مقایسه ای در آراء امام سجاد(ع) و امام خمینی(س) درباره حقوق اجتماعی مردم







ائمه اطهار (علیهم السلام) در دوران پربرکت حیات خود به عنوان اسوه های زندگی و کارشناسان دین در بین مردم شناخته ‌می‌شدند و رفتار و گفتار و کردارشان نزد دیگران به عنوان حجت شرعی تلقی می‌ شد. خاندان اهل بیت عصمت و طهارت در مواجهه با مسائل عصر خود راهکارهای ویژه‌ای داشتند و برای ماندگاری اثرات رفتارشان، میراث شفاهی و کتبی از خود به یادگار گذاشتند و نوع برخورد ائمه اطهار با مسائل پیرامونی ‌شان متناسب با شرایط خاص زمانی و مکانی متفاوت بود.

برخی از این رفتارها به همان دوره تاریخی محدود بود و برخی دیگر از اقدامات فراتر از زمان و مکان بود و جنبه عام پیدا می ‌کرد. این میراث گرانبها بخصوص در مورد دو امام همام یعنی امیرمومنان و امام سجاد(ع) از اهمیت بیشتری برخوردار است. وجود آثاری همچون نهج ‌البلاغه و صحیفه سجادیه نمونه‌ های معتبر برجای مانده از میراث گرانبهای شیعی است که دقت در محتوا و مضامین آن، خواننده را با میزان توجه ائمه اطهار نسبت به رعایت حقوق مردم آشنا می ‌سازد.

در این میان به تناسب روزهایی که در آن قرار داریم - ماه مبارک شعبان - و محوریت امام زین لعابدین(ع) در این روز خوبست که تاملی داشته باشیم در نوع نگاه و اندیشه آن امام بزرگوار درباره «انسان» و نیز جایگاه و حقوقی که در عرصه اجتماع برای یکایک افراد جامعه قائل بودند و مقایسه اجمالی آن با آرای بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(س).




ادامه نوشته

مقایسه ای در آراء امام سجاد(ع) و امام خمینی(س) درباره حقوق اجتماعی مردم

حقوق سیاسی و اجتماعی مردم در نگاه امام خمینی (س):

در نگاه الهی حضرت امام انسان در میان آفریده های الهی ویژگی منحصر به فردی دارد :«هیچ موجودی مثل انسان نیست ... این از مختصات انسان است که حق تعالی او را با جمیع اوصاف و صفات مقدس خودش ایجاد کرده است و همه چیز در او هست.» (صحیفه امام، ج13، ص28)

ایشان به این مهم اشاره دارند که «اصلا موضوع بحث انبیا انسان است. همه انبیا از آدم تا خاتم موضوع بحثشان انسان است به هیچ چیز دیگر هیچ فکر نمی کنند به انسان فکر می کنند برای اینکه همه عالم هم خلاصه اش همین انسان است ... انسان اگر درست بشود همه چیز عالم درست می شود . » (صحیفه امام، ج10، ص67 و 68)

انسان شناسی امام خمینی با دیدی الهی و در پرتو آموزه های قرآن و عترت این است که «انسان اعجوبه ای است دارای دو نشئه و دو عالم نشئه ظاهره ملکیه دنیویه که آن بدن اوست و نشئه غیبیه ملکوتیه که از عالم دیگر است . و نفس او که از عالم غیب و ملکوت است، دارای مقامات و درجاتی است ... و از برای هر یک از مقامات و درجات آن . جنودی است رحمانی و عقلانی که آن را جذب به ملکوت اعلی و دعوت به سعادت می کنند و جنودی است شیطانی و جهلانی که آن را جذب به ملکوت سفلی و دعوت به شقاوت می کنند.» (شرح چهل حدیث، ص 5)

و از آنجائی که انسان این دو مسیر را پیش روی خود دارد مصلحت و سعادت او پاسخ به ندای فطرت خدایی و کمال طلب تحصیل کمالات و تزکیه نفس برای تقرب به حق تعالی و نیل به بهروزی واقعی و نجات ابدی است . به همین خاطر پیامبران الهی برای انسان سازی و امر مهم تزکیه انسانها فرستاده شدند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» (بحار الانوار، ج16، ص210)



ادامه نوشته

آموزه‏هاي سياسي اجتماعي حضرت زينب (س)

آموزه‏هاي سياسي اجتماعي حضرت زينب (س)

بررسى ابعاد گوناگون زندگى سرتاسر افتخار و حماسى زينب کبرا(س) مُهر باطلى است بر ناآگاهانى که زن مسلمان را بسته در چادر و اسير در کنج خانه مى‏دانند. حضور آن بزرگ‏بانوى اسلام در بزرگ‏ترين حادثه خونين تاريخ، جايى براى ترديد و طرح شبهه نگذاشته است.


بزرگ‏ بانويى در نگاهى گذرا

حضرت زينب(س) در محيط خانه نمونه والاى يک دختر و زن خانه‏دار و همسر است. در اداره خانواده و تربيت فرزندان از مسائل تربيتى غافل نيست. عشق، خلوص و پارسايى از در و ديوار خانه بى‏آرايش و آلايش او مى‏بارد. او در جامعه مظهر يک فرد مسئول در مقابل سرنوشت مردم است. طنين فرياد او همواره بر ضد منحرفان بلند است و اوج اين پژواک را در کاخ يزيد شاهد هستيم.
بررسى ابعاد گوناگون زندگى سرتاسر افتخار و حماسى زينب کبرا(س) مُهر باطلى است بر ناآگاهانى که زن مسلمان را بسته در چادر و اسير در کنج خانه مى‏دانند. حضور آن بزرگ‏بانوى اسلام در بزرگ‏ترين حادثه خونين تاريخ، جايى براى ترديد و طرح شبهه نگذاشته است.
در آفاقى تيره و تار و در دوره‏اى ظلمانى و در محيط خون و هراس (که هر نوع عاطفه و دغدغه‏هاى انسانى در سپاهيان ظلم مرده بود و جز قساوت و شقاوت از وجودشان نمى‏باريد)، تازيانه حق از آستين شجاع زنى بيرون آمد و بر پيکره سفاک‏ترين رژيم اصابت کرد. او پرچم ادامه نهضت اسلامى را به دوش کشيد و بدون هيچ ترس و تزلزل و هراسى بر دشمن تاخت و «پيروزى» پندارى را بر کام آنان به زهرى کشنده مبدل ساخت. ظاهراً اگر چه اسيرى ناتوان در بند بود اما فريادش بر سر ستمگران فرود آمد و بذر انديشه اسلامى و انقلاب برادرش حسين بن‏على(ع) از دامن او در هر کجا که گام نهاد پراکنده شد. زينب کبرا(س) آن چنان در تاريخ قد برافراشت که حتى کسانى که عقيده‏اى به دين اسلام ندارند، در برابر آزادگى و ايستادگى بى‏مانند او سر فرود مى‏آورند. اين همه شگفتى‏ها و تحيرها از آثار زنى آگاه و مسئول است که در دامن اسلام ناب محمدى(ص) و با انديشه و فرهنگ اسلامى پرورش يافته است.

ادامه نوشته

حضرت زينب(س)، عزت خاندان رسالت

حضرت زينب(س)، عزت خاندان رسالت

تصويري که تاريخ از حضور زينب ارائه مي دهد حاکي است که او در اجتماع، آميزه اي از علم و حيا بود. آنچنان درصدفي از حيا حرکت مي کرد که به جز علم و فرهيختگي او چيزي به مشاهده مردان نمي رسيد.


هيچ مورخ انديشه ورز و اسلام شناس خردمندي پاي بر صفحه هستي نگذارده که در آن موقعيت حساس، بهتر از انديشه، گفتار و رفتار بانوي بزرگ کربلا زينب کبري (س) به گمانه زني او خطور کرده باشد. زينبي که آن روي سکه عفت فاطمي است، پرده نشين خانه وحي است. پرورده غيرت ها است. همان خاتوني که زنان کوفه صف اندر صف منتظر لقايش مي نشستند تا در درس تفسيرش شرکت نمايند. (1)
اين بانو همان کسي است که تاريخ در محضرش از پا درآمد و خود را به دست با کفايتش داد تا تاريخ و شريعت محمدي (ص)، همه و همه را از نو بسازد...

زينب (س) و برجسته ترين صفات

بزرگي هر کس را مي توان از بزرگي مسئوليت هايش باز شناخت و آن مسئوليتي که به عهده عقيله بني هاشم بود، رسالت و پيام آوري بود. تمام شامات، دين ورزي خود را مديون زينبند. هم چنان که روح مودت آل رسول (ص) و رواج مکتب تشيع در آن بلاد براساس روشنگري هاي اوست.
اين مسئوليت سنگين ويژگي هاي فوق العاده اي مي طلبد که همه آنها به تمام معنا در اقاليم وجود زينب کبري (س) حضور دارند. بدون اين خصايص، به دوش گرفتن رسالت و پيام آوري که استواري و صلابت کوه را مي طلبد، امکان پذير نيست.

ادامه نوشته

اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)

اعتراف ابن ابي دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)



طرح شبهه:



ابن أبي دارم يکى از راويانى است که علامه شمس الدين ذهبى در کتاب «ميزان الاعتدال» وى را رافضى دروغگو مى داند؛ هر چند كه در تمام دروان زندگي اش مسقيم الأمر (ثابت قدم در اعتقادات) بوده است؛ اما در اواخر عمرش در باره مثالب شيخين زياد سخن مى گفته و آن دو را شتم مى كرده است؛ بنابراين، روايت او براى ما حجت نيست.

نقد و بررسي:

اصل روايت:



علامه شمس الدين ذهبى در سير اعلام النبلاء و ميزان الإعتدال و حافظ ابن حجر عسقلانى در لسان الميزان به نقل از ابن أبي دارم مى نويسند :



إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.



عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.



الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛



الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ؛



العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 1، ص 268، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.



البته همانگونه كه در متن شبهه آمده است، ذهبى و ابن حجر، اين روايت را به دليل وجود ابن أبي دارم در سند آن و به بهانه رافضى بودن وى رد كرده و مى نويسد:

ادامه نوشته

اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)

 

اعتراف نظّام معتزلي به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه (س)



طرح شبهه:



عبد الرحمن دمشقيه، نويسنده معاصر وهّابي، در مقاله اش با عنوان « قصة حرق عمر رضى الله عنه لبيت فاطمة رضى الله عنها» كه در سايت «فيصل نور» آمده، در باره روايت نظام معتزلي و اعتراف او به شهادت حضرت محسن و آتش زدن خانه فاطمه مى نويسد:







ونقل أبو الفتح الشهرستاني في كتابه الملل والنحل 1/57: وقال النظّام: إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت الجنين من بطنها. وكان يصيح [عمر] احرقوا دارها بمن فيها، وما كان في الدار غير علي وفاطمة والحسن والحسين. انتهى كلام الشهرستاني.



قال الصفدي في كتاب الوافي بالوفيات 6/76 في حرف الألف، عند ذكر إبراهيم بن سيار، المعروف بالنظّام، ونقل كلماته وعقائده، يقول: إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها!



يا لك من مفلس: فإن الشهرستاني يعدد هنا مخازي وضلالات النظام المعتزلي وذكر من بلاياه أنه زعم أن عمر ضرب فاطمة حتى ألقت جنينها. قال الشهرستاني « ثم زاد على خزيه بأن عاب عليا وابن مسعودي وقال: أقول فيهما برأيي ». أرأيتم معشر المسلمين منهج الرافضة في النقل.



كذلك فعل الصفدي في تعداد مخازي عقائد المعتزلة باعترافك.

اصل كلام شهرستاني و صفدي در نقد شخصيت نظام:



محمد بن عبدالکريم شهرستانى (متوفاي548هـ) در الملل و النحل مى گويد:



النظامية، اصحاب إبراهيم بن يسار بن هانىء النظام وقد طالع كثيرا من كتب الفلاسفة وخلط كلامهم بكلام المعتزلة وانفرد عن اصحابه بمسائل...

ادامه نوشته

متن کامل خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)

و گواهى می دهم که معبودى جز خداوند نیست و شریکى ندارد، که این امر بزرگى است که اخلاص را تأویل آن و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت، و در پیشگاه تفکر و اندیشه شناخت آن را آسان نمود، خداوندى که چشم‏ها از دیدنش بازمانده، و زبانها از وصفش ناتوان، و اوهام و خیالات از درک او عاجز می باشند.

در روایات آمده است هنگامى که خبر غصب فدک به حضرت صدیقه کبری رسید، لباس به تن کرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتکاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالیکه راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، به مسجد پیامبر (ص) در آمد.

سپس لحظه‏ اى سکوت کرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساکت شد و جوش و خروش ایشان آرام یافت، آن گاه کلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سکوت برقرار شد، کلام خویش را دنبال کرد و فرمود:

ادامه نوشته

انوار وحی در خطبه زهرا(س)

انوار وحی در خطبه زهرا(س)

 

پیوند قرآن و عترت بر اساس حدیث متواتر ثقلین، پیوندی عمیق و جاودانه است، که صد البته ادراک مقامات بلند غیبی، معنوی و عرفانی آنها اگر ممتنع نباشد برای فهم ما فوق طاقت و بسیار مشکل می باشد (1) ; در حقیقت، آنان دریای ژرف اند که به عمق ناپیدایشان راهی نیست.

در این میان، عصمت کبرا، حضرت زهرا(س) ویژگیهای بخصوصی دارد:
فضل زهرا را بشر کی می توان احصا کند قطره را قدرت نباشد وصف از دریا کند
روح متعالی و بلند او که «از ادراک آن حیران شود عقول » جبرئیل(ع) را تنزل داد و پایین آورد، (2) و در آن ایام سخت و دشوار، جبرئیل(ع)، مسائل و حوادث پیش رو تا بر پایی قیامت را به اطلاع آن دردانه پیامبر(ص) رساند و امیرمؤمنان(ع) ، آنها را نگاشت و بدین ترتیب صحیفه فاطمه(س) شکل گرفت:
جمله اسرار «ما اوحی » در اوست علم کل انبیا پیدا در اوست
که از امامی به امام بعدی سپرده می شد:
وارث آن مصحف عالی مقام بعد زهرا نیست کس غیر از امام
و اینک نیز در دست مبارک حجت بر حق الهی، آن صدف دریای رحمت رحمانی «علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه » قرار یافته است. آری، سابقه نداشته است که جبرئیل(ع) جز با طبقه اول از انبیای عظام: این چنین آمد و شدهای مکرر با کسی داشته باشد، و این همان فضیلت بزرگی است که عارف بزرگ قرن ما خمینی کبیر(ق س) آن را بالاترین ضیلت برای حضرت فاطمه زهرا(س) می دانستند. (3)

ادامه نوشته

ویژه نامه وفات حضرت فاطمه معصومه(س)




۩۩۩۩ بانوی کرامت ۩۩۩۩

ویژه نامه وفات حضرت فاطمه معصومه(س)





عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (علیهما السلام)...
عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِرَسُول ِاللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْه ِوَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ،

قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه ِصَلَّى اللّه ِعَلَيْه ِوَ آلِه ِوَ سَلَّمَ :
«ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل ِمُحَمَّد ماتَ شَهِيداً.


فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (علیه السلام)
روايتى نقل مى كند كه سلسله سندش به
حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد كه آن حضرت مى فرمايد:

حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«آگاه باشيد! هركس با محبّت آل محمّد بميرد شهيد از دنيا رفته است.»


عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣ به نقل از اسنى المطالب صص51

ویژه نامه ازدواج حضرت علی وحضرت زهرا (س)








به نام خدایی که ظرفیت پیوند دو دریای آسمانی را به خاک عطا کرد:

چیست این حس شگفت که بر سینه زمان چنگ می زند؟
چیست این رونق بهاری که در لحظه های خلقت طنین می افکند؟


آیا کسی هست که زمزمه سبزترین پیوند آفرینش در
ملکوت را بشنود و نداند که امشب چه شبی است؟!


هیچ عابری نیست که امشب در کوچه حضور قدم بگذارد و
با کوله باری از نور و تبسم، بن بست های حرکت را درننوردد.


وقتی بدانی شرقی ترین لحظه زمین فرا رسیده، تعجب نخواهی کرد
اگر امشب را شب انعکاس آسمان، شب تفسیر خدا در زمین بخوانند.

شب رویش لبخند بر شادمانه ترین گلدسته تجلی فرا رسیده است.


ویژه نامه ازدواج حضرت علی وحضرت زهرا (س)




زیور ببندید آسمان ها و زمین را
آذین کنید از یاس ها عرش برین را

از پولک براق و زیبای ستاره
برگوش حوران بهشتی گوشواره


با بهترین رخت و لباس میهمانی
امشب بیایید حوریان آسمانی

آری ملائک صف به صف مشغول شادی
غم رفته امشب کاملاً در انفرادی


شهر مدینه نور باران شد سراسر
با چل چراغ ماه و"رقص نور" اختر

پُر گشته دنیا بی نهایت از فرشته
بر روی بال تک تک آن ها نوشته


بنوشته با خط خودش حی تبارک
پیوند یاس و حضرت یاسین مبارک

عاقد خدا و شاهدش پیغمبر او
داماد حیدر گل عروسش کوثر او


در صورت زهرا چه شرم دلنشینی ست
در چهره ی مولا چه شوق بی قرینی ست

لبخند شرم و شوق زهرا را نظر کن
این رخت دامادی مولا را نظر کن


این ساقی کوثر امیر المومنین است
که ساق دوشش حضرت روح الامین است

لمس وجود فاطمه معراج حیدر
گرمای دست مرتضی جنات کوثر


او زیر چشمی شوهر خود را نظر کرد
با یک نظر قلب علی زیر و زبر کرد

این عشق اوج عشق معنای حضور است
نور علی نور است امشب غرق نور است


مجید خضرایی

ویژه نامه ازدواج حضرت علی وحضرت زهرا (س)





پیوند یاس و یاسین

ویژه نامه ازدواج حضرت علی وحضرت زهرا (س)








فرخنده باد خجسته ترین پیوند روزگار



کوثر عروس صاحب یکتای ذوالفقار







آخرین پیامبر نور، زلال ترین عصاره وحی را در پیوند
دخترش با آسمانی ترین مرد، می ریزد و با آرامشی
که اولین محصول این تلاقی عظیم است، به خدا لبخند می زند.

فرشتگان، بال در بال هم، زیباترین سرور خاک را جشن می گیرند
و بزرگ ترین شادمانی زمین را پای می کوبند.

ای اهل عالم! آیا در تقویم خاک، روزی گسترده تر از روز پیوند دو دریا دیده اید؟!
دو دریا، دو بی کران؛ دو شفافیت محض! دو نور لایتناهی!...

اهالی دیار معرفت! دریابید این خجسته ترین ثانیه های رحمت و برکت را!

دریابید و دریابیم این تموّج فضایل در جاری زمان را!


ویژه نامه ولادت حضرت معصومه (س)

 



ویژه نامه ولادت حضرت معصومه (س)
و
گرامیداشت روز دختر و دهه کرامت







اولین روز ماه ذیقعده بود.
صدای مؤذن از سمت مسجدالنبی شنیده می شد.

در خانه امام موسی کاظم(ع) همه چشم به راه آمدن فرزندی بودند.
خدمتکاران، دور تا دور نجمه خاتون نشسته بودند و او را دلداری می دادند.


ـ به زودی به دنیا می آید.
ـ نگران نباشید!

نجمه خاتون به دیوار تکیه داده بود و زیر لب ذکر می گفت.
امام کاظم(ع) به همراه فرزندش امام رضا(ع) به مسجدالنبی رفته بودند.


لحظات به کندی می گذشت و نجمه خاتون از
درد، دندان هایش را به هم فشار داد.

آسمان سیاه، ستاره را نورانی تر از پیش نشان می داد.
امام موسی کاظم(ع) به خانه برگشت و باز قرآن خواند.

ساعتی از شب گذشته بود که صدای نوزادی در خانه پیچید.
همه با خوشحالی به هم تبریک گفتند.

نوزاد را به برادرش نشان دادند.
امام رضا(ع) به چهره خواهرش نگاه کرد.


امام موسی کاظم(ع) نوزاد را بغل گرفت
و نام معصومه را برای او برگزید

فاطمه بختیاری



انوار وحی در خطبه زهرا(س)

پیوند قرآن و عترت بر اساس حدیث متواتر ثقلین، پیوندی عمیق و جاودانه است، که صد البته ادراک مقامات بلند غیبی، معنوی و عرفانی آنها اگر ممتنع نباشد برای فهم ما فوق طاقت و بسیار مشکل می باشد (1) ; در حقیقت، آنان دریای ژرف اند که به عمق ناپیدایشان راهی نیست.

در این میان، عصمت کبرا، حضرت زهرا(س) ویژگیهای بخصوصی دارد:
فضل زهرا را بشر کی می توان احصا کند قطره را قدرت نباشد وصف از دریا کند
روح متعالی و بلند او که «از ادراک آن حیران شود عقول » جبرئیل(ع) را تنزل داد و پایین آورد، (2) و در آن ایام سخت و دشوار، جبرئیل(ع)، مسائل و حوادث پیش رو تا بر پایی قیامت را به اطلاع آن دردانه پیامبر(ص) رساند و امیرمؤمنان(ع) ، آنها را نگاشت و بدین ترتیب صحیفه فاطمه(س) شکل گرفت:

ادامه نوشته

دلایل تبعید حضرت زینب(س)





دلایل تبعید حضرت زینب(س)

وی ادامه داد: وقتی کاروان اهل بیت از شام به مدینه برگشتند، حضرت زینب(س) در مدینه شرح واقعه کربلا را بیان می کرد و مردم را علیه یزید برانگیخت و آنها را به خونخواهی از خون امام حسین دعوت می کرد. در بعضی از گزارش های تاریخی آمده است که عمروبن سعید حاکم مدینه از حرکت حضرت زینب(س) و تحریک مردم علیه جنایت اموی ترسید و گزارشی از اوضاع سیاسی مدینه نوشت و در آن از نقش و رسالتی که زینب در مدینه ایفا می کند تا مردم را برانگیزد توضیح داد. لذا یزید دستورهایی را مبنی بر جدایی حضرت از مردم مدینه و محدودیت برای ایشان داد و حاکم اموی فرمان تبعید حضرت زینب را از مدینه صادر کرد.

حجت الاسلام شریفی اقدم در پایان سخنان خود اظهار داشت: بعضی از نقل ها مبنی بر این است که حضرت زینب(س) به شام می آید. جالب است که حضرت زینب در روستایی نزدیک شام ساکن می شود و حاضر نمی شود وارد شهری شود که حاکم آن یک حاکم اموی است و در روستایی که کنار شهر شام است توقف می کند.