قصص قرآن عبرتی برای خردمندان
هل اتاك حديث موسي .طه -9
آيا بيامدت داستان موسي
هل اتاك حديث ضيف ابراهيم المكرمين .الذاريات - 24
آيا بيامدت داستان مهماني ابراهيم،آن گراميان
هل اتاك حديث الجنود* فرعون و ثمود .البروج - 18،17
آيا بيامدت داستان لشكركشيهاهاي فرعون و ثمود
هل اتاك حديث الغاشيه .الغاشيه - 1
آيا بيامدت داستان روز قيامت
4)نكتة ديگر در اين آيه كه ميتوان به آن اشاره كرد، اين است كه قرآن نقل اين داستانها را رحمت و هدايتي براي مومنين ميداند .
با توجه به نكاتي كه ذكر آنها رفت در اين نوشتار سعي شده كه داستانهايي از قرآن طرح شود كه شيوه استخراج و نقل داستانها صرفاًبا ترجمه يك ،يك آيهها بودهاست. همچنين در ضمن نقل هر داستان يك يا چند اسم و واژه نيز با الهام از قرآن تحليل خواهد شد.
مقام بسيار والاي ابراهيم در نزد خدا كه بعدا به تفصيل درباره اين مقام و موقعيت سخن گفته خواهد شد. دليلي بود تا اين نوشتار با نقل و شرح داستان اين پيامبر آغاز شود در ارتباط با حضرت ابراهيم به 4 داستان اشاره ميشود،و بعد از آن به توصيف و شرح مقام ابراهيم پرداخته خواهدشد.
1)داستان گرايش ابراهيم به توحيد
2)داستان بحث و گفتگوي ابراهيم با پدرش
3)داستان مبارزه با بتها و درآتش افكندن وي
4)داستان ضيافت ابراهيم
داستان توحيدگرايي ابراهيم
شيوه توحيدگرايي ابراهيم و طرح جزئيات آن در قرآن تاكيدي است بر گرايش و ميل قرآن به ايمان آوردن بر اساس بينش و يقين ، يقيني كه پايه و اساس آن را دژ محكم تفكر و تعقل پيريزي ميكند، نه عناصر سستي چون پيروي كوركورانه از اجداد.
به اين آيات دقت كنيد:
فلما جنّ عليه الليل رءا كوكباً قال هذا ربي فلما افل قال لا احب الآفلين .انعام - 76
آنگاه كه تاريكي شب فراگرفتش ستارهاي را گفت اين است پروردگار من و هنگاميكه فرونشست گفت دوست ندارم فروروندگان را
فلما رءا القمر بازغاً قال هذا ربي فلما افل قال لئن لم يهدني ربي لاكونّن من القوم الضالين .انعام - 77
و هنگاميكه ديد ماه را تابنده گفت اين است پروردگار من و هنگاميكه درون شد گفت اگرپروردگارم رهبريم نكند همانا ميشوم از گروه گمراهان
فلما رءا الشمس بازغه قال هذا ربي هذا اكبر فلما افلت قال يا قوم اني بريءمما تشركون .انعام -78
هنگاميكه ديد خورشيد را درخشان گفت اين است پروردگار من اين بزرگتر است پس هنگاميكه ناپديد شد گفت اي قوم من همانا بيزارم از آنچه شما شرك ميورزيد
اني وجهت وجهي للذيفطرالسموات والارض حنيفاًو ما انا منالمشركين .انعام- 79
همان برگرداندم روي خود رابه سوي آنكه آفريد آسمانها و زمين را آن يكتاپرست و نيستم از شرك ورزندگان
و حاجه قومه قال اتحاجوني في الله و قد هدين و لاخاف ما تشركون به الا ان يشاء ربي شيئا وسع ربي كل شييء علما افلا تتذكرون . انعام - 80
و ستيزه كردند با وي قومش گفت آيا بامن ستيزه ميكنيد در خدا در حاليكه هدايتم كرد و نترسم آنچه را بدان شرك ميورزيد
و كيف اخاف ما اشركتم و لا تخافون انكم اشركتم بالله ما لم ينزل به عليكم سلطانا فايّ الفريقين احق بالامن ان كنتم تعلمون .انعام - 81
و من چگونه ازآنچه شريك خدا قرار ميدهيد بترسم در حاليكه شما ازشرك به خدا آوردن نميترسيد و با آنكه هيچ برهان و حجتي بر آن شرك نداريد كداميك ازما دو گروه در ايمني سزوارتريم (از خدايان بي اثر شما بايد ترسيد يا از خداي مقتدر من)اگر شما فهم و علمي داريد.
واژه حاج كه در اين آيه ذكر شده، به معني ستيزه ،بحث طولاني ،ايراد ميباشد. مضمون آيه اين است كه مردم در مقام بحث و جدل با ابراهيم برميآيند و ابراهيم در صدد پاسخگويي به آنها قرار ميگيرد. در سوره البقره آيه 258 نيز سخن از بحث و جدل پادشاه آن زمان كه با ابراهيم داشته است را قرآن به اين شكل طرح ميكند:
الم ترالي الذي حاج ابراهيم في ربه ان اته الله الملك اذ قال ابراهيم ربي الذي يحيي ويميت قال انا احيي و اميت قال ابراهيم فان الله ياتي بالشمس من المشرق فات بهامن المغرب فبهت الذي كفروالله لايهدي القوم الظالمين.
آيا نديدي آنرا كه ستيزه كرد با ابراهيم درباره پروردگارش آنكه پادشاهي را دست داشت، زمانيكه ابراهيم گفت پروردگار من آن است كه زنده ميكند و ميميراند و او هم گفت كه من هم زنده ميكنم و ميميرانم (دو نفر آورد و يكي را كشت و ديگري را آزاد كرد)ابراهيم گفت خداي من آن كسي كه خورشيد از مشرق بياورد و فرودش آورد در مغرب پس سراسيمه و بهت زده شد و البته گروه كافران را هدايت نكندو ظالمين را.
الذين امنو و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون .انعام - 82
آنانكه ايمان به خدا آوردند و ايمان خود رابه ظلم و ستم نيالودند ايمني براي آنهاست و آنها به حقيقت هدايت يافتهاند.
وتلك حجتنااتيناهاابرهيم علي قومه نرفع درجات من نشاء ان ربك حكيم عليم .انعام - 83
و اين است حجت ما كه داديمش به ابراهيم بر قوم وبالابريم پايههاي هر كه را خواهيم همانا پروردگار تواست حكيم و دانا
وكذلك نري ابرهيم ملكوت السموات و الارض و ليكون من الموقنين .انعام- 75
بدين سان نمايانديم به ابراهيم پادشاهي آسمانها و زمين را تابگردد از يقينآورندگان
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.