ترسيمى از چهره علمى امام‏

امام به سان خورشيدى گيتى فروز، بر سپهر دانش پرتو افكن بود و در بيان برترى و بزرگى اين جايگاه، همين بس كه بيشترين حديث در بين جوامع حديثى شيعه، از آن امام همام و فرزند برومند و خردمندش امام صادق(ع) است و اين خود بزرگ‏ترين گواه در برجستگى شخصيت علمى ايشان به شمار مى‏ رود.

بسيارى از دانشمندان بزرگ اسلامى درباره جايگاه علمى امام، جمله‏هاى بسيار زيبايى بر زبان رانده و يا نگاشته‏اند كه همچنان تاريخ، آن را در خاطر خود نگاهدارى مى‏ كند.

دانشمندان بسيارى چون «ابن مبارك»، «زهرى»، «اوزاعى»، «مالك»، «شافعى»، «زياد بن منذر نهدى» و... درباره برجستگى علمى او سخن رانده‏ اند.(1)

دامنه گسترده روايات امام در زمينه‏ هاى گوناگون علمى، انديش وران اهل سنت و محدثين آنان را بر آن داشت تا از ايشان روايت كنند و سخنان وى را درج و نقل نمايند كه از جمله آنها «ابوحنيفه» را مى‏ توان نام برد.





دامنه گسترده روايات امام در زمينه‏ هاى گوناگون علمى، انديش وران اهل سنت و محدثين آنان را بر آن داشت تا از ايشان روايت كنند و سخنان وى را درج و نقل نمايند كه از جمله آنها «ابوحنيفه» را مى‏ توان نام برد.




پايه‏ گذارى نهضت بزرگ و پوياى علمى‏


امام باقر(ع) در دوران امامت خويش، با وجود شرايط نامساعدى كه بر عرصه فرهنگ اسلامى سايه افكنده بود، با تلاشى جدّى و گسترده نهضتى بزرگ را در زمينه علم و پيشرفت‏ هاى آن طراحى كرد. تا جايى كه اين جنبش دامنه‏ دار به بنيان گذارى و تأسيس يك دانشگاه بزرگ و برجسته اسلامى انجاميد كه پويايى و عظمت آن در دوران امام صادق(ع)، به اوج خود رسيد.
امام با برقرارى حوزه درس، با كج ‏انديشى‏ ها، زدودن چالش ‏هاى علمى، تحكيم مبانى معارف و اصول ناب اسلامى با تكيه بر آيات رهنمون ‏گر قرآن مبارزه كرد و تمام ابواب فقهى و اعتقادى را از ديدگاه قرآن بررسى كرد و به پرورش دانشمندان و فرهيختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمى كمر بست؛ به گونه‏اى كه دانشمندى چون «جابر بن يزيد جعفى» هر گاه مى‏ خواست سخنى در باب علم به ميان آورد - با آن توشه‏اى كه از دانش داشت - مى‏ گفت: «جانشين خدا و ميراث‏ دار دانش پيامبران محمد بن على(ع) برايم اين ‏گونه گفت»(2) و به دليل ناچيز ديدن موقعيت علمى خود در برابر جايگاه امام، از خود نظرى به ميان نمى‏آورد.
«ابو اسحاق سبيعى» از ديگر فرهيختگان اين دوره، آن قدر نظرات علمى امام را درست مى ‏پندارد كه وقتى از او در مورد مسئله ‏اى مى ‏پرسند، پاسخ را از زبان امام مى‏ گويد و مى ‏افزايد: «او دانشمندى است كه هرگز كسى به سان او [ در علم ] نديده‏ام».(3)
«ابو زُرعة» نيز در اين باره اقرار مى‏ كند: «او بزرگ‏ترينِ دانشمندان است».(4)