منت گذاردن
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ. (حجرات: ۱۷)
آنها بر تو منّت مى‏نهند كه اسلام آورده‏اند؛ بگو: «اسلام آوردن خود را بر من منّت نگذاريد، بلكه خداوند بر شما منّت مى‏نهد كه شما را به سوى ايمان هدايت كرده است، اگر (در ادّعاى ايمان) راستگو هستيد!»

«من» یک واحد وزن هست! یک «من» معادل سه کیلو هست! در قدیم «من» نشان یک وزن سنگین بوده است. 
منّت گذاردن یعنی کار خود را سنگین و بزرگ و خیلی ارزشمند دانستن. 
خیلی ها وقتی کار خوبی می کنند، فکر می کنند شاخ غول شکسته اند: 
۱) به خوشان حق می دهند یک استراحت مفصلی بعد یک کار بکنند و حاضر نیست بلافاصله کار خوب دیگری را انجام دهند! 
۲) اگر برای کسی این کار را انجام داده اند توقع تشکری زیادی را از او دارند! توقع دارند او هیچ وقت کارشان را از یاد نبرد!
۳) اگر برای خداوند کاری را انجام داده اند توقع دارند بعد از آن کار خداوند حتما دعاهایشان را مستجاب کند و یا اصلا به آنها بلایی نرسد!
۴) توقع دارند پدر و مادر و یا دیگر اعضای خانواده سریعا نظرشان درباره آنها عوض شود و دیگر عیبهای سابقی که از او می گرفتند، از این ببعد نگیرند!
۵) اگر در انجام بعضی کارهای موفق شده اند، روی خودشان خیلی حساب باز می کنند و خیال می کنند دیگر در همه کارهایشان موفق خواهند بود لذا احتیاط لازم را برای انجام کارهای مشابهِ بعدی انجام نمی دهند. 
۶) با انجام چند کار، فکر می کنند از بقیه برتر شده اند در نتیجه به خود حق می دهند آن بقیه را تحقیر کنند. مثلا تا قبل از این که ورزش را شروع کنند، به دیگران ایرادی بابت ورزش نکردن نمی گرفته اند ولی از وقتی که ورزش را شروع کرده اند خیلی دیگران را بخاطر ورزش نکردن سرزنش می کنند!
۷) آدمی که اهل منت گذاردن است فکر می کند مدام در حال انجام کاری است که نفعش به دیگری می رسد: فکر می کند درسی که میخواند سودش را والدینش و یا معلمینش می برند! نمازی که می خواند سودش به خداوند می رسد. دوایی که میخورد سودش به دکتر می رسد. پولی که به دوستش قرض می دهد، هیچ سودی برایش ندارد و تنها سودش به دوستش می رسد و ...
و حال آنکه هیچ کاری نیست که انسان برای دیگری انجام دهد مگر این که همه سودش و یا سود بیشترش به خود او می رسد! حتی کاری مثل قرض دادن: 
کسی که از انسان کمکی دریافت می کند، آبروی خود را با درخواست کمک از ما بخطر انداخته است و ما با کمکی که به او می کنیم آبروی خود را بالا برده ایم! پس او در عوض کمکی که به او کردیم آبرویش را به ما داده است و ما هم بکمک آبروی او، آبروی خود را زیاد کردیم پس ما با کمک به او، با او معامله کردیم! معامله کردن که منت گذاشتن ندارد!
مثلا همین که ما مسلمانیم و یا شیعه هستیم و یا اهل مسجدیم و یا بسیجی هستم و یا درسخوان مدرسه ایم و ... این عناوین را خداوند به ما داده است. ما که برای بدست آوردنش زحمتی نکشیده ایم! بجای این که بیتشر شرمنده و ممنون گذار نعمت خداوند باشیم، بخاطر داشتن این عناوین خود را طلبکار خداوند بدانیم اصلا کار درستی نیست!
خدایا با بخشیدن این منت گذاریهای بیجا، و در نتیجه ناسپاسی ما، نعمتهایت را از ما نگیر! ما را ببخش! کوچکیم و بی ظرفیت!