شر از منظر قرآن كريم

على الهبداشتى*
چكيده
با توجه به طرح مجدد موضوع شر توسط فيلسوفان جديد بويژه فيلسوفان دين و تفسيرهاى متفاوتى كه از سوى فيلسوفان الهى و متكلمان در شرق و غرب، در گذشته و حال از آن شده و نقدهايى كه بر بسيارى از آن تفسيرها وارد شدهاست، مناسبت دارد كه ديدگاه قرآن را در اين زمينه جويا شويم .
نگارنده در اين مقاله با تفكر و تعمق در آيات كريمه الهى براى تحليل مساله شر تلاش تازهاى را معمول ساختهاست تا به كمك قرآن كه تبيان كل شىء است، براى بسيارى از امورى كه شر ناميده مىشود، پاسخ مناسب عرضه كند .
1 . مقدمه
بررسى زندگى انسانها و جوامع بشرى به روشنى نشان مىدهد كه برخى از آنها در طول حياتشان از بيشترين و بهترين امكانات اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى برخوردارند و گروهى ديگر جز رنج و درد، فقر و گرسنگى، گرفتارى و مصيبت از اين جهان نصيب ، قادر (3) ، عادل (4) ، حكيم و خيرخواه مطلق و مهربانترين مهربانان است (5) .
در آيات كريمه قرآن ملاحظه مىشود، همان خدايى كه سليمان را آنچنان سلطنت و قدرت مىدهد كه بر انس و جن و پرندگان حكم مىراند (6) و بادها را در تسخير خود دارد (7) ، ايوب عليه السلام را با ابتلاى به بيمارىها و مرگ عزيزان آنچنان دچار رنج و محنت مىكند كه شكايتش به درگاه او بلند مىشود و ندا مىدهد: «انى مسنى الضر» (8) ; حال آن كه هر دو از صالحان و انبياى الهى بودند و حتى قصه آن دو هم در قرآن كريم در كنار يكديگر ذكر مىشود (9) .
بلاياى طبيعى نيز پنجه در پنجه بشر افكنده و او را به ديار نيستى مىكشاند; چنانكه گاه طوفانى سهمگين شهرى را با همه ساكنانش از مرد و زن، و پير و جوان زير و رو مىكند و گاه زلزلهاى مهيب آن را به اعماق زمين فرو مىبرد و گاه آتشفشانى آن را به آتش مىكشد و زمانى سيلى ويرانگر آن را در هم پيچيده، از صفحه روزگار برمىچيند .
درندگان نيز در صحرا و دريا در كمين آدميان نشستهاند; چنانكه گاه چوپان فقيرى كه همه دارايى و اميد خانواده و فرزندانش كه چند گوسفند اوست، طعمه گرگان مىشود و گاه با نيش زهرآگين مارى دفتر حيات انسانى را مىبندد .
همه اين بلاهاى طبيعى يك طرف و فرعونها و نمرودها و قارونها و ابوجهلها و ابولهبها از طرف ديگر حيات اجتماعى و سياسى و اقتصادى جوامع را به مخاطره مىاندازند . فرعون قومى چون بنىاسرائيل را به ستم خود گرفتار ساخته، فرزندانشان را در برابر چشمشان از دم تيغ مىگذراند (10) و نمرود ابراهيم پرچمدار توحيد را به كوهى از آتش مىافكند (11) و قارون كه كليدهاى خزانه او را چندين مرد تنومند بر دوش مىكشيدند، فخر فروشانه به ميان مردم مىرفت (12) و بيچارگان جز آه سرد فقر و حسرت نادارى چاره ديگرى نداشتند و ابوجهل و ابولهب بر پشتبلال و ياسر و سميه ستمگرانه تازيانه مىنواختند و مستانه فرياد بر مىكشيدند .














این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.