یقین فطری
غریقی است در نقطه ای از اقیانوس که صدها فرسنگ تا ساحل فاصله دارد غرق شده
است راه نجات بر وی از هر سو بسته است ولی به یقین میداند که موجودی هست
که از حال وی آگاه است و میتواند وی را نجات دهد از این رو خود بسته نمی
بیند.
مظلومی است ناتوان در چنگال ظالمی بسیار توانا اسیر نه کسی از اسارت او آگاه است و نه قدرتمندی می تواند نجاتش دهد چون ظالم از همه گردن کلفت تر می باشد ولی مظلوم در قلب خود یقین دارد که قدرتی فوق العاده از حال وی آگاه می باشد و می تواند شر ظالم را از سر او کوتاه گرداند لذا همیشه امیدوار به نجات خود می باشد.
تشنه کامی است در وسط بیابانهای سوزان به روی زمین افتاده جایی که نه آبی یافت می شود نه گیاهی، نه حیوانی و نه انسانی ولی از حیات نا امید نمی باشد چون یقین دارد که موجودی دانا و توانا از حال وی آگاه می باشد و میتواند سیر آبش سازد.
بیماری است که پزشکانش جواب گفته اند. بیماری بر وی 100% چیره شده و دارویی برای درمانش یافت نمی شود ولی بیمار یقین دارد که موجودی از حال وی آگاه است و میتواند شفایش دهد.
سرداری است در حال جنگ و سپاهش در حال نابودی است چون نیروی دشمن از هر جهت بر نیروی او برتری دارد اگر از وی وضع را بپرسند میگوید ما شکست خورده ایم مگر آنکه معجزه ای بشود. پس وی یقین دارد که قدرتی هست که در همان ساعت میتواند وی را بر دشمن پیروز گرداند.
آن موجودی که بشر وقتی که دستش از همه جا کوتاه شد تنها او را می بیند و بس و وی را قادر بر نجات خود می بیند و بس کیست؟
آیا واقعاً چنین موجودی وجود دارد. آری به یقین وجود دارد چون فطرت بشر خطا نمی کند و وجدان سالم اشتباه ندارد.
بشر هنگام توانایی از این موجود توانا غافل می باشد ولی هنگام بیچارگی 100% به چنین موجودی ایمان دارد.
شما میتوانید هر نامی به این موجود بسیار دانای از همه چیز آگاه و بسیار توانای بر هر کار بدهید.
ما این ذات مقدس را خدا می نامیم.
مظلومی است ناتوان در چنگال ظالمی بسیار توانا اسیر نه کسی از اسارت او آگاه است و نه قدرتمندی می تواند نجاتش دهد چون ظالم از همه گردن کلفت تر می باشد ولی مظلوم در قلب خود یقین دارد که قدرتی فوق العاده از حال وی آگاه می باشد و می تواند شر ظالم را از سر او کوتاه گرداند لذا همیشه امیدوار به نجات خود می باشد.
تشنه کامی است در وسط بیابانهای سوزان به روی زمین افتاده جایی که نه آبی یافت می شود نه گیاهی، نه حیوانی و نه انسانی ولی از حیات نا امید نمی باشد چون یقین دارد که موجودی دانا و توانا از حال وی آگاه می باشد و میتواند سیر آبش سازد.
بیماری است که پزشکانش جواب گفته اند. بیماری بر وی 100% چیره شده و دارویی برای درمانش یافت نمی شود ولی بیمار یقین دارد که موجودی از حال وی آگاه است و میتواند شفایش دهد.
سرداری است در حال جنگ و سپاهش در حال نابودی است چون نیروی دشمن از هر جهت بر نیروی او برتری دارد اگر از وی وضع را بپرسند میگوید ما شکست خورده ایم مگر آنکه معجزه ای بشود. پس وی یقین دارد که قدرتی هست که در همان ساعت میتواند وی را بر دشمن پیروز گرداند.
آن موجودی که بشر وقتی که دستش از همه جا کوتاه شد تنها او را می بیند و بس و وی را قادر بر نجات خود می بیند و بس کیست؟
آیا واقعاً چنین موجودی وجود دارد. آری به یقین وجود دارد چون فطرت بشر خطا نمی کند و وجدان سالم اشتباه ندارد.
بشر هنگام توانایی از این موجود توانا غافل می باشد ولی هنگام بیچارگی 100% به چنین موجودی ایمان دارد.
شما میتوانید هر نامی به این موجود بسیار دانای از همه چیز آگاه و بسیار توانای بر هر کار بدهید.
ما این ذات مقدس را خدا می نامیم.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 15:27 توسط اکبر احمدی
|
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.