طبق نظر امام على عليه السلام يكى از عوامل دنياگرايى عبارت است: از اينكه چون از عبرتها كم استفاده مى كنند، در نتيجه دچار توجه به زخارف دنيوى مى شود و به ورطه هلاكت مى افتند. البته نفس عبرت نگرفتن عامل سقوط نيست بلكه در وادى سقوط قرار گرفتن ، در كويرى كه ديگران رفتند و در آن گم شدند، ره سپردن و بى توجه بودن به عامل نابودى ديگران و صداى زنگ خطر را نشنيدن ، باعث مى شود تا همان مسيرى را طى كنيم كه ((گم شد در آن لشكر سلم و تور)) و همان سراشيبى را بپيماييم كه ديگران را در حلقوم نابودى خود فرو برد. بدين جهت بحث مذكور چون اهميت زيادى دارد، عنوان يك عامل را پيدا كرده است . براين انديشه بحث عبرت را اكنون مى آوريم : اگر هر امتى به دنبال كشف علل فرو ريزى و نابودى امت هاى سابقه باشد مى تواند، خود را با استفاده از تجربه هاى گذشتگان حفظ نمايد و نگذارد با وزش اندك باد مخالفى ، قالب تهى نمايد. - فرق نمى كند چه جامعه هايى كه در دل تاريخ از فروپاشى آنان يادى شده و چه جوامعى كه در دوران حيات ما به نابودى كشيده شده اند. - بايد برنامه ريزان جامعه ، علل سقوط آنان را بررسى كنند، راه هاى تدافعى در مقابل آن بيابند و قبل از اينكه خود تجربه اى براى ديگران شوند پند گيرند و خط مشيى را برگزينند تا جامعه خود را زنده نگهدارند يا - به اصطلاح - در مقابل حوادث بيمه نمايند. اين نكته نيز حائز اهميت است كه بر تمام جوامع بشرى يك قانون و سنت حكم فرماست و بر اين اساس زمان براى نسل هاى مختلف و جامعه هاى گوناگون يكى است . آيندگان همانند گذشتگانند و در حقيقت تكرار تاريخ است . جريان ها، مشابه هم اند و جوامع يك راه بيشتر در پيش روى ندارند، آن هم آنچه بر گذشتگان ما رفته است بر ما نيز خواهد گذشت((ان الدهر يجرى بالباقين كجريه بالماضين ... متشابهة اءموره (351) ))روزگار همانگونه كه بر گذشتگان جريان داشت بر حاضران - به هم شباهت دارد.
به عنوان مثال عواملى كه در سقوط نظام شاهى ايران مؤ ثر بود و باعث به وجود آمدن انقلاب اسلامى به رهبرى يگانه راد مرد عصر غيبت حضرت حجة عجل الله فرجه الشريف ، حضرت امام خمينى رضى الله عنه گرديده عبارتند از: