نسبت دادن صفات الهی به انسان شرک نیست
« لله الذی خلقکم ثم رزقکم ثم یمیتکم ثم یحییکم هل من شرکائکم من یفعل من ذلکم من شی سبحانه و تعالی عمّا یشرکون » [روم: 40]». خداست آن كه شما را بيافريد، سپس روزى داد، سپس مىميراند، سپس زنده مىكند. آيا كسانى كه شريك خدا مىسازيد، هيچ از اين كارها توانند؟ منزه است او و از هر چه برايش شريك مىآورند برتر است .
با توجه به آیه مورد نظر صفاتی مانند خلق کردن، روزی دادن، میراندن و زنده کردن از خصایص الاهی هستند و انتساب آنها به غیر خدا شرک دانسته شده است.
آنچه كه در اين جا حائز اهميت است بدانيم ، اين است كه صفاتي كه براي خداوند سبحان ثابت هست براي هيچ بشري حتي براي انبياء و اوصياء نيز قابل اثبات نيست ، براي مثال صفت خالقيت (با توجه به تعريفي كه براي خالقيت خداوند سبحان مي شود) براي احدي ثابت نيست ؛ خالقيت خداوند بدون نياز به ماده اوليه و با يك اراده ابدي و ازلي صورت مي پذيرد و خالقيت با چنين وصفي براي هيچ موجودي ثابت نمي شود .
اما چون انسان موجودي الاهي است تا جايي كه خداوند در مورد انسان مي فرمايد : « نفخت فيه من روحي» از روح خود در آن دميدم(حجر 29) فلذا صفات الاهي در انسان متجلي مي شود ، و انسان مي شود تجلي صفات الاهي . فلذا به انسان گفته مي شود عالم ، قادر ، خالق ، رازق و ... .
صفت خالقيت در مورد انسان بدين معني است كه انسان با استعانت از نعمت هاي خدادادي از جمله عقل و ... مي تواند ابداع و نو آفريني داشته باشد ، خالقيت انسان در طول خالقيت خداوند است نه اينكه مستقل از خداوند خالق شود . فلذا اگر كسي اينگونه به صفات الهي نظر كند و اينگونه صفات را براي انسان نسبت دهد شرك محسوب نمي شود شرك در جايي است كه صفات الاهي مستقلا براي انسان نسبت داده شود .
با توجه به آیه مورد نظر صفاتی مانند خلق کردن، روزی دادن، میراندن و زنده کردن از خصایص الاهی هستند و انتساب آنها به غیر خدا شرک دانسته شده است.
آنچه كه در اين جا حائز اهميت است بدانيم ، اين است كه صفاتي كه براي خداوند سبحان ثابت هست براي هيچ بشري حتي براي انبياء و اوصياء نيز قابل اثبات نيست ، براي مثال صفت خالقيت (با توجه به تعريفي كه براي خالقيت خداوند سبحان مي شود) براي احدي ثابت نيست ؛ خالقيت خداوند بدون نياز به ماده اوليه و با يك اراده ابدي و ازلي صورت مي پذيرد و خالقيت با چنين وصفي براي هيچ موجودي ثابت نمي شود .
اما چون انسان موجودي الاهي است تا جايي كه خداوند در مورد انسان مي فرمايد : « نفخت فيه من روحي» از روح خود در آن دميدم(حجر 29) فلذا صفات الاهي در انسان متجلي مي شود ، و انسان مي شود تجلي صفات الاهي . فلذا به انسان گفته مي شود عالم ، قادر ، خالق ، رازق و ... .
صفت خالقيت در مورد انسان بدين معني است كه انسان با استعانت از نعمت هاي خدادادي از جمله عقل و ... مي تواند ابداع و نو آفريني داشته باشد ، خالقيت انسان در طول خالقيت خداوند است نه اينكه مستقل از خداوند خالق شود . فلذا اگر كسي اينگونه به صفات الهي نظر كند و اينگونه صفات را براي انسان نسبت دهد شرك محسوب نمي شود شرك در جايي است كه صفات الاهي مستقلا براي انسان نسبت داده شود .
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 18:52 توسط اکبر احمدی
|
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.