ما همچون جوجه درون يک تخم هستيم که در محيط تاريک درون تخم در حال زندگي است بدون اينکه از دنياي شگفت انگيز بيرون اطلاعي داشته باشد او هيچ تصوري از لذت پرواز در يک آسمان آبي بي انتها ندارد بنابراين در لاک خود فرورفته و در جايي تنگ به زعم خود زندگي مي کند. اين تخم مرغ مانند زندگي روزمره ماست ما نيز هيچ تصوري از جهان بعد از مرگ و عالم نور افشان بعد از مرگ نداريم اما سوال اين است چگونه اين پوسته محکم اطراف خودمان را بشکنيم؟ يکي از بهترين و مفيد ترين راه ها ياد مرگ است .ياد مرگ همچون سطل آب يخي است که بر سر يک انسان خواب آلود بپاشند! ما درک صحيحي نسبت به زندگي و مرگ نداريم. هميشه فکر مي کنيم مرگ اتفاقي است که براي ديگران مي افتد! پس به آرزوهاي دور و دراز خود ادامه مي دهيم . ياد مرگ بهترين مکمل براي غور در طبيعت و عبادت است. اگر چه ارتباط با طبيعت يکي از مستقيم ترين و سالم ترين طرق براي رسيدن به عالم معنا است ولي چيزي لازم است تا ريشه هاي انسان را از عالم خاک بکند. ياد مرگ باعث جداشدن از دنيا و غور و عبادت در طبيعت باعث کشش به سمت عالم معنا مي شود. پراناياما روشي بسيار نيرومند براي انجام ياد مرگ است.