در حقيقت با استفاده از قدرتى كه خدا به
او بخشيده و با بهره گرفتن از قوانينى كه خدا در جهان قرار داده چنين اقدامى مىكند.
اگر يك روز خدا نخواهد كسى بميرد، آن وقت مىبينى كه بدون اجازه او اتّفاقى نمىافتد.
قصّه حضرت ابراهيم(عليه السلام) را حتماً شنيدهاى. مىدانى كه نمرود، ابراهيم را
در آتش انداخت تا او را بسوزاند؛ امّا خدا به آتش اجازه سوزاندن نداد.
پاسخها را دو سه بار به دقّت بخوان و اگر توضيح بيشترى نياز
داشتى، حتماً با من و همكارانم در ميان بگذار.
خدانگهدار
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.