حال به شهري كه ساخته ايد برويد و اين مطلب را در نظر بگيريد كه چنانچه گذاشتن يك قطعه را فراموش مي كرديد و يا اينكه مي خواستيد جاي آن را عوض كنيد، كل شهر با خاك يكسان مي شد. مي توانيد مجسم كنيد چه تناسب بزرگ و نظمي را مجبور بوده‌ ايد بوجود بياوريد؟

   حيات در دنيايي كه ما در آن زندگي مي كنيم نيز از تجمع چنين تعداد جزئياتي كه براي ذهن بشر غير قابل درك است بوجود آمده است. نبود حتي يكي و يا برخي از اين جزئيات مي تواند معني پايان زندگي بر روي كره زمين باشد.

   همه چيز، هر جزئي از اتم كه كوچكترين واحد ماده بوده تا كهكشانهايي كه بيليونها ستاره را در بر دارند از ماه، ضميمه اي جدا نشدني از دنيا، تا دستگاه منظومه شمسي همگي در هماهنگي كاملي در گردش مي باشند. اين دستگاه بخوبي سازمان يافته شده است و بطور بي نقصي درست مثل ساعت در حركت مي باشد. مردم چنان از اين دستگاه خاطر جمع هستند كه اين ساختار چندين بيليون ساله به عملكرد خود ادامه مي دهد؛ بدون آنكه آنها بتوانند حتي كوچكترين جزئيات مربوط به آن را ظرف 10 سال آينده كشف كنند. هيچكس در رابطه با اينكه آيا خورشيد روز ديگر طلوع خواهد كرد يا نه نگران نيست؟ اكثر مردم درباره اينكه ” آيا دنيا ممكن است فرصت اين را داشته باشد كه از نيروي گرانشي خود خارج شده و به سمت نقطه تاريك و نامعلومي در فضا حركت كند“، فكر نمي كنند و يا از خود نمي پرسند ” چه چيزي مانع اتفاق اين كار مي شود؟“

   در حالت مشابه وقتيكه مردم مي خواهند بخوابند خاطرجمع هستند كه قلب يا دستگاه ‌‌‌‌‌هاي تنفسي شان از كار نمي افتد و اين در حالي است كه مغزشان چنين مي شود. با اين حال حتي چند ثانيه توقف در هر يك از اين دستگاه ‌هاي حياتي، ممكن است عواقبي را بوجود بياورد كه باعث از دست رفتن زندگي شخص شود.

   هنگامي كه  ” آينه هاي روشني“ كه تمام حيات را محاصره كرده و باعث سنجش هر گونه حوادث مي شوند- انگار كه ” در حالت طبيعي خود عمل مي كند“- برداشته شوند آنگاه انسان قادر خواهد شد تا هر چيزي را از يك نظام دقيق، طراحي شده و غير وابسته، گويي كه با چنگ و دندان به حيات وابسته باشيم، ببيند.

   شما به نظم عالي كه در هر نقطه ‌اي حاكم مي باشد متوجه خواهيد شد. مطمئناً قدرت بزرگي در كار است كه چنين نظم و هماهنگي را آفريده است. مالك اين قدرت بزرگ خدا است كه همه چيز را از هيچ خلق كرد. در آيه ‌‌‌اي از قرآن خداوند فرموده است:

   آن خدائي است كه هفت آسمان را به طبقاتي منظم بيافريد و هيچ در نظم خلقت خداي رحمان نقصان نخواهي يافت بارها به آفرينش بنگر تا هيچ سستي در آن تواني يافت؟ باز دوباره به چشم بصيرت دقت كن تا ديده خرد زبون و خسته به سوي تو باز گردد. (سوره الملك، آيه: 3-4)

   هنگامي كه به تمام موجودات زنده در آسمان نگاه مي كنيم، در روي زمين و تمام چيزهاي ديگري كه مابين آنها قرار دارد، متوجه مي شويم كه همگي نشان از وجود خالقي  دارد. در اين فصل قصد داريم به شرح و بحث پديده طبيعي و موجودات زنده كه هر كسي مي تواند آنها راببيند بپردازيم. با اين وجود ما هرگز درباره آنها فكر نكرده  و اين كه چگونه وارد هستي شده اند و به زندگي خود ادامه مي دهند كاري نداريم. اگر قرار بود كه تمام نشانه هاي خداوند در عالم گيتي را مكتوب مي كرديم چندين هزار نسخه دائرة المعارف مي بايست براي اين كار چاپ مي شد. بنابراين در اين فصل فقط بطور خلاصه با برخي از موضوعاتي كه اهميت بررسي  دارند قناعت مي كنيم.

   با اين وجود حتي اين موارد خلاصه شده كه به آن اشاره خواهد شد به وجدان ” درك انسان“، براي فهميدن اهميت واقعيت زندگيشان كمك كرده يا حداقل باعث مي شود كه يكبار ديگر آنها را به ياد بياورند.

 چرا كه خداوند وجود دارد.

 منشاء اوليه زمين و آسمانها از خاطر او بوده و او از طريق برهان شناخته مي شود.