ارتباط قضا و قدر الهى با اختيار انسان

خواهرم! در اوّلين سؤالت نوشته بودى: «مسأله قضا و قدر الهى چه ارتباطى با اختيار انسان دارد؟» اين سؤالِ خيلى از نوجوانان و جوانان عزيز ماست كه مى‌گويند: «اگر فقط آنچه خدا بخواهد به وجود مى‌آيد و بدون خواست خدا هيچ اتّفاقى نمى‌افتد و همه دنيا به فرمان اوست، پس ما چه اختيارى از خود داريم؟ مثلا اگر خدا بخواهد من قبول بشوم، قبول مى‌شوم و اگر او نخواهد، من در امتحان‌هاى آخر سال قبول نمى‌شوم. در نتيجه، تلاش كردن و تلاش نكردن من فرقى با هم ندارند
دانشمندان مسلمان، پاسخ‌هاى گوناگونى به اين سؤال داده‌اند و راه‌هاى مختلفى را براى روشن ساختن ذهن ما در اين باره، پيموده‌اند. يكى از بهترين راهها براى دريافت پاسخ اين سؤال آن است كه ما به عقل و فطرت خود مراجعه كنيم و ببينيم آيا در كارهاى خود اختيار داريم يا نه. اگر ما اختيارى از خود نداريم پس چرا درباره كارهايمان فكر مى‌كنيم و براى هر تصميمى، مدّت‌ها به مشورت با ديگران و بررسى جوانب آن مى‌پردازيم؟راه ديگر براى پى بردن به واقعيّت اختيار، عكس العمل ما در برابر اعمال ديگران است. اگر كسى بيايد و  بر سرِ ما بكوبد و بعد بگويد من اختيار نداشتم، آيا از او مى‌پذيريم؟ ما همواره آدم‌هاى بد را سرزنش مى‌كنيم. اگر آن‌ها از خود اختيارى نداشته باشند، چرا بايد آن‌ها را سرزنش كنيم؟
غير از اين دو راه، راه ديگر آن است كه فكر كنى و ببينى اگر ما اختيارى از خود نداشتيم، پس چرا خدا اين همه پيامبران را براى هدايت ما فرستاده و چرا كتاب‌هاى آسمانى را نازل كرده و چرا ما را به بهشت خود وعده داده و از جهنّم ترسانده است؟ خداى حكيم كار بيهوده انجام نمى‌دهد. راهنمايى آدمى كه از خود اختيارى ندارد كه كار بى‌فايده‌اى است.
پس اين كه ما اختيار داريم جاى هيچ شكّ و شبهه‌اى ندارد؛ امّا رابطه اختيار با قضا و قدر خدا آن است كه خود اختيار ما هم جزو تصميم‌ها و اراده‌هاى قطعى خداست. خدا خواسته كه ما اختيار داشته باشيم و چون هر چه او بخواهد انجام مى‌شود، پس ما هم اختيار داريم. همان طور كه خدا خواسته خورشيد نور بدهد و ماه دور زمين بگردد و درخت ريشه كند و باران ببارد و زمين به دور خود بچرخد، همان طور هم اراده كرده كه ما انسان‌ها با اختيار خود كارهايى را انجام دهيم. پس اختيار ما، خارج از خواست او نيست.