سؤالاتي از قبيل اينكه چگونه جهان به وجود آمده است، به كجا مي رود و چه قوانيني نظم و توازن آن را حفظ كرده اند، هميشه موضوع صحبت بوده است. دانشمندان و متفكران درباره اين موضوع بي وقفه فكر كرده و فرضيه ‌هاي چندي را مطرح كردند.

   انديشه حاكم تا اوايل قرن بيستم در اين بود كه جهان ابعاد نامحدودي داشته و از ازل بوده و تا ابد باقي خواهد ماند . طبق اين ديدگاه كه ” طرح جهان ساكن“ ناميده شد، جهان نه شروع و نه پاياني داشته است.

   با عنوان كردن اولين نمونه فرضيه ماده گراها، اين نظريه وجود خدا را انكار مي كرد و اين در حالي بود كه از ديدگاه خود مبني بر اينكه جهان مجموعه اي از ماده ساكن، استوار و غير قابل تغيير است، دفاع مي كرد.