هدف خلقت!
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (ذاريات: ۵۶)
من جنّیان و انسانها را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند.

«چرا خلقم شدم؟» این سؤالی است که هیچ حیوانی از خودش نمی پرسد. این سؤال را فقط انسان از خودش می پرسد. حتی معلوم نیست فرشتگان هم این سؤال را از خودشان بپرسند! 
اصلا حیوانات هیچ سؤالی نمی پرسند. هرچه لازم باشد بدانند می دانند. نیازی به پرسش ندارند. برای زندگی که دارند به دانستنِ مقدار کمی اطلاعات نیاز دارند. 
مثلا برادر یا خواهر کوچکت که تازه یاد گرفته است چهار دست و پا راه برود برای زندگی کردن به چه قدر اطلاعات نیاز دارد؟ خیلی کم. حیوانات از آن هم کمتر نیاز به اطلاعات دارند. 
انسان هر چه بزرگتر می شود نیازمند اطلاعات بیشتری است! پرسشهای بیشتری در ذهنش شکل می گیرد. هرچه بیشتر می فهمد، عطش دانستنش بیشتر می شود. انگاری بیشتر می فهمد، که خیلی چیزها را نمی داند.
مهمترین این ندانسته ها، مربوط به اصل خلقت اوست! خصوصا این سؤال وقتی مدام به ذهنش می آید که زندگی طبق خواسته اش نباشد. مثل وقتی که کسی به مسافرت می رود و در سفر حوادث ناخوشایندی برایش بوجود می آید بعد با ناراحتی می پرسد، «اصلا چرا ما آمدیم مسافرت؟! چرا ما اینجا آمدیم؟!» 
«چرا ما اینجا آمدیم» عین همین سؤال است که: «چرا ما به دنیا آمدیم؟!» 
ولی اگر سفر خوش گذشته باشد و همه چیز بر وفق مراد باشد هیچ کس از این سؤالها نمی کند. 
در دنیا چطوری می شود خوش بود؟ خب تو به عنوان یک نوجوان یقینا دغدغه های پدر و مادرت را و یا برادر و خواهر بزرگترت را نداری و لذا زندگی برای تو بیشتر خوش می گذرد تا آنها!
دغدغه ها مجموعه ای از نگرانیها درباره آینده است! مثلا وقتی نزدیک امتحانات می شود تو نگرانیهایت شروع می شود ولی اگر حسابی درس خوانده باشی دیگر چرا نگران باشی؟
اگر آدمها وظائف خود را بخوبی انجام داده باشند چرا باید نگران آینده باشند؟ آینده از آنِ آنهاست! از آنِ کسانی است که در زندگی کمتر خطا می کنند و وقتی هم که خطا می کنند سریع بفکر جبرانش بر می آیند!
وظائف انسانها چیست؟ انسانها چه وظائفی دارند؟ قسمتی از وظائف را هر انسانی هرچقدر هم آدم کم اطلاعی باشد، می داند چیست! او می داند وظیفه اش صادق بودن است! وظیفه اش مهربانی در حق ضعبفان است. او می داند نباید دیگران را فریب دهد. او می داند باید وضعیت دیگران را درک کند همانطور که دوست دارد دیگران وضعیت او را درک کنند.
ولی با این حال انسان خیلی از وظائف دیگرش را نمی داند و حتی نمی داند همین وظائفی را هم که می داند چطوری به آنها عمل کند!
دین آمده است تا به انسانها کمک کند. نمی بینی قرآن چطور به انسانها کمک می کند تا در زندگی درست عمل کنند؟! تا بحال چند آیه را برایت توضیح داده ام؟ همه اینها درسهای زندگی است!
عمل کردن به توصیه های دین، نامش عبادت است. عبادت خداوند. 
هدف از خلقت انسان این است که انسانها برای زندگی بهتر گوش به سخنان خداوند بدهند و بعد از زندگی خود راضی باشند و آن وقت است که می فهمند نعمتِ «خلقت»، نعمتِ «بودن در دنیا» چقدر با شکوه است! دیگر مدام غر نمی زنند که: «چرا خلق شدیم چرا به دنیا آمدیم؟!» 
خدایا استوارمان بدار در مسیر دین و دلهامان را پر از شادی کن!