نوروز منتظران

1

* * *

در تقویم انتظار، همه فصل ها از عطر بهارى مهدى علیه السلام متبرك است.

نوروز منتظران روزى است كه از شب ظهور آغاز مى شود.

انتظار، فاصله اى است میان دو جمعه: جمعه ولادت و جمعه ظهور.

بهار، همه طراوتش را مدیون یك گل است: گل زیباى نرگس.

اگر سختى زمستان غیبت نبود، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.

خانه تكانى، رسم قدیمى همه منتظران بهار است. بهار مهدى علیه السلام از راه مى رسد، خانه تكانى دل ها را فراموش نكنیم.

بهترین هدیه اى كه مى توان براى گلدان شكسته قلب منتظران خرید، یك شاخه گل نرگس است.

جمعه ها كافى نیست، هر روز سهمى را به امام زمان علیه السلام اختصاص بدهیم.

منتظران واقعى به اشك و آه و دعا اكتفا نمى كنند.

نوروزها مى آیند و مى روند، حیف است اگر فقط با نقل و شكلات و شیرینى و دید و بازدید برگزارش كنیم.

كم لطفى مهمان است بر سر سفره بنشیند و صاحبخانه را نشناسد، حتى اگر او را نبیند.

امام زمان علیه السلام بیشتر از آن به گردن شیعه حق دارند كه فقط نیمه هاى شعبان و جمعه ها به یادشان بیفتیم.

اگر خورشید از چشم ما پنهان مانده است، تقصیر ابرها نیست، چشمان ما باران نخورده است.

حتى اگر امام از چشم ما غایب باشد، باز هم ما از چشم او غایب نیستیم.

اى كاش روزهاى «غفلت» ما از شب هاى «غیبت» او طولانى تر نبود.

مبادا فقط وقتى همه درها به رویمان بسته شد، درب خانه امام زمان علیه السلام را بزنیم.

مكه با همه «صفا»یى كه دارد، بى گل روى مهدى علیه السلام بى«صفا» است.

هر دستى در آرزوى بوسیدن حجرالاسود است، حجرالاسود در آرزوى بوسیدن دست مهدى علیه السلام است.

منتظرتر از امام زمان علیه السلام سراغ داریم؟ 1168 سال در انتظار!

دلنشین ترین اشعار در دیوان انتظار، سروده دل سپرده ترین شاعران است، آنها كه دل به حضرت مهدى علیه السلام سپرده اند.

نماز هیچ مأمومى بى امام اقامه نمى شود، ما چند ركعت را به امام خویش اقتدا كرده ایم؟

دیر و زودش مصلحت است، امّا هیچ عریضه اى بى جواب نمى ماند.

* * *

منبع:

نجفى مطیعى، معصومه، ماهنامه موعود، شماره چهل و هفتم

هفت سین محمدی صلی الله علیه و اله

1- السَّعیدُ مَن اِختارَ باقیَةً یَدُومُ نَعِیمُها علی فانِیَةٍ لا یَنفَدُ عَذابُها ، وقَدَّمَ لما یَقْدَمُ علَیهِ مِمّا هُو فی یَدَیهِ قَبلَ أن یُخَلِّفَهُ لِمَن یَسعَدُ بِإنفاقِهِ وقَد شَقِیَ هو بِجَمعِهِ. اعلام الدین ، 345

سعادتمند و خوشبخت كسی است كه سرای باقی را كه نعمتش پایدار است به سرای فانی كه عذابش بی پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد برای سرایی كه بدانجا خواهد رفت پیش فرستد قبل از آنكه آنها را برای كسی گذارد كه وی با انفاق آن خوشبخت شود ولی خود او با گردآوردن آن بدبخت شده باشد.

 

2- السَخِی قَریبٌ مِن الله، قَریبٌ مِن الناس ، قَریبٌ مِن الجنة. بحار الانوار، ج73

سخاوتمند و بخشنده هم به خداوند و هم به مردم و هم به بهشت نزدیك است.

 

3- السُوالُ نِصفُ العِلم. كنزل العمال

سوال كردن و پسشگری نیمی از دانایی است.

 

4- السُوقُ دارُ سَهوٍ وَ غَفلةٌ فَمَن سَبَّحَ فیها تَسبیحَةً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِها اَلف الف حَسنةٍ. كنزل العمال

بازار سرای فراموشی و غفات است لذا هركه  در آنجا خدا یكبار تسبیح گوید خداوند برایش هزار هزار حسنه می‌نویسد.

 

5- سَابُّ المُومنِ كَالمُشرفِ عَلی الهَلَكَة. كنز العمال

كسی به مومنان ناسزا و دشنام می‌دهد، همچون كسی است كه در معرض هلاكت است.

 

6- سَمُّوا اولادَكُم اَسماءَ الانبیاءِ. مكارم الاخلاق، ص474

فرزندانتان را به نام انبیا بنامید.

 

7-سَیدُ القَومِ فِی السَفرِ خَادِمُهُم فَمَن سَبَقَهُم بِخِدمَةٍ لَم یَسبِقُوهُ بِعَمَلٍ اِلا الشَهادَة. كنز العمال

 

سرور مردم در سفر كسی است كه به آنان خدمت می‌كند پس هركه در خدمت به همسفران خود بر آنان پیشی گیرد هیچ كارشان به پای ارزش او نمی رسد مگر شهادت. كنز العمال

 

"هفت سین قرآن مجید"

"هفت سین قرآن مجید"

 

 

 

 

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)

" از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.

 

 

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)

ادامه نوشته

بتکان خانه دل را !

بيائيد بهاري شويم

 بهاري بيانديشيم

بهاري فکرکنيم

 بهاري بخوانيم وبنويسيم

 بهاري ذهن وانديشه وباور خود را آرايش وويرايش کنيم......

 

يک سال ديگه گذشت! من و شما يک سال ديگه رو هم پشت سر گذاشتيم. چند سالمون شده؟ چقدر قرار گذاشتيم و شکستيم؟

 

آخر سال که ميشه ميشينيم و فکر ميکنيم که چقدر به اهدافي که براي خودمون تعيين کرده بوديم در اين سالي که گذشت رسيديم! اهداف مالي ، تحصيلي ، شغلي ، علمي و... اگه به يکي از اونها نرسيديم ميشينيم و فکر ميکنيم که چرا؟

 

 چه موانعي باعث اين عدم موفقيت شده و تصميم مي گيريم به نحوي اون رو برطرف کنيم.

ادامه نوشته

ویژه نامه عید نوروز



**عطر کمال طبیعت**

*
*ویژه نامه عید نوروز**




ما منتظران بهار دیگری هم داریم که هر روز و به
خصوص هر صبح جمعه باید انتظارش را بکشیم.

باید جان را آذین ببخشیم و با پالایش آلودگی های
درون،خود را به زیبایی ها بیاراییم.

این بهار، دیگر از جنس بهار نوروز نیست؛

بلکه بهار جان ها و احیاگر دل هاست.پس باید هرچه بیشتر
به استقبال و پیشواز آن رفت و انتظارش را کشید.
وقتی که
بهار طبیعت می رسد، زمین های حاصلخیز سرسبز می شوند


اما هنگامی که بهار ولایت منجی عالم بشریت می آید،
دیگر خبری از خشکسالی و زمین های بایر و کویر
در هیچ جا و هیچ زمانی نیست.

همزمان با تولد دوباره طبیعت و آمدن فصل بهار،
امام زمان (ع) ظهور خواهد کرد.


بنابراین نوروز باستانی همانطور که در اندیشه ملی ما یک روز
فرخنده است در اندیشه شیعی و اسلامی ما نیز گرامی و مقدس است.


در واپسین روزهای باقیمانده از سالی که گذشت و درآستانه
فرا رسیدن سال نو
به درگاه حضرت حق ‌جل جلاله برای

ظهورمولایمان و فرا رسیدن بهار مهدویت
استغاثه می کنیم


اللهم عجل لولینا الفرج



جايگاه علمى و تلاش‏هاى فرهنگى امام باقر(علیه السلام)





تحكيم بنيادهاى تفكر شيعى‏



در آن روزگار، بسيارى از شيعيان به مراتب عالى تشيع دست نيافته بودند و دسته ‏اى از آنان در كنار استفاده از احاديث اهل سنت، علاقه زيادى به فراگيرى و بهره ‏مندى از دانش امام نيز نشان مى‏ دادند. آن گونه كه از كتاب ‏هاى رجالى فهميده مى ‏شود، نام بسيارى از اشخاصى كه رابطه تنگاتنگى با امام داشته‏ اند، جزو اصحاب او نيست. همين موضوع مى ‏توانست تا اندازه‏ اى انديشه شيعه را سست كند؛ چه بسا امكان اختلاط آموزه‏ هاى ديگرى با آن قسمت از معارفى كه آنان از امام مى ‏آموختند وجود داشت. امام باقر(ع) نيز مانند ديگر امامان شيعه، براى تحكيم پايه‏هاى انديشه شيعه بسيار كوشيد و امامت شيعه را به خوبى براى همگان معرفى كرد. او مى ‏فرمود: «فرزندان رسول خدا(ص) درهاى دانش خداوندى و راه رسيدن به خشنودى او هستند. آنان دعوت كنندگان مردم به سوى بهشت و راهنمايان به سوى آنند».(5)
امام با تكيه بر قرآن، رهبرى شيعه و تقويت مبانى پيروى از آن را معرفى مى ‏كرد و مى ‏كوشيد تا امامت را نيز مانند نبوت، امرى الهى و مبتنى بر قرآن تبيين كند. بازتاب ديدگاه امام در مورد رهبرى شيعه بر احاديث نبوى كه بر شباهت و قرابت ميان پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين (ع) تأكيد مى ‏كرده در بحث ‏هاى كلامى ايشان انعكاس فراوانى دارد. او با بيان اينكه امام، داراى صفاتى ذاتى - مانند عصمت و علم - است، در نظر داشت رويكرد جدّى‏ ترى به موضوع امامت داشته باشد. ديدگاه‏ هاى ايشان درباره اين موضوع، تأثير ويژه‏ اى بر مردم گذاشت و بسيارى از تهديدها و خطرات را از تفكر شيعى دور كرد و سبب شد با وجود عقايد گوناگونى كه در آن زمان درباره مرجعيت وجود داشت، تعداد گرايندگان به اين مكتب رو به فزونى گذارد.
در احاديث شيعى نيز توجه گسترده ‏اى به اين موضوع در سخنان امام باقر(ع) شده است.(6)

 

ادامه نوشته

جايگاه علمى و تلاش‏هاى فرهنگى امام باقر(علیه السلام)

goll ╫ミ★ミ╫ تلاشهای فرهنگی و جایگاه علمی پیشوای پنجم باقر العلوم (ع)╫ミ★ミ╫


جايگاه علمى و تلاش‏هاى فرهنگى امام باقر(علیه السلام)

نگاهى به اوضاع فرهنگى - اجتماعى جامعه‏

امام باقر (ع) در دوره‏اى امامت خويش را آغاز كرد كه جامعه اسلامى در وضع فرهنگى نابه‏ سامانى به سر مى‏ برد و عرصه فرهنگى جامعه گرفتار چالش‏ هاى عميق عقيدتى و درگيرى ‏هاى مختلف فقهى ميان فرق اسلامى شده بود.

فروكش كردن تنش‏هاى سياسى پس از واقعه عاشوراى سال 61 هجرى، همچنين شكست برخى احزاب سياسى مانند «عبداللَّه بن زبير» سبب يكپارچگى حاكميت بنى اميه شده بود و ناگزير، بسيارى از دانشمندان از صحنه سياسى دور شده بودند و حركت گسترده ‏اى در زمينه‏ هاى مختلف علمى با بحث و بررسى درباره مسايل گوناگون آغاز شده بود.

اين رويكرد گسترده به مسايل فقهى و بحث تبادل نظرهاى علمى در اين برهه و پيدايش مكتب‏ها و سبك‏هاى مختلف علمى پس از مدت‏ها ركود، رونق فراوانى به بازار علم بخشيد و به واقع نقش درخشان امام در اين دوره در روشن سازى افكار عمومى دانشمندان اسلامى و به ويژه خردورزان شيعه بسيار داراى اهميت و برترى است. با ظهور امام باقر(ع)، گام مهم و به سزايى در راستاى تبيين آراء شيعه برداشته شد و جنبش تحسين برانگيزى در ميان دانشمندان شيعى پديد آمد.

از سوى ديگر، خطر افكار آلوده يهود و سيطره نظريات فرقه مرجئه، جبريه، قدريه، غلات و... حيات فكرى شيعه را با خطر روبه ‏رو كرده بود كه به راستى مرجعيت علمى شايسته‏ اى چون امام باقر(ع)، تفكرات خطرناك اين فرقه‏ ها را تا حد قابل توجهى منزوى ساخت كه آراء و نظرات آنها و نيز موضع‏گيرى امام در برابر هر يك، به گونه‏ اى گسترده‏ تر بررسى خواهد شد.



ادامه نوشته

گوشه ای از اخلاق ، صفات ، فضائل و كرامات امام باقر عليه السلام

ღ•*♥*•ღگوشه ای از اخلاق،صفات،فضائل و كرامات امام باقر عليه السلام ღ•*♥*•ღ





گوشه ای از اخلاق ، صفات ، فضائل و كرامات امام باقر عليه السلام


ابن طلحه مى گويد: (1) وى شكافنده و جامع علوم و برافرازنده بيرق علم و پرچمدار دانش است ؛ از پستان علم و دانش شير خورده و مرواريد علم را زينت بخشيده و در كنار هم چيده است ؛ او قلبى پاك و رفتارى پاكيزه و روحى توانا و اخلاقى والا داشت .

تمام اوقات زندگى خود را در طاعت خدا گذراند و در مقام تقوا استوار و ثابت قدم بود و مقامات بلند قرب الهى (2) و پاكيزگى روح در او آشكار بود. بنابراين فضايل به استقبال او مى آمدند و خوبيها به او مفتخر بودند.

ابن طلحه مى گويد: او سه لقب داشت : باقر العلم ، شاكر و هادى، مشهورتر از همه ، باقر بود كه به جهت وسعت علمى اش بدان لقب شهرت يافت.



ادامه نوشته

ویژه نامه ولادت فرخنده امام محمد باقر علیه السلام

 




گنجینه اسرار محمد
به دست هایی درود که سبزی نوزادی ات را در آغوش گرفت!

به لب هایی درود که اذان مقدس امامت را در گوش هایت خواند!
به چشم هایی درود که با نگاه ظلمت براندازش، ریشه های نور را در سیمای تو کاشت!
به قدم هایی درود که برداشته شد تا تو را به ولایت عشق منصوب کند!


بایسته تر از تو نبود در زمان و شایسته تر از تو نبود در زمین.
انگشت هایت، بوی سخاوت می دهد.


«گنجینه اسرار محمد صلی الله علیه و آله » و «ذوالفقار علی علیه السلام »
را در پنجمین خوان حقیقت به تو سپرده اند.


بقچه های غذای کوفه را در نیم شب های مدینه به دوش گرفته ای؛
کلون های تشنه، با عطر دست هایت سیراب می شوند و دریچه
های فقیر از دیدارت سیر می شوند!

حضورت، در منازعه ها پرچم صلح است و منطق صواب
هیچ گاه از کلام تو دور نخواهد شد.


تو، آمده ای در بلاتکلیفی دوران، روشنی راه باشی.


میثم امانی

ویژه نامه ولادت فرخنده امام محمد باقر علیه السلام



▌ღ▬◄پنجمین عشق►▬ღ▐

ویژه نامه ولادت فرخنده امام محمد باقر علیه السلام





جرعه ای از اقیانوس معرفت :

قالَ الباقِرُ ( عَلَيه السَّلام ) :

إنَّ اللهَ كَرِهَ إِلْحاحَ النّاسِ بَعْضَهُمْ عَلي بَعضٍ فِي الْمَسألةِ وَ أَحَبَّ ذلِكَ
لِنَفْسِهِ إنَّ اللهَ جَلَّ ذِكرُهُ يُحِبُّ أنْ يُسْأَلَ وَ يُطْلَبَ ما عِندَهُ.


امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

بي گمان خداوند پافشاري مردم در خواهش از يكديگر را دوست نمي دارد
ولي پافشاري در خواهش از خودش را دوست دارد ؛خداي كه يادش بزرگ
است ،دوست دارد كه از او چيزي خواسته شود واز آنچه نزد اوست
در خواست گردد.

تحف العقول،ص293


خاطرات من و سوره حمد 10

بی‌خود نیست که می گویند « خدایا به کسی که عقل دادی چه ندادی؟». همه این ها به خاطر رحمان بودن خداست که نعمت، ارزانی ما کرده تا به سمت کمال سوق پیدا کنیم. پس الحمد لله.

نویسنده: سمیه افشار،

سوره حمد / بسم الله الرحمن الرحيم / الحمدلله رب العلمين / الرحمن الرحيم / ملك يوم الدين / اياك نعبد و اياك نستعين / اهدنا الصراط المستقيم / صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم ولا الضالين

 

(لطفا پیش از مطالعه متن پیش رو، شماره پیشین این خاطرات دنباله دار را از اینجا ببینید تا سرنخ ماجرا به دستتان بیاید...)

در کتاب التحقیق یعنی همان کتابی که آقای مصطفوی تمام معانی کلمات قرآن را نوشته است، مقابل کلمه الرحمن نوشته بود:
«خداوند سبحان، احسان کننده و نعمت دهنده. مهربانی عام که شامل تمام موجودات است. رحمان کسی است که رحمتش بر همه چیز وسعت دارد.»
حالا فهمیدم که چرا باران، رحمت است. وقتی باران می‌آید هم آدم‌ها خوشحال می‌شوند هم گیاه‌ها و حیوانات. آب، مایه زندگی است. پس اگر باران نباشد حیات از بین می‌رود. چون خدای رحمان این نعمت را می‌فرستد و همه موجودات از آن استفاده می‌کنند. با توجه به این تعریف از رحمان شروع کردم به شمردن نعمت‌ها. نعمت‌هایی که رحمت بودند. رحمتی که خدای رحمان برای سوق دادن من به سمت کمال فرستاده بود.
مهم‌ترین نعمت، زنده بودن خودم بود. اگر من مرده بودم دیگر نمی‌توانستم این همه چیز بفهمم. آدمِ مرده دیگر کاری ازش نمی‌آید. هر چه بوده دیگر تمام شده. به قول مادربزرگم «مرده‌ها دستشان از دنیا کوتاه است». پس خودِ دنیا هم رحمتِ عامِ خدا بود. چون همه زنده‌ها می‌توانستند در دنیا کارهای خوب انجام بدهند و به سمت کمال بروند. یاد دعای پدرم افتادم که همیشه می‌گوید: «خدا نعمت سلامتی را از آدم نگیرد. سلامتی بزرگ‌ترین نعمت است.» واقعاً راست می‌گفت. اگر سالم نباشیم، نمی‌توانیم از نعمت‌های دنیا و زنده‌بودنمان خوب استفاده کنیم. از قدیم هم گفتند» «عقل سالم در بدن سالم است.»

ادامه نوشته

زنگِ درِ بهشت چه صدایی دارد؟

هر دری کوبه ای دارد و هر کوبه ای، صدایی. آیا می‌دانید صدای زنگ در بهشت، چیست؟

نویسنده: شکوری

 عید غدیر

بنا بر فرمایش خدا در کتاب همیشه مانای قرآن، بهشت خدا شعور دارد و حیات. همین که خیرمقدم گوهای بهشت،، اهل بهشت را فوج فوج به سویش می آورند، از شوق، برایشان آغوش می‌گشاید. چه لذتّی از این بالاتر؟ 
درهای بهشت که تا این لحظه بسته هست، باز می‌شود و دیگر برای همیشه باز می‌ماند. درست بر عکس درهای جهنم که یکبار باز می‌شود و دوباره بسته. حتی دریغ از یک روزنه کوچک! یعنی که بسته‌ی بسته. از بالا تا پایین همچون ستون‌هایی کشیده و طولانی.«فی عمد ممده» (همزه/9)
شاید فکر کنی این برای محکم‌کاریست، که مبادا جهنمیان خیال فرار به سرشان بزند. صدالبته که اینگونه نیست چون دست و پایشان در غل و زنجیر است: مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ(ص/38).
اصلا باز بودن درب بهشت خودش یک نعمت است روی نعمت‌های دیگر. همانطور که بسته بودن درب جهنم و لو اهلش، قدرت فرار ندارند، یک نوع عذاب است در کنار سایر عذاب‌ها.
اما براستی این درهای بهشت چگونه‌اند؟ یعنی مثل درهای این دنیایی‌اند که مثلا کوبه‌ای دارند و قفلی و فلان؟
می‌روم پی یافتن پاسخ به این سوال و اتفاقا برمی‌خورم به روایتی ناب و و شیعه شاد کن! که حیفم می آید در این روز ها که جشن امامت ولی اعظم خداست محرومتان کنم از این سفره معرفت.
روایتی که حتم دارم از هر شیعه‌ای، دلبری می‌کند این است:

ادامه نوشته

عالم فرزانه ای که حوران بهشتی را دید!

عالم فرزانه ای که حوران بهشتی را دید!

ناگهان دیدم حوضی است بسیار بزرگ و مملو از آب صاف و درخشان، بطوریکه ریگ‌های کف آن دیده می‌شد. این حوض لبه‌ای داشت و دختران زیبائی که چشم آنها را ندیده، با بدنهای عریان دور تا دور این حوض نشسته و به لبه و دیواره حوض یک دست خود را انداخته و با آب بازی می‌کنند

شکوری

سید جمال گلپایگانی

حکیم بزرگ اشراقی، شیخ سهروردی، کتابی دارد به نام «حکمه الاشراق». در مقدمه این کتاب، شرط می کند کسی که تا کنون فرشتگان الهی را ندیده است حق مطالعه این اثر و فراگرفتن حکمت اشراقی را ندارد!
غرض از طرح این سخن این است که از منظر حکما، دیدن فرشته برای غیر انبیاء و حضرات معصومین(علیهم السلام) استبعادی ندارد. محکم تر از سخنان اهل حکمت و فلسفه، سخن خود حضرت باری است که در حبل متینش بر این مدعا، صحه گذاشته است.
پاره ای از آیات و شواهد قرآن، حاکی از این است که:
اولا: تمثُّل و جلوه گر شدن فرشتگان در قالب مادی امری ممکن است.
ثانیا: دیدن فرشته و سخن گفتن با او، منحصر به پیامبران نیست و غیر معصوم نیز می تواند ملک را ببیند و احیانا با او سخن بگوید.

ادامه نوشته

اختلاف در ذکر«صدق الله العلی العظیم»

بین اهل تسنن و شیعیان گاها اختلافاتی وجود دارد که عمده آنها برمی‌گردد به منابعی که ایشان استفاده می‌کنند. در فقه، عقائد، اصول و … اختلافاتی که مشاهده می‌شود برگشت به منابعی می‎کنند که مورد اعتماد ایشان است.

یکی از اختلافاتی که شیعیان و اهل تسنن دارند، نحوه پایان دادن به قرائت قرآن است. در همین ابتدا بایستی یادآور شویم که خیلی از اختلافات موجود، آن چنان مهم نیستند که کسی بخواهد با بزرگ‌نمایی آن‌ها بخواهد بگوید بین شیعه و سنی اختلاف عظیم است. این که قرائت قرآن را با “صدق الله العلی العظیم” پایان دهیم یا با “صدق الله العظیم”؛ امر زیاد مهمی نیست.

 

اما اینکه این اختلاف از کجا آب می خورد باید عرض کنیم:

اصراری که شیعیان بر خواندن “صدق الله العلی العظیم” دارند با توجه به روایاتی است که در منابع‎شان موجود است. نمونه ای از آنها این است:

دلیل اول: «ابن سلام از پیامبر(ص) سوالات متعددی کرد که یکی از آنها این بود: ای محمد(ص) به من خبر ده شروع و ختم قرآن با چیست؟

پیامبر(ص) فرمود: شروع آن با «بسم الله الرحمن الرحیم» و پایان آن با «صدق الله العلی العظیم» است» .[۱]

دلیل دوم: در اعمال ام داود است که امام صادق(ع) فرمود: «بعد از خواندن قرآن در حالی‎که رو به قبله هستی «صدق الله العلی العظیم» بگو».[۲]

این دو حدیث است که شیعه  بر طبق آنها عمل می‎کند.

ادامه نوشته

از جمله دلایل اثبات وجود خدا

۱-برهان امکان، یا برهان «امکان و وجوب».
این برهان از چهار مقدمه‌ یقینی تشکیل می یابد:
الف) هیچ ممکن الوجودی ذاتاً ضرورت وجود ندارد، یعنی هنگامی که عقل، ماهیتش را در نظر می گیرد، آن را نسبت به وجود و عدم، یکسان می بیند و صرف نظر از وجود علت، ضرورتی برای وجود آن نمی بیند.

این مقدمه، بدیهی و بی نیاز از اثبات است. زیرا محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع به دست می آید و فرض ممکن الوجود بودن عیناً فرض نداشتن ضرورت وجود است.

 

ب) هیچ موجودی بدون وصف ضرورت، تحقق نمی یابد، یعنی تا هنگامی که همه راه های عدم به روی آن مسدود نشود، به وجود نمی آید، و به قول فلاسفه «الشیء ما لم یجب لم یوجد». به دیگر سخن: موجود یا ذاتاً واجب الوجود است و خود به خود ضرورت وجود دارد و یا ممکن الوجود است، و چنین موجودی تنها در صورتی تحقق می یابد که علتی آن را ایجاب کند و وجود آن را به سر حدّ ضرورت برساند، یعنی به گونه ای شود که امکان عدم نداشته باشد. این مقدمه هم یقینی و غیر قابل تشکیک است.

ادامه نوشته