فرض كنيد كه با آوردن ميليونها آجر كوچك در كنار يكديگر نمونه اي از يك شهر بزرگ را مي سازيد. در اين شهر آسمان خراشها، جاده هاي پر ‌‌‌پيچ و خم، ايستگاههاي راه آهن، فرودگاهها، گردشگاههاي خريد، مترو و همچنين رودخانه ها، درياچه ها، جنگل ها و ساحل را درست مي كنيد. همچنين اجازه مي دهيد تا هزاران نفر از خيابانها گشت و گذار كرده و در خانه ‌هايشان نشسته و در دفترشان كار بكنند. همه جزئيات حتي چراغهاي راهنما، گيشه ها و تابلوهاي تبليغات در ايستگاه اتوبوس را در نظر بگيريد.

   اگر شخصي پيدا شود و به شما بگويد كه تمام قطعات اين شهر را  كه شما با طراحي كوچكترين جزئيات، آن را درست كرده و هر تكه را با زحمت جمع آوري كرديد، از روي تصادف به اين شهر تبديل شده است آنگاه چه فكري را‌ درباره طرز تفكر اين آدم مي كنيد؟