تناسب معكوس

جانور، هرچه كوچك‌تر و ناتوان‌تر باشد، و قدرت بر نگهداري از فرزند را فاقد باشد، توليد مثل وي افزون‌تر و زايمانش بيشتر خواهد بود. زاد و ولد جانوران تك ياخته‌اي، در ظرف چند روز به ميليون‌ها مي‌رسد. ملكه كشور موريانه كه بايستي به تنهايي افراد بسياري را توليد كند، تا همه گونه كارهاي كشورش را انجام دهند، روزي سي و شش هزار تخم مي‌گذارد. ملكه زنبور عسل، روزانه يك هزار تا دو هزار تخم مي‌گذارد. 

جانور هرچه تواناتر باشد و در محافظت فرزند، نيرومندتر توليد مثل وي كمتر خواهد بود. پستانداران، بچه‌هاي بسياري نمي‌زايند. موش صحرائي، بيش از همه پستانداران مي‌زايد.

يكي از دانشمندان، چنين تخمين زده است كه موش صحرايي، در سال 17 بار مي‌زايد و هر شكمي 4 بچه مي‌آورد. اين جانور دشمن‌هاي بسيار قوي دارد مانند راسو، روباه، شاهين، مار، جغد. پستاندار هرچه قوي‌تر باشد و در محافظت فرزند، تواناتر بود، زايمانش كمتر خواهد بود. نهنگ هر دو سال يك بچه مي‌آورد‌؛ فيل كه عمرش به هفتاد سال مي‌رسد، در تمام عمر، چهار يا پنج بچه، بيشتر نمي‌زايد. اين تناسب معكوس در جانوران از بديهيات دانش به شمار مي‌آيد. اينك پرسشي پيش مي‌آيد كه چرا چنين شد، چرا جانور هرچه ناتوان‌تر باشد بيشتر مي‌زايد و توليد مثل وي افزون‌تر است؟ و چرا جانور هرچه قوي‌تر و نيرومندتر است، كمتر مي‌زايد و توليدمثل وي كمتر است؟ اينك پاسخ:

جانور ناتوان هميشه در خطر نابودي است. چون قدرت بر دفاع از جان خود، در برابر دشمن ندارد. پس براي حفظ نسل آن بايستي توليد مثلش فزون باشد.

جانور توانا، قدرت بر دفاع از جان خود دارد پس نيازي به توليد مثل فراوان ندارد چون مي‌تواند، نسل خود را حفظ كند.

آيا اين تناسب معكوس در جانوران، نشانه حكومت حكمت بي‌پايان و قدرت بي‌پايان و دانش بي‌پايان در اين جهان نيست؟ آيا جانور ناتوان را آنطور آفريدن و جانور توانا را اينطور آفريدن، نشانه قدرت و حكمت و دانش آفريننده آنها نمي‌باشد؟