س1: آيا انسان با ترك فراگيرى مسائل مورد ابتلاى خود گناهكار محسوب مى‏شود؟ج: در صورتى كه ياد نگرفتن آن مسائل منجر به ترك واجب يا ارتكاب حرام شود، گناهكار است.
س2: بعد از آن كه طلبه علوم دينى مرحله سطح را تمام كرد و خود را قادر به تكميل تحصيلات تا رسيدن به مرحله اجتهاد ديد، آيا تكميل تحصيل بر او واجب عينى است يا خير؟
ج: شكّى نيست كه تحصيل علوم دينى و استمرار آن تا رسيدن به درجه اجتهاد، فى‏نفسه فضيلت بزرگى محسوب مى‏شود ولى مجرّد قدرت بر نيل به درجه اجتهاد، موجب وجوبِ عينى آن نمى‏شود.
س3: راههاى تحصيل يقين به اصول دين كدام است؟
ج: يقين غالبا با براهين و ادلّه عقلى بدست مى‏آيد، نهايت امر اينكه به حسب تفاوت مراتب درك مكلّفين، برهانها و دلايل هم متفاوت مى‏شوند و بهر حال اگر براى شخصى يقين از راه ديگر حاصل شود همان كافى است.

س4: سستى و تنبلى در تحصيل علم و تلف كردن وقت چه حكمى دارد؟ آيا حرام است؟
ج: تضييع وقت به بطالت و بيكارى داراى اشكال است و دانشجو تا وقتى كه از مزاياى مخصوص دانشجويى استفاده مى‏كند بايد از برنامه‏هاى درسى مخصوص دانشجويان متابعت كند و الاّ استفاده از آن مزايا از قبيل شهريه و كمك هزينه و غيره براى او جايز نيست
س5: در خلال بعضى از دروس دانشكده اقتصاد، استاد به بحث در مورد بعضى از مسائل مربوط به قرض ربوى و مقايسه راههاى تحصيل ربا در تجارت و صنعت و غير آن مى‏پردازد، تدريس اين درس و اجرت گرفتن در برابر آن چه حكمى دارد؟
ج: مجرّد تدريس و بررسىِ مسائل قرض ربوى، حرام نيست.