چادری بودن و تسبیح در دست داشتن نشانه ی با حیا بودن نیست!
گاهی با دیدن بعضی از آدم ها خجالت می کشم و با خودم می گویم: چرا آنقدر بعضی از ما آدم ها بی حیا شده ایم؟ حتی بعضی از چادری‌ هایمان؛ حتی کسانی که اهل مسجد و ذکر و تسبیح و آب کشیدن جانماز هستند.
خانم چادری ... با دست باز ... دست بی آستین ... لباس باز ... مانتوی چسبان ... چسباندن چادر به بدن ... دست بی ‌آستینش را از لای چادر می ‌آورد، با آرایش آنچنانی و خودنمایی های آنچنانی تر و با هزار ناز و کرشمه، از مغازه خرید می کند ...
آقایی که ظاهر الصلاح است ... تسبیح و ریش و ذکر و نماز اول وقت و جماعت.... اما در مغازه ، اداره و بازار با خانم ها و خریدارها بگو و بخندی دارد بیا و ببین ...
خانمی با یک لباس زننده ... آرایش آنچنانی و پوششی که با برهنگی تفاوتی ندارد (شاید بدتر هم باشد) حیایی را برای خود باقی نگذاشته است.

تفسیر قرآن برای نوجوانان
آقایی که با پوشیدن لباس کوتاه ... شلوار پاره و کوتاه ...آرایش مو و صورت زن نما و زننده ...
صحبت بر سر این واقعیت در کلام معصوم علیه السلام است که حواسمان باشد نداشتن حیا یعنی نداشتن دین و حتی شخصیت ....
ای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مومنان بگو: «قُل لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِم» [نور/۳۰] بگو به مردان مومن که چشمهای خود را (از نامحرم) بپوشانند» و درآیه بعدش می فرماید: «وَ قُل لِّلْمُوْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحَفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخِمُرِهِنَّ عَلىَ‏ جُیُوبهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ [نور/۳۱] و زنان مومن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر مى‏شود (بر بیگانه) آشكار نسازند، و باید سینه و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشكار نسازند».
غض بصر یعنی حیا داشتن ... یعنی خیره نشدن ... می گوید خیره نشو، حیا کن ...
«من لم یستحیی من الناس لم یستحیی من الله»: کسی که از مردم حیا نکند از خدا هم حیا نمی ‌کند.
یک جا یک جوان ۲۰ ساله به یک پیرمرد ۷۰ ساله فحش می ‌دهد، جسارت می ‌کند، جای دیگر فرزندی که در مقابل پدر و مادر، چشم در چشم آنان فحاشی و گستاخی می کند ...
این ها همه بی حیایی است دیگر ... قدیم ها می‌ خواستند به هم فحش بدهند می‌ گفتند: ای بی ‌حیا، بی ‌حیا فحش بود. ای بی ‌درد، فحش ‌های رکیک نمی ‌دادند. لات و لوت‌ ها فحش ‌های رکیک و بد می دادند، ولی متدینین فحش‌ های رکیک نمی ‌دادند.

این گوهر فطری وقتی بهتر درک می‌شود که بدانیم افراط و تفریط منشا گناه هستند و تنها نیرویی که انسان را از همین افراط و تفریط‌ ها باز می ‌دارد همین شرم و حیاست


خداوند از افراد فحّاش بدش می ‌آید ... کمی به خودمان بیاییم ...
امیر المومنین (علیه السلام) می فرمایند: «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می ‌رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف ‌تر است.
دین نمی گوید عزلت نشین باش
این شرم و حیا که دین آن‌ قدر بر آن تاکید داشته و حتی آدم بی ‌حیا را بی‌ دین می ‌داند چیزی نیست که قرار باشد تو بروی گوشه‌ی خانقاهی بنشینی و ریاضت بکشی و آن را طلب کنی... نه، کاملا فطری است.
انسان به حکم انسان بودنش آن را دارد. وقتی آدم و حوا از بهشت هبوط می ‌کنند، تلاش آدم و حوا برای حفظ حیای خود، با استفاده از برگ درختان به وضوح دیده می شود. ... «فَدَلّهُما بِغرورٍ فلمّا ذاقا الشّجره بَدَت لَهُما سَوءاتُهُما...» و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرود آورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [عورتشان] بر آنها آشکار شد. (سوره اعراف ـ آیه ۲۲) (سوره طه ـ آیه ۱۲۱)
آری، حیا این‌ گونه ارزش فطری ا‌ست برای بشر که از سرآغاز تاریخ همراه انسان بوده است.
این گوهر فطری وقتی بهتر درک می‌شود که بدانیم افراط و تفریط منشا گناه هستند و تنها نیرویی که انسان را از همین افراط و تفریط‌ ها باز می ‌دارد همین شرم و حیاست.