چکیده: «تدبر» اصلاح ويژه‏اى است كه كلام وحيانى، آن را تنها براى غور و ژرف‏انديشى در كل قرآن برگزيده است، و كاربردى جز در قرآن‏شناسى ندارد.
در محافل و منابع قرآنى و در حلقه‏هاى تفسير، كلام و اخلاق، تا به حال از واژه تدبر و از ريشه و مشتقات و مفهوم آن، سخن بسيار رفته است. اما چه بسا كه در مفهوم‏شناسى آن، در تعابير مترادف گونه‏اى همچون، تفكر، تعقل، تفقّه، تذكر، آينده نگرى و نيوشيدن كلام حق باجان و دل متوقف مانده‏اند.
اين كه جايگاه هر يك از تعابير و واژه‏ها در چيدمان سخن وحى چگونه بوده؟ در سامانه وجودى انسان با كدام يك از حواس شناخته شده در ارتباطند؟ چه ارتباط معنادارى ميان آنها وجود دارد؟ هر كدام چه نقشى را در روح و روان انسان ايفا مى‏نمايند؟ هر كدام چه نقشى را در روح و روان انسانى ايفا مى‏نمايند؟ تدبر با واژه‏هاى مشابه خود چه وجوه اشتراك و افتراقى دارند؟ پرسش‏هايى هستند كه تا كنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است.
مقاله حاضر، اين پرسش‏ها را با استناد به دلايل قرآنى و گاه روايى، پاسخ گفته و در حد خود، نقاب از عروس معناى تدبر باز مى‏گشايد


كليد واژه‏ها: تدبر، تفكر، تعقل، تفقّه، تذكر.