آشنايي با دانش اسباب نزول
. تخصيص حکم عام به وسيله سبب نزول
در موردي که آيه عام و سبب نزول خاص باشد، مشهور ميگويند: ملاک عموم لفظ است و برخي خصوص سبب را ملاک ميدانند و معتقدند از فوايد شناخت سبب نزول، اختصاص دادن حکم عام به مورد سبب نزول است.
براي نمونه آيه ظهار « وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ... عَذَابٌ أَلِيمٌ »[28] عام است، به اين معنا که هر کس ظهار کند، حکم ظهار در حق او جاري است،ولي بر اساس نظريه دوم، حکم ظهار در آيه، اختصاص دارد به سبب نزول آيه که ماجراي ظهار اوس بن صامت است[29]. و اگر شخص ديگري ظهار کند، حکم ظهار او از اين آيه به دست نميآيد، بلکه بايد از دليل ديگري استفاده کرد.
و در آيه قذف: « إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ... وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ »[30] که حکم: لعنت و عذاب بر کساني که بر زنان پاکدامن تهمت زنا ميزنند، عام است، طبق نظر «ملاک بودن سبب خاص» بايد اختصاص يابد به تهمت زنندگان به همسر پيامبر(ص ).
4. دفع توهّم حصر
ظاهر برخي از آيات قرآن، حصر را ميرساند؛ مثلاً ظاهر آيه:
« قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ...»[31]
گوياي اين است که محرّمات منحصر به اين موارد است: مردار، خون، گوشت خوک و حيواني که بدون بردن نام خدا ذبح شده، در حالي که قطعاً محرّمات محدود به اين چند مورد نيست و توهّم حصر، صحت ندارد.
در اين گونه موارد، سبب نزول ميتواند از جمله قراين عدم حصر باشد؛ مثلاً در آيه ياد شده، سبب نزول اين است:
«کافران به جهت لجاجت و دشمني، حرامهاي خدا را حلال و حلالهاي خدا را حرام کرده بودند، اين آيه براي شکستن غرض آنان نازل شده و نه بيان همه محرّمات. بنابراين، موارد ياد شده درآيه نه همه موارد حرام، بلکه تنها مواردي است که کافران حلال ميشمردهاند.»[32]
5. شناخت رجال و شخصيّتهاي صدر اسلام
مراد شخصيتهايياند که بعدها در جريانهاي مثبت يا منفي جهان اسلام نقش داشتهاند و آگاهي از سوابق آنان ميتواند در داوريها و تجزيه و تحليل شخصيّت و اهداف آنان مؤثّر باشد. آيات متعددي وجود دارد که درباره ستايش و يا نکوهش فرد و يا افرادي نارل شده است و تنها از طريق شناخت سبب نزول قابل شناسايياند؛ از آن جمله:
1. به کمک سبب نزول آيه: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ ... وَهُمْ رَاكِعُونَ »[33]، پي ميبريم که شخص مورد ستايش آيه، امام علي(علیه السلام ) ميباشد و آن حضرت بود که به هنگام نماز، انگشتري خويش را به فقير داد[34] و خداوند با اين نشانه، او را به مردم به عنوان وليّ، معرّفي کرده است.
2. با توجه به سبب نزول آيات «سأل سائل بعذاب واقع...» در مييابيم که اين آيات دربارة خلافت علي(علیه السلام )نازل شده است؛ چه اين که مرحوم علامه اميني سبب نزول اين آيات را از کتابهاي سي نفر از علماي معروف اهل سنّت اين گونه نقل ميکند:
«پس از ماجراي غدير خم شخصي (جابر بن نضر يا حارث بن نعمان) به پيامبر گفت: ما را به پذيرش توحيد و رسالت خويش و انجام نماز و روزه و حج و زکات دستور دادي و ما قبول کرديم، امّا به اين اکتفا نکرده و پسر عموي خود (علي) را بر ما برتري دادي و گفتي: هر کسي من مولاي او هستم، علي(علیه السلام )مولاي اوست. آيا اين سخن از خود توست يا از خداست؟
حضرت فرمود: به خدا قسم اين امر از سوي خداوند است. سائل در حالي که به سوي راحلهاش باز ميگشت ميگفت: پروردگارا! اگر فرموده پيامبر(ص )حقّ است پس سنگي از آسمان فرو فرست و يا عذابي نازل کن. هنوز به راحلهاش نرسيده بود، که سنگي از آسمان فرو فرست و يا عذابي نازل کن. هنوز به راحلهاش نرسيده بود، که سنگي آسماني بر او اصابت کرد و او را کشت.»[35]
3. از طريق شأن نزول آيه «... إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ...»[36] متوجه ميشويم شخصي که پيامبر به او دلداري ميداد و او را به ثبات فرا ميخواند، ابوبکر بوده است[37].
6. سهولت حفظ الفاظ و فراگيري معارف قرآن
به دليل پيوند اسباب با مسببات و احکام با حوادث و حوادث با اشخاص و زمان و مکان، شناخت سبب نزول باعث آساني حفظ و سهولت فهم آيه و يا آياتي است که در مورد آن نازل شده است و هر يک از امور ياد شده علت ميشود براي نقش بستن و ترسيم هر چه بهتر آيات در ذهن و ياد آوري همان آيات به هنگام نياز.
7. فهم معاني آيات
دربارة نقش سبب نزول در فهم معاني آيات، آراي متفاوتي اظهار شده که به برخي از آنها اشاره ميکنيم:
واحدي مينويسد:
«ممکن نيست تفسير آيه، مگر زماني که سبب نزول آيه را بدانيم.»[38]
ابن تيميه مينويسد:
«شناخت سبب نزول، به فهم آيه کمک ميکند، زيرا علم به سبب، باعث علم به مسبب ميشود.»[39]
شاطبي مينويسد:
«شناخت اسباب نزول براي کسي که در صدد شناخت قرآن ميباشد، لازم است.»[40]
علامه طباطبايي مينويسد:
«اساساً مقاصد عاليه قرآن مجيد که معارفي جهاني و هميشگي ميباشد، در استفاده خود از آيات کريمه قرآن، نيازي قابل توجه و يا هيچ نيازي به روايت اسباب نزول ندارد.»[41]
مؤلف تفسير الفرقان مينويسد:
«شأن نزول آيات، گاه کمک به فهم معاني آيات ميکند، ولي براي فهم معاني آيات شرطي ضروري به حساب نميآيد.»[42]
اين آرا در مجموع، دور نمايي از گرايشهاي موجود ميان مفسّران را مينماياند و تحقيق کامل در اين نظريات و ساير انظار را به مجال مناسب آن وا مينهيم.
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.