gol.. حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟





حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو، خدا را! .... بزنم یا نزنم؟

همۀ حرف دلم با تو همین است که دوست...

چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:

دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم:

بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟

قیصر امین پور
 
 
دلم ابريست
ابرهاي سنگين و سياه
که نويد باراني طوفاني را ميدهد
در حياط دل من باران ميبارد!
مينشينم کنج دلم و به صداي باران گوش ميدهم
با خود زمزمه ميکنم :
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت..
فاصله من تا باران فقط به اندازه گشودن يک در است کاش
باور داشتم !
باران زده ی من:
آسمان شهرم ابریست و نمیبارد
و از باران خبری نیست...