اصلح در دیدگاه امام خمینی(ره)

 
(برخی از ویژگی هایی که امام خمینی (ره) برای فرد اصلح در انتخابات، برشمردند.)
-مدافع اسلام ناب محمدی(ص) و مدافع طبقه محروم باشد.
((مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که... طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پا برهنگان زمین.... و مدافع اسلام ناب محمدی(ص) باشند.  صحیفه نور/جلد4/ص194 ))
-مؤمن و استقلال طلب باشد.
((باید همت کنید و اشخاص متعهد،اشخاصی که برای ایران کار بکنند،نه برای اجانب...
،اشخاصی که ایمان به خدا داشته باشند،نه چپگرا باشند و نه راستگرا،بلکه صراط مستقیم را داشته باشند. صحیفه نور/جلد5/ص267 ))
-از طبقه مستضعف،نه سرمایه دار و زمین خوار، باشد.
((توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه ای باشند; که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند.
وصیت نامه سیاسی -الهی امام خمینی(ره)/ص 19))
-حسن سابقه،عالم و دلسوز مردم باشد.
((اشخاصی که انتخاب می کنید،سوابقشان را مطالعه کنید.... در زمان سابق چه جور بودند... سوابق خانوادگی شان چه هست،عقایدشان چه هست و مقدار معلوماتشان چه هست.... صحیفه نور/جلد9/ص177))
-آگاه وشجاع باشد.
((کسانی را که انتخاب می کنید،باید مسائل را تشخیص دهند، نه از افرادی باشند که اگر روس یا امریکا یا قدرت دیگه تشری زد،بترسند;باید بایستند و مقابله کنن. صحیفه نور/جلد18/ص198))
-امین و صادق باشد.
(( ... سرنوشت خودتان را به اشخاص امین بدهید،سرنوشت خود را به افرادی که محتمل است خیانت بکنند ندهید. صحیفه امام/جلد8/ص385))
-قابل اعتماد باشد.
((باید به اشخاصی که احتمال انحراف در آنان می رود رأی ندهند-چه احتمال عقیدتی،اعمالی و یا اخلاقی-که به چنین اشخاص اعتماد نمی شود کرد و رأی به آنان موجب مسئولیت خواهد بود.  صحیفه امام/جلد12/ص278))

مجلس مرعوب غرب و آمریکا مملکت را بدبخت می کند

مجلس مرعوب غرب و آمریکا مملکت را بدبخت می کند

رهبر معظم انقلاب :مجلس با تصویب قوانین، ریل‌گذار حرکت دولت و دستگاه اجرایی است؛ بنابراین انتخاب نمایندگان براساس بصیرت و آگاهی، در نحوه‌ی ریل‌گذاری حرکت کشور و جهت‌گیری آن بسیار تأثیرگذار است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم آذربایجان شرقی فرمودند:از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی طراحی بیگانگان، جلوگیری از برگزاری انتخابات در ایران بود که تلاش‌هایی را هم انجام دادند اما چون مأیوس شدند، در سال‌های اخیر، تمرکز خود را بر زیرسؤال بردن انتخابات قرار داده و می‌خواهند در انتخابات اعمال نفوذ کنند.

ایشان با تأکید بر اینکه نتیجه‌ی زیرسؤال بردن تصمیم‌های شورای نگهبان، القای غیرقانونی بودن انتخابات است، خاطرنشان کردند: هنگامی که غیرقانونی بودن انتخابات القاء شود، بنابراین مجلس شورای اسلامی برآمده از این انتخابات و مصوبات آن غیرقانونی خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه یکی از اهداف جبهه‌ی استکبار، از زیرسؤال بردن انتخابات، محروم کردن ملت‌های مسلمان دنیا از پدیده‌ی بی‌نظیر، بدیع و جذاب «مردم‌سالاری دینی» است، به جایگاه بسیار مهم مجلس شورای اسلامی اشاره کردند و افزودند: مجلس با تصویب قوانین، ریل‌گذار حرکت دولت و دستگاه اجرایی است؛ بنابراین انتخاب نمایندگان براساس بصیرت و آگاهی، در نحوه‌ی ریل‌گذاری حرکت کشور و جهت‌گیری آن بسیار تأثیرگذار است.

ایشان با اشاره به تمرکز دستگاه‌های تبلیغاتی جبهه‌ی استکبار بر مجلس خبرگان، گفتند: علت تأکید مکرر بر لزوم بصیرت و آگاهی و دانایی مردم در انتخابات، همین موضوع است تا بر خلاف خواسته‌ی دشمن عمل شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه اقتصاد مقاومتی به معنای حصار کشیدن به دور کشور نیست، افزودند: اقتصاد مقاومتی، درون‌زا و برون‌گرا است یعنی اگر اقتصاد ملی از درون نجوشد، به جایی نخواهد رسید.

 

????? ???? ????????? ????

انتهای پیام/

مردم سالاری دینی پدیده ای بی نظیر و جذاب است

مردم سالاری دینی پدیده ای بی نظیر و جذاب است

رهبر معظم انقلاب : یکی از اهداف جبهه‌ی استکبار، از زیرسؤال بردن انتخابات، محروم کردن ملت‌های مسلمان دنیا از پدیده‌ی بی‌نظیر، بدیع و جذاب «مردم‌سالاری دینی» است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم آذربایجان شرقی فرمودند:از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی طراحی بیگانگان، جلوگیری از برگزاری انتخابات در ایران بود که تلاش‌هایی را هم انجام دادند اما چون مأیوس شدند، در سال‌های اخیر، تمرکز خود را بر زیرسؤال بردن انتخابات قرار داده و می‌خواهند در انتخابات اعمال نفوذ کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: طراحی آنها برای انتخابات ۷ اسفند، از تخریب شورای نگهبان و زیرسؤال بردن تصمیم‌های آن آغاز شده است و این شورا یکی از چند مرکز اساسی در نظام اسلامی است که آمریکایی‌ها از ابتدای پیروزی انقلاب، به‌شدت با آن مخالف بودند.

ایشان با تأکید بر اینکه نتیجه‌ی زیرسؤال بردن تصمیم‌های شورای نگهبان، القای غیرقانونی بودن انتخابات است، خاطرنشان کردند: هنگامی که غیرقانونی بودن انتخابات القاء شود، بنابراین مجلس شورای اسلامی برآمده از این انتخابات و مصوبات آن غیرقانونی خواهد بود.

ایشان با تأکید بر اینکه یکی از اهداف جبهه‌ی استکبار، از زیرسؤال بردن انتخابات، محروم کردن ملت‌های مسلمان دنیا از پدیده‌ی بی‌نظیر، بدیع و جذاب «مردم‌سالاری دینی» است، به جایگاه بسیار مهم مجلس شورای اسلامی اشاره کردند و افزودند: مجلس با تصویب قوانین، ریل‌گذار حرکت دولت و دستگاه اجرایی است؛ بنابراین انتخاب نمایندگان براساس بصیرت و آگاهی، در نحوه‌ی ریل‌گذاری حرکت کشور و جهت‌گیری آن بسیار تأثیرگذار است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تمرکز دستگاه‌های تبلیغاتی جبهه‌ی استکبار بر مجلس خبرگان، گفتند: علت تأکید مکرر بر لزوم بصیرت و آگاهی و دانایی مردم در انتخابات، همین موضوع است تا بر خلاف خواسته‌ی دشمن عمل شود.

????? ???? ????????? ????

گلچینی از بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) درباره‌ انتخابات  


جایگاه و نقش بی‌بدیل «مجلس خبرگان رهبری» در اندیشه‌ی امام خامنه ای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مجلس خبرگان رهبری را به‌عنوان «مهم‌ترین رکنِ نظام اسلامی» معرفی کرده و بر جایگاه اثرگذار و بی‌بدیل آن تأکید کرده‌اند. ایشان در دیدار مردم قم با اشاره به اهمیت جایگاه مجلس خبرگان فرمودند: «مجلس خبرگان بنا است که رهبر انتخاب کنند؛ [این‌] شوخی است؟ آن روزی که رهبر فعلی در دنیا نباشد یا رهبر نباشد، باید اینها رهبر انتخاب بکنند. چه کسی را انتخاب خواهند کرد؟ آیا کسی را انتخاب خواهند کرد که در مقابل هجمه‌ی دشمن بِایستد، به خدا توکّل کند، شجاعت نشان بدهد، راه امام را ادامه بدهد؟ … یا کسی را انتخاب میکنند که جور دیگری است؟ این خیلی مهم است. کسی را شما میخواهید برای مجلس خبرگان انتخاب بکنید که در واقع، او رهبر را انتخاب خواهد کرد که کلید حرکت انقلاب در دست او است.»                                    
   خبرگان مهم‌ترین رکنِ نظام است«اجتماع خبرگان رهبری در نظام جمهوری اسلامی، تعیین‌کننده‌ترین و مهم‌ترین رکن از ارکان این نظام است. هیچ‌کدام از ارکان نظام جمهوری اسلامی -چه آنچه به تقنین و چه آنچه به اجرا و غیر آنها ارتباط پیدا میکند- از لحاظ تعیین‌کننده بودن و آثار ماندگاری باقی گذاشتن، به اهمیت این اجتماع نیست. این معنا موجب میشود که مسؤولیت این جمع و آحاد تشکیل‌دهنده‌ی آن، عظمت پیدا کند.»[۱]این جملات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره‌ی مجلس خبرگان رهبری نمایانگر جایگاه بی‌بدیل و تعیین‌کننده‌ی این مجلس در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است. نهادی که با هیچ‌ یک از ارکان حکومتی قابل مقایسه نبوده و در سطحی بالاتر به نقش‌آفرینی می‌پردازد. اما دلیل این تأکید ویژه بر جایگاه مهم خبرگان رهبری نسبت به سایر ارکان نظام اسلامی چیست؟با نگاهی به بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان به این پرسش پاسخی روشن داد.
 متمایزکننده الگوی جمهوری اسلامی از دیگر الگوهای سیاسیبه تعبیر رهبر انقلاب، مجلس خبرگان یکی از تمایزات نظام جمهوری اسلامی با سایر نظام‌های سیاسی است:«مسئله‌ی خبرگان و مجلس خبرگان یک مسئله‌ی بسیار مهم و استثنائی است؛ یکی از تمایزات نظام جمهوری اسلامی این است.»[۲]
برای فهمِ جایگاه خاص و متمایزکننده‌ی مجلس خبرگان در ساختار نظام اسلامی و چرایی آن باید به مسئولیت‌های مهم و ویژگی‌های خاص این نهاد نگاهی دقیق داشت. انتخاب‌هایی که در این مجلس توسط مردم و معتمدین آنان صورت می‌پذیرد جایگاهی ویژه به این مجلس بخشیده و آن را به «مظهر حضور مردم» و «مردم‌سالاری اسلامی» تبدیل می‌کند:«دو انتخابات مهم در این مجلس انجام میگیرد: یکی انتخاب به‌وسیله‌ی مردم که معتمدین خودشان را معیّن میکنند و انتخاب میکنند که این معتمدین عمده‌ی کارشان هم انتخابی است که بعداً آنها خواهند کرد؛ انتخاب دوّم، [یعنی‌] انتخاب رهبری. دو انتخاب در اینجا وجود دارد؛ یعنی مجلس خبرگان مظهر حضور مردم و مظهر مردمی بودن و دخالت آراء مردم و سلایق مردم است؛ هیچ نهاد دیگری را ما به این شکل نداریم که دو انتخاب در دل آن وجود داشته باشد که نشان‌دهنده‌ی اراده‌ها و نیّتهای مستقل باشد. انتخاب دوّم هم انتخاب رهبری است… مظهر مردم‌سالاری اسلامی به‌طور کامل و تام و تمام در واقع این مجلس است.»[۳] بر این اساس مجلس خبرگان «پایه‌ی اسلامی جامعه و نظام» و «پشتوانه‌ و ذخیره‌ی معنویِ عظیمِ نظام» است:«تشکیل مجلس خبرگان، یکی از مظاهر حرکت اسلامی و پایه‌ی اسلامی جامعه و نظام ماست.»[۴] «مجلس خبرگان در حقیقت یک پشتوانه‌ی عظیمی برای نظام است؛ مثل صندوق ذخیره‌ی ارزىِ معنوىِ نظام. یک پشتوانه و یک ذخیره‌ی معنوی است.»[۵] 


 تضمین‌کننده تحقق اسلام در واقعیت زندگیدو وظیفه‌ی مهمِ «تعیین رهبری» و «مراقبت نسبت به حفظ شرایط رهبری» برعهده‌ی خبرگان رهبری است که با انجام درست آن، رهبری دینی و انقلابی در جامعه‌ی اسلامی «حفظ و استمرار» می‌یابد:«کار مجلس خبرگان بسیار مهم است. یک روز به کسی احتیاج است که رهبری و زعامت این کشور را به دست گیرد؛ این مجلس بایستی حاضر باشد. بعد هم بایستی مراقبت کند که شرایط در کسی که علم و عمل و تدبیر و وجود شرایط در او را تشخیص داده است، حفظ شود. خبرگان، هم ابتدائاً و هم استدامتاً مسوولند که مراقبت کنند، مراقب باشند و بفهمند. اینها وظایف بسیار مهمی است.»[۶] «وظیفه‌ی حساس مجلس خبرگان عبارت از حفظ و استمرار بخشیدن رهبری دینی و انقلابی است.»[۷] «ملت در انتخاب خبرگان، باید با بصیرت عمل کند. چشمهایتان را باز کنید، از خدا مدد بخواهید و ببینید که چه کسانی را انتخاب می‌کنید. افراد صالح، مؤمن، لایق، افرادی که می‌توانند مصلحت دین و دنیای مردم را تشخیص بدهند، افرادی که دارای تقوای کافی هستند و آنها را از لغزش باز می‌دارد، افراد عالم، انقلابی و کسانی را که تجربه‌ی سالهای گذشته نشان داده است که در خط درست حرکت کرده‌اند و راه درست را شناخته‌اند، انتخاب کنید. این، چیز خیلی مهمی است.»
توجه به نتایج و ثمرات عملی شدن وظایف خبرگان رهبری، زوایای جدیدی از اثرگذاری‌های کلان این نهاد در حاکمیتِ جامعه‌ی اسلامی را نشان می‌دهد. معیار قرار دادن «فقه و ارزش‌های اسلامی» در «تعیین رهبریِ نظام» توسط خبرگان به «حاکمیّت ارزشهای اسلامی» و «تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی» منجر می‌شود:«[انتخاب رهبری] تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی. بنابراین انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیّت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی. ادیان الهی نیامده‌اند که فقط در اذهان باقی بمانند؛ باید در واقعیّت زندگی تحقّق پیدا کنند. خب، این ابزار و وسایلی لازم دارد؛ اینجا این ابزار، مجلس خبرگان است که از این طریق تضمین میکند حاکمیّت ارزشهای الهی را و اجرای احکام الهی را و حاکمیّت دین خدا را و حاکمیّت اسلام را.»[۸]
نگاه به مجلس خبرگان از این منظر آن را به جایگاهی برای «هدایتِ مردم توسط علما در مقیاس اجتماعی و حکومتی» و دارای «تأثیری ماندگار بر سرنوشت جامعه» تبدیل کرده است:«مجموعه‌ی خبرگان، مجموعه‌ی علمای صاحب‌نام و صاحب شأن در بین مردم، و مورد اعتماد مردم در همه‌ی قضایا، بخصوص در قضیه‌ی بسیار مهم رهبری و انتخاب رهبری و قضایای مربوط به آن محسوب میشود… نقش علمای دین در هدایت مردم، منحصر نمیشود به هدایت در امور فرعی و مسائل شخصی و اینها. مهمتر از همه‌ی اینها، هدایت مردم است در مسئله‌ی عظیم اجتماعی و مسئله‌ی حکومت و مسئله‌ی نظام اسلامی و وظائفی که مترتب بر این هست در مقابله‌ی با حوادث جهانی… بنابراین علمای دین -که از جمله‌ی برترین آنها، مجموعه‌ی خبرگان هستند- تأثیر ماندگار و مستمری در حوادث جامعه و سرنوشت جامعه دارند.»[۹]
بر این اساس است که تشکیل این مجلس و آمادگی و «استقلال فکری» آن موجب سَرازیر شدن «سکینه‌ی الهی» به جامعه می‌شود:«وقتی این مجلس تشکیل میشود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان میدهد، این موجب سکینه و آرامش در دلهای مؤمنین میشود؛ در واقع این سکینه‌ی الهی، سَرریز میشود از این مجلس به داخل جامعه.»[۱۰]

 افراد باتقوا، عالم و انقلابی را انتخاب کنیدبا درکِ نقش‌آفرینی مجلس خبرگان رهبری به‌عنوان مهم‌ترین رکنِ نظام می‌توان به اهمیت و حساسیت‌ِ خاص انتخابات آن نیز پی برد تا آنجا که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از آن به‌عنوان «مهم‌ترین و حساس‌ترین انتخابات کشور» تعبیر می‌کنند. اهمیت این انتخابات آنجا روشن‌تر می‌شود که به نقشِ رهبری به‌عنوان «کلیددارِ حرکت انقلاب» توجه کرده و این نکته به‌درستی درک شود که «آینده‌ی انقلاب اسلامی» و «ماندگاریِ» آن در گرو تشخیص و انتخاب درست و به‌موقع خبرگان است:«اهمیت انتخابات خبرگان -که شاید هیچ کدام از انتخاباتهای کشور به این درجه‌ی از اهمیت و حساسیت نباشد- در این است که با این انتخابات، مردم افراد خبره‌ی مورد اعتماد خودشان را انتخاب می‌کنند تا اینها آماده‌ی به کار باشند برای لحظه‌ی حساس فقدان رهبری در کشور.»[۱۱] «آن روزی که رهبر فعلی در دنیا نباشد یا رهبر نباشد، باید اینها رهبر انتخاب بکنند. چه کسی را انتخاب خواهند کرد؟ آیا کسی را انتخاب خواهند کرد که در مقابل هجمه‌ی دشمن بِایستد، به خدا توکّل کند، شجاعت نشان بدهد، راه امام را ادامه بدهد؟ آیا چنین کسی را انتخاب میکنند یا کسی را انتخاب میکنند که جور دیگری است؟ این خیلی مهم است. کسی را شما میخواهید برای مجلس خبرگان انتخاب بکنید که در واقع، او رهبر را انتخاب خواهد کرد که کلید حرکت انقلاب در دست او است؛ این خیلی اهمّیّت دارد.»[۱۲] حقیقت این است که «ماندگاری انقلاب» و ادامه‌ی حرکتِ انقلابی ملت ایران بر اساس «مکتب و خط امام خمینی(ره)» در گرو عملکرد صحیح و زمان‌شناسانه‌ی خبرگان ملت است. چنانچه خبرگانی عالم و انقلابی به نمایندگی از مردم در مجلس خبرگان رهبری حضور داشته و عملکردی درست و به‌موقع داشته باشند، این حرکت ادامه خواهد یافت. در این چارجوب و با فهم‌ِ دقیق این حساسیت‌ها است که رهبری، مردم را در این انتخابات به عمل کردن براساسِ «بصیرت» و انتخاب افرادِ «صالح، مؤمن، دارای قدرت تشخیص، باتقوا، عالم و انقلابی» سفارش می‌کنند:«نکته‌یی که مهم است، این است که ملت در انتخاب خبرگان، باید با بصیرت عمل کند. چشمهایتان را باز کنید، از خدا مدد بخواهید و ببینید که چه کسانی را انتخاب می‌کنید. افراد صالح، مؤمن، لایق، افرادی که می‌توانند مصلحت دین و دنیای مردم را تشخیص بدهند، افرادی که دارای تقوای کافی هستند و آنها را از لغزش باز می‌دارد، افراد عالم، انقلابی و کسانی را که تجربه‌ی سالهای گذشته نشان داده است که در خط درست حرکت کرده‌اند و راه درست را شناخته‌اند، انتخاب کنید. این، چیز خیلی مهمی است.»[۱۳]
 بستن درِ امید به روی دشمن؛ علت مخالفت‌ها با مجلس خبرگانحقیقت این است که «ماندگاری انقلاب» و ادامه‌ی حرکتِ انقلابی ملت ایران بر اساس «مکتب و خط امام خمینی(ره)» در گرو عملکرد صحیح و زمان‌شناسانه‌ی خبرگان ملت است. چنانچه خبرگانی عالم و انقلابی به نمایندگی از مردم در مجلس خبرگان رهبری حضور داشته و عملکردی درست و به‌موقع داشته باشند، این حرکت انقلابی ادامه یافته و درهای امید بر روی دشمنان بسته می‌شود:«همه‌ی چشمها به ایران دوخته شده بود که امام بزرگوار ما، کی از دست این مردم گرفته شود. برای آن روز نقشه‌ها کشیده و امیدها بسته بودند! ده سال منتظر آن روز نشسته بودند که فرا برسد. روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ از نظر دشمنان این ملت و دشمنان انقلاب، یک روز بسیار مهم و تعیین‌کننده بود. مجلس خبرگان نگذاشت این خلا به وجود آید. البته آنها شخص حقیری مثل این ناچیز را برای کشیدن این بار سنگین انتخاب کردند. این هم قضای الهی بود؛ مایه‌ی شرمندگی این بنده‌ی حقیر بود؛ اما با قطع نظر از این‌که تعیین خبرگان متوجه چه کسی و چه شخصی بود، این مطلب از نظر دشمن و دوست و در سطح عالم، بسیار اهمیت داشت که امام بزرگوار در شب چهاردهم خرداد، ملت ایران را به فراق خودشان مبتلا کردند و به جوار الهی رفتند. روز چهاردهم غروب نشده بود، که مجلس خبرگان کار خودش را انجام داد و همه‌ی درهای امید را بر روی دشمنان بست. دشمن این را دیده است. علت مخالفت دشمنان مستکبر جهانی با مجلس خبرگان این است.»[۱۴]


۱- سرمایه‌گذاری انسانی
انتخابات سرمایه‏گذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل این‌که شما سرمایه‏ى سنگین و عظیمى را در بانک می‌گذارید، بانک با آن کار می‌کند و شما از سودش استفاده می‌کنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایه‏گذارى عظیمى را می‌کند، سپرده‏گذارى بزرگى را انجام می‌دهد و سود آن را می‌برد.
آراء یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایه‏گذارى و سپرده‏گذارى. هر رأیى که شما در صندوق مى‏اندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین می‌کنید. یک رأى هم اهمیت دارد.
هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ براى ملت ایران حرمت بیشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال می‌شوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان می‌دهد.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸
۲-ثمره مردم‌سالاری دینی
انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایه‏ى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایه‏ها، انتخابات است. مردم‏سالارى دینى با حرف نمی‌شود؛ مردم‏سالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‏ى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت می‌گیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست.
این مردم‏سالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. این‌که شما توانسته‏اید در طول این سى‌سال از نهیب ابرقدرت‌ها نترسید، این‌که ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربه‏ى اساسى به شما بزنند، این‌که جوانان کشور در ورود به میدان‌هاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان می‌دهند، ناشى از مردم‏سالارى دینى است.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸
۳- هدیه‌ی امام
انتخابات نماد حرکت اسلامى در کشور ماست. انتخابات، هدیه‌ى اسلام به ملت ماست. امام بزرگوار ما حکومت اسلامى به روش انتخاباتى را به ما یاد داد. حکومت اسلامى در ذهن‌ها و خاطره‌ها به شکل خلافت‌هاى موروثى به یادگار مانده بود؛ خیال مى‌کردند حکومت اسلامى یعنى مثل خلافت بنى‌امیه و بنى‌عباس یا خلافت ترکان عثمانى؛ یک نفر با نام و شکل ظاهرى خلیفه، اما با باطن و عمل فرعون و پادشاهان مستبد؛ بعد هم که از دنیا مى‌رود، یک نفر را به جاى خود معین کند.
در ذهن مردم دنیا، حکومت اسلامى به این شکل تصویر مى‌شد؛ که بزرگترین اهانت به اسلام و حکومت اسلامى بود. امام، حکومت اسلامىِ به روش انتخابات مردم و حضور مردم و تعیین منتخب مردم را – که لبّ اسلام است – بار دیگر براى مردم ما معنا کرد و در جامعه‌ى ما تحقق بخشید.
بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) ۱۴/۳/۸۴
۴-مسئله‏ى اول، شرکت در انتخابات
انتخاب رئیس جمهور یعنى انتخاب رئیس قوه‏ى مجریه و کسى که اغلب امکانات کشور در اختیار اوست. و مى‏بینید اگر چنان‌چه رئیس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى این کشور انجام می‌دهد؛ می‌خواهند این نباشد.
من عرض می‌کنم: همه باید اصرار داشته باشید که در انتخابات شرکت کنید. به نظر من مسئله‏ى اول در انتخابات، مسئله‏ى انتخاب این شخص یا آن شخص نیست؛ مسئله‏ى اول، مسئله‏ى حضور شماست. حضور شماست که نظام را تحکیم می‌کند، پایه‏هاى نظام را مستحکم می‌کند، آبروى ملت ایران را زیاد می‌کند، استقامت کشور را در مقابل دشمنى‏ها زیاد می‌کند و دشمن را از طمع ورزیدن به کشور و از فکر ضربه زدن و توسعه و فساد و فتنه منصرف میکند. این یک مسئله‏ى بسیار مهم است؛ پس مسئله‏ى اول، شرکت در انتخابات است.
بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۲/۲۲//۱۳۸۸
۵- برای حضور حداکثری تلاش کنید
مسأله‌ى اول، مشارکت است. در زمینه‌ى مشارکت مردم، هر طور که مى‌توانید، روى خانواده‌ها و دوستانتان کار کنید. مشارکت، یکى از اساسى‌ترین مسائل است. حضور مردم براى پیشرفت و صیانت کشور لازم است. نه این‌که اگر عده‌ى زیادى شرکت نکردند، این‌ها به نظام «نه» گفته‌اند؛ به‌هیچ‌وجه این‌طورى نیست.
آن‌هایى که به‌خاطر «نه» گفتنِ به نظام نمى‌آیند، درصد خیلى کمى‌اند. یک‌عده به‌خاطر بى‌حالى نمى‌آیند؛ یک‌عده به‌خاطر بى‌حوصلگى نمى‌آیند؛ یک‌عده روز جمعه کار دیگرى دارند و نمى‌آیند؛ این‌ها را شما راه بیندازید. والّا کسانى‌که معتقد به نظام و قانون اساسى نیستند و دلشان براى بیگانگان و نفوذ آن‌ها پر مى‌زند و منتظر آمدن بیگانگان هستند، درصد بسیار کمى‌اند.
بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى ۵/۳/۱۳۸۴ 



۶- رأی دادند تا نه بگویند!
این‌ها هیچ‌وقت دست از بدگویى کردن نسبت به جمهورى اسلامى و هر تشکیلاتى در دنیا که با آن موافق نباشند، برنمى‌دارند. اگر مردم ایران در یک انتخابات پرشور شرکت کنند، یک‌طور حرف مى‌زنند؛ اگر شرکت نکنند، یک‌طور دیگر حرف مى‌زنند… در انتخابات دوم خرداد سال هفتادوشش- که انتخابات پرشورى شد؛ جمعیت عظیمى شرکت کردند که البته بى‌سابقه نبود و آن درصد قبلاً هم در بعضى از انتخابات‌هاى دیگر شرکت کرده بودند؛ اما در آن انتخابات درصد بسیار خوبى شرکت کردند- رادیوهاى بیگانه گفتند ملت ایران جمع شدند و رأى در صندوق‌ها ریختند، براى این‌که به جمهورى اسلامى بگویند نه! شما را به خدا ببینید؛ مردم به دعوت رهبرى، نظام و مسؤولان آمدند و مسؤولى را براى جمهورى اسلامى انتخاب کردند. وقتى که شلوغ بود و جمعیت پاى صندوق‌ها با درصد بالا شرکت کردند، آن‌طور گفتند؛ در انتخابات شوراها هم که در شهرهاى بزرگ، مخصوصاً تهران، شرکت مردم خیلى پایین بود، باز گفتند مردم شرکت نکردند؛ یعنى به جمهورى اسلامى گفتند نه! بنابراین و به‌نظر آن‌ها اگر مردم در انتخابات شرکت کنند، گفته‌اند نه؛ اگر شرکت هم نکنند، گفته‌اند نه! تبلیغات دشمن این‌گونه است. هرچه هم مردم شرکت کنند، تبلیغات دشمن هست.
دیدار استادان و دانشجویان قزوین۲۶/۹/۱۳۸۲
۷-آبروی ملی
از حدود یک سال پیش، دستگاه‌هاى تبلیغاتى دشمنان ملت ایران، با یک شیب ملایمى شروع کردند علیه این انتخابات حرف زدن و اقدام کردن و مطلب ساختن؛ دستگاه‌هاى امنیتى‏شان هم مشغول شدند به خبرگیرى و گمانه‏زنى و پیشنهاد دادن. روى این انتخابات حساسند… در درجه‏ى اول، هدفشان تعطیل شدن انتخابات است که انتخابات نباشد… درست در نقطه‏ى مقابل خواست دشمنان، همه‏ى ما باید در انتخابات حضور فعالى داشته باشیم. انتخابات آبروى ملى ماست؛ انتخابات یکى از شاخص‌هاى رشد ملى ماست؛ انتخابات وسیله‏اى براى عزت ملى است. وقتى ببینند که ملت ایران با شور و با شعور و با درک کامل و آگاهى پاى صندوق‌هاى رأى می‌روند، معنایش چیست؟ معنایش این است ملت براى خود حق و توان تصمیم‏گیرى قائل است؛ می‌خواهد در آینده‏ى کشور اثر بگذارد و مسئولان کشور و مدیران اصلى کشور را انتخاب کند.
بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ /۱۳۸۸/۲/۲۲
۸- بهانه‌های بنی‌اسراییلی!
بنده معتقدم که در این انتخابات، ملت باید به عنوان یک تکلیف و یک حق شرکت کند… دشمنان ما مى‌خواهند اصلاً انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براى این‌که بتوانند شاهدى بیاورند که در ایران مردم‌سالارى و دمکراسى نیست. وقتى ما انتخابات برگزار مى‌کنیم، حربه‌ى آنها گم مى‌شود. بنابراین اولین خواسته‌هاى آن‌ها برگزار نشدن انتخابات است… گام دوم این است که اگر نتوانستند، انتخابات را متهم کنند. خواهند گفت در انتخابات تقلب شده؛ خواهند گفت انتخابات تبعیض‌آمیز است؛ خواهند گفت چرا فلانى رد صلاحیت شد… آن‌جایى هم که رد صلاحیت نیست، باز همین حرف‌ها را مى‌گویند. در انتخابات دور دوم شوراها مطلقاً رد صلاحیت نبود. همان آدم‌هایى که واقعاً به نظام عقیده‌یى ندارند، آمدند در انتخابات شرکت کردند و به‌خاطر بى‌اعتنایى مردم رأى هم نیاوردند؛ اما باز هم حرف مى‌زنند! به‌هرحال این‌ها انتخابات را زیر سؤال مى‌برند. دشمن با یک انتخابات موفق، سراسرى و پُرشور مخالف است.
بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان ۱۹/۲/۸۴
۹- از کاه، کوه نسازید!
انتخابات در دوره‏هاى گذشته سالم بوده. در مواردى که شبهاتى پیش مى‏آمد، ما فرستادیم تحقیق کردند، دنبال کردند. در یکى از مجالس گذشته شایعاتى پیدا شد، بعضى‏ها دلایلى آوردند، حرف‌هایى زدند که انتخابات ناسالم است؛ توقع داشتند که در برخى از شهرهاى مهم از جمله تهران، انتخابات ابطال شود. ما افراد وارد و مطلعى را فرستادیم تحقیق کردند، مطالعه کردند؛ دیدند نه، خدشه در انتخابات نیست. در بین هزارها صندوق ممکن است در دو تا، پنج تا صندوق خدشه‏هایى به وجود بیاید. این، انتخابات را خراب نمی‌کند. این هم مال بعضى از اوقات بوده است. گاهى یک گروهى، یک جناحى – از این جناح‌هاى معمولى کشور که شماها این جناح‏بندى‏ها را می‌شناسید – که بر سر کار بودند، نتیجه‏ى انتخابات به ضرر آن‌ها و به نفع جناح مقابل شده؛ مکرر این اتفاق افتاده. چطور این انتخابات را کسى ممکن است زیر سؤال ببرد؟
بیانات در دیدار جمعى از معلمان، پرستاران و کارگران ۹/۲/۱۳۸۸
۱۰- ورودى‌هاى میدان سیاست باید کنترل شود
یقیناً ورودى‌هاى میدان سیاست باید کنترل شود. میدانِ اداره‌ى کشور و مدیریت کشور است؛ مگر شوخى است؟ یک کشور را مى‌خواهند دست یک نفر بسپرند؛ لذا باید ورودى‌هاى این میدان کنترل شود و معلوم گردد کسى که دارد مى‌آید، کیست؛ اصلاً عُرضه‌ى این کار را دارد یا ندارد؛ بعد، اعتقاد به این کار دارد یا ندارد؛ بعد، اصلاً مى‌فهمد در کشور چه کار باید کرد یا نه. ملاک‌هایى وجود دارد؛ باید کسانى باشند که این ملاک‌ها را ببینند و بسنجند؛ قانون اساسى این را پیش‌بینى کرده. شما معیارها را مى‌دانید. خوشبختانه کشور ما کشور جوانى است؛ لذا چهره‌ى جوان کشور اقتضاء مى‌کند که یک نشاط خوب و قوى و جوانانه در کل دستگاه اجرایى وجود داشته باشد. نگاه کنید ببینید واقعاً چه کسى طرفدار انقلاب و طرفدار دین و طرفدار عدالت و طرفدار عدم تبعیض بین فقیر و غنى است؛ چه کسى کفایت و دنبال‌گیرى و نشاط لازم را دارد؛ چنین کسى را پیدا کنید.
بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى ۵/۳/۸۴ 



۱۱- از جاده‌ی انصاف خارج نشوید
کسانى که براى انتخابات خود را نامزد می‌کنند، بدانند که انتخابات یک وسیله‏اى است براى بالا بردن توان کشور، براى آبرومند کردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت‏طلبى نیست. اگر بناست این انتخابات براى اقتدار ملت ایران باشد، پس نامزدها بایستى به این اهمیت بدهند و این را در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان و در حضورشان رعایت کنند. مبادا نامزدها در اثناى فعالیت‌هاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار کنند و حرفى بزنند که دشمن را به طمع بیندازند. رقابت‌ها را منصفانه کنند، حرف‌ها را منصفانه کنند، از جاده‏ى انصاف خارج نشوند. خوب، به طور طبیعى هر نامزدى حرفى دارد و حرف مقابل خود را رد میکند؛ این رد و ایراد فى نفسه اشکالى ندارد؛ اما مشروط بر این‌که تویش بى‏انصافى نباشد، کتمان حقیقت نباشد. میدان براى همه باز است؛ بیایند در میدان انتخابات خود را بر مردم عرضه کنند. اختیار با مردم است؛ مردم هر جورى که فهمیدند، تشخیص دادند، هشیارى آن‌ها به آن‌ها کمک کرد، ان‏شاءاللَّه همان جور عمل خواهند کرد.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸
۱۲- مردم چه تقصیری دارند؟
آن کسانى هم که دستى در تبلیغات دارند، فضاى سیاسى کشور را آشفته نکنند؛ بدگویى از این، اهانت به آن، معارضه‌ى جناح‌هاى سیاسى با هم. مردم چه تقصیرى کرده‌اند که بایستى ذهن آن‌ها به خاطر انگیزه‌هاى مختلف سیاسى اشخاص و گروه‌ها و جناح‌ها و مجموعه‌ها، آشفته و مغشوش شود. این‌ها بگذارند فضاى انتخابات سالم باشد. البته هرکس حق دارد از خود و نامزد انتخاباتى خود دفاع و حمایت کند؛ این مانعى ندارد. تبلیغات در حد متعارف و بدون اسراف و زیاده‌روى، خیلى خوب است؛ اما اهانت، تخریب و بدگویى – این‌کارهایى که جزو رسوم زشت بعضى از کشورهاى غربى است – را کنار بگذارند؛ بگذارند مردم در یک فضاى آرام، با تشخیص، با بصیرت و بدون سراسیمگى انتخاب کنند.
خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی ۲/۸/۱۳۸۵
۱۳- رحمت الهی آلوده نشود
بعضى از تخریب‌ها البته از روى بى‌توجهى بود؛ بعضى از آقایان و نامزدها یا طرفداران آن‌ها با محاسباتى، حرف‌هایى نسبت به نظام زدند که واقع‌بینانه نبود؛ خیلى از مثبتات نظام، از کارهاى بزرگ نظام نادیده گرفته شد و سیاه‌نمایى شد. و پیشرفت‌هاى عظیمى که به وسیله‌ى دولت‌ها در این سال‌ها به وجود آمده، ندیده گرفته شد؛ این‌ها از روى غفلت بود، لیکن بعضى از این تخریب‌ها از روى غفلت نبود. تعدادى از نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى مورد تخریب قرار گرفتند؛ تخریب‌هاى غیر منصفانه و ناجوانمردانه… این، حادثه‌ى بدى بود. رحمت الهى را نباید با این‌گونه کارها آلوده کرد.
بیانات در دیدار رئیس و مسؤولان قوه‌قضائیه و خانواده‌هاى شهداى فاجعه‌ هفتم تیر
۷/۴/۱۳۸۴
۱۴- آب در آسیاب دشمن نریزید
دشمنان ایران و ایرانى می‌دانند که مایه‏ى ایستادگى و اقتدار این ملت و اراده‏ى مستحکم او، همین ایمان اسلامى او بود؛ می‌خواهند این را از او بگیرند. آن‌ها تبلیغات جهانى را در همین جهت سازماندهى می‌کنند. ما باید هوشیار باشیم؛ مسئولین ما باید هوشیار باشند؛ نامزدهاى انتخابات باید هوشیار باشند. مبادا نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى در تبلیغات خود براى دل‌خوشى دشمنان حرفى بر زبان جارى کنند. رضایت خدا را باید در نظر گرفت، رضایت اولیاء را باید در نظر گرفت. آن چیزى را باید معیار قضاوت قرار داد که مایه‏ى ایستادگى ملت است، مایه‏ى استحکام ملت است، مایه‏ى استقامت مردم است و او پایبندىِ محکم به اسلام است.
بیانات در جمع تعدادى از خانواده‏هاى شهداء ۳/۳/۱۳۸۸
۱۵- مردم را نگران نکنید
نامزدهاى محترمى که تاکنون نام‏نویسى کرده‏اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتى هستند… سعى کنند با انصاف عمل کنند. اثبات و نفى‏شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهایى را که انسان می‌شنود، باور نمی‌کند که از زبان نامزدها و آن کسانى که دنبال این مسئولیت‌ها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرف‌هاى عجیب و نسبت‌هاى عجیبى می‌شنود. این حرف‌ها مردم را نگران می‌کند؛ کسى را هم به گوینده‏ى این حرف‌ها دلبسته و علاقه‏مند نمی‌کند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نکنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب‌کننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده که از همه‏ى این آقایان اوضاع کشور را بیشتر می‌دانم و بهتر خبر دارم، می‌دانم که بسیارى از این مطالبى که بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع کشور و وضع اقتصاد و این‌ها می‌گویند، خلاف واقع است؛ اشتباه می‌کنند. ان‏شاءاللَّه اشتباه است. امیدواریم که خداوند متعال براى این ملت خیر و صلاح و آبادانى کامل را مقدر فرموده باشد.
بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۱۳۸۸/۲/۲۲
۱۶_ اختیارات بی‌نظیر در اختیار رییس‌جمهور
انتخابات یک حادثه‌ى مهم است؛ چون مردم اختیار کشور را براى مدت چهار سال به دست انسانى خواهند داد؛ و اوست که مى‌تواند در این مدت بودجه و درآمد و نیروى انسانى و سازمان‌هاى کشور را به‌کار بگیرد؛ یا درست، یا خداى نکرده نادرست؛ یا کامل، یا خداى نکرده ناقص؛ یا همراه با صحت عمل، یا خداى نکرده دچار شائبه‌هاى سوءعمل؛ یا با توجه به نیازهاى مردم، متوجه به باز کردن گره‌هاى زندگى مردم، متوجه به رفع مشکلات انبوهى که وجود دارد، یا خداى نکرده بى‌اعتنایى به این‌ها. پس انتخابات از این جهت بسیار مهم است که ملت ایران مى‌خواهد اداره‌ى کشور را براى چهار سال به دست انسانى بسپرد که از لحاظ قانونى اختیارات بسیار وسیعى دارد، امکانات بى‌نظیرى در اختیار دارد و مى‌تواند ملت و کشور را چهار سال و یا حتّى بیش از چهار سال جلو ببرد؛ و مى‌تواند متوقف نگه دارد یا خداى نکرده به عقب برگرداند.
بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) ۱۴/۳/۱۳۸۴
۱۷- توصیه به نامزدها
به آقایان محترمى که در این میدان هستند، این چند توصیه را عرض مى‌کنیم: در تبلیغاتشان ارزش‌هاى نظام را ندیده نگیرند؛ همدیگر را تخریب نکنند و از دادن آمارهاى سست بپرهیزند… با مردم با کمال صداقت حرف بزنند؛ هرچه عقیده‌شان هست، به مردم بگویند. اگر بخواهند در دل مردم اثر بگذارند، این صداقت، بیشتر در دل مردم اثر مى‌گذارد. آن چیزى که حقیقتاً عقیده و نیت آن‌هاست، آن را به مردم بگویند؛ اختیار با مردم است که چیزى را انتخاب کنند. وحدت ملى را خدشه‌دار نکنند. طورى نباشد که به خاطر جذب یک دسته یا یک گروه، حرفى بزنند که وحدت ملت خدشه‌دار شود. وعده‌هایى که معلوم است نمى‌توانند به آن‌ها عمل کنند، به مردم ندهند. آن‌چه که در چارچوب قانون اساسى است و امکانات مملکت از امکانِ آن حکایت مى‌کند، آن را به مردم بگویند. بله، به مردم قول بدهند که اگر رأى آوردند، با همه‌ى قوا و قدرتِ خودشان و با اتّکال به خدا و با اتّکاى به مردم، مدیریت عالى و کلان کشور را در دست مى‌گیرند و پیش مى‌برند؛ «خذها بقوّه»؛ با قوت این مأموریت را به دست بگیرند و پیش بروند و در هیچ‌جا ضعف نشان ندهند.
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۲۸/۲/۱۳۸۰
۱۸- همیشه نگران تبلیغاتم
یکى از کارهایى که بنده – چه در تبلیغات انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهورى – همیشه نگران آن هستم، این است. نه خودشان تبلیغات پُرخرج کنند، نه به طرفدارانشان اجازه دهند. بعضى افراد ممکن است بگویند به ما ربطى ندارد؛ این کار پُرخرج را دیگران مى‌کنند. شما بگویید نکنند. خوشبختانه آن‌گونه که اطّلاع پیدا کردم، ساعت‌هاى فراوانى براى نامزدها وقت گذاشته‌اند که از طریق تلویزیون و رادیو با مردم حرف بزنند… خیلى خوب؛ این بهترین تبلیغات است. رادیو و تلویزیون همه‌جا وجود دارد؛ چه نیازى هست که براى تبلیغات گوناگونِ رنگینى که بعضى جاها مى‌کنند، پول زیادى مصرف شود که احیاناً بعضى افراد هم نتوانند خودشان آن خرج را کنند و مجبور باشند از کسانى بگیرند و خداى نکرده وام‌دار شوند؟
بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران ۲۸/۲/۱۳۸۰
۱۹- گره را باز کنید!
مردم از دعواهاى سیاسى و اختلافات سیاسى و من خوبم و تو بدى خسته‌اند؛ مردم این چیزها را دوست نمى‌دارند. در کشور کارهاى زیادى هست که باید انجام بگیرد؛ کارهاى زیادى هم انجام گرفته است. مشکلات فراوانى وجود دارد که باید برطرف شود؛ گره‌هایى هست که باید باز شود. در کشور باید فساد ریشه‌کن شود؛ تبعیض نباشد؛ به طبقه‌ى مستضعف و محروم – بخصوص مستضعفینِ بى‌دست و پا – به‌طور ویژه توجه شود؛ این‌ها وظایف اسلامى ماست؛ وظایفى است که قانون اساسى بر دوش همه‌ى مسؤولان کشور گذاشته است؛ هیچ‌کس نمى‌تواند خود را از این کارها برکنار بدارد. دعواهاى لفظى، شعارهاى لفاظى‌گونه، اسم از مفاهیم مبهم و بى‌سروته آوردن، مشکل مردم را حل نمى‌کند؛ مردم احتیاج دارند به این‌که در میدان عمل و کار، با لجن‌هایى که نمى‌گذارد این دریاچه‌ى مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۲۵/۳/۱۳۸۴
۲۰- رییس جمهوری برای همه
اختلاف نظرهایى که در دوران انتخابات پیش مى‌آید، ممکن است کدورت‌هایى را بین بعضى از برادران و خواهران به‌وجود بیاورد؛ نگذارید این کدورت‌ها باقى بماند. فرض کنید یکى از شما دو رفیق، طرفدار یک نفر هستید؛ دیگرى هم طرفدار یک نفر دیگر. در مقام بحث و مجادله، شما مى‌خواهى حرف خودت را ثابت کنى؛ او هم مى‌خواهد حرف خودش را ثابت کند؛ لذا ممکن است از هم کدورت پیدا کنید. این کدورت‌ها روز جمعه باید زیر خاک دفن شود و تمام گردد. کسى که روز جمعه با انتخاب مردم برگزیده شد، او دیگر رئیس جمهور همه است؛ چه کسانى که به او رأى داده‌اند، چه کسانى که به دیگرى رأى داده‌اند… همه موظفند نسبت به کسى که رئیس جمهور شد، همکارى و همدلى نشان دهند. کسى که شوراى نگهبان او را تأیید کرده است، در واقع مُهر صلاحیت به او زده است. اختلاف و دعوا سر پیدا کردن صالح‌تر است.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم ۲۵/۰۳/۱۳۸۴
۲۱- هرکس برنامه‌هاى خودش را بگوید
من به همه‌ى کسانى که نامزد انتخابات ریاست جمهورى هستند و طرفداران آن‌ها صمیمانه عرض مى‌کنم که فضاى کشور را فضاى دشمنى و نقار و تشنج و اختلاف نکنند. البته ملت این‌طور نیستند؛ گروهى هستند که اگر مجموع‌شان را بشمریم، به چند هزار نفر نمى‌رسند – بالاخره هر کس طرفدارانى دارد – این‌ها فضاى روزنامه‌ها و دستگاه‌هاى ارتباط جمعى را متشنج مى‌کنند. فضا باید دوستانه باشد؛ هر کس حرف‌هاى خودش را بزند و برنامه‌هاى خودش را بگوید و کارى را که خودش مى‌تواند بکند، بیان کند؛ به دیگران چه کار دارند؟ فضا را متشنج نکنند؛ فضا را برادرانه و صمیمانه بکنند.
بیانات در دیدار خانواده‌هاى شهدا ۳/۳/۱۳۸۴
۲۲- مسابقه خدمت
انتخابات در کشور ما باید مسابقه‌اى براى خدمت باشد، نه مسابقه‌اى براى کسب قدرت. انتخابات اسلامى این‌گونه است. آن‌جایى که دعوا بر سر قدرت است، آن‌طورى مى‌شود که شما در بعضى از انتخابات دنیا مشاهده مى‌کنید. یک نمونه‌اش را هم در انتخابات اخیر امریکا دیدید. آن‌جا دعوا بر سر قدرت است؛ دست به یقه‌اند؛ هر طرف مى‌خواهد قدرت را به حزب و مجموعه‌ى خودش منتقل کند. مسأله، مسأله‌ى کسب قدرت است. صریحاً هم مى‌گویند: تلاش مى‌کنیم تا به قدرت و مقام برسیم. در منطق اسلامى، قدرت و عزّت و آبرو و خوش‌نامى و امکانات، فقط و فقط براى خدمت به مردم و حرکت دادن خود و جامعه و کشور در راه نظام مقدّس اسلامى و رسیدن به آرمانهاى بلندى است که انسان‌ها نیازمند آنند. این مسند، مسابقه براى خدمت و زحمت‌کشى است.
بیانات در جمع کثیرى از مردم استان گیلان در استادیوم شهید عضدى شهرستان رشت
۱۱/۲/۱۳۸۰
۲۳- خصوصیات کاندیدای اصلح
به همه‌ى برادران و خواهران و همه‌ى ملت عزیز ایران سفارش مى‌کنم که فضاى انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. کسانى که به یک نامزد انتخاباتى علاقه‌مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‌ى به او، نامزد دیگر را تخریب نکنند؛ این بین مردم اختلاف و نقار ایجاد مى‌کند؛ علاوه بر این‌که تخریب اساساً کار درستى نیست و فایده‌یى هم ندارد. کسى که با تخریب یک نامزد انتخاباتى مى‌خواهد آراء او را کم کند، به مقصود خودش دست پیدا نمى‌کند؛ هم یک کار غلط و خلاف منطق و در موارد بسیارى خلاف شرع انجام مى‌گیرد، هم فایده‌یى گیر او نمى‌آید. فضا را سالم نگه دارید. شما از نامزد خودتان حمایت کنید، دیگران هم از نامزد خودشان حمایت کنند و به او رأى دهند. در پیدا کردن نامزد مورد نظر دقت کنید. به کسى گرایش پیدا کنید که به دین مردم، به انقلاب مردم، به دنیاى مردم، به معیشت مردم، به آینده‌ى مردم و به عزت مردم اهمیت مى‌دهد.
بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) ۱۴/۳/۱۳۸۴
۲۴- حمایت از معیارها
البته بدیهى است که رهبرى از فرد خاصى حمایت نمى‌کند؛ از معیارها حمایت مى‌کند. ما دنبال این هستیم که این معیارها تحقق پیدا کند. بنده دنبال این هستم که شخصى سر کار بیاید و قوه‌ى مجریه را اداره کند که خود را خدمت‌گزار مردم بداند و توانایى داشته باشد و به آرمان‌هاى امام و نظام اسلامى معتقد و پایبند باشد و حقیقتاً عدالت و مبارزه‌ى با فساد براى او حائز اهمیت باشد.
بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۱۳۸۴
۲۵- انتخاب اصلح، تشخیص خود مردم
درباره‏ى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانه‏زنى و شایعه و این‌ها همشیه بوده و خواهد بود. بنده یک رأى دارم، آن را در صندوق مى‏اندازم. به یک نفرى رأى خواهم داد، به هیچ‌کس دیگر هم نخواهم گفت که به کى رأى بدهید، به کى رأى ندهید؛ این تشخیص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمایت می‌کنم، دفاع می‌کنم؛ بعضى سعى می‌کنند براى این کار معناى نادرستى جعل و ابداع کنند. نه، من از دولت‌ها همیشه دفاع می‌کنم؛ منتها اگر دولتى بیشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس کردم حملات غیر منصفانه‏اى می‌شود، بیشتر دفاع می‌کنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من می‌گویم باید منصف باشیم. رفتارها را نگاه کنیم؛ این ربطى به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بى‏انصافى است. حمایت کردن از خدمت‌گزاران در کشور، وظیفه‏اى است که هم من دارم، هم همه دارند؛ این مربوط به اعلام موضع انتخاباتى نیست.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۸
۲۶- ذوب در هدف
دنبال آرمان‌هاى حقیقى در قالب و لباس عملى آن بگردید. نه باید دنبال ایده‌آل‌هایى بود که عملى و اجرایى نیستند، نه باید به کم قانع شد و از آن آرمان‌ها دور ماند. آنچه همواره باید مورد نظر باشد، چشم‌انداز بیست‌ساله است؛ این چشم‌انداز خیلى مهم است. و من به شما عرض کنم؛ به شهادت افرادى که کارشناس و متخصص این کار هستند، این چشم‌انداز کاملاً عملى است؛ یعنى به ‌هیچ‌وجه در آن، بلندپروازى‌هاى بیهوده و بى‌پشتوانه وجود ندارد. درست نگاه کنید، دقت کنید و چشم‌انداز بیست‌ساله را بخوانید. ما ملت ایران با این قانون اساسى جامع و با این ارکان نظام- اگر خوب کار کنند و درست کار کنند- مى‌توانیم در ظرف بیست سال کشور خود را به نقطه‌ى اوج و قله‌اى که در این چشم‌انداز تصویر شده، برسانیم. سیاست‌ها را در نظر داشته باشید. سیاست‌ها بر اساس این چشم‌انداز تنظیم شده است. قانون‌ها باید با سیاست‌ها هماهنگ باشد؛ یعنى در دل سیاست‌ها جا بگیرد و به سمت این چشم‌انداز حرکت کند. آن چشم‌انداز هم بر پایه‌ى اسلام است. باید همه‌ى وقت و همت و شغل را مصروف همین اهداف کرد و در واقع ذوب در این اهداف شد.
دیدار با نمایندگان هفتمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى ۲۷/۳/۱۳۸۳
۲۷- پیشرفت و عدالت، دو روی سکه
برای دهه‌ی چهارم… دو شاخص عمده وجود دارد که باید این دو را حتماً بدست بیاوریم: یکی پیشرفت است، یکی عدالت. ما مثل بعضی از کشورها و نظام‌های دنیا فقط به پیشرفت فکر نمی‌کنیم؛ ما پیشرفت را همراه با عدالت می‌خواهیم… خیلی از کشورها هستند که از لحاظ علمی پیشرفت کرده‌اند و به آمارها و شاخصهای اقتصادی آنها که نگاه می‌کنیم، ملاحظه می‌کنیم که مثلاً درآمد سرانه‌ی آنها خیلی هم بالاست؛ اما مسئله‌ی مهم این است که این درآمد سرانه در میان ملت چه جور تقسیم می‌شود؛ این آن نکته‌ای است که نظام‌های غیر الهی و نظام‌های رونوشت‌کرده‌ی از نسخه‌های استکباری، دیگر به آن توجه نمی‌کنند. ما نمی‌توانیم توجه نکنیم؛ ما می‌خواهیم کشورمان از همه‌ی جهات ـ از لحاظ علمی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ فناوری، از لحاظ سیاسی ـ به پیشرفت برسد، مردم به رفاه دست پیدا کنند؛ اما در کنار پیشرفت، می‌خواهیم کشور عادلانه و با عدالت اداره بشود؛ این مهم است. نه عدالتِ بدون پیشرفت مطلوب است، نه پیشرفتِ بدون عدالت. عدالت بدون پیشرفت یعنی برابری در عقب‌ماندگی، برابری در فقر؛ این را نمی‌خواهیم. پیشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نمی‌کنیم؛ پیشرفت، همراه با عدالت.
بیانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع) ۱/۱/۱۳۸۷
۲۸- عزت، حکمت و مصلحت
عزت و حکمت و مصلحت، یک مثلث الزامى براى چارچوب ارتباطات بین‌المللى ماست… ما نمى‌خواهیم عزتمان را با تکیه بر نژاد و ناسیونالیسم و حرف‌هایى که متأسفانه همه‌ى دنیا با تکیه به آن‌ها دور خودشان یک حصار مى‌کشند، ثابت کنیم… نه! ما براى خودمان، عزت را بر اساس اعتقاد و ایمان توحیدى- که خاصیت و شاخصه‌ى تفکر اسلامى است- و دل بستن به خدا و محبت به بندگان و خلایق الهى و لزوم خدمت به آن‌ها قایلیم. هر ملتى ذخیره‌اى دارد. ملت ما هم ذخایر خیلى فراوانى دارد؛ ذخایر فرهنگى، پرونده‌ى بسیار درخشان در صحنه‌ى علم جهانى، در صحنه‌ى سیاست جهانى، در صحنه‌هاى گوناگون. ما بناى فخرفروشى نداریم. اگر خوبى، براى خودت هستى؛ اگر پولدارى، براى خودت هستى؛ اگر قدرتمندى، براى خودت هستى؛ ارتباطاتت با ما، ارتباطات و علایق انسان با انسان است. بنابراین، عزت یعنى تحمیل هیچ‌کس را قبول نکردن… حکمت، یعنى حکیمانه و سنجیده کار کردن. هیچ‌گونه نسنجیدگى را نباید در اظهارات دیپلماتیک و هرآنچه که مربوط به سیاست خارجى و ارتباطات جهانى است، راه داد. همه‌چیز باید سنجیده باشد. آدم نباید هرچه به دهانش آمد، بگوید. باید ملاحظه کنیم که آیا این سخن با موازین منطق و خرد منطبق است، یا منطبق نیست. اگر منطبق نیست، آن را کنترل کنیم. باید حکیمانه برخورد کنیم. فقط در حرف زدن نیست؛ در معاشرت‌ها و برخوردها هم باید حکیمانه برخورد کرد… مراد مصلحت شخص من و شما نیست، که اگر ما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کارى به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نیست، گو مباش؛ چه اهمیتى دارد؟ مصلحت، یعنى مصلحت انقلاب، و این مصلحت همه‌جانبه است؛ یعنى از رفتار شخصى ما شروع مى‌شود.
سخنرانی در دیدار با مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهورى اسلامى ایران ۱۸/۰۴/۱۳۷۰
۲۹- سه رکن مدیریت
سه بخش عمده در مسؤول وجود دارد؛ سه آمادگى و احساس مسؤولیت: اوّل این‌که، براى نفسِ کار و عمل آماده باشد. تنبلى و بى‌حالى و سهل‌انگارى و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلین بلایى است که ممکن است یک مدیر را از صلاحیت کافى و لازم ساقط کند. جدّى بودن در کار، آرام نداشتن براى کار، احساس مسؤولیت براى اصل اقدام و کار و وظیفه‌اى که بر عهده گرفته، بسیار مهم است… دوم، مسأله‌ى آمادگى و استعداد و تعهّد براى انجام کار است؛ به همان نحوى که سیاست‌هاى کلّى و برنامه‌هاى اساسى کشور آن را اقتضا مى‌کند. اگر کشور، سیاست مشخّصى را در مقوله‌اى پذیرفته است، کسى که اجراى بخشى از بخش‌هاى کشور را مى‌پذیرد، باید آن را در همان جهت کار و به همان سمت و با همان هدف پیش ببرد و هدایت کند؛ ولو خود او، آن سیاست را به طور کامل تثبیت نکرده باشد… رکن سوم، حفظ طهارت و تقواست. حفظ پاکیزگى در عمل است. اجتناب از هرگونه خداى ناکرده اختلاط با اهداف غیر مشروع یا اهداف غیر مقبول و غیراخلاقى است. این، شأن سوم است. مدیر خوب، مدیرى است که هر کارى را به عهده مى‌گیرد، با رعایت اصول اخلاقى صحیح، انجام دهد. در نظام اسلامى، چیزى که به شدّت با آن مقابله مى‌شود، رسوخ فساد است. در نظام اسلامى، با اعتقاد بد و نادرست، این‌طور مقابله نمى‌شود که با عمل غیر صحیح و عمل غیراخلاقى و خداى ناکرده رسوخ فساد مبارزه مى‌شود.
بیانات در مراسم تنفیذ حکم دوره‌ى دوم ریاست جمهورى ۱۲/۵/۱۳۷۲
۳۰- ساده‌زیستِ دردآشنا!
من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمی‌کنم؛ اما شاخص‌هایى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافی‌گرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافی‌گرى و تجمل‏پرستى است… اینى که ما گفتیم امسال، سال حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف است… یکى از اساسى‏ترین کارها براى این‌که ما جلوى اسراف را بگیریم این است که مسئولین کشور، خودشان، کسانشان، نزدیکانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافی‌گرى نباشند. چطور می‌توانیم اگر خودمان اهل اسراف باشیم، به مردم بگوییم اسراف نکنید… اولین کار این است که ما مسئولین کشور را، افرادى انتخاب کنیم که مردمى باشند، ساده‏زیست باشند، درد مردم را بدانند و خودشان از درد مردم احساس درد کنند. این هم به نظر من شاخص مهمى است. آگاهانه بگردید؛ برسید؛ و به آن‌چه که رسیدید و تشخیص دادید، با قصد قربت اقدام کنید؛ با قصد قربت پاى صندوق انتخابات بروید و خداى متعال اجر خواهد داد.
بیانات در جمع مردم استان کردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ ۱۳۸۸/۲/۲۲
۳۱- زمان‌شناس و مدبر
رهبرى در پشتیبانى از رئیس جمهور هیچ‌گونه درنگى نمى‌کند. کسى را که مردم انتخاب کنند و رئیس جمهور قانونى کشور شود، همیشه مورد احترام و تکریم و حمایت جامع رهبرى در همه‌ى دولت‌ها بوده؛ بعد از این هم باید باشد. اما آن‌چه در درجه‌ى اول اهمیت قرار دارد، این است که اهتمام همه‌ى مردم، نخبگان مردم و مسؤولان گوناگونِ بخش‌هاى مختلف این باشد که رئیس جمهورى انتخاب شود که بتواند گره‌هاى زندگى مردم را در دوران کنونى باز کند؛ وظایف این دوره را بشناسد و با قوت و اقتدار به آن عمل کند.
بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۸۴
۳۲- دستانی که باید کام‌ها را شیرین کند
رییس جمهور یکى از مؤثرترین، و در دستگاه اجرایى مؤثرترین عنصر براى حل مسائل کشور است. در میان مسؤولان کشور، هیچ مسؤولى به قدر رییس جمهور در قانون اساسى ما امکانات و توانایى‌ها و عرصه‌ى عظیم خدمت‌گزارى ندارد. بودجه‌ى کشور و همه‌ى مسؤولان طراز اول اجرایى کشور در اختیار اوست؛ اوست که مى‌تواند کشور را آباد کند و از لحاظ علمى و صنعتى و مسائل انسانى و یا از لحاظ امنیت، کشور را به پیش ببرد؛ کفایت و توانایى‌هاى اوست که مى‌تواند زندگى را در کام مردم شیرین کند. آن‌چه مورد نیاز ملت و کشور است، رئیس‌جمهورِ کارآمد و باکفایت است. مسؤولیت‌هاى حساس و تاریخىِ امروز بر دوش رئیس قوه‌ى مجریه‌ى ماست. قانون همه چیز را در اختیار رئیس قوه‌ى مجریه قرار داده است.
بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۸۴
۳۳- مؤمن به هدف‌هاى انقلاب
هر دوره خصوصیتى دارد و هر کدام از مسؤولان در دوره‌هاى گذشته کارهایى انجام دادند. امروز ما احتیاج داریم که در کشورمان تلاش و پیشرفت و رشد علمى و فناورى، همراه با عدالت اجتماعى و مبارزه‌ى با فساد باشد. آن‌چه براى رئیس جمهور آینده بسیار مهم است، این است که با همه‌ى وجود در پى کار و تلاش براى مردم باشد. لذا من در اول سال عرض کردم؛ آن‌چه کشور احتیاج دارد، رئیس جمهور بانشاط، مصمم، کاردان، توانا، پیگیر و با حوصله است؛ رئیس جمهورى که قدر مردم را بداند؛ با مردم صمیمى باشد؛ براى مردم مجاهدت کند؛ براى مردم کار و تلاش کند؛ ظرفیت‌هاى کشور را آن‌چنان به‌کار بگیرد که مردم بتوانند از این ظرفیت‌ها در همه‌جا بهره‌مند شوند؛ رئیس جمهورى که اعماق کشور و روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد؛ حق مردم شهرهاى بزرگ و کوچک در نظر او یکسان باشد؛ بتواند براى رفع تبعیض و پُر کردن شکاف میان ثروتمندان و فقرا تلاش و کار کند؛ رئیس جمهورى شجاع، با تدبیر و مؤمن به هدف‌هاى انقلاب و نظام باشد.
بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان ۱۱/۲/۱۳۸۴
۳۴- یا دین یا مردم‌سالاری!
اگر کسى سر کار بیاید که مطیع و تسلیم آن‌ها باشد – که البته ما چنین کسى را نداریم که سر کار بیاید و مطیع آن‌ها باشد – البته آن‌ها خوشحال خواهند شد و حرفى هم ندارند؛ اما اگر کسى آمد که احساس کردند به انقلاب و اسلام و منافع ملى پایبند است و به مبارزه‌ى با دشمنان بین‌المللى و تسلیم نشوى در مقابل زورگویى‌هاى آن‌ها معتقد است، خواهند گفت مردم‌سالارى وجود ندارد؛ اگر شخص متدین باشد، بیشتر هم خواهند گفت. آن‌ها معتقدند که مردم‌سالارى، مردم‌سالارىِ سکولاریزه شده است؛ باید حتماً از دین جدا شود تا اسمش را مردم‌سالارى بگذارند.
بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان ۱۹/۲/۱۳۸۴
۳۵- اصول‌گرای اصلاح‌طلب
بنده دعواى اصلاح‌طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم‌بندى را غلط مى‌دانم. نقطه‌ى مقابل اصولگرا، اصلاح‌طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح‌طلب، اصولگرا نیست. نقطه‌ى مقابل اصولگرا، آدم بى‌اصول و لاابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. یک روز منافع او یا فضاى عمومى ایجاب مى‌کند که بشدت ضد سرمایه‌گذارى و سرمایه‌دارى حرکت کند، یک روز هم منافع‌اش یا فضا ایجاب مى‌کند که طرفدار سرسخت سرمایه‌دارى شود؛ حتّى به شکل وابسته و نابابش! نقطه‌ى مقابل اصلاح‌طلبى، افساد است. بنده معتقد به اصولگراى اصلاح‌طلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روش‌ها به صورت روزبه‌روز و نوبه‌نو.
بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌هاى استان کرمان ۱۹/۲/۱۳۸۴
۳۶- جوان‌ها بهوش باشند…
نسل جوان ما خوشبختانه امروز یک نسل غالب در سرتاسر کشور است. جوانها بهوش باشند، بیدار باشند. معیارها مشخص است. در انتخابات، این آگاهى باید اثر کند؛ در بیان خواسته‏هاى ملت این آگاهى باید تأثیر بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، این آگاهى بایستى اثر بگذارد. ملت ایران در انتخابهاى خود – معیارهاى انتخابات را من آن روز عرض کردم، این هم مکمل آنهاست – توجه کند؛ کسانى با رأى ملت سر کار نیایند که در مقابل دشمنان بخواهند دست تسلیم بالا ببرند و آبروى ملت ایران را ببرند. کسانى سر کار نیایند که بخواهند با تملق‏گوئى به غرب، به دولتهاى غربى، به دولتهاى زورگو و مستکبر، به خیال خودشان بخواهند براى خودشان موقعیتى در سطح بین‏المللى دست و پا کنند. اینها براى ملت ایران ارزشى ندارد. کسانى سر کار نیایند که دشمنان ملت ایران طمع بورزند که به وسیله‏ى آنها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا کنند، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزشهاى انقلابى‏شان دور کنند. ملت باید آگاه باشد. اگر کسانى بر سر کار بیایند که در مراکز گوناگون سیاسى یا اقتصادى به جاى اینکه به فکر ادامه‏ى راه امام و ارزشها و اصول ترسیم شده‏ى به وسیله‏ى امام باشند، به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‏المللى باشند، براى ملت ایران مصیبت خواهد بود. این آگاهى براى ملت لازم است.
بیانات در دیدار مردم بیجار ۲۸/۲/۱۳۸۸
۳۷- انتظار مردم: تلاش و جدیت دولت
انتظار مردم از دولت و رئیس جمهور منتخب این است که تلاش و جدیت کنند. تصور بنده – با شناختى که در طول این مدت از احساسات مردم دارم – این است که مردم مایلند تلاش و کار و قاطعیت و جدیت را در عمل مسؤولان مشاهده کنند. گاهى نتیجه‌یى دیر به دست مى‌آید. بعضى از اهداف، کارِ یک سال و دو سال نیست؛ تلاش مستمرى لازم دارد. همین قدر که مردم ببینند مسؤول عالى کشور و دیگر مسؤولان دارند کار و تلاش مى‌کنند، خشنود و راضى مى‌شوند. مردم از ما کار لازم دارند؛ خدمت مى‌طلبند و توقع دارند؛ و حق به جانب آن‌هاست.
بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى ۱۲/۵/۱۳۸۴
۳۸- قدرت عبادت است اگر…
من به رئیس جمهور محترم برادرانه توصیه مى‌کنم؛ در همه‌ى حالات، همین احساسى را که امروز بیان کردید – احساس خدمتگزارى به مردم – براى خودتان حفظ کنید. قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است. شاید هیچ عبادتى بالاتر از عبادتِ مسؤولى نیست که به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسایش و امنیتِ خود صرف‌نظر مى‌کند. این روحیه‌ى خدمتگزارى، خاکسارى، تواضع در مقابل مردم و شناخت عظمت مردم را براى خودتان حفظ کنید، که این نعمت بزرگى است. از خداى متعال لحظه‌یى غافل نشوید. این توفیقات به فضل و لطف الهى به ما داده مى‌شود. باید خود را قابل رحمت و تفضلاتِ روزافزون الهى کنیم. با یاد خدا و با توکل به خدا و با اخلاص در عمل، باید بتوانیم جلب رحمت الهى بکنیم. اگر جلب رحمت الهى شد، همه‌ى مشکلات آسان مى‌شود و موانع از سر راه برخواهد خاست.
بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى ۱۲/۵/۱۳۸۴
۳۹- حرف‌های بدون امتیاز
جوان‌هاى ما، اهل فکر ما، اهل فرهنگ ما تأمل کنند؛ مسئولین کشور به سمت سیاست‌هاى اسلامى حرکت کنند. اینى که یا مسئولان ما، یا در دوره‏هاى انتخابات مثل وضع کنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه دیگران حرف‌هاى غربى‏ها را تکرار کنند، این هیچ امتیازى محسوب نمی‌شود. امتیاز این نیست که ما آن چیزى را بگوییم که غرب مى‏پسندد. این‌ها کسانى‏اند که با فکر ایرانى، فکر اسلامى، هویت اسلامى و ایرانى مخالفند.
بیانات در دیدار مردم مریوان ۲۶/۲/۱۳۸۸
۴۰- حجت درونی
بعضى‌ها هستند که خیلى وسوسه مى‌کنند – آیا این، آیا آن؟ آیا این، آیا آن؟ – آخرش هم یا مجبور مى‌شوند به طاق جفت و استخاره متوسل شوند و یا اصلاً از خیر رأى دادن مى‌گذرند. نه، انسان فکر مى‌کند؛ به کسى مى‌رسد و مى‌گوید: خدایا! نتیجه‌ى تحقیقات من این است. من طبق حجت درونى خودم – که عقل و تفکر است- و بر اساس مشورتى که با دیگران داشته‌ام، رأى مى‌دهم. خداى متعال قبول مى‌کند؛ ولو این تشخیص، درست نباشد. بنابراین نباید وسوسه کرد. معیارها، معیارهاى روشنى است. جوسازى و تبلیغات دروغین و براق و رنگین نباید انسان را از شناخت حقیقت دور بدارد.
منبع: گلچینی از بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) درباره‌ انتخابات | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام
 

بیانات امام خمینی(رحمه الله علیه)درباره انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم

امام خمینی (ره) :

« وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر در صحنه باشند »

همه مسوول سرنوشت کشور و اسلام می باشند چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده .

روز سرنوشت سازی است می خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که موثر در مقدرات کشور شما باشد سهل انگاری نکنید و به پای صندوقها بروید.

« باید ملت شریف بدانند که انحراف از این امر مهم اسلامی خیانت به اسلام و کشور است و موجب مسئولیت عظیم امت »

انتخاب کنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روی یک ورقه بنویسند که در وقت رای دادن با ذهن حاضر رای بدهند و لازم است که خودشان مستقیما رای خود را به صندوق بیندازند و به احدی اطمینان نکنند که فرصت طلبان در کمینند.

اشخاص بی سواد قبلا با مشورت اشخاص مطمئن متدین کاندیداهای خود را به وسیله شخص متدینی بنویسند و یا به شخص دیگری که مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رای خود را به صندوق بیاندازند و اختیار نوشتن رای یا به صندوق انداختن را به هیچ کس ندهند.

باید اخلاق همه در انتخابات هم اخلاق اسلامی باشد.

حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است .

باید مردم را برای انتخابات آزاد گذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود .

اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجاره نمی دهم تا از سهم مبارک امام علیه السلام و یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند.

من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید اشخاصی اسلامی متعهد غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی را درنظر بگیرید.

           امروز همه باید با هم پای صندوقها برویم و همه با هم اشخاص متعهد مسلم کسانی که نه گرایش چپ دارند نه گرایش راست دارند نه ما را می خواهند به آنها بفروشند نه ما را می خواهند به آن طرف بفروشند این اشخاص را تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام سرنوشت صحیح باشد.

امید است ملت مبارز متعهد به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها آرا خود را به اشخاصی دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند و از تمایلات چپ و راست مبرا باشند و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهی امت معروف و موصوف باشند.

نگویید که دیگران رای می دهند. من هم باید رای بدهم . تو هم باید رای بدهی آن روستایی هم که در کنار مزرعه خودش کار می کند باید رای بدهد. تکلیف است .

همه شما همه ما زن و مرد هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند همانطور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. مردم با شرکتشان در انتخابات ثابت کنند که از اسلام رویگردان نیستند.

آزاد هستید و رضای خدا را درنظر بگیرید و توجه به خدا داشته باشید و پای صندوقها بعد از اینکه اعلام کردند : تشریف ببرید و رای خودتان را بدهید. این رای به اسلام است .

من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی ـ که منحرفان از هر چیزی بیشتر با آن مخالفت کرده و می کنند و این نیز از اهمیت آن است ـ یکدل و یک جهت در روز انتخابات به سوی صندوقها هجوم برند و آرای خود را به صندوقها بریزند

خمینی

رهنمودهای امام خمینی درباره ضرورت تداوم حماسه حضور مردم در صحنه و معیارهای انتخابات برتر

            انتخابات بستر حضور گسترده مردم و تجلی گاه تکرار حماسه پرشور ملتی است که نهضتی عظیم را به رهبری مصلح و انقلابگر بزرگ قرن حضرت امام خمینی به ثمر رسانده است و برای شکل گیری و بقای نظام حکومتی برخاسته از آن در عرصه های گوناگون مقابله با قدرت های استعماری و اذناب و ایادی داخلی آنها به دفاع پرداخته است . اینک این مردم دیگربار در صحنه انتخابات حاضر می شوند تا انقلاب اسلامی را تداوم بخشند و بقای نظام اسلامی را تضمین کنند و راه امام خمینی را که احیاگر دین و عزت بخش مسلمین و منادی بزرگ آزادی و استقلال است تداوم دهند. برای انجام انتخابات صحیح و موفق و برتر رهنمودهای امام خمینی همچنان مشعل راه ملت مسلمان ایران می باشد.

اگر یک نفر آدمی باشد که فیلسوف باشد یک آدمی باشد که تمام عالم را در تحت سیطره علمی خودش برده باشد لکن جمهوری اسلامی را نمی خواهد این را تعیین نکنید.

آن چیزی که الان لازم است بر همه آقایان بر همه شما جوانان بزرگان و بر همه قشرهای ملت این است که چشمهایشان را باز کنند با مطالعه با دقت افرادی که … تعیین می کنند صفات خاصی را داشته باشند : اول اینکه مومن باشند مومن به این نهضت باشند جمهوری اسلامی را بخواهند طرفدار مردم باشند امین باشند اسلامی باشند شرقی و غربی نباشند انحرافات مکتبی نداشته باشند » .

عزیزان من که امید نهضت اسلامی به شماست در روز تعیین سرنوشت کشور بپاخیزید و به صندوقها هجوم آورید و آرا خود را در آنها بریزید » .

« وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر در صحنه باشند »

همه مسوول سرنوشت کشور و اسلام می باشند چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده .

روز سرنوشت سازی است می خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که موثر در مقدرات کشور شما باشد سهل انگاری نکنید و به پای صندوقها بروید.

« باید ملت شریف بدانند که انحراف از این امر مهم اسلامی خیانت به اسلام و کشور است و موجب مسئولیت عظیم امت »

انتخاب کنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روی یک ورقه بنویسند که در وقت رای دادن با ذهن حاضر رای بدهند و لازم است که خودشان مستقیما رای خود را به صندوق بیندازند و به احدی اطمینان نکنند که فرصت طلبان در کمینند.

اشخاص بی سواد قبلا با مشورت اشخاص مطمئن متدین کاندیداهای خود رالله به وسیله شخص متدینی بنویسند و باز به شخص دیگری که مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رای خود را به صندوق بیاندازند و اختیار نوشتن رای یا به صندوق انداختن را به هیچ کس ندهند.

باید اخلاق همه در انتخابات هم اخلاق اسلامی باشد.

حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است .

باید مردم را برای انتخابات آزاد گذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود .

اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجاره نمی دهم تا از سهم مبارک امام علیه السلام و یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند.

من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید اشخاصی اسلامی متعهد غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی را درنظر بگیرید.

افرادی را انتخاب کنید که متعهد به اسلام شرقی و غربی نباشند بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند. 
            امروز همه باید با هم پای صندوقها برویم و همه با هم اشخاص متعهد مسلم کسانی که نه گرایش چپ دارند نه گرایش راست دارند نه ما را می خواهند به آنها بفروشند نه ما را می خواهند به آن طرف بفروشند این اشخاص را تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام سرنوشت صحیح باشد.

امید است ملت مبارز متعهد به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها آرا خود را به اشخاصی دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند و از تمایلات چپ و راست مبرا باشند و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهی امت معروف و موصوف باشند.

دنبال این باشید که یک نفر صددرصد مکتبی اسلامی در خط اسلام برای ریاست جمهوری انتخاب کنید. 
تعیین رئیس جمهور یکی از چیزهایی است که بر همه مسلمانهای ایران بر همه مکلفهای ایران واجب است که در این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمه ای به اسلام برسد هر یک یک ما در محکمه عدل الهی مسوول هستیم .

این تکلیف آقایان است که راجع به مسائل اسلامی که پیش می آید چه وکیل بخواهید تعیین بکنید و چه … رئیس جمهور بخواهید تعیین کنید باید در صحنه باشید عذری ندارید که بروید و کنار بنشینید.

نگویید که دیگران رای می دهند. من هم باید رای بدهم . تو هم باید رای بدهی آن روستایی هم که در کنار مزرعه خودش کار می کند باید رای بدهد. تکلیف است .

همه شما همه ما زن و مرد هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند همانطور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. مردم با شرکتشان در انتخابات ثابت کنند که از اسلام رویگردان نیستند.

آزاد هستید و رضای خدا را درنظر بگیرید و توجه به خدا داشته باشید و پای صندوقها بعد از اینکه اعلام کردند : تشریف ببرید و رای خودتان را بدهید. این رای به اسلام است .

من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی ـ که منحرفان از هر چیزی بیشتر با آن مخالفت کرده و می کنند و این نیز از اهمیت آن است ـ یکدل و یک جهت در روز انتخابات به سوی صندوقها هجوم برند و آرای خود را به صندوقها بریزند.

کسانی را انتخاب کنید که مسائل را تشخیص دهند نه از افرادی باشند که اگر روس یا آمریکا یا قدرت دیگری تشری زد بترسند باید بایستند و مقابله کنند.

مردم شجاع ایران … افرادی را که طرفدار اسلام سرمایه داری اسلام مستکبرین اسلام مرفهین بی درد اسلام منافقین اسلام راحت طلبان اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه اسلام امریکایی هستند طرد نموده و به مردم معرفی نمایند.

توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلا مجلس از طبقه ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنه گان را نمی توانند بفهمند.

از آقایان کاندیداها و دوستان آنان انتظار دارم که اخلاق اسلامی انسانی را در تبلیغ برای خود و کاندیداهای خویش مراعات و از هرگونه انتقاد از طرف مقابل که موجب اختلاف و هتک حرمت باشد خودداری نمایند .

من از همه قشرها از همه ملت می خواهم که آداب اسلامی خودشان را نسبت به همه امور خصوصا در انتخابات حفظ کنند و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی کنند .

روحانیون محترم حوزه های انتخاباتی سعی کنند در حوزه خود از افراد و گروههای مسلمان که در انتخابات کاندید شده و یا از کاندیداهای مورد علاقه خود طرفداری می کنند چون پدری مهربان باشند و آنان را با دیده محبت بنگرند. 
            تعیین رئیس جمهور یکی از چیزهایی است که بر همه مسلمان های ایران بر همه مکلف های ایران واجب است که در این امر دخالت داشته باشند. اگر دخالت نکنند و یک صدمه ای به اسلام برسد هر یک یک ما در محکمه عدل الهی مسئول هستیم .

همه شما همه ما زن و مرد هر مکلف همان طور که باید نماز بخواند همان طور باید سرنوشت خودش را تعیین کند .

باید مردم را برای انتخابات آزاد بگذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود .

از همه قشرها از همه ملت می خواهم که آداب اسلامی خودشان را نسبت به همه امور خصوصا در «انتخابات » حفظ کنند و مبادا خیال کنند که مبارزات انتخاباتی عبارت از این است که به دیگران بد بگویند و کارشکنی کنند



منبع: بیانات امام خمینی(رحمه الله علیه)درباره انتخابات | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

 

قرار با خدا

 

قرار با خدا
أَوْفُوا بِعَهْدي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ (بقره: 40)
به عهدی که با من بستید وفادار بمانید تا من هم به عهدی که با شما بستم وفادار بمانم!

به خدا مي­گويي: 
خدايا اگر در اين امتحان كمك كني قول مي­دهم که ... 
خدايا اگر اين بار آبرويم را حفظ كني قول مي­دهم که ...
خدايا اگر مادرم را خوب كني قول مي­دهم که ... 
خدايا اگر ... قول مي­د­هم که ...
از اين حرف­ها خيلي­ها با خدا مي­زنند، حالا هركس طبق مشكلاتي كه در زندگي دارد. از تويِ نوجوان گرفته تا پدر بزرگت. از يك آدم فقير گرفته تا ثروتمند و خيلي پولدار. زن، مرد، با سواد، بيسواد، ديندار، بي­دين، آسيايي، اروپايي، خلاصه همه آدم­ها.
خب تا اينجاي قصه بد نيست. بالاخره آدم­ها از خدا كمك مي­خواهند و خدا هم كمكشان مي­كند. ولي جاي جالب قصه اين جاست كه خيلي از همين مردم، به قول و قراري كه با خدا گذاشته­اند عمل نمي­كنند. به همين خاطر وقتي كه دوباره دچار مشكلي مي­شوند خدا مثل دفعه قبل، زود كارشان را راه نمي­اندازد!.
خدا مي­گويد: «اگر به قول و قرارتان با من عمل نكنيد، من هم كه قول دادم دعايتان را مستجاب كنم، اين كار را نمي­كنم. چطور وقتي با يكي از بندگانم قرار مي­گذاريد، تلاش مي­كنيد به آن پايبند باشيد، چون مي­دانيد كه اگر پايبند نباشيد ضرر مي­كنيد، چرا وقتي نوبت من مي­شود اينقدر بد قول مي­شويد؟ يعني اين رسمش هست؟!. من خداي شما هستم! اينقدر در حقتان مهرباني كردم، حالا اين دست مزد من هست؟! ...» 
هر چند خدا خيلي مهربان هست. اگر اين بار درست و حسابي قول بدهي كه هر چه با او قرار گذاشتي به آن عمل كني و از شكستن قول و قرارهاي قبلي­ات واقعاً پشيمان باشي خدا كمكت خواهد كرد و باز با تو دوست مي­شود. ولي بايد مواظب باشي كه خدا همه­ي قلبت را مي­خواند، يه وقت به خدا كلك نزني.
قول هایی که تو به خداوند می دهی یک قسمش مربوط می شود به ترک کارهای زشتی که گاهی انجام می دادی و یک قسمش مربوط می شود به انجام کارهای نیک. 
قولی که در رابطه با انجام کارهای نیک می دهی مواظب باش که طبق توانت باشد. قول کاری را ندهی که برای اجامش خیلی به زحمت می آفتی چون این چنین قولهایی اصلا ضمانت اجرا شدن ندارد.
بعضی ها نذر می کنند که فلان مقدار روزه بگیرند و یا روزی فلان مبلغ صدقه بدهند و یا فلان قدر قرآن بخوانند و یا نذرهای دیگر. در همه این موارد باید طبق توانت نذر کنی. خداوند کریم است. به حجم بالایی کار خوب نگاه نمی کند بلکه به صفای دل کسی که کار خوب می کند نگاه می کند. مهم این است که کارت را برای خدا انجام دهی نه برای این که تشویق شوی. 
ای کریم! ای مهربان! ای دوست! ای همه زیباییها! با وفا نبودم تو با وفا باش! خودت گفتی بدی را با خوبی پاسخ بگویید! 
ای خدا! دستانم را با همه لطفت بفشار! و آنها را هیچ وقت رها مکن!

بدون ترس، بدون اندوه!

 

بدون ترس، بدون اندوه! 
مَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره: 38) 
هرکس از سخنان من پیروی کند نه دیگر ترسی دارد و نه اندوهی!
*
آدم­ها هر چه بيشتر با خدا باشند و گوش به حرف­هايش بدهند كمتر از چيزي مي­ترسند و يا به خاطر چيزي غمگين مي­شوند. خاصيت ديندار بودن همين است.
ممكن است تو از يكي از همكلاسي­هايت كه قلدر كلاس است بترسي و به همين خاطر مجبور شوي براي او كارهايي انجام دهي حتي كارهاي بد! هميشه هم آرزو كني: 
«اي كاش مي­توانستم مقابلش بايستم و نظرم را درباره­اش با صداي بلند بگويم، به او بگويم كه چقدر از كارهايش بدم مي­آيد». 
ولي خب هيچ وقت به اين آرزويت نمي­رسي. چون ترسو هستي خودت هم اين را مي­داني، به همين خاطر هي خودت را سركوفت مي­زني و به خودت مي­گويي: «خيلي آدم ترسويي هستي! بيچاره! از پسِ اين پسره قلدر بر نمي­آيي!».
ممكن است تو، خيلي وقت­ها يا بعضي وقت­ها، غمگين باشي. شايد يك روز، دو روز و يا حتي چند روز دلت گرفته باشد و احساس افسردگي كني. انگار صد تا كشتي داشتي و همه غرق شدند. نه حال درس خواند داري و نه تو كلاس ورزش خوب ورزش
مي­كني. فقط به خاطر وقت كشي، مي­افتي جلوي تلويزيون و يا مي­چسبي به بازي­هاي رايانه­اي. خيلي هم لذت نمي­بري چون مي­داني كارت اين نيست، بايد به كارهاي اصلي­ات مشغول شوي. ولي كو حال؟! 
حالا اين كه هي مي­گويم «تو»، نه اين كه من اين طور نباشم، نه، منم گاهي مي­ترسم و يا غمگين مي­شوم، پدر و مادرت هم اينطور هستند. اصلا انسان­ها اين طوري هستند. مهم اين است كه چاره چيست؟ چكار بايد كرد؟. 
همانطور كه اول گفتم، هر كس بيشتر به حرف­هاي خدا گوش دهد كمتر دچار اين حالت­هاي بد مي­شود. اصلا خدا در قرآن دنبال همين است كه آدم­ها را از ترس و اندوه نجات دهد.
آياتي كه در اين مجموعه مطالعه خواهي كرد و درباره­اشان توضيحاتي را خواهي خواند، به تو كمك خواهند كرد كه كارهايي را انجام دهي و احساس­هايي را داشته باشي كه به خدا نزديك شوي، نزديك و نزديك­تر. 
هر كس به خدا نزديك شود ديگر از چه چيزي مي­خواهد بترسد؟! خدا پشتيبان اوست. 
هر كس به خدا نزديك شود دلش پر از شادي و قدرت مي­شود ديگر چه چيز مي­خواهد او را غمگين كند؟! خدا به او لبخند مي­زند. 
وقتی خدا با من است همه قدرتها, آرامش ها, عزّتها, با من است.
وقتی خدا با من است شیطان و همه زشتیهایش دیگر با من نخواهد بود.
وقتی تو به توصیه های خدا اهمیت بدهی خدا با تو خواهد بود و تو هم با خدا خواهی بود و این اصل هدف آفرینش توست.
آخ كه چقدر شادم! خدا با من است.

آغاز با نام خدا

آغاز با نام خدا
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ (فاتحه: 1) 
بنام خداوند بخشنده و مهربان!
دوست عزيز سلام. 
در اين مجموعه خدا با تو سخن مي­گويد! شيرين است نه؟ معلوم است كه شيرين است. اصلا شيرين­تر از اين هم مگر مي­شود؟! 
آیا خدا دارد با من سخن مي­گويد؟!. چه جالب! 
بله! او با تو سخن مي­گويد. او به تو مي­گويد چه كارهايي را انجام بده و مواظب باش چه كارهايي را انجام ندهي. 
از اين بهتر نمي­شود! خدا مثل يك دوست كه بهتر از هر دوستي، مثل پدر، مادر، معلم، خلاصه چه بگويم بهتر از هر كسي با تو مهربان است. او رحمان و رحيم است. يعني هميشه به تو، به من، به همه رحم مي­كند. 
خدا خوب­ترين­هاي جهان را مأمور كرده است كه سخنانش را براي تو توضيح دهند. آن­ها پيامبران و امامان هستند و باز به ديگر انسان­هاي خوب دستور داده است كه در هر زمان، و با هر كس، با توجه به سن و سوادشان تعاليم قرآن مجيد و احاديث امامان را برايشان باز كند و راهنماييشان نمايد.
آيا اين همه دلسوزي كافي نيست كه آدم يقين پيدا كند كه او خیلی مهربان است؟! 
خدايا! هر چه دارم از توست و من هر كاري را كه بخواهم انجام دهم، به ياد مهرباني­هايت، نام تو را بر زبان خواهم آورد.
دوست من! من هم دوستيم را با نام خداوند بخشنده و مهربان آغاز مي­كنم.
آنچه در اين مجموعه مطالعه خواهي كرد، توضيحي مختصر در باره آياتي از قرآن مجيد است كه به تناسب سن نوجواني برگزيده شده است. 
چون آياتي كه تو به خوبي از پس فهمشان برمي­آيي خيلي زياد است، من هم مجبور شدم توضيح اين آيات را در چند جلد كتاب بياورم. نمي­دانم چند جلد مي­شود، ولي تلاش مي­كنم، مختصر حرف بزنم كه حوصله­ات سر نرود. 
اگر بعضي وقتها ديدي كه نتوانستم طوري حرف بزنم كه متناسب سن تو باشد من را ببخش. من هنوز يادم هست كه در سن تو كه بودم دوست داشتم با من چه جوري حرف بزنند. 
البته زمانه فرق كرده و نوجوان­ها فهمشان خيلي زياد شده، نمي­دانم آيا مي­توانم آن طور كه دلبخواهشان است با آن­ها ارتباط بر قرار كنم؟ آيا موفق خواهم شد به سهم خودم آن­ها را با قرآن مأنوس كنم و دستشان را در دست قرآن بگذارم؟ 
الهي كه بتوانم. تو هم دعا كن كه بتوانم. 
خدا را چه ديدي يك وقت ديدي روز قيامت دست من را هم گرفتي و به خدا گفتي: «اين هم با من بيايد بهشت، او من را با قرآن مأنوس كرد» خدا هم بگويد: 
«باشد قبول».

هدف خلقت!

هدف خلقت!
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (ذاريات: ۵۶)
من جنّیان و انسانها را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند.

«چرا خلقم شدم؟» این سؤالی است که هیچ حیوانی از خودش نمی پرسد. این سؤال را فقط انسان از خودش می پرسد. حتی معلوم نیست فرشتگان هم این سؤال را از خودشان بپرسند! 
اصلا حیوانات هیچ سؤالی نمی پرسند. هرچه لازم باشد بدانند می دانند. نیازی به پرسش ندارند. برای زندگی که دارند به دانستنِ مقدار کمی اطلاعات نیاز دارند. 
مثلا برادر یا خواهر کوچکت که تازه یاد گرفته است چهار دست و پا راه برود برای زندگی کردن به چه قدر اطلاعات نیاز دارد؟ خیلی کم. حیوانات از آن هم کمتر نیاز به اطلاعات دارند. 
انسان هر چه بزرگتر می شود نیازمند اطلاعات بیشتری است! پرسشهای بیشتری در ذهنش شکل می گیرد. هرچه بیشتر می فهمد، عطش دانستنش بیشتر می شود. انگاری بیشتر می فهمد، که خیلی چیزها را نمی داند.
مهمترین این ندانسته ها، مربوط به اصل خلقت اوست! خصوصا این سؤال وقتی مدام به ذهنش می آید که زندگی طبق خواسته اش نباشد. مثل وقتی که کسی به مسافرت می رود و در سفر حوادث ناخوشایندی برایش بوجود می آید بعد با ناراحتی می پرسد، «اصلا چرا ما آمدیم مسافرت؟! چرا ما اینجا آمدیم؟!» 
«چرا ما اینجا آمدیم» عین همین سؤال است که: «چرا ما به دنیا آمدیم؟!» 
ولی اگر سفر خوش گذشته باشد و همه چیز بر وفق مراد باشد هیچ کس از این سؤالها نمی کند. 
در دنیا چطوری می شود خوش بود؟ خب تو به عنوان یک نوجوان یقینا دغدغه های پدر و مادرت را و یا برادر و خواهر بزرگترت را نداری و لذا زندگی برای تو بیشتر خوش می گذرد تا آنها!
دغدغه ها مجموعه ای از نگرانیها درباره آینده است! مثلا وقتی نزدیک امتحانات می شود تو نگرانیهایت شروع می شود ولی اگر حسابی درس خوانده باشی دیگر چرا نگران باشی؟
اگر آدمها وظائف خود را بخوبی انجام داده باشند چرا باید نگران آینده باشند؟ آینده از آنِ آنهاست! از آنِ کسانی است که در زندگی کمتر خطا می کنند و وقتی هم که خطا می کنند سریع بفکر جبرانش بر می آیند!
وظائف انسانها چیست؟ انسانها چه وظائفی دارند؟ قسمتی از وظائف را هر انسانی هرچقدر هم آدم کم اطلاعی باشد، می داند چیست! او می داند وظیفه اش صادق بودن است! وظیفه اش مهربانی در حق ضعبفان است. او می داند نباید دیگران را فریب دهد. او می داند باید وضعیت دیگران را درک کند همانطور که دوست دارد دیگران وضعیت او را درک کنند.
ولی با این حال انسان خیلی از وظائف دیگرش را نمی داند و حتی نمی داند همین وظائفی را هم که می داند چطوری به آنها عمل کند!
دین آمده است تا به انسانها کمک کند. نمی بینی قرآن چطور به انسانها کمک می کند تا در زندگی درست عمل کنند؟! تا بحال چند آیه را برایت توضیح داده ام؟ همه اینها درسهای زندگی است!
عمل کردن به توصیه های دین، نامش عبادت است. عبادت خداوند. 
هدف از خلقت انسان این است که انسانها برای زندگی بهتر گوش به سخنان خداوند بدهند و بعد از زندگی خود راضی باشند و آن وقت است که می فهمند نعمتِ «خلقت»، نعمتِ «بودن در دنیا» چقدر با شکوه است! دیگر مدام غر نمی زنند که: «چرا خلق شدیم چرا به دنیا آمدیم؟!» 
خدایا استوارمان بدار در مسیر دین و دلهامان را پر از شادی کن!

پنجه در پنجه ی استکبار

پنجه در پنجه ی استکبار

آنگاه که انوار مقدس الهی دنیای تاریک وجود انسان را روشنایی می بخشد و شخص قدم در راه حق می گذارد و خود را ملزم به طی طریق هدایت می کند دیر یا زود با راهزنان و غارتگرانی رو در رو می شود که با قلدری و گستاخی سد راه هدایت الهی شدند و مجال هر گونه حرکتی را از رهروان می گیرند.


اینجاست که شخص می تواند چشم فرو بندد و در پی نجات خویشتن باشد و یا دلیرانه به مصاف دشمنان هدایت رفته و جاده ی عشق را از لوث وجود آنها پاک کند.
قرآن به عنوان کتاب راهنمای سالکین الی الله راه دوم را برای مؤمنین بر می گزیند و از ایشان می خواهد که همچون کوهی سد راه اجرای سیاست های شیطانی عناصر پلید و شرور جامعه ی کفر و استکبار شده و کمر همت بر حفاظت از حیات دینی خود و جامعه ی ایمانی ببندد.
قرآن کریم جریان تقابل میان خیر و شر و جبهه ی ایمان و مقاومت و کفر و استکبار را در آیات زیادی برای ما بیان کرده است، جریانی که به گفته ی قرآن از زمان آدم ابوالبشر بوده و تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت.
رویارویی این دو جریان می تواند بین افراد یا گروه ها یا بین چند کشور صورت گیرد، ولی آنچه که مهم به نظرمی رسد اصل رویارویی و تقابل میان حق و باطل می باشد.
ازآنجایی که در جهان امروز ، ایران به عنوان نماد مقاومت اسلامی شناخته می شود و از طرفی کشورهای غربی و علی الخصوص آمریکا وکشورهای صهیونیستی که نمونه ی بارز و تمام عیاری از جوامع کفر پیشه و استکباری هستند لذا بحث خود را بر روی نحوه ی عملکرد این کشورها علیه ما می بریم وسعی ما این است که بتوانیم از دریچه ی قرآن نگاهی تحلیلی به این موضوع داشته باشیم. 

کشتار و قتل عام بهترین ابزاری است که با آن می توانند اولا انتقام خود را از مومنین گرفته و آتش خشم خود را بر سر آنها فرود آورند، و ثانیا درس عبرتی قرار دهند برای کشورهای دیگر تا فکر مخالفت با آنها را هم ازسر خود بیرون کنند.
انواع تقابل

در یک نگاه کلی می توان این تقابل را به چند دسته تقسیم کرد: 
۱. تقابل نظامی که با بکار گیری اسلحه و مهمات و گسیل کردن سربازان به صحنه ی نبرد صورت می گیرد.
۲. تقابل سیاسی، اقتصادی که معمولا با اتخاذ سیاست های خصمانه و فشارهای روانی و مالی بر طرف مقابل صورت می گیرد.
۳. تقابل فرهنگی که از سوی مقام معظم رهبری با لفظ تهاجم فرهنگی معرفی شد این است که به صورت نا محسوس سعی در از بین بردن اعتقادات و ایمان مردم و وارونه جلوه دادن ارزش های دینی می کنند و این نبرد به مراتب مهم تر و خطرناک تر از نبرد های دیگر است.

ادامه نوشته

ترس خوب!

ترس خوب!
ذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخافُ وَعيدِ (ق: ۴۵)
بوسيله قرآن، كسانى را كه از عذاب من مى‏ترسند متذكّر ساز!

ترس خوب داریم ترس بد داریم! 
ترس خوب انسان را به کار بیشتر ترغیب می کند ولی ترس بد آدم را ناامید میکند و در نتیجه از کار باز می دارد.
هر ترسی باید به اندازه باشد. کم باشد تأثیری نمی گذارد! زیاد باشد آنقدر فکر را مشغول میکند که دیگر نمی شود انتظار کاری را داشت!
مثلا ترس از گرگ اگر کم باشد، انسان را از خطر گرگ ایمن نمی کند و ممکن است گرگ او را از بین ببرد و اگر زیاد باشد، وقتی با گرگ مواجه می شود نمی تواند کاری بکند، مات و مبهوت می ماند و خشکش می زند و گرگ او را از بین می برد! ولی اگر ترس به اندازه لازم باشد، می تواند عقلش را بکار بیاندازد که چگونه مشکلش را با این حیوان درنده حل کند! مثلا بفکرش می رسد سریع روی درختی برود. چون اگر بخواهد بدود، گرگ به او می رسد!
آدمهای ترسو همیشه بیش از مقداری که باید می ترسند و لذا در صحنه های خطر، نمی توانند کار درست را انجام بدهند و از آن طرف آدمهای مُتَهوِّر یعنی گستاخ و نترس، خودشان را بدون احتیاط درگیر با خطر می کنند و بالاخره روزی سر خود را بر باد می دهند!
اندازه هر ترسی را «امید» مشخص می کند. یعنی ترسی که امید را از بین ببرد، یک ترس افراطی و زیادی است! و اگر امید آن قدر زیاد شود که فرد اطمینان پیدا کند خطری تهدیدش نمی کند، آن وقت ترس کم رمق می شود و فرد خود را دچار آسیب خواهد ساخت!
انسانی که مؤمن هست، ترس و امیدش، خوف و رجایش، پنجاه پنجاه است. ترسش را که بگذاری روی یک کفه ترازو و امدیش را هم بگذاری روی کفه دیگر، هیچ کفه ای بر گفه دیگر نمی چربد! 
مثلا امتحان دادن، هم نیازمند ترس است و هم امید. هر کدام بر دیگری افزایش پیدا کند، درس خواندن تعطیل می شود. ترست زیاد باشد، با خودت می گویی: «چه فایده درس بخوانم من که می دانم قبول نمی شوم.» ترست کم باشد می گویی: «چه نیازی به درس خواندن من که می دانم قبول می شوم».
ترس از خداوند نیز این چنین است! اگر ترسی از دوزخ نداشته باشی و بگویی من که مسلمان هستم و شیعه هستم و یا من اگر در این سن و سال بمیرم هنوز خیلی کارهای بدی نکرده ام که خداوند بخواهد من را عذاب کند. با این تفکر شیطان براحتی می تواند تو را وسوسه کند که کارهای زشتت را دوباره تکرار کنی!
و اگر ترست از خداوند زیاد باشد، باز شیطان تو را وسوسه می کند که: «تو که جهنمی هستی بنابراین ده تا گناه کمتر و بیشتر چه فرق می کند؟! آب که از سر گذشت چه یه وجب چه صد وجب بالاخره تو غرق می شوی پس بهتر است تا فرصت داری در این دنیا با گناهانی که مرتکب می شود، لذت بیشتری ببر!»
خب دیدی که ترس کم و ترس زیاد هر دو به یک نتیجه ختم شد آن هم گناهان بیشتر! چیزی که شیطان می خواهد.
قرآن، هم می ترساند و هم امید می دهد. البته چون مردم معمولا کمتر می ترسند و بیشتر گستاخ هستند، قرآن بیشتر می ترساند. در آغاز رسالت پیامبر، خداوند به ایشان دستور داده است که «قُم فانذر» بلند شو و هشدار بده!
خب حالا چه کسی از قرآنی که می خواند، از آیات مربوط به عذاب، تکانی می خورد و توبه میکند وظائفش را بخوبی انجام می دهد؟ کسی که اهل ترسیدن به اندازه است! یعنی در همه اموز زندگیش وقتی احتمال آسیب بدهد، سعی می کند گستاخی نکند و با احتیاط عمل کند!
خدایا ترسم را و امیدم را نسبت به خودت اندازه کن! 
خدایا بخششت من را امیدوار می سازد و عدالتت من را می ترساند.

منت گذاردن

منت گذاردن
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ. (حجرات: ۱۷)
آنها بر تو منّت مى‏نهند كه اسلام آورده‏اند؛ بگو: «اسلام آوردن خود را بر من منّت نگذاريد، بلكه خداوند بر شما منّت مى‏نهد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرده است، اگر (در ادّعاى ايمان) راستگو هستيد!»

«من» یک واحد وزن هست! یک «من» معادل سه کیلو هست! در قدیم «من» نشان یک وزن سنگین بوده است. 
منّت گذاردن یعنی کار خود را سنگین و بزرگ و خیلی ارزشمند دانستن. 
خیلی ها وقتی کار خوبی می کنند، فکر می کنند شاخ غول شکسته اند: 
۱) به خوشان حق می دهند یک استراحت مفصلی بعد یک کار بکنند و حاضر نیست بلافاصله کار خوب دیگری را انجام دهند! 
۲) اگر برای کسی این کار را انجام داده اند توقع تشکری زیادی را از او دارند! توقع دارند او هیچ وقت کارشان را از یاد نبرد!
۳) اگر برای خداوند کاری را انجام داده اند توقع دارند بعد از آن کار خداوند حتما دعاهایشان را مستجاب کند و یا اصلا به آنها بلایی نرسد!
۴) توقع دارند پدر و مادر و یا دیگر اعضای خانواده سریعا نظرشان درباره آنها عوض شود و دیگر عیبهای سابقی که از او می گرفتند، از این ببعد نگیرند!
۵) اگر در انجام بعضی کارهای موفق شده اند، روی خودشان خیلی حساب باز می کنند و خیال می کنند دیگر در همه کارهایشان موفق خواهند بود لذا احتیاط لازم را برای انجام کارهای مشابهِ بعدی انجام نمی دهند. 
۶) با انجام چند کار، فکر می کنند از بقیه برتر شده اند در نتیجه به خود حق می دهند آن بقیه را تحقیر کنند. مثلا تا قبل از این که ورزش را شروع کنند، به دیگران ایرادی بابت ورزش نکردن نمی گرفته اند ولی از وقتی که ورزش را شروع کرده اند خیلی دیگران را بخاطر ورزش نکردن سرزنش می کنند!
۷) آدمی که اهل منت گذاردن است فکر می کند مدام در حال انجام کاری است که نفعش به دیگری می رسد: فکر می کند درسی که میخواند سودش را والدینش و یا معلمینش می برند! نمازی که می خواند سودش به خداوند می رسد. دوایی که میخورد سودش به دکتر می رسد. پولی که به دوستش قرض می دهد، هیچ سودی برایش ندارد و تنها سودش به دوستش می رسد و ...
و حال آنکه هیچ کاری نیست که انسان برای دیگری انجام دهد مگر این که همه سودش و یا سود بیشترش به خود او می رسد! حتی کاری مثل قرض دادن: 
کسی که از انسان کمکی دریافت می کند، آبروی خود را با درخواست کمک از ما بخطر انداخته است و ما با کمکی که به او می کنیم آبروی خود را بالا برده ایم! پس او در عوض کمکی که به او کردیم آبرویش را به ما داده است و ما هم بکمک آبروی او، آبروی خود را زیاد کردیم پس ما با کمک به او، با او معامله کردیم! معامله کردن که منت گذاشتن ندارد!
مثلا همین که ما مسلمانیم و یا شیعه هستیم و یا اهل مسجدیم و یا بسیجی هستم و یا درسخوان مدرسه ایم و ... این عناوین را خداوند به ما داده است. ما که برای بدست آوردنش زحمتی نکشیده ایم! بجای این که بیتشر شرمنده و ممنون گذار نعمت خداوند باشیم، بخاطر داشتن این عناوین خود را طلبکار خداوند بدانیم اصلا کار درستی نیست!
خدایا با بخشیدن این منت گذاریهای بیجا، و در نتیجه ناسپاسی ما، نعمتهایت را از ما نگیر! ما را ببخش! کوچکیم و بی ظرفیت!

نشانه های منافقان در قرآن

نشانه های منافقان در قرآن


در حالی که مومنان با کردار و گفتار سعی در پیراستن جامعه از آلودگی و فساد و آراستن آ ن به خوبی ها دارند، براساس سوره توبه، منافقان در مسیری بر عکس، نهی از معروف و امر به منکر را پیشه می کنند (المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض یامرون بالمنکر و ینهون عن المعروف) و در پوشش اصلاح و پیراستن جامعه از آلودگی ها (قالوا انما نحن مصلحون (بقره/۱۱) تلاش می کنند که فساد، فراگیر و معروف و نیکی از جامعه برچیده شود تا بتوانند در چنان محیط آلوده ای به اهداف شوم خود برسند. (الا انهم هم المفسدون و لکن لایشعرون -بقره/۱۲)

نفاق شناسی گامی در راستای افزایش بصیرت

شکی نیست که نفاق شناسی گامی در راستای افزایش بصیرت است. زیرا نفاق یکی از کانون های فتنه است و شناخت چهره نفاق و آگاهی از نشانه های منافقان سبب می شود تا فتنه انگیزی ها و توطئه های آنان خنثی شود و جامعه اسلامی فریب آن ها را نخورد و در دام توطئه ها نیفتد.در حقیقت شناخت نفاق نوعی دشمن شناسی است و لغت نفاق هم گویای این امر است. 
زیرا نفاق از ماده «نفق» به معنای تونل های زیرزمینی است که برای فرار یا استتار از آن استفاده می شود و منافق نیز راه پنهان و مخفی برای خود ایجاد می کند تا به هنگام خطر از طریق آن فرار کند. به همین خاطر در آیات متعددی از نشانه ها و رفتارهای منافقان سخن به میان آمده و در کمتر سوره مدنی است که به صراحت یا کنایه به منافقان اشاره نشده باشد و حتی در قرآن ازمنافقان با تعبیر دشمن یاد شده است:« هم العدو فاحذرهم». در حدیثی نیز از پیامبر نقل شده است که: مومن چهار دشمن دارد؛ مسلمانی که به او حسد می ورزد، منافقی که کینه او را در دل دارد، شیطانی که او را گمراه می کند و کافری که به جنگ او می آید (نهج الفصاحه)

نفاق در قرآن

با توجه به این که قرآن کتاب هدایت و رحمت و پیامبر نیز «رحمةللعالمین» است هنگامی که افرادی به خاطر بی قابلیتی از شمول این رحمت محروم می شوند، در حقیقت تقصیر خود آنان است که زمینه محرومیت خویش را فراهم کرده و از زیر آبشار رحمت خداوند بیرون رفته اند. منافقان از این دسته افرادند که با خروج خود از رحمت الهی، غضب الهی را به جان خریده اند. خداوند هم در آیات متعددی ویژگی ها و رفتار آنان را مورد مذمت قرار داده است و از سوی خداوند متصف به صفاتی چون دروغ گو، فاسق، دشمن و... شده اند.
قرآن کریم در همان ابتدای سوره بقره انسان ها را در ارتباط با اعتقاد به خدا به سه دسته مومنان، کافران و منافقان تقسیم در سراسر قرآن روحیات، رفتارها و خصوصیات هر یک را بیان کرده است. در این میان درباره منافقان علاوه بر اختصاص سوره ای به آنان (سوره منافقین) در بیشتر سوره های مدنی از آنان سخن به میان آمده است اما جامع ترین سوره درباره منافقان، سوره توبه است که به بیان ویژگی ها و رفتار آنان پرداخته شده است.(تفسیر نور )
شکی نیست که نفاق شناسی گامی در راستای افزایش بصیرت است. زیرا نفاق یکی از کانون های فتنه است و شناخت چهره نفاق و آگاهی از نشانه های منافقان سبب می شود تا فتنه انگیزی ها و توطئه های آنان خنثی شود و جامعه اسلامی فریب آن ها را نخورد و در دام توطئه ها نیفتد.

منافقان و حکومت نبوی

هنگامی که پیامبر(ص) به مدینه هجرت کرد و پایه های جامعه و حکومت نبوی را گذارد، مشرکان مکه و منافقان مدینه بیشترین گروه مخالفان حکومت نبوی را تشکیل می دادند و با توطئه ها و ترفندهای مختلف، سعی در ایجاد اخلال در برنامه های پیامبر(ص) داشتند. منافقان مدینه توطئه های خود را به حدی رساندند که تصمیم به ترور پیامبر(ص) گرفتند. اما خداوند پیامبر(ص) را از تصمیم شوم آن ها با خبر کرد و آنان را ناکام گذاشت.
با نگاهی به آیات متعدد مربوط به منافقان، درمی یابیم که هجوم بر ضد پیامبر(ص) در ابعاد مختلف مهم ترین محور فتنه انگیزی های منافقان بود و آنان به انحاء مختلف نسبت به برنامه های پیامبر(ص) کارشکنی می کردند و می خواستند با ایجاد یاس و بدبینی مردم را از گرد آن حضرت پراکنده کنند. از این رو می گفتند:« لاتنفقوا علی من عند رسول الله حتی ینفضوا: به اطرافیان پیامبر چیزی ندهید تا از دور او پراکنده شوند.» از دستور آن حضرت مبنی بر جهاد، سرپیچی می کردند و از این کار خود نیز خرسند بودند: «فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول الله و کرهواان یجاهدوا: بازماندگان (از جنگ تبوک) از مخالفت با رسول خدا(ص) خوشحالند و از این که به جهاد بروند ناراحت.» (توبه) اینان حتی دیگران را تشویق به نرفتن می کردند و می گفتند:«لا تنفروا فی الحر: می گویند هوا گرم است به جبهه نروید» (توبه). 
در برابر مسجد پیامبر(ص) که مرکز عبادت و سیاست حکومت نبوی بود، مسجدی ساختند که قرآن آن را «مسجد ضرار» نامید: «والذین اتخذوا مسجداضرارا و کفرا و تفریقابین المومنین...: و کسانی که مسجدی برای ضررزدن و (تقویت) کفر و ایجاد تفرقه میان مومنان ساخته اند..»(توبه)عدالت پیامبر را قبول نداشتند و در تقسیم زکات توسط آن حضرت که حاکم مسلمانان به شمار می رفت، خرده می گرفتند: «و منهم من یلمزک فی الصدقات فان اعطوا منها رضوا و ان لم یعطوا منها اذا هم یسخطون: برخی از آنان در تقسیم زکات بر تو خرده می گیرند اگر از آن به آن ها بدهند راضی می شوند و اگر از آن به آن ها داده نشود، خشمگین می شوند.» (توبه) به شیوه حکومت داری پیامبر ایراد می گرفتند و آن حضرت را «اذن» یعنی ساده و دهن بین می نامیدند که به حرف هر کس گوش می دهد و هر حرفی را می پذیرد:«ومنهم الذین یوذون النبی و یقولون هو اذن: برخی از آنان (منافقان) کسانی هستند که پیامبر را اذیت می کنند و می گویند او دهن بین است.»(توبه)این آیات و مانند آن به روشنی نشان می دهد که منافقان به صورت یک جریان در مقابل پیامبر(ص) عمل می کردند و سعی در کارشکنی در امر حکومت داشتند و از دستورهای حضرت سرپیچی می کردند. 
این مخالفت ها به حدی رسید که خداوند به آنان هشدار داد و فرمود :«الم یعلموا انه من یحاددالله و رسوله فان له نارجهنم خالدا فیها ذلک الخزی العظیم: مگر نمی دانند که هر کس با خدا و پیامبرش مخالفت کند، سزای او جهنم است...»(توبه) و یا اسرار آن ها را از طریق وحی برای مردم بیان کرد تا جایی که همین امر ترس و وحشت منافقان را فراهم کرد: «یحذرالمنافقون ان تنزل علیهم سورة تنبئوهم بما فی قلوبهم: منافقان حذر می کنند از این که برایشان سوره ای نازل شود و از آن چه در دل های آنان است خبر دهد.»(توبه)متاسفانه باوجود تعداد زیاد آیاتی که در این باره نازل شده است، مسئله نفاق و حاکمیت اسلام به طور ویژه چنان که باید مورد بررسی قرار نگرفته است در حالی که به وضوح آیات قرآن از این ارتباط خبر می دهد و مشخص می کندکه بیشترین توطئه آنان اخلال در امر حاکمیت پیامبر(ص) و توفیق حکومت نبوی بوده و بیانگر نفوذ آنان در مراکز تصمیم گیری است.
درست برعکس مومنان که دائما از طریق امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح جامعه و پیراستن آن از کژی ها کوشش می کنند، منافقان سعی می کنند که فساد همه جا را فرا بگیرد و معروف و نیکی از جامعه برچیده شود تا بهتر بتوانند در محیطی نامناسب به اهداف خود دست یابند

نشانه های نفاق در قرآن

در قرآن کریم ویژگی های رفتاری و روحی متعددی برای منافقان بیان شده است که مخالفت با پیامبر و نداشتن باور قلبی به آن حضرت و برنامه های ایشان مهم ترین آن به شمار می رود. اما در آیه ?? سوره توبه به چند ویژگی منافقان اشاره شده که در این جا به آن بسنده می کنیم. به جز استهزاء و مکر و خدعه نسبت به مسلمانان، که در آیات متعدد قرآن از آن سخن به میان آمده (مانند این دو آیه - انومن کما آمن السفها-بقره۱۳) - یخادعون الله والذین آمنوا و ما یخدعون الا انفسهم-بقره۹) در سوره توبه چند ویژگی برای منافقان ذکر شده است. خداوند در این آیه می فرماید: «المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض یامرون بالمنکر و ینهون عن المعروف و یقبضون ایدیهم نسوالله فنسیهم ان المنافقین هم الفاسقین.» اولین فراز آیه بیان می کند که منافقان از یک قماشند و گرچه ممکن است روح نفاق به اشکال مختلف ظاهر شود اما همه آن ها در یک سلسله صفات شریکند و با یکدیگر ارتباط دارند. 
از این رو به اوصاف آن ها می پردازد و می فرماید: درست برعکس مومنان که دائما از طریق امر به معروف و نهی از منکر در اصلاح جامعه و پیراستن آن از کژی ها کوشش می کنند، منافقان سعی می کنند که فساد همه جا را فرا بگیرد و معروف و نیکی از جامعه برچیده شود تا بهتر بتوانند در محیطی نامناسب به اهداف خود دست یابند. در حقیقت قانون شکنی و دریدن حریم محرمات و واجبات الهی یکی از مهم ترین ویژگی های منافقان است که نه تنها خود از زی طاعت و بندگی خدا خارج شده اند بلکه تلاش می کنند جامعه را نیز به این سو بکشانند تا فضای تنفسی مناسب برای اجرای برنامه های خود را فراهم آورند. ویژگی دیگر آنان، بخل ورزی و انفاق نکردن آنان در راه خداست،( و یقبضون ایدیهم) اینان دست خود را می بندند و نه در راه خدا انفاق می کنند و نه به کمک محرومان می شتابند و نه به خویشان کمک می کنند؛ چون ایمان به آخرت ندارند و انفاق مال را از دست رفتن و اتلاف آن تلقی می کنند. 
اگرچه برای رسیدن به اهداف شوم خود، اموال فراوانی خرج و یا گاه ریاکارانه بذل و بخشش می کنند. ویژگی چهارمی که آیه به آن اشاره می کند آن است که تمام اعمال و حرکات آنان نشان می دهد که خدا را فراموش کرده اند و در عوض خدا هم آنان را در برخورداری از مواهب و برکات خود فراموش کرده است و هیچ گونه سهمی از رحمت و توفیق خود برای آ نان قایل نمی شود.( نسوالله فنسیهم) آخرین ویژگی آنان که در آیه ذکر شده آن است که منافقان از دایره اطاعت و بندگی خدا خارج هستند و به تعبیر قرآن فاسق به شمار می روند. به بیان دیگر این فراز بیان می کند که بین فسق و نفاق ارتباط تنگاتنگی است و فسق و نافرمانی خدا سبب می شود که انسان سر از نفاق درآورد.

مراقب باشیم منافق از دنیا نرویم !

مراقب باشیم منافق از دنیا نرویم !

جهاد یکی از احکام الهی است که در اسلام از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
آیات زیادی از قرآن درباره جنگ ها و وظایف مومنان و کمک های الهی و فرار کردن منافقان و سست ایمانان از جنگ داریم.
نکته مهم آن است که در جنگ ، جبهه حق را تشخیص دهیم و تلاش کنیم و خود را صادقانه در معرض خطر قرار دهیم. 
سۆال مطرح شده این است که ؛ در شرایطی که جنگی وجود ندارد یا هیچ یک از دو طرف درگیری، برای خدا و حقیقت نمی جنگند چه باید کرد؟ آیا باید فکر جهاد را از یاد ببریم؟

آیه ۲۴ سوره توبه حاوی هشدار مهمی به مسلمانان است. خداوند در این آیه، بر نقطه حساسی دست گذاشته است و آن محبت قلبی است:
قُلْ إِن كَانَ آبَاۆُكُمْ وَأَبْنَآۆُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ 
بگو: اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان (كه اصول مجتمع خویشى انسانند) و اموالى كه فراهم كرده‏اید و تجارتى كه از كسادش بیم دارید و جاهاى مسكونیى كه به آنها دلخوشید (كه اصول قوام مالى اجتماع است) از خدا و فرستاده او و جهاد در راه او به نزد شما محبوب‏ترند پس منتظر باشید تا خداوند فرمان خود را (دستور عذاب شما را) صادر كند، و خدا گروه نافرمانان را هدایت نمى‏كند
بنابراین آن کسانی که حقیقتاً ایمان آورده اند ، همانطور که در زبان و ظاهر هیچ چیز را بر خدا و رسول خدا و جهاد در راه خدا ترجیح نمی دهند، در دل خود نیز هیچ گاه محبت پدران و برادران و همسران و بستگان و اموال و کاسبی و منزل ، در دل آنها بیشتر از محبت خدا نیست.

از این آیه نتایج و بهره های فراوانی می توان گرفت که در اینجا تنها به سه نکته اشاره می کنیم:
۱- مۆمنان مثل بقیه مردم، خانواده و کسب و کار و خانه دارند و آن را دوست می دارند.
۲- محبت خدا و رسول او و جهاد در راه او در نظر مومنان از محبت آنها به خانواده و پول و کاسبی و خانه شان بیشتر است.
۳- محبت قلبی ما به چیزهای مختلف با هم فرق دارد. مثلا بعضی افراد و چیزها را بیشتر از افراد و چیزهای دیگر دوست داریم. اما کنترل آن با ماست که کدام را بر کدام از لحاظ دوست داشتن مقدم بداریم.
مطابق این آیه، مۆمنان دوست داشتن قلبیشان را هم کنترل می کنند. به عبارتی آنان مهار قلب خود را در دست می گیرند و اولویت بندی قلبشان را همیشه در اختیار دارند ؛به طوری که اجازه نمی دهند محبت پول یا خانه یا بستگانشان به حدی در دلشان شدید شود که از محبتشان به خدا و رسول خدا هم بالاتر رود.

یکی از روشن ترین آزمایشهای خدا، شرکت در جهاد است زیرا آنجا که فدا کردن جان و مال مطرح باشد دیگر هر کسی نمی تواند ادعای دوستی کند
ادامه نوشته

دشمنی هایی به سبک امروزی

دشمنی هایی به سبک امروزی

در زندگی انسان با دشمن ها و دشمنی های زیادی رو به رو است ... دشمنی هایی با رنگ و لعاب های گوناگون ... از زندگی خانوادگی گرفته تا در میان دوستان و جامعه ... نکته ی اساسی شناخت این دشمنان است


مبارزه با دشمن شناخته که به طور علنی پرچم عداوت برافراشته است، با رنج و مشکلات توأم است، ولی شکل اغواگری و فریب وجود ندارد. اما مبارزه با دشمنی که با پوشاندن در هاله ای از امور مقدس جامعه نه تنها علم دشمنی بر نمی دارد؛ بلکه خود را دوست واقعی معرفی می کند، دشوار است؛ زیرا علاوه بر رنج های رایج در مبارزه ها، مشکل عوام فریبی و تأثیرگذاری بر جبهه خودی نیز وجود دارد. 
حرف اول در اساسی ترین شاخصه های رشد و کمال جامعه دینی از آن بصیرت است. بصیرت، ضروری ترین شرط برای دعوت به حق است و داعیان الی الله باید خود را به آن بیارایند. (یوسف: ۱۰۸)
یکی از ابعاد مهم بصیرت، شناخت دشمنانی است که قرآن آن ها را معرفی کرده است. عنایت قرآن به افشای چهره این گروه به مراتب بیشتر از افشای چهره مشرکان و یهود است که خود، نشان دهنده خطر این گروه برای جامعه اسلامی است.
هنگامی که منافق به تقوا و ترس از خدای سبحان نصیحت می شود، در اثر عزت اکتسابی از گناه و نفاق، با بیماری دل دچار غرور می شود؛ در حالی که اصلاً عزتی در کار نیست؛ بلکه غروری است که اشخاص جاهل و منافق آن را عزت می پندارند

ادامه نوشته