امّا در پرسش دوّمت نوشته بودى: «كسى كه خواهان نماز خواندن باشد ولى با دلايلى خود را قانع كند كه نمى‌تواند نماز بخواند، چه بايد بكند؟» اين پرسشت كمى ابهام دارد. كاش مى‌نوشتى كه چگونه و با چه دلايلى مى‌توان خود را براى نماز نخواندن قانع كرد؟ آيا مى‌شود مثلا كسى خودش را قانع كند كه نَفَس نكشد، يا براى خودش دليل بياورد كه ديگر آب ننوشد و غذا نخورد؟! نماز، نياز روح ما و فرمان خداست. همان طور كه جسم ما براى ادامه رشد و ترقّى و كسب قوّت و قدرت به اكسيژن و آب و غذا نياز دارد، روح ما هم براى رسيدن به كمال و آرامش، نيازمند ارتباط با خداست و نماز، بهترين راه ارتباط با اوست.اگر كسى واقعاً فكر مى‌كند كه نيازى به خواندن نماز ندارد، بداند كه گرفتار يك وسوسه شيطانى شده و دچار اشتباه بزرگى گشته است. در احاديث اهل‌بيت(عليهم السلام)، نماز را نور خوانده‌اند. كسى كه خودش را از نور محروم مى‌كند، با خطرات بسيارى در زندگى رو به رو خواهد شد.