اگر اسلام واقعاً به حقوق زن‌ها اهميت مى‌دهد، چرا اجازه نداده كه آن‌ها قاضى بشوند؟

انجام كارهاى خوب به اين معنا نيست كه ما از لذّت‌هاى دنيا صرف نظر كنيم. پس چرا كارهايى مثل رقص و آوازخوانى و ديدن نامحرم، حرام شده است؟

چرا نبايد ترانه گوش بدهيم؟ پس بياييم هر روز نوار روضه گوش كنيم؟

قاضى شدن زن‌ها

خواهرم! پرسش اوّلت مربوط به حقوق زنان بود. نوشته بودى: «الآن به زن‌ها خيلى ظلم مى‌شود. اگر اسلام واقعاً به حقوق زن‌ها اهمّيت مى‌دهد، چرا اجازه نداده كه آن‌ها قاضى بشوند؟» من هم قبول دارم كه الآن در كلّ دنيا شاهد ظلم و ستم به زنان هستيم. حتّى در كشورهاى غربى كه ادّعاى حفظ حقوق زنان را دارند، زنان با درد و رنج‌هاى بسيارى دست و پنجه نرم مى‌كنند؛ به گونه‌اى كه مشكلات آن‌ها چند برابر زنان مسلمان است‌؛ امّا ببينيم اسلام تا چه اندازه در حفظ حقوق زنان گام برداشته است. حتماً مى‌دانى كه وقتى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)به پيامبرى انتخاب شد، مردم، دختران خود را زنده به گور مى‌كردند و جامعه عرب هيچ ارزشى براى زنان قائل نبود و مسؤوليت‌هاى سخت زندگى بر دوش زنان قرار داشت و اگر زن‌ها پولى به دست مى‌آوردند بايد در اختيار شوهرانشان قرار مى‌دادند؛ امّا اسلام همه اين سنّت‌هاى غلط را كنار گذاشت. قرآن كريم با صراحت، كشتن دختران را كارى نادرست خواند، حقّ داشتن مال و ثروت را براى زنان به رسميت شناخت و ارزش و احترام انسانى آنان را به آنان بازگرداند.پرسيده‌اى كه اگر اسلام واقعاً به حقوق زنان توجّه داشته، چرا قاضى بودن را فقط حقّ مردان دانسته است؟ پاسخ آن است كه اسلام، هر مسؤوليتى را كه به زن و مرد داده، به شرايط جسمى و روحى آنان توجّه كرده است. مثلا اسلام جهاد را تنها بر مردان واجب كرده است. آيا مى‌دانى چرا فقط مردها بايد به جبهه بروند و مبارزه كنند؟ حتماً مى‌گويى زيرا قدرت بدنى مردها بيش‌تر است و براى جنگ و مبارزه آمادگى بيش‌ترى دارند. پس اگر ديدى يك مسؤوليتى بر دوش زنان يا مردان قرار گرفته يا از دوش آنان برداشته شده، به خاطر ويژگى جسمى و روحى آنان است.شايد حكمت و فلسفه اين كه بسيارى از فقها معتقدند زن نمى‌تواند قاضى شود اين باشد كه قضاوت، كار بسيار دشوارى است. قاضى خيلى وقت‌ها بايد با متّهمان و مجرمان و قاتلان و جانيان سرو كلّه بزند. زن‌ها احساسات لطيفى دارند كه بايد براى تربيت فرزندانشان به كار ببرند. اين احساسات لطيف و پاك نبايد در فضاى پر فشار دادگاه‌ها لطمه ببيند. مردها براى تحمّل بار سنگين و مسؤوليت دشوار قضاوت آمادگى بيش‌ترى دارند. پس حتّى در اين مورد هم اسلام به فكر زنان بوده و خيال آنها را از دردِسرهاى قضاوت راحت كرده است. به نظر تو اگر از نوجوانى كه نمى‌تواند وزنه 500 كيلويى را بردارد خواهش كنيم، چنين وزنه‌اى را بلند نكند و كارهاى راحت‌تر را انجام دهد آيا به او ظلم كرده‌ايم؟ مشكلاتى كه قضاوت براى زنان دارد نيز همين گونه است.البته يادآورى مى‌كنم كه ممنوعيّت قضاوت زنان يكى از احكام قطعى اسلام نيست بلكه از فتاواى مشهور است.