سلام بر تو
اميدوارم در پناه خدا سالم و سربلند باشى. پرسش‌هاى تو خواهر خوبم را خواندم. البتّه پرسش سوّمت بيش از آن كه يك پرسش باشد، نوعى گله و شكايت از فساد در جامعه اسلامى بود. برخى از فسادهايى را كه به چشم خودت ديده و مى‌بينى، برايم برشمرده بودى و به نظرم از وضعيّت فرهنگى كشور، خيلى ناراحت هستى.
از اين گله دردمندانه‌ات معلوم است كه به قرآن كريم و پيام‌هاى آسمانى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)عشق مىورزى و از اين كه مى‌بينى به احكام سعادت‌آفرين اسلام بى‌توجّهى مى‌شود، مى‌سوزى. همين عشق و سوز نوجوانان عزيزى مثل تو نشانه آن‌است كه فساد هنوز نتوانسته جامعه ما را به نابودى بكشاند.
من نمى‌خواهم بگويم فساد وجود ندارد يا مردم ما آسيب نديده‌اند. نه، اصلا چنين نيست. ولى ما بايد در كنار اين آسيب‌ها به موج توجّه جوانان به دين و ارزش‌هاى اسلامى هم توجّه كنيم. همه ما بايد نسبت به خطرهايى كه جامعه ما را تهديد مى‌كند، حسّاس باشيم؛ امّا نبايد خودمان را ببازيم و فكر كنيم كه همه چيز از دست رفته است.
يكى از حيله‌هاى شيطان اين است كه به ما وانمود كند كه فساد همه جا را گرفته و ديگر كسى نبايد مقاومت كند و ترويج ارزش‌هاى اسلامى ديگر فايده‌اى ندارد! ما ضمن حفظ هشيارى، بايد مواظب باشيم كه فريب شيطان را نخوريم.
من چون مسافرت زياد مى‌روم، در همه شهرها و روستاهاى كشورمان مى‌بينم كه نوجوانان و جوانان ديندارى مانند تو خواهر گرامى، خودشان كمر همّت بسته‌اند و با برگزارى كلاس‌هاى مذهبى و اردوهاى تفريحى ـ آموزشى و جلسات قرآن و كتابخوانى و مسابقات و انجام ديگر كارهاى خوب و جذّاب، به مقابله با فساد رفته‌اند.
خواهرم! همه ما در مقابل خدا و رسول خدا و خون پاك شهيدان مسؤوليم. بهترين راه مقابله با فساد آن است كه هر يك از ما ـ‌از مسؤولان بالاى كشور گرفته تا افراد عادى‌ـ به وظيفه خودمان عمل كنيم. اگر منِ طلبه خوب درس بخوانم و با تقوا باشم، اگر تو خوب درس بخوانى و پرهيزكار باشى و اگر هر كسى يك گام در راه مبارزه با فساد بردارد، راه دشمن بسته مى‌شود. به احساس مسؤوليت و دردمندى تو آفرين مى‌گويم و از تو مى‌خواهم كه با افزايش آگاهى‌هاى قرآنى و اسلامى خود، از همين الآن براى يك نبرد جانانه فرهنگى آماده شوى.