جايگاه علمى و تلاشهاى فرهنگى امام باقر(علیه السلام)
پرورش فرهيختگان و دانشوران بسيار
امام باقر(ع)، دانشمندان برجسته اى را در رشته هاى گوناگون معارف چون فقه، حديث، تفسير و ديگر شاخه هاى علوم اسلامى تربيت كرد كه هر يك وزنهاى در دانش به شمار مى رفتند. امام با درايت و هوشيارى تمام توانست شكافى را كه در گذر سال هاى متمادى بين قرآن و عترت در باورهاى دينى بخش عظيمى از مردم پديد آمده بود، از ميان بردارد. پيش از دوران امامت امام باقر(ع)، خفقان سياسى به اندازه اى بود كه در برخى از ادوار انتقال آموزه هاى ناب اسلامى فقط از طريق دعا و نيايش و يا در قالب آموزش هاى دينى به چند پيشكار و خدمتگزار كه با امام حشر و نشر داشتند، صورت مى گرفت.
در اين ميان، عصر امام باقر(ع) به دليل وجود شرايط سياسى خاص اوضاع حاكم، تا اندازه اى به امام اجازه برقرارى مجامع علمى داد تا ايشان بتواند استعدادهاى نهفته اى را كه در جامعه اسلامى وجود داشت تربيت كند؛ با اين همه، نبايد تصور كرد كه امام هيچ گونه محدوديتى در اين راستا نداشته؛ بلكه با رعايت تقيه و پنهان كارى و عدم برانگيختن حساسيّت دستگاه، اين معنا را عملى كرده و با وجود تنگناهاى خاص سياسى و فرهنگى توانست افراد زيادى - بالغ بر 462 نفر - را با آموزش ها و تعاليم ناب خويش پرورش دهد كه نام يكايك آنها در دست است.(7)

برجسته ترين آنها عبارت بودند از:
1. زرارة بن اعين
او از بزرگ ترين راويان احاديث اهل بيت عليهم السلام و از ثقات آنهاست كه بسيار مورد اطمينان اهل بيت عليهم السلام بوده و بارها از زبان آنان ستايش شده است. او پس از امام باقر(ع)، محضر فرزندان آن امام همام را نيز درك كرد و در زمان امامت آنان نيز از بهترين ها به شمار مى آمد.
حتى نقل است كه امام صادق(ع) روزى به او فرمود: «اى زراره، نامت در رديف نام هاى بهشتيان است».(8) و نيز مى فرمود: «خداى رحمت كناد زراة بن اعين را كه اگر او و تلاشهاى او نبود، احاديث و سخنان پدرم از بين مى رفت».(9) و نيز: «گروهى هستند كه ايمان را به زينهار گرفته و برگردن مى افكنند (از آن پاسدارى مى كنند) كه در روز قيامت آنان را پاسداران [ايمان] نامند. بدانيد كه زرارة بن اعين از آن گروه است».(10)
و احاديث بسيار ديگرى كه در ثنا و ستايش ايمان زراره از امامان وارد شده است.
2. محمد بن مسلم ثقفى
او از بزرگان و راويان احاديث ائمه عليهم السلام بود و احاديث بسيارى از امام باقر(ع) روايت كرده است كه در كتاب هاى معتبر حديثى يافت مى شود.(11) در مورد او نيز ستايش هاى گوناگونى از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) وجود دارد.
«عبداللَّه بن ابى يعفور» مى گويد:
«نزد امام صادق(ع) رفتم و گفتم: ما نمى توانيم هر ساعت شما را ملاقات نماييم و امكان دسترسى به شما [ براى پاسخ به پرسش هايى كه داريم ] برايمان وجود ندارد و گاه برخى از من پرسش هايى مى كنند كه پاسخ همه آنها را نمى دانم [ تكليف ما چيست؟] امام فرمود: چرا سراغ محمد بن مسلم ثقفى نمى رويد؟ همانا او [ احاديث ] بسيارى از پدرم شنيده و نزد او فردى قابل اطمينان و احترام بوده است».(12)
امام باقر(ع) درباره اش مى فرمود: «در شيعيان ما كسى فقيه تر از محمد بن مسلم نيست».(13)
او مدت چهار سال در مدينه سكنا گزيد و همه روزه در محضر نورانى امام باقر(ع) حاضر مى شد و پاسخ پرسش هاى خويش را مى شنيد و درس مى آموخت.(14) وى در مدت عمر خويش، سى هزار حديث از امام باقر(ع) و شانزده هزار حديث از امام صادق(ع) شنيد و آنها را روايت كرد(15) كه قسمتى از آنها به دست ما رسيده است. هم چنين او در بين مردم به عبادت بسيار، مشهور بود و از پرستش گران راستين زمان خود به شمار مى آمد.(16) او به سال 150 هجرى قمرى در كوفه بدرود حيات گفت.(17)
3. ابوبصير؛ ليث بن البَختَرىّ مرادى
او نيز از نزديكان و شاگردان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود و سخنان بسيارى را نيز از آن دو بزرگوار نقل كرد. او كتابى نگاشت كه بسيارى از دانشمندان آن را تأييد و از آن روايت كردند.(18) «شعيب عقرقونى» مى گويد:
«از امام صادق(ع) پرسيدم: اگر احتياج به پرسش در مورد مسئله اى پيدا كرديم از چه كسى سؤال كنيم؟ امام پاسخ فرمود: از ابابصير».(19)
4. بُريد بن معاويه عجلى
او از بزرگان روزگار خويش و فقيهى ماهر بود و نزد امام باقر(ع) جايگاهى ويژه داشت و نيز داراى كتابى بود كه برخى از دانشمندان بعد از او، از آن روايت كرده اند.(20)
«ابو عُبيدة حِذاء» مى گويد:
«از امام صادق شنيدم كه فرمود: زراره، ابو بصير، محمد بن مسلم و بُريد از كسانى هستند كه خداى بزرگ در مورد آنان مى فرمايد: (وَالسّابِقونَ السابِقونَ اُولئِكَ المُقَربُونَ)(21) (واقعه: 10و11)».
امام صادق(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
«هيچ كس به اندازه زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بريد بن معاويه ياد ما را زنده نگاه نداشت و احاديث پدرم را احيا نكرد. اگر اينها نبودند كسى تعاليم دين و مكتب پيامبر(ص) را گسترش نمى داد. اينان پاسداران دين و امينان پدرم بودند كه بر پاسدارى از حلال خدا و حرام او كمربستند. آنان هم در دنيا به ما نزديك بودند و هم در آخرت با مايند».(22)
او در دوران امامت امام صادق(ع) زندگى را فرو گذاشت و در خاك آرميد.(23)
در اين ميان، بزرگان ديگرى چون؛ «جابر بن يزيد جعفى»، «حمران بن اعين»، «هشام بن سالم»، «فضيل بن يسار»، «ابان بن تغلب»، و بسيارى ديگر از بزرگان و فرهيختگان(24) اين عصر را نيز مى توان نام برد.
پى ريزى تدوين حديث
در پى انحرافات عميقى كه پس از رحلت رسول اكرم(ص) به وجود آمد، رخداد تأسف برانگيزى دامن گير جهان اسلام شد و آن جلوگيرى از تدوين احاديث اهل بيت عليهم السلام بود كه آثار زيان بار آن ساليان دراز بر پيشانى فرهنگ دينى مردم باقى ماند. نزديك به يك قرن از نگاشتن و محفوظ داشتن احاديث نبوى(ص) و سخنان تابناك اهل بيت: جلوگيرى شديد به عمل آمد و به جاى آن سيل عظيمى از تحريفات در زمينه احاديث نبوى(ص) و جعل آنها به فرهنگ و اعتقاد مردم روى آورد كه به «اسرائيليات» شهرت يافت؛ تا سال 100 هجرى كه «عمر بن عبدالعزيز» فرمان تدوين احاديث را به «ابوبكر بن محمد انصارى» صادر كرد. او كه از رجال و بزرگان تابعين به شمار مى رفت و از اصحاب على(ع) شمرده مى شد، به بازگرداندن فدك به اهل بيت عليهم السلام و تدوين حديث كمربست.(25) امام باقر(ع) از اين فرصت استثنايى كمال بهره را برد و بيان احاديث را آغاز كرد و راويان مختلف از ايشان ده ها هزار حديث نقل كردند. در واقع، امام باقر(ع) نماينده مكتب اهل بيت عليهمالسلام و نخستين سر و سامان دهنده احاديث تابناك معصومين عليهم السلام بود.
از اين رو، بسيارى از محدثين وقت با ديدن تلاش هاى بى دريغ امام، كمر به نگاشتن و نگاه دارى سخنان امام بستند و بدين سبب، بيشتر احاديث اهل بيت عليهم السلام، از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است.
بنيان گذارى اجتهاد
يكى از شاخه هاى بزرگ علوم اسلام «علم اصول» است كه با بهره گيرى از آن احكام شرعى را از ادله شرعيه استخراج مى كنند. از اين رو، اجتهاد متوقف بر آن است و مجتهد براى استنباط احكام شرعى به آن نياز مبرم دارد و ملكه اجتهاد براى او حاصل نمى شود، مگر اينكه به تمامى بحث هاى آن آشنايى كامل داشته باشد.
تمامى دانشمندان شيعى بر اين باورند كه امام باقر(ع)، نخستين كسى بود كه اين علم را تأسيس كرد و قواعد آن را به وجود آورد و بدين وسيله دروازه اجتهاد را به روى دانشمندان اسلامى گشود.(26)
قواعدى را كه امام تأسيس كرد به اين نامها در بين اصوليين شهرت يافت.
استصحاب، قاعده تجاوز، قاعده فراغ، قاعده نفى ضرر، علاج تعارض بين اخبار و...
تمامى اين قواعد به همراه اخبارى كه از امام در مورد آنها وارد شده است، در كتابهاى اصولى موجود است. به گونه اى كه هر يك از اين روايات، درون مايه تأسيس قاعدهاى بزرگ در اصول فقه قرار گرفت(27) و آن را مبناى قواعد اصولى قرار دادند.(28)
مبارزه با شيوه هاى نادرست اجتهاد
امام باقر(ع) وقتى باب اجتهاد را به روى دانشمندان گشود، عده اى با اتخاذ برخى شيوه هاى نادرست در اجتهاد، مانند «قياس» و «استحسان» استنباط احكام شرعى را با خطرى جدى روبه رو كردند. آنان با قوانينى اين گونه، گاه به مخالفت با نصّ كتاب و سنّت و سيره رسول خدا(ص) برخاستند.(29)
از اين دانشمندان، مى توان از «نعمان بن ثابت» نام برد كه به نام «ابو حنيفه» شهرت يافت. او فتاوى عجيب و قياساتى را وارد كرد و بر پايه گمان و سليقه خود فتواهايى داد كه اين فتاوى اكنون در دست است.(30) از ديگر اين افراد مى توان از «سفيان بن سعيد بن مسروق» مشهور به «سفيان ثورى» نام برد كه برخى نيز او را از اطرافيان امام صادق(ع) ذكر كرده اند.(31) از او نيز رواياتى در دست است كه دلالت بر كژانديشى او دارد. آنان گاه مورد لعن اهل بيت عليهمالسلام نيز قرار مى گرفتند.(32)
آنچه اهميت دارد اين است كه اين گونه برداشت هاى اشتباه و به كار گيرى شيوه هاى نادرست در استنباط احكام، همواره مورد ذمّ اهل بيت عليهم السلام بوده و بخشى از تلاش هاى امام باقر(ع) را نيز در زمينه مبارزات فرهنگى به خود اختصاص مى داده است. امام براى زدودن اين شيوه و به كارگيرى كاركردهاى صحيح اجتهاد به اصحاب وارسته خود مى فرمود:
«سنت رسول خدا قياس بردار نيست. چگونه مى توان قياس را ملاك [استنباط حكم ]قرار داد، در حالى كه بر زن در دوران قاعدگى اش قضاى روزه واجب است، ولى قضاى نماز واجب نيست؟».(33)
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.