شهوترانی منشأ بیماری‌های روحی !

شهوترانی منشأ بیماری‌های روحی !




تفسیر قرآن برای نوجوانان


شهوات از جمله سم های کشنده هستند. بعضی سم ها بی هوش می کند. بعضی بی حال می کند، با بعضی سم ها می توان مبارزه کرد. شهوت پرست، هم فکرش و هم جانش مریض است.


بیماری شهوترانی و شهوت پرستی خیلی خطرناک و به تعبیر احادیث بیماری کشنده ای است.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: �الشَّهَوَاتُ سُمُومٌ قَاتِلاتٌ�[غررالحکم، ح 6939 ]؛ شهوات سم های کشنده است. بعضی سم ها بی هوش می‌کند. بعضی بی حال می کند، با بعضی سم ها می توان مبارزه کرد. شهوت پرست، هم فکرش و هم جانش مریض است.
امیرالمۆمنین علیه السلام فرمود: �قَرِینُ الشَّهْوَةِ مَرِیضُ النَّفْسِ مَعْلُولُ الْعَقْلِ�[غررالحکم، ح 6985 ]؛ شهوت پرست هم معلول فکری و هم بیمار نفسی است.
این بیماری به قدری خطرناک است که منشأ بسیاری از حوادث، جنگ ها و آدم کشی ها در طول تاریخ شده است.
برای مثال می توان از برصیصای عابد نام برد که با وجود اینکه سال ها سر بر عبادت خدا و بندگی سپرده بود اما در آخر طعمه این سم کشنده قرار گرفت و سرش بالای دار رفت .
ادامه نوشته

خودت را داشته باش!

 امام علی (ع) : در کارهای خود با افراد خداترس مشورت کن، تا راه درست را بیابی

خودت را داشته باش!
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ (مائده: 105)
ای آنها که ایمان آوردید مراقب خود باشید!

چرا اینقدر به برادر و خواهر کوچکت گیر می دی؟! اینکار بکن و اینکار نکن! چرا اینکارو کردی چرا اینکار نکردی؟! بابا دست بردار! مگر خودت از این که پدر و مادرت با تو اینطور برخورد کنند ناراحت نیستی؟! خب چرا هستی. از این ناراحتی که چرا اینقدر بهت گیر می دن!
یک ضرب المثل هست که می که نخل را تو چشم خودش نمی بینه ولی خار را تو چشم دیگری می بینه!
یکی از موانع اصلی رشد ما این است که بیش از این که به فکر خودمان باشیم به فکر دیگران هستیمک
دلمان یا اسیر محبت دیگران است و یا نفرتها دیگران,
دلمان یا درگیر حسادت نسبت به دیگران است و یا مشتاق رقابت با آنهاست.
خیلی وقتها شب را با این ناراحتی می خوابیم که چرا فلانی فلان حرف را زد؟! و یا با ما چرا فلان برخورد را کرد؟!
باید بیشتر به فکر خودمان باشیم! ما در این دنیا وظیفه مهمی بر عهده امان گذاشته شده است.
وظیفه ما این است که عیوب خودمان را بشناسیم و آنها را از بین ببریم. نوقت آنو
وظیفه ما این است که با میلهایی که مخالف مصلحتمان است مبارزه کنیم.
وظیفه ما این است که پی به همه صفات خداوند ببریم و با همه وجودمان به این صفات ایمان پیدا کنیم.
دوست نوجوان من! کارهای زیادی باید انجام بدهی و تلاشهای فراوانی باید داشته باشی. خیال نکن فرصت زیاد داری! هرکسی باید همین الان را از عمر خود بداند و فردا را نباید از عمر خود بداند. مرک که خبر نمی کند. خبر می کند؟
تازه فردا هم اگر از عمر ما باشد هیچ کس یک شبه نمی تواند تصمیم بگیرد تا زندگی اش را عوض کند! ما همه ادامه دیروز خود هستیم.
اشتباهات خودمان را بزرگ و اشتباهات دیگران را کوچک ببینیم. در نتیجه دیگران را بخشیده و کمتر خود را ببخشیم.
متأسفانه ما بوی بد دهان خود را کمتر از بوی بد دهان دیگران حس می کنیم!
خودخواهی صفت خوبی است به شرط این که مصحلت خودمان را بخواهیم نه لذتهای لحظه ای را. اگر تنها به فکر لذتهای آنی بودیم دیگر نمی شود گفت خودمان را خواسته ایم. کسی که خودش را می خواهد و دوست دارد به فکر آینده خود است.
دوست نوجوان من! ای کاش من هم مثل تو در این سن و سال بودم و برای آینده ام قدمهای بزرگی را برمی داشتم! ولی تو لازم نیست آرزوی من را داشته باشی زیرا تو همین الان در در سن و سالی هستی که می توانی خیلی کارها انجام دهی به شرط آن که فکر نکنی هنوز وقت داری بلکه باید تنها به این بیاندیشی که همین الان وقت داری.

دین ندارد کسی که حیا ندارد!

دین ندارد کسی که حیا ندارد!

تفسیر قرآن برای نوجوانان
کسانی که حیا ندارند، عقل و دین هم ندارند. «لا دین لمن لا حیاء له»؛ کسی که حیا ندارد شرم ندارد.


گویا روایت لا دین لمن لا حیاء له را جدی نگرفته ایم ... چه شده این حرف ها دیگر خواهانی ندارد که هیچ ، بابی شده است برای مسخره کردن دیگران ...
اخیراً درباره کسی که فحاشی می ‌کند می ‌گویند ادبیاتش خوب نیست.
فحاشی می ‌کند ولی جامعه با این ضد هنجار برخورد مسالمت ‌آمیز دارد یا بهتر بگوییم آن را توجیه می‌کند که چیز مهمی نیست، فقط ادبیاتش خوب نیست. یا وقتی به کسی تذکر می ‌دهی که غیبت نکن، خیلی راحت از کنار آن با این توجیه که مشغول درد و دل کردن هستم، می ‌گذرد.
غیبت ‌ها، بد حجابی ‌ها، بی‌ غیرتی‌ ها و بسیاری از نا بهنجاری‌ ها این ‌قدر در جامعه دیده شده است و چشم به آن عادت کرده و توجیه شده است که دیگر حتی تیتر ناهنجار بودن آن را نیز پاک کرده ‌ایم و آن را بد عادتی یا حتی تأسف ‌بارتر به یک نوع مد تبدیل کرده‌ایم.
حال آنکه واضح و مبرهن است در همه‌ ی این موارد آنچه که وجود ندارد شرم و حیا از انجام این معاصی است. این ‌گونه رفتارها نه تنها از نظر شرع مورد قبول نیست، حتی عقل نیز آن را به عنوان یک رفتار نابهنجار رد می ‌کند.
پس چگونه ممکن است چیزی که عقل آن را مردود می ‌داند آن ‌قدر رواج پیدا کند که به یک مد تبدیل شود؟
شاید در دید اول که این حدیث گهربار امام حسین (علیه السلام) را می شنویم که می فرماید: «لا حیاء لمن لا دین له [میزان الحکمة، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹] کسی که حیا ندارد ایمان ندارد؛ ذهن معطوف می شود به حیای بین آقایان و خانم ها (حیای چشم و حیای زبان ) در حین ‏معاشرت های متعارف مثلاً در اداره، در صف نانوایی، در هنگام خرید از مغازه و ... بله اصل حیا در اینجا، ظهور و بروز دارد ولی با تامل بیشتر انسان به این نکته می رسد که حیا سطوح مختلفی دارد ... به عبارت بهتر، حیا سبک زندگی است، حیا حریم نگه داشتن است، حیا از نحوه ی تعامل انسان با خودش شروع می شود تا تعامل با دوست و خانواده و جامعه، هیچ انسان عاقلی به خودش حرفهای ناروا نسبت نمی دهد (از خودش، از شخصیتش، از مرامش حیا می کند) همینطور ازدوستان، از جامعه، حریم پدر و مادر را حفظ می کند و ....
متأسفانه این روزها عدم حیا را در سطح جامعه کم و بیش شاهدیم. کسانی که چشم و زبانشان بی قید و بند است ، حیا ندارند؛ نه احترام پدر و مادر برایشان اهمیت دارد نه بزرگ و کوچکی سرشان می شود،
غیبت و تهمت و حرف های هنجارشکنانه که برایمان از آب خوردن هم آسانتر شده است.

امیر المومنین (علیه السلام) می فرمایند: «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می ‌رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف ‌تر است
ادامه نوشته

پرسش بیجا

امام علی علیه السلام: عَاقِبَةُ الْكَذِبِ النَّدَمُ؛ عاقبت دروغ، پشیمانی است. میزان الحکمة، ج۱۰، ص۷۱

پرسش بیجا
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ (مائده: 101)
ای آنانی که آیمان آوردید از چیزهایی که اگر برای شما آشکار شود ناراحت می شوید نپرسید!

یکی از صفتهای خیلی خوبی که خداوند در ما گذاشته است حس کنجکاوی است.
کنجکاوی اگر نبود من و تو هیچ چیز یاد نمی گرفتیم. حتی زبان مادریمان را هم با حس کنجکاوی یاد گرفتیم. می بینی بچه ها جقدر سؤال می کنند. آنقدر سؤال ی کنند که حوصله پدر و مادرشان را سر می برند. البته پدر و مادر باید حوصله ی بیشتری به خرج دهند. هرچه آنها بیشتر صبور باشند فرزندشان بهتر رشد می کند و عقلش کاملتر می شود.
اگر همه انسانها بتوانند مانند زمان کودکیشان کنجکاو باشند و مدام سؤال کنند و به همان سرعتی که در ابتداء زندگی رشد کرده اند به رشدشان ادامه دهند آنوقت همه جزء نوابغ می شدند.
نابغه فرقشن با آدمهای دیگر همین خسته نشدن از سؤال کردن است. اگر کسانی باشند به سؤالشان پاسخ دهند که هیچ و الا آنقدر تحقیق می کنند تا بالاخره به پاسخشان برسند.
بسیاری از انسانها برای سؤالاتی که به ذهنشان می رسد ارزشی قائل نیستند. و لذا مهمترین فرصت را برای یادگیری از دست می دهند. وقتی سؤالی به ذهن خطور می کند مانند حس گرسنگی است که به فرد می گوید باید به دنبال غذا خوردن باشی زیرا بدنت به این غذا نیاز دارد.
بهترین موقع خوردن غذا موقع گرسنگی است. بهترین موقع یادگیری هم ایجاد سؤال در ذهن است.
ولی بعضی وقتها کنجکاوی تبدیل به فضولی می شود. فضولی خیلی کار بدی است. سرک کشیدن به زندگی خصوصی دیگران و در پی عیوب دیگران بودن موجب این می شود تا انسانها احساس امنیت نکنند.
فهمیدن نیازمند قدرت تحمل کردن است. بعضی از خبرها را مردم نمی توانند تحمل کنند. مثلا اگر مردم بدانند چند وقت دیگر فلان جنس گران می شود. آنها نمی توانند جلوی حرصشان را بگیرند همه هجوم می آورند و آن جنس را قبل از گران شدنش می خرند.
یا مثلا اگر کسی از زمان مرگش با خبر شود دیگر نمی تواند همین مدت باقی مانده را زندگی کند.
بعضی از آگاهی ها نیازمند زمان خاصی است. مثلا آگاهی درباره مسائل جنسی باید هم زمان با بلوغ باشد آنهم به میزانی که نیاز هست و الا موجب انحراف فرد می شود.
بعضی از کنجکاویها موجب می شود تا فرد از کار اصلی که دارد باز ماند. مثلا مشغول درس خواندن است, سؤالی در یک مسئله خارج از درس برایش پیش می آید. اگر بخواهد همانجا به دنبال پاسخ آن برود از درسش می ماند. باید سؤالش را بنویسد و در وقت مناسب به دنبال پاسخش برود.
بعضی از سؤالها درباره خداوند نیز کنجکاوی بیخود است مثلا این که خداوند چه موجودی است؟

خداوند چه انسان‌ هایی را شفاعت می ‌کند؟

امام على عليه السلام السَّيِّئُ الخُلقِ كثيرُ الطَّيْشِ، مُنَغَّصُ العَيْشِ انسان بد اخلاق بسيار خطا می‌كند و زندگي‌اش تلخ می‌شود غرر الحكم : 1604

خداوند چه انسان‌ هایی را شفاعت می ‌کند؟





شفاعت نظیر توبه یکی از ابعاد رحمت الهی است که به روی بندگان باز می‌ شود منتها این تصور که شفاعت و توسل به خدا، شرک محسوب می ‌شود یک فکر انحرافی از سوی وهابی ‌ها است.


حدود ۳۰ آیه در قرآن کریم از شفاعت نام برده و شفاعت ‌کنندگانِ انسان مشخص شده‌اند، افرادی که شفاعت می‌ شوند امتیازاتی دارند که خدا به اذن خود آنها را شفاعت می ‌کند.
چنانچه قرآن کریم در خصوص شرایط اعطای شفاعت می فرماید: «... وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ : پیغمبران و فرشتگان شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که دینش پسندیده باشد و ایشان از خوف و خشیت خداوند ترسناک هستند» (انبیاء/ 28)
کسانی مورد شفاعت قرار می ‌گیرند که در دنیا ارتباط روحی و معنوی خاصی بین آنان و شافعان برقرار باشد. مثل اینکه خدمت یا احسان و یا محبتی درباره او و یا بستگان و دوستان شفیع کرده باشند.(طیب، سیدعبدالحسین، کلم الطیب، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ اسلامی حاج محمدحسین کوشانپور، ص 814)
در حقیقت یکی از حکمت هایی که سبب شده خداوند اولیای الهی را در روز قیامت، واسطه و شفیع در فیض مغفرت و بخشش خود، به این افراد قرار دهد همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در دنیا میان آنان برقرار است. ( روحانی، سیدمحمد، پیشین، ص 29)
بنابراین شفاعت نظیر توبه یکی از ابعاد رحمت الهی است که به روی بندگان باز می‌شود، البته این تصور که کسی فکر کند به این دلیل که شفاعت وجود دارد می تواند گناه کرده و بعد خداوند از او شفاعت می‌کند، فکر انحرافی است!

کسانی مورد شفاعت قرار می ‌گیرند که در دنیا ارتباط روحی و معنوی خاصی بین آنان و شافعان برقرار باشد. مثل اینکه خدمت یا احسان و یا محبتی درباره او و یا بستگان و دوستان شفیع کرده باشند
ادامه نوشته

پاکی و پلشتی!

پاکی و پلشتی!
قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبيثِ (مائده: 100)
بگو: آی مساوی است ناپاکی با پاکی؟ (یقینا مساوی نیست) و هر چند زیاد بودن ناپاکی تو را بشگفتی آورد!

تعداد خار در یک شاخه ده ها برابر بیش تر از گلهای آن شاخه است. ولی همیشه گل موجب زیبا است و خار همیشه آزار دهنده است.
تعداد سنگریزه ها میلیونها بار بیشتر از الماس و زمرد و دیگر سنگهای قیمتی است. ولی تعداد زیاد آنها سبب نمی شود تا ارزشی پیدا کنند. ارزش همیشه مال سنگهایی است که کمتر یافت می شوند.
آبهای شور دریاها خیلی بیشتر از چشمه هایی با آبهای زلال و شیرین است. و همه مردن در پی همین چشمه های زندگی هستند.
آدمهای خوب همیشه کمتر از آدمهای بد است. و باز خوبترها کمتر از آدمهای معمولی هستند. هر چه آدمها خوب تر می شوند تعدادشان کمتر می شود.
با ارزشترین قسمت بدن مغز و قلب است. مغز و قلب چند درصد بدن تو را تشکیل می دهد؟ خیلی کم. همه بدنت اگر آسیب ببیند باز تو زنده می مانی ولی اگر مغز و قلبت آسیب ببیند معلوم نیست چه بلایی سرت می آید!
زندگی پاک در دنیا مثل حرکت در مسیر شیب دار است. در مسیر شیب دار باید مدام مواظب بود که سقوط نکرد. مدام باید پا روز پدال ترمز گذاشت. زندگی در دنیا مثل زندگی در دریا است که خطر غرق شدن همیشه در کمین است.
از صبح که از خواب برمی خیزیم و تا شب که دوباره به خواب می رویم در تیررس انواع خطاها و زشتیها هستیم. و کسی که یک روز را بدون زشتی و خباثت به پایان می رساند واقعا که خیلی زحمت کشیده است و ریاضت برده است.
تو دوست نوجوان بخاطر پایین تر بودن سنت نسبت به بزرگترهایی مثل کمتر متوجه انواع زشتیهای اطراف انسانها می شوی. ولی با این حال هم می توانی با کمی فکر پی به تعداد زیادی از این زشتیها ببری.
زیادی زشتیها سبب نمی شود قبح آنها کم بشود و انسانهای پاکدامن و مذهبی مثل بقیه افراد در اجتماع باشند. متأسفانه شاهد یک تقسیم بندی غلط در جامعه هستیم. می گویند فلانی مذهبی است و فلانی خیلی مذهبی نیست. به آن فلانی هم که خیلی مذهبی نیست برنمی خورد که این چنین حرفی را در باره او بزنند.
انگار که مذهبی بودن و مذهبی نبودن فارس و لر و ترک و بلوچ بودن است! و یا سفید و سیاه بودن است! و یا آسیایی و آفریقایی بودن است! بله این تقسیمات هیچ باعث شرم نمی شود ولی مذهبی بودن یعنی پاک بودن و غیر مذهبی بودن یعنی ناپاک بودن و اینها با هم خیلی فرق می کند.
پاک و ناپاک هیچ وقت مساوی هم نمی شود. هرچند ناپاکی خیلی بیشتر از پاکی باشد.
خدایا دستمان را بگیر تا غرق نشویم. خدایا شامه امان نسبت به بوی متعفن زشتیها کیپ شده است. کاری کن که زشتیِ زشتی را بخوبی احساس کنیم و از آن بیزار شویم.

صهیونیست ها

امام حسین (علیه السلام) فرمودند:  اَلنّاسُ عَبیدُ الدّنیا، وَ الدّینُ لَعِقٌ عَلی ألسِنَتِهِم یَحوطونَهُ بِهِ ما دَرَّت مَعایِشُهُم، فَاِذا مُحِصّوا بِالبَلاءِ قَلَّ الدّیانونَ؛ مردم بنده ی دنیایند و دین، چیزی است که بر زبانشان می چرخد و تا وقتی زندگی هاشان به خوبی می گذرد، دم از دین می زنند. پس هر گاه با بلا آزموده شوند، دینداران اندک می شوند. تحف العقول، ص 245

صهیونیست ها
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ (مائده: 82)
یهودیان را دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنین خواهی یافت!

پیامبران بزرگ دارای برنامه های متفاوتی نسبت به یکدیگر هستند هرچند از نظر مسائل اعتقادی تفاوتی با هم ندارند.
بالاخره شرایط زندگی انسانها همانطور که تفاوت می کند و قدرت درکشان نیز تغییر می کند برنامه های عملی الهی آنها نیز باید تفاوت کند.
پیروان هر پیامبری باید با آمدن پیامبر جدید از او پیروی کنند, ممکن است پیامبر جدید برنامه جدیدی نداشته باشد ولی بالاخره باید از او اطاعت نمود و خود را پیرو پیامبر جدید دانست.
متأسفانه پیامبران جدید که می آمدند بسیاری از پیروان پیامبر قبلی تسلیم پیامبر جدید نمی شدند و او را اصلا پیامبر نمی دانستند.
مثلا با آمدن حضرت عیسی باید پیروان حضرت موسی به دین ایشان درمی آمدند ولی بعضی از آنها این کار را نکردند و به ایشان گفتند: «تو اصلا پیامبر نیستی!»
وقتی پیامبر اسلام آمد باز بعضی از پیروان پیامبران قبل به دین اسلام نگرویدند و به ایشان گفتند: «تو اصلا پیامبر نیستی! تو دروغ می گویی که پیامبری! مطالب قرآن را هم دیگران به تو آموختند, بیخود می گویی اینها از طرف خداست!»
خداوند در پاسخ آنها می فرمود: اگر دیگران این مطالب را به او آموختند خب پس باید شماهم بتوانید مثل آن را بیاورید! لااقل یک سوره مثل قرآن بیاورید, یک سوره نه, یک آیه مثل قرآن بیاورید.
آنها نه توانستند مثل قرآن بیاورند و نه مسلمان شدند. و حتی با دشمنان دشمنی ورزیدند. دشمنی که تا این زمان هم ادامه دارد.
در این میان یهودیان دشمنی بیشتری نسبت به مسلمانان داشتند.
چرا یهودیان دشمنی بیشتری از دیگر کافران نسبت به مسلمانان داشتند؟
پاسخ به این سؤال خیلی مفصل است. اگر نویسنده توفیق پیدا کنده به زبان نوجوانان کتابی درباره یهودیان ان شاء الله خواهد نوشت.
ولی به طور خلاصه خدمت تو دوست نوجوان بگویم: یهودیان انسانهای پستی بودند, قدرت لطف و احسان دیگران را نمی دانستند و بر همین اساس پیامبران و انسانهای صالح زیادی را کشتند و با ایجاد تفرقه بین دیگران قدرت سیاسی کشورهای را تضعیف می کردند و با ربا خواری و پرداختن به دیگر راههای نامشروع جمع آوری ثروت دیگران را تحت سلطه خود نگه می داشتند چنان که الان هم همین طور است. و این چنین مردم دنیا را از خود متنفر ساختند.
اسلام با یهودیان به شدت مخالف بود و با آنها مبارزه نمود. و الان هم مبارزه می کند.
یهودیان تمام قدرتشان را از قدیم تا الان و همچنین در آینده برای مبارزه با مسلمانان گذاشته اند.
البته همه یهودیان این گونه نیستند بالاخره بعضی از آنها انصاف دارند و به دیگر انسانها احترام می گذارند. همچنین به مسلمانان. مثل یهودیان کشور خودمان. ولی متأسفانه عده ای به نام دینهای آسمانی به دنبال منافع زمینی خود هستند.
خدایا همه ستمگران را نابود ساز!

آیه صلوات و درود

آیه صلوات و درود

تفسیر قرآن برای نوجوانان
در آیه 56 سوره احزاب مى‏خوانیم: "ان الله و ملائكته یصلون على النبى یا ایهاالذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما"؛ «خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏فرستند، اى كسانى كه ایمان آورده‏اید بر او درود بفرستید و سلام بگوئید و در برابر فرمانش تسلیم باشید.»
در این آیه مقام پیامبر اسلام به عالی‌ترین وجه ترسیم شده است، چرا كه هم خداوند متعال و هم تمام فرشتگان مقرب او بر پیامبر درود مى‏فرستند و هم دستور داده شده است همه مؤمنان بدون استثنا بر او رحمت و درود و سلام بفرستند.
در روایات بسیارى مى‏خوانیم كه وقتى اصحاب و یاران از حضرتش سوال كردند: چگونه درود و صلوات و سلام بر شما بفرستیم، پیغمبر اكرم «آل» را در كنار خود قرار داد و تمام رحمت و درودى كه از خداوند براى او تقاضا مى‏شد، براى «آلش» نیز تقاضا مى‏شد، این قرینه است بر این كه صلوات و درود خداوند و ملائكه نیز تعمیم دارد، هم شامل پیامبر و هم شامل «آل» او مى‏شود، و این یك مساله ساده نیست، بلكه نشان مى‏دهد كه آنها مقاماتى دارند تالى پیغمبر و مأموریتى دارند در جهاتى شبیه مأموریت او، وگرنه این همه مقام تنها به خاطر خویشاوندى، غیر ممكن است .

ادامه نوشته

تفرقه بیانداز و حکومت کن!!

تفرقه بیانداز و حکومت کن!!
إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ (مائده: 91)
شیطان می خواهد بین شما دشمنی ایجاد کند!

هیچ چیز بهتر از دوستی نیست و هیچ چیز بدتر از دشمنی نیست.
متأسفانه در دنیایی که زندگی می کنیم بیش از همه چیز دشمنی است و کمتر از هر چیزی دوستی است. چرا؟
چون شیطان نمی خواهد ما باهم دوست و مهربان باشیم. خیلی از وقتها از هم ناراحتیم. از پدرمان, از مادرمان, از خواهر و برادرمان, از همسایه امان, از همکلاسی و دوست و راننده اتوبوس و نانوا و ... از معلممان.
مگر این ناراحتی ها تمامی دارد؟! کافی است یک نفر یک ایراد کوچولو به ما بگیرد سریع پاسخش را می دهیم! ممکن است سرش داد هم بکشیم! شاید با او گلاویز هم بشویم!
کافی است کسی ظلم کوچکی به ما بکند و کمی از حق ما را بخورد, پدرش را در می آوریم, نه تنها او را نمی بخشیم که چند برابر ستمی که به ما کرده به او ظلم می کنیم و چند برابر حقی که از ما خورده از حقش می خوریم.
بابا چه خبره؟! کوتاه بیا! کمی ببخش! اینقدر متکبر نباش!
هروقت ناراحت شدی شیطان را لعنت کن! تقصیر اوست! دوستت, همسایه ات تقصیری ندارد. شیطان رفه است درون او زبان او دارد به تو حرف زشت می زند. حساب طرف مقابلت را از شیطان جدا کن! همه نفرتت را برای شیطان داشته باش! و برای طرف مقابلت فقط دلسوزی کن!
یک کرم می رود داخل یک سیب و او را فاسد می کند, تقصیر مال کرم است! درست است سیب هم نباید بگذار کرم داخلش شود ولی بالاخره آدم باید اصل ناراحتی اش را از آن کرمی داشته باشد که سیب به این قشنگی و خوشمزه ای را از بین برده است.
آدمها در دورنشان هم خدا را دارند و هم شیطان را. وقتی کار خوبی می کنند یعنی گوش به حرف خداوند داده اند و خداوند هم از آنها تشکر می کند و وقتی کار بدی می کنند گوش به حرف شیطان داده اند حال اگر از کارشان پشیمان شوند و تصمیم به تکرار نکردن آن کار بگیرند خداوند آنها می بخشد.
با این توضیح, اگر کسی بدی در حق تو انجام داد بدان که این فرد تحت تأثیر شیطان این کار را کرده است. شیطان با این کار می خواسه است بیت تو و دوستت, بین تو و اعضاء خانواده ات دشمنی ایجاد کند. حال اگر تو با طرف مقابلت دشمنی بورزی و همه خشمت را روی آن فرد فروبریزی در واقع شطان را به هدفش رسانده ای!
دشمن ما شیطان است و بس! کسانی را که در حق ما کار بدی می کنند اولا باید موعظه کرد, برایشان استدلال آورد که کارشان غلط است و به آنها فرصت داد تا شیطان را از خود بیرون کنند و اگر این کار را کردند و از ما پوزش خواستند و یا به نوعی نشان دادند که از کاری که کرده اند پشیمان هستند باید عذرشان را پذیرفت و آنها را بخشید و از آنها کینه به دل نداشت.
شبانگاه به دلی بی کینه بخواب شاید دیگر بیدار نشوی!

چرا قرآن به زبان های مختلف نازل نشد؟

چرا قرآن به زبان های مختلف نازل نشد؟

تفسیر قرآن برای نوجوانان

تعبیر عربی بودن كه در قرآن كریم در حدود 10 مورد آورده شده، اشاره به زبان عربی امروزی نیست بلكه مراد واضح و روشن بودن آن تعالیم الهی و خالی بودن آنها از پیچیدگی و ابهام می باشد.



در این نوشتار بنا داریم با ویژگی های منطقه جزیره العرب كه عربستان جزئی از آن منطقه بزرگ محسوب می شده، آشنا شویم سپس ویژگی ها و خصوصیات زبان عربی را مورد بررسی قرار دهیم. از این رو توجه به مطالب ذیل لازم است:
1 ـ اهمیت و سوق الجیشى بودن سرزمین حجاز و مناسب بودن این منطقه براى نشر اسلام نسبت به دیگر مناطق جهان و حكمت هاى دیگرى باعث شد این سرزمین خاستگاه بعثت پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) باشد. سخنورى و به رخ كشیدن سخنان ادبى و اشعار زیبا، سرزمین مكه و اطراف آن را به میدان هماوردى ساكنانش ـ در این زمینه ـ تبدیل كرده بود، و از سویى حكمت الهى اقتضا داشت كه معجزه ى پیامبر صلی الله و علیه وآله متناسب فن و علم رایج در آن زمان و مكان باشد; همان گونه كه در معجزه هاى پیامبران دیگر، این مصلحت رعایت شده است.
در چنین شرایطى بهترین معجزه، آوردن كتابى است كه با سخنان شیوا و دلنشین، برترى خود را بر قوى ترین و زیباترین سخنان آن دوران آشكار كند.

ادامه نوشته

ستمگران تنها

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ آنکس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما بهتر عمل می کنید. سوره ملک آیه 2

ستمگران تنها
ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ (مائده: 72)
برای ستمگران یاری وجود ندارد!

یکی, دوتا, سه تا زورگو تو هر کلاسی هستند. نه تنها در مدرسه ای که تو درس می خوانی بلکه در همه مدارس کشور و مدارس همه کشورها می توان از این زوگوها پیدا کرد. زورگوهایی که مدام مزاحم دیگر دانش آموزان هستند خصوصا بیشتر برای درس خوانها مزاحمت درست می کنند.
عده ای از بچه های ترسو و یا طماع هم همیشه دور این زورگوها می چرخند.
این قانون اختصاص به مدرسه ندارد. در سطح مسؤولین کشورها نیز هست. در دنیا, آمریکا و اسرائیل زورگو هستند و خیلی از کشورها هم نوچه های آنها هستند. بخاطر این که یا می ترسند و یا به جیب و کمکهای مالی آنها طمع دارند. احساس می کنند اگر بخواهند قدرتشان محفوظ بماند چاره ای ندارند جز آن که گوش به فرمان ابرقدرتها باشند. البته ابرقدرت هم عنوانی است که خودشان به خودشان داده اند والا ببر پوشالی هستند که تنها شکلی از ببر و قدرت دارند.
هر ظالمی بدون نوچه هایش هیچ احساس قدرت نمی کند. از طرفی نوچه ها هم با پشتیبانی ظالمها احساس قدرت می کنند!
نگاه کنید! ببینید! چه دنیایی است؟!. دو قدرت پوچ چگونه به یکدیگر وابسته هستند!
آدمهای ستمگر و زورگو هیچ دوستی ندارند. وقتی محتاج به کمک دیگران باشند, دیگرانی وجود ندارند تا آنها را یاری کنند.
همه اطرافیان زورگوها, به خون آنها تشنه اند می خواهند سر به تنشان نباشد. بیشترین خیانت را همین نزدیکان به آنها می کنند.
وقتی کسی با ستم به دیگران قدرتی پیدا می کند منتظر باشد تا کسی دیگر با همین ستمگری براو چیره شود. آدمها از همان مسیری که بالا می آیند پایین می روند!
خصوصا روز قیامت آدمها ظالم خیلی احساس تنهایی می کنند, هیچ کس نیز به آنها کمک کند. نه پیامبران, نه امامان, نه شهیدان, نه دیگر انسانهای خوب.
البته همه آنچه گفتیم برای آنهایی است که همچنان به ستمها و زورگوییهای خود ادامه دهند و الا اگر دست از کارهای زشتشان بردارند و بجای روحیه ستیزه جویی مهربان باشند خداوند آنها را بخشیده و آنوقت دوستانی خوب اطرافسان را می گیرند و در وقت نیاز, یاریشان می کنند.
خداوند به اندازه ذره ای به هیچ کس ستم نمی کند تو هم این چنین باش!
برایم دعا کن که من هم اینچنین باشم!.
دوست دارم آزارم به مورچه ای هم نرسد. امام علی می گوید: من پوست جویی را از دهان موریانه به ازاری گنجهای دنیا نمی گیرم.
اگر اعلان کنند هر کس مورچه مرده ای را بیاورد به او ده ریال خواهیم داد! به نظرم نسل مورچه را مردم از بین ببرند. مرگ مورچه به ازای ده ریال!! پوست جویی به ازای همه دنیا!!

خداوند به خندوانه پاسخ می ‌دهد!

خداوند به خندوانه پاسخ می ‌دهد!

تفسیر قرآن برای نوجوانان
یکی از سوالات ثابت برنامه خنداونه، از پربیننده ‌ترین برنامه‌ های تلویزیونی این روزها، در مورد آرامش است؛ اینکه چه چیزی موجب آرامش مهمان برنامه می ‌شود.


پاسخ ‌های متفاوت مهمانان برنامه نیز قابل توجه است. هرکس به ریسمانی چنگ می‌ زند و آرامش را در آن می ‌جوید؛ برخی در خلوت و انزوا، برخی در موسیقی، برخی در خوابیدن، برخی در رانندگی، برخی نوشتن را سببی برای آرامش خود می داند و راه‌های دیگری که برای خود تجربه کرده‌اند.
اما اگر این سوال، از خالق انسان پرسیده شود که آرامش انسان را در کجا باید جست، چه خواهد گفت؟ شاید پاسخ‌ های خدا، کمی متفاوت باشد.
در ابتدا این نکته را خاطر نشان می کنیم که سوء تفاهمی پیش نیاید که اسلام دین نشاط و شادابی است و همه انسانها را به بهره مندی از لذایذ حلال دنیایی توصیه می کند.
اسلام با شادی انسانها هیچ مشکلی ندارد اما برای حفظ سلامت و کرامت انسانها و جامعه قیودی را برای آن در نظر گرفته است که هرگز به معنای مخالفت با شادی نیست.
درباره‌ ی اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس كه یكی از فصول كتاب‌ های روایی به باب «ادخال‌السرور»[ اصول كافی، ج 1، ص 204] اختصاص داده شده است و از كسانی كه موجبات دل‌ خوشی و شادكامی بندگان خدا را فراهم می ‌آورند، ستایش شده است.
از جمله حدیث زیبایی كه از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل است كه فرمود: «ان فی‌الجنه‌ داراً بقال له‌ دارالفرح، لایدخلها الا من فرح‌الصبیان» در بهشت جایی است كه به آن خانه‌ ی شادی گفته می‌شود، هیچ‌ كس به آن خانه وارد نمی ‌شود مگر آن‌ كه موجب شادی كودكان شده باشد.
در جایی دیگر باز از رسول اكرم (صلی الله و علیه وآله) نقل شده است كه: «ان فی ‌الجنه داراً یقال له دارالفرح، لایدخلها الا من فرح یتامی ‌المۆمنین»[ همان]
آن ‌چه از این احادیث برداشت می‌ شود این است كه بین شاد كردن مۆمن و پاداش بهشت رابطه‌ ی معنی ‌داری وجود دارد و خداوند برای كسانی كه موجبات فرح و شادی بندگانش را فراهم می ‌آورند امتیاز ویژه‌ای قائل است.

ادامه نوشته

مهربانترین امام

امام علی علیه السلام  تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا سبکبار شوید تا به مقصد برسید نهج البلاغه، خطبه 21

مهربانترین امام
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده: 55)
سرپرست شما خداوند و پیامبر اوست و نیز سرپرست شما آنانی هستند که ایمان آوردند، نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات (صدقه) می دهند.

فقیری وارد مسجد شد و از نمازگذاران خواست که کمکش کنند, کسی به او کمک نکرد هر چه التماس نمود فائده ای نداشت. مأیوس و ناامید داشت از مسجد خارج می شد که مردی در رکوع انگشترش را از دستش در آورد و آن را به طرف او انداخت. فقیر خم شد و انگشتری را که مقابلش روی زمین قرار داشت از زمین برداشت. انگشتر خیلی قیمتی بود. آن مرد این انگشتر را از جنگ خیبر به عنوان غنیمت جنگی صاحب شده بود.
فقیر امیدوار و خوشحال از این که هنوز هستند کسانی که این چنین بیاد نیازمندان هستند از مسجد خارج شد و به آسمان رفت!
او جبرئیل بود که از آسمان به شکل مردی فقیر بر زمین آمده بود تا مرد نمازگذار را که امام علی (علیه السلام) بود بیازماید و ببیند که حال که صاحب انگشتری این چنین گرانقیمت شده است باز هم روحیه بخشندگی دارد؟
امام علی (علیه السلام) می توانست بهانه بیاورد که مشغول نماز است و قبل از این که نمزش به آخر برسد فقیر مسجد را ترک کرده است!! ولی بخشندگی در ذات علی خانه کرده و تار و پودش با مهربانی عجین شده است.
کسی باید رهبر شما باشد که این چنین باشد. نه نمازش او را بی نیاز از انفاق بکند و نه انفاقش او را بی نیاز از نمازش گرداند و نه گاهی نماز بخوانند و گاهی انفاق کند و نه نمازش را بخواند و انفاقش را هم بکند و نه ...
رهبر شما در نماز انفاق می کند! در اوج رابطه با خداوند رابطه با خلق خداوند دارد. رابطه او با خدا جدا از رابطه اشا با مردم نیست. سیاستش جزء دینش نیست. در تفکر او سیاست عین دیانت است.
او جانشین خدا و رسول است. خدا ارحم الراحمین است و رسول رحمة للعالمین است. و خلیفه رسول هم باید کسی باشد که نگذارد هیچ فقیری از خانه خدا و از خدا و از نماز و از نمازگذارن ناامید شود!
اگر آنانی که اهل نماز و مسجد هستند این چنین به فکر دیگران باشند یقینا دیگران هم به آنها پیوسته و فرصتی به شیطان نمی دهند تا آنها را از خداوند برگردانند!
ما شیعیان قبول کرده ایم تا این شخصی و فرزندان معصوم این چنین فردی بر ما ولایت داشته باشند و ما از آنها پیروی کنیم.
دیگران هم می توانند از رهبری این چنین مردانی سود ببرند به شرط آن که بالاترین جای دل خود را به امام علی (علیه السلام) و فرزندان معصومش بدهند. و تنها از اینان اطاعت کنند.
شکری فروانی همه برگها, بارانها, ستارگان و قطران آب دریا به آستان ربوبی که ما را مسلمان به اسلامی ناب نمود و شیعه امام قرار داد.
دوست غیر شیعه ام دستت را به گرمی می فشارم! دوستیت را فرصتی می دانم که ارزشش را فقط خدا می داند.

وقتی علامه از یک "واو" حرف می‌کشد!

وقتی علامه از یک "واو" حرف می‌کشد!

وقتی مفسر قرآن، فحلی باشد مثل علامه، چه عجب! اگر از یک "واو" قرآن، کلیدی بسازد برای حل یک معمای تاریخی ناگشوده

تفسیر قرآن برای نوجوانان

خداوند در قرآن گاهی به ذکر جزئیات عنایت ویژه مبذول می‌دارد تا آنجا که به‌عنوان مثال حتی ریزترین درخواست‌های قوم بنی‌اسرائیل را هم ذکر می‌کند: «... مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فومها وَ عدسها وَ بَصَلِها ...» (بقره/61) اما گاهی بر عکس، در خصوص مسائلی همچون تعداد رکعات نمازهای واجب و یا اسامی حضرات معصومین (ع)، به‌رغم کنجکاوی مردم، از کنار این جزئیات عبور کرده یا به‌صورت سربسته بیان کرده است. اما باید دانست از آنجا که خداوند حکیم علی‌الاطلاق است و حکیم کار بیهوده و عبث نمی‌کند لذا هر یک از افعال حضرت باری‌تعالی مبتنی بر حکمتی حکیمانه است که باید تلاش کرد تا مهر از سر این حکمت ناگشوده، برگرفته شود.
نمونه دیگر داستان اصحاب کهف است. خداوند در سوره مبارکه کهف، به هنگام روایت سرگذشت اصحاب کهف، تعداد دقیق نقش‌آفرینان این داستان را به‌صورت رمزآلود و مجمل بیان کرده است با اینکه بنا بر گفته مفسران، اساساً یکی از دلایل نزول این سوره مبارکه، پاسخ‌گویی به سوالات دانشمندان یهود هم‌عصر پیامبر بوده است که می‌خواستند از این رهگذر، صدق دعوای نبوت حضرتش را محک بزنند. و حتی قرآن کریم تصریح می‌کند که ما درصدد تبیین قول حق هستیم اما در ذکر تعداد اصحاب کهف، باز به شیوه‌ای مجمل و خاص سخن می‌گوید.
خداوند در قرآن برای دفع این پیامدهای منفی، به شیوه‌ای خاص سعی می‌کند هم خلاف بودن دیدگاه یهود را گوشزد نماید و هم از قول صحیح پرده گشاید. فهم این نکته و تبیین این ظرافت‌ها کار هر کسی نیست. اینجاست که فرق یک مفسر اهل تدقیق در تحقیق با یک مفسر مقلد که تنها به ظواهر قرآن عنایت دارد روشن می‌گردد.

ادامه نوشته

هوچیان

امام علی علیه السلام أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَار فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ اى مردم دنيا سراى گذرا و آخرت خانه جاويدان است. پس، از گذرگاه خويش براى سر منزل جاودانه توشه برگيريد خطبه 203 نهج البلاغه

هوچیان
وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ (مائده: 58)
و زمانی که برای نماز ندا داده شدید، آن را به مسخره و بازی می گیرند زیرا آنها گروهی هستند که عقل خود ار بکار نمی گریند!

«حَیَّ» یعنی بجنب! زود باش! عقب نیافت! عجله کن! شتاب کن که به موقع برسی! به چی برسی؟
«حی علی الصلوة» برسی به نماز. به نماز؟! خب بله به نماز! بابا همچی گفتی خیال کردیم چی هست! باشه می خونیم. فعلا حالش نیست! اصلا من الان کار دارم بیکار که نیستم. بیکار شدم می رم نماز می خونم.
برای غذا خوردن هم اینو میگی؟! هروقت وقت داشتی و حال داشتی غذا می خوری؟! بابات هم هر وقت حال داشت میره سر کار؟! مادرت چی؟ هروقت حال داشت برات غذا می پزه؟!
عزیز من! با نماز بازی نکن! اگر نماز را کوچک و بی اهمیت بدانی اول سواری دادنت به شیطانه! دیگه تو بد بودن حد نمی شناسی تا آخرش میری!
نه این که نمازخوانها کارهای زشت انجام نمی دهند, نه اونها هم گاهی فریب شیطان را می خورند ولی زود پشیمون میشوند. وقتی بدی رو بدی میاد و فرد از کارش پشیمان نمی شود, قلب انسان مثل لباسی می شود که مدام کثیف می شود و فرد بیخیال تمیز کردن آن خواهد شد.
کسانی به نماز اهمیت نمی دهند و هروقت بیکار شدند و حال داشتند ممکن است چند رکعتی بخوانند که نمی فهمند نماز چه خواصی دارد.
اینها فکر نمی کنند که خداوند که این همه تأکید روی نماز دارد بخاطر منافع خودش که نیست! او بی نیاز همه ستایشهاست. او چه نیاز دارد که ما برایش نماز بخوانیم یا نخوانیم.
او می خواهد ما با نماز خواندن و حفظ ارتباطمان با او به دام شیطان نیافتیم.
تازه این اول کار است, وقتی در مسیر کمال پیشروی کنیم آنوقت بیشترین لذتها را با نمازخواندنمان می بریم. لذتی که با هیچ لذت دیگری برابری نمی کند.
می دانی اگر کسی به جایی برسد که با خدا رفیق شود آنوقت دیگر هیچ وقت احساس تنهایی نمی کند و وقتی احساس تنهایی نکرد نه گناه می کند و نه دلش می گیرد و نه افسرده می شود و نه می ترسد و نه هیچ احساس بدی سراغش می آید.
به جایی می رسد که مثل پیامبر اسلام که می فرمود: من از نماز خواندن سیر نمی شوم!
خدا رفیق آنهایی است که با او رفیقند.
خدا همراه آنهایی است که با او همراهند.
خدا مونس کسانی است که با او مونسند.
خدا لبخند می زند به آنها که از او راضی اند.
خدا دوست دارد کسانی را که او را دوست دارند.
خدا حرف می زند با آنها که با او سخن می گویند.