مدینه مبهوت فاجعه بود
از گستاخی این قوم، زمانه،
انگشت تحیر به دندان گرفته است.کوچه بنی هاشم در
ازدحام بی شرمی گم شده است.یک خانه که مهبط
فرشتگان است، که قبله دلسوختگان است، که بهشت افلاکیان است، محل آمد و رفت شیاطین
شده است.بر دستان «یداللّه» زنجیر بستهاند، علی
علیهالسلام را کشانکشان به مسجد میبرند ـ علی علیهالسلام را! ـهیچ مردی نیست
که حتی قدمی پیش بگذارد!هیچ حادثهای نیست
که غدیر را به یاد آورد!هیچ دهانی نیست تا
حقیقت را فریاد بکشد!علی علیهالسلام ـ حقیقت
مظلوم تاریخ ـ تنها استبر بازوان خیبرگشا بند بستهاند و کسی دستی برای یاری پیش
نمیآورد!ناگهان، دستی بر آمد و صدایی به دادخواهی
ولایت بلند شد. دستی به دستان «یداللّه» گره خورد.دستی مدافع ولایت
شد و برای چندمین بار، با علی علیهالسلام بیعت کرد.و دست، دست یک زن بود،
یک زن مرد آفرین، پاره تن رسول صلیاللهعلیهوآله
بند
دستان علی علیهالسلام را گرفت، نه این که علی بود و همسرش، نه این که علی بود و
پسر عمویش، نه این که علی بود و برادر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، که بند بر
دستان ولایت بود، بر دستان امام.شعلههای آتش از
در زبانه کشید و خون عصمت خدا بر زمین جاری شد...، پهلوی قرآن شکست و دستی بر صورت
محبوبه خدا نقش بست...از انتهای دستها،
دستی که جنسش خار بود بر صورت روح بهاران، مادر گلها شکفت دست، نمیدانست که این
زن فاطمه علیهاالسلام است، دست، نمیدانست که فاطمه پاره تن محمد
صلیاللهعلیهوآله است؟!
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.