خمس
از مطالب فوق استفاده مى شود، هر چند
آيات قبل و بعد آيه وجوب خمس، درباره جنگ و جهاد است، امّا آيه خمس معناى عام
دارد؛ و هر گونه درآمدى را در بر مى گيرد. و هيچ مانعى ندارد كه مفهوم آيه
معنايى كلى و عمومى داشته باشد و در عين حال مورد نزول آيه، غنايم جنگى كه يكى از
موارد اين حكم كلى است بوده باشد و اين گونه احكام در قرآن و سنت فراوان است.2. قرآن
كريم در وصف انسان هايى كه حريص (بى تاب و آزمند) نيستند مى فرمايد: (اِلاَّ
المُصَلّين * اَلَّذينَ هُم عَلى صَلاتِهِم دائِمون * و الَّذينَ فى اَمولِهِم
حَقٌّ مَعلوم * لِلسّائِلِ و المَحروم؛ مگر نمازگزاران آنان كه نمازها را پيوسته
به جا مى آورند و آنان كه در اموال آن ها حق مشخص شده اى براى تقاضا كننده و محروم
وجود دارد.)[40]آيات فوق، يكى از ويژگى هاى افراد نيك
و غيرحريص را پرداخت «حق معلوم و مشخص شده» مى داند كه بايد اين حق را از اموالشان
جدا كرده و به صاحبان آن برسانند. به نوشته مفسران، يكى از مصاديق اين حق معلوم،
زكات است.[41]
مصداق ديگر آن به فرموده امام صادق(عليه السلام) صدقات مستحبى
است.[42]
مصداق ديگر حق معلوم، خمس است كه در روايتى از امام باقر(عليه
السلام)كه در تفسير آيه وارد شده بدان اشاره شده است.[43]3.
قرآن مى فرمايد: (فَاَمّا مَن اَعطى واتَّقى * و
صَدَّقَ بِالحُسنى *
فَسَنُيَسِّرُهُ لِليُسرى * و اَمّا مَن بَخِلَ ... ؛ اما آن
كه (حق خدا را) داد و پرهيزگارى كرد * و پاداش نيكوى الهى را تصديق كرد * ما او را
در مسير آسانى قرار مى دهيم* و اما كسى كه بخل ورزد ... .)[44]در روايتى از امام صادق(عليه السلام)
مى خوانيم: منظور از «من اعطى» كسى است كه خمس را پرداخت كند و مقصود از «من بخل»
كسى است كه از پرداخت خمس بخل ورزد.[45]نكته ديگر اين كه اگر در هيچ يك از
آيات قرآن به خمس اشاره نمى شد باز هم روايات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله
وسلم) و امامان معصوم كه دستور داده اند مؤمنان بايد خمس اموال خود را بپردازند
براى اثبات وجوب خمس كافى بود. چنان كه تعداد ركعت هاى نماز و بسيارى ديگر از
احكام دينى در قرآن نيامده، ولى ما مطابق دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و
امامان(عليهم السلام) به آن ها عمل مى كنيم؛ زيرا خداى متعال همگان را امر كرده
است كه: (و
ما آتاكُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ و ما نَهاكُم عَنهُ فَانتَهوا؛[46]و
آنچه را فرستاده او به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت، باز
ايستيد.)خمس
دو قسم است: 1. سهم امام؛ 2. سهم سادات سهم امام حتماً بايد به نائب يا نائبان خاص
و عام امام زمان(عليه السلام) (ولى امر مسلمين و مراجع تقليد) برسد
تا بهوسيله آن در جاى صحيح خود مصرف شود.
اما درباره سهم سادات، برخى مراجع تقليد، معتقدند، هر شخصى كه
پرداخت خمس بر او واجب است، مى تواند همه سهم سادات خود را به سادات مستحق، به
خصوص سادات مستحق از فاميل، بدهد؛ ولى بعضى مراجع معتقدند، براى پرداخت سهم سادات
نيز به اجازه مرجع تقليد نياز است.چرا در قرآن خمس يك بار آمده، ولى
زكات بيش تر آمده است؟پاسخ: زكات و خمس تفاوت دارند. زكات معناى
عامّى دارد و به همه انفاق هاى مالى زكات گفته مى شود و زكات مصطلح كه نصابى خاص و
مصرف مخصوصى دارد يك قسم آن است، لذا زكات ـ يعنى انفاق ـ عام است و همه افراد
جامعه را شامل مى شود و گستردگى دارد و موارد مصرف زكات گسترده است؛ امّا خمس
وظيفه مالى خاص است كه شامل قشر خاصى از جامعه مى شود و موارد مصرف آن گسترده
نيست؛ بنابراين، اولا: زكات معناى عام و گسترده اى دارد؛ ثانياً: زكات همه افراد
جامعه را در بر مى گيرد و موارد مصرف آن گسترده است؛ ثالثاً: خمس مخصوص طائفه اى
خاص از جامعه است و موارد مصرف آن محدود است. شايد بدين جهت خمس با صراحت يك بار
در قرآن آمده است.
رابعاً: چنان كه در پاسخ قبلى گذشت چند آيه قرآن به خمس تفسير
يا تأويل شده است.
[1].
ر.ك: وسائل الشيعة، شيخ حرّ عاملى، ج 1، ص 383 ـ 385.
[2]. واقعه/79.
[3]. وسائل
الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 1، ص 384.
[4]. احزاب/33.
[5]. اقتباس
از: تفسير
نمونه، ج 23، ص 268 ـ 272؛ تفسير الميزان، علامه طباطبايى، ج 19، ص 137 ـ 138.
[6]. استبصار،
ج 1، ص 114؛ تهذيب
الاحكام، ج 1، ص 127؛ وسائل الشيعه، ج 2، ص 215.
[7]. واقعه/79.
[8]. نفساء
زنانى كه پس از زايمان خون مى بينند؛ وسائل الشيعه، ج 6، ص 246.
[9]. بقره/183.
[10]. چهل
حديث، امام خمينى، ص 125.
[11]. اخلاق،
سيد عبداللّه شبّر، ترجمه محمدرضا جباران، ص 113 ـ 114.
[12]. كافى،
كلينى، ج 2، ص 18.
[13]. همان،
ج 4، ص 62.
[14]. المعجم
المفهرس لالفاظ نهج البلاغه، محمّد دشتى، كلمات قصار، ش 252، ص 115.
[15]. وسائل
الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 10، ص 7.
[16]. بقره/185.
[17]. ر.ك:
تفسير نمونه، ج 1، ص 623 ـ 634.
[18]. من
لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 73.
[19]. من
لا يحضره الفقيه، همان.
[20]. براى
آگاهى بيش تر ر.ك: روزه، درمان بيمارى هاى روح و جسم، حسين موسوى راد لاهيجى؛
اهميت پزشكى روزه در سلامت انسان، دكتر سيد حبيب الله جعفرى.
[21]. وسائل
الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 10، ص 177.
[22]. وسائل
الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 10، ص 178.
[23]. توبه/60.
[24]. ر.ك:
المعجم المفهرس لالفاظ القرآن، محمدفؤاد عبدالباقى، ص 331 و 332.
[25]. اعراف/156.
[26]. ر.ك:
تفسير جامع آيات الاحكام، زين العابدين قربانى، ج 3، ص 232 ـ 233.
[27]. وسائل
الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 9، ص 13.
[28]. همان،
ص 34.
[29]. وسايل
الشيعه، شيخ حرّ عاملى، ج 9، ص 23.
[30]. همان،
ص 32.
[31]. همان،
ص 12.
[32].
علل الشرايع، ج 2، ص 369.
[33].
توبه/60.
[34].
انفال/41.
[35].
مفردات، راغب اصفهانى، ماده غنم.
[36].
كتاب العين، خليل بن احمد، ج 4، ص 426، ماده غنم و لسان العرب،
ابن منظور، ج 12، ص 445، ماده غنم.
[37].
نهج البلاغه، نامه 45.
[38].
همان، خطبه 76.
[39].
وسايل الشيعه، ج 1،
ص 114، نشر آل البيت.
[40].
معارج/22 ـ 25.
[41].
مجمع البيان، ج 10، ص 535؛ تفسير شُبر، ص 532.
[42].
همان.
[43].
مستدرك الوسائل، ج 7، ص 304؛ بحارالانوار، ج 93، ص 189.
[44].
ليل/5 تا 8.
[45].
مستدرك الوسائل، ج 7، ص 280؛ بحارالانوار، ج 24، ص 46.
[46].
حشر/7.
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.