اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

اسلام به امر به معروف و نهی از منکر عنایت زیادی دارد زیرا انجام همه واجبات و ترک همه محرمات به انجام این دو وظیفه الهی است و باید گفت حیات دین و قوام آن به حیات این دو واجب بستگی دارد. زیبنده است به چند نمونه از آیات و روایات که بیانگر جایگاه رفیع امر به معروف و نهی از منکر است اشاره داشته باشیم.

جایگاه امر به معروف از دیدگاه قرآن

با اندکی دقت در آیات مربوط به امر به معروف و نهی از منکر این حقیقت ثابت می شود که اهمیت این دو فریضه از همة فرایض و واجبات الهی بیشتر است. در آیه 110 آل عمران می فرماید:

«شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید که امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید.»

در این آیه خداوند، ملاک برتری و شرافت امت اسلامی بر سایر امت ها را در سه خصلت می داند: 1) انجام امر به معروف 2) نهی از منکر 3) ایمان به خداوند. از آیه استفاده می شود که اهمیت امر به معروف و نهی از منکر از نماز و روزه و حج و جهاد... بیشتر است زیرا هیچ یک از اینها ملاک برتری امت اسلامی به حساب نیامده است.

البته باید توجه داشت برتری امت اسلامی تا زمانی است که به این وظیفه عمل کنند چون امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خدا شرط و علت شرافت و برتری است و بدیهی است با انقضا و زوال این صفات مزیّت و شرافت امت اسلامی نیز زائل می گردد.

در آیه، امر به معروف و نهی از منکر بر ایمان به خدا مقدم شده با آنکه ایمان پایه و اساس این دو واجب است. در علّت تقدم این دو بر ایمان نکاتی بیان شده:

الف ـ تقدم این دو واجب بیانگر عظمت و اهمیت آنان است.

ب ـ امر به معروف و نهی از منکر ضامن گسترش ایمان و اجرای همه قوانین فردی و اجتماعی است و ضامن اجرا عملاً بر خود قانون مقدم است.

ج ـ کوتاهی در این وظیفه بیانگر کوتاهی در امر ایمان است. اگر این وظیفه عملی نشود ریشه های ایمان در دلها نیز سست می گردد.2

در آیه 104 سوره آل عمران فرموده:

«باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنها رستگارانند.»

بسیاری از مفسرین فرموده اند این آیه دلالت بر جایگاه عظیم و رفیع امر به معروف و نهی از منکر دارد چون خداوند مالک سعادت انسان را در انجام این وظیفه دانسته.3

جایگاه امر به معروف از دیدگاه روایات

از روایات رسیده از معصومین علیهم السلام استفاده می شود که امر به معروف و نهی از منکر در اسلام جایگاه خیلی رفیع و ارزشمندی دارد که با انجام این دو وظیفه انسان می تواند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین کند و با ترک این وظیفه خیر و برکت از انسان سلب می شود.

رسول گرامی اسلام می فرماید:

امّت من همواره در خیر و نیکی خواهند بود تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر و تعاون بر نیکی کنند ولی اگر چنین نکنند برکات از آنها گرفته، بعضی از آنها بر بعضی دیگر مسلط می شوند در حالی که نه در زمین و نه در آسمان یار و یاوری ندارند.

علی علیه السلام می فرماید:

تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای است در برابر دریای پهناور.5

امام باقر علیه السلام می فرماید:

امر به معروف و نهی از منکر راه انبیا و طریقه صلحا است. دو واجب بزرگ الهی است که به وسیله آنها بقیه واجبات برپا می شود و به وسیله این دو راهها امن می گردد و کسب وکار مردم حلال می شود، حقوق افراد به آنها مسترد می شود و زمین ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می شود و در پرتو آن همه کارها روبراه می گردد. در روایات از کسی که به این وظیفه اقدام کند تجلیل زیاد شده است.6

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خدا در زمین و جانشین پیامبر و کتاب اوست.7

و هنگامی که فردی از رسول خدا پرسید: از همه مردم بهتر کیست؟ فرمود:

آن کس که از همه بیشتر امر به معروف و نهی از منکر کند و آن کس که از همه پرهیزکارتر باشد و در راه خوشنودی خدا از همه بیشتر گام بردارد.8

در عظمت و اهمیت و جایگاه عظیم امر به معروف و نهی از منکر به حدی روایت از معصومین علیهم السلام رسیده که شهید ثانی در کتاب لمعه با این عبارت حق مطلب را ادا کرده است:

از طریق اهل بیت در مورد امر به معروف چیزی است که پشت انسان را می شکند.9

اهمیت امر به معروف از دیدگاه امام خمینی

بدون مبالغه باید گفت امام خمینی (قدّس سره) احیاء کننده این دو وظیفه مهم الهی در عصر خود بود. این شخصیت کم نظیر عالم اسلام در راه انجام این دستور الهی از هیچ کاری فروگذار نکرد. امام بزرگترین منکر را حکومت پهلوی می دانست که با اساس اسلام در ستیز بود از این رو از سال 1342 که مبارزه خود را آغاز نمود برای سرنگونی این رژیم با تمام توان به میدان آمد و در این راه هر گونه سختی و رنج و تبعید و زندان را تحمل کرد تا سرانجام حکومت پهلوی را نابود و جمهوری اسلامی در این مملکت برپا داشت. برای اهمیت امر به معروف و نهی از منکر از نظر امام کافیست به دستوری که در روزهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب صادر فرمودند بنگریم:

دستور تشکیل اداره امر به معروف و نهی از منکر به شورای انقلاب

شورای انقلاب اسلامی به موجب این مرقوم مأموریت دارد که اداره ای به اسم «امر به معروف و نهی از منکر» در مرکز تأسیس نماید؛ و شعبه های آن در تمام کشور گسترش پیدا کند؛ و این اداره؛ مستقل و در کنار دولت انقلابی اسلامی است و ناظر به اعمال دولت و ادارات دولتی و تمام اقشار ملت است. و دولت انقلاب اسلامی مأمور است که اوامر صادره از این اداره را اجرا نماید و این اداره مأمور است در سراسر کشور از منکرات به هر صورت که باشد جلوگیری نماید و حدود شرعیه را تحت نظر حاکم شرعی یا منصوب از قِبَل او، اجرا نماید و احدی از اعضای دولت و قوای انتظامی حق مزاحمت با متصدیان این اداره ندارند و در اجرای حکم و حدود الهی احدی مستثنی نیست حتّی اگر خدای نخواسته رهبر انقلاب یا رئیس دولت مرتکب چیزی شد که موجب حد شرعی است باید در مورد او اجرا شود.10

البته این دستور امام اجرا نشد. از مرحوم حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی نقل شده که از طرف شورای انقلاب و دولت موقت آمدند و به هر وسیله ای که بود جلوی آن را گرفتند؛ ...و گفتند هنوز تشکیلاتی برای به اجرا درآوردن آن نیست.11

اکنون که اهمیت و جایگاه عظیم این دو فریضه الهی معلوم شد زیبنده است پیرامون وجوب این دو نوع آن که آیا واجب عقلی است یا شرعی، عینی است یا کفائی بحث شود.

وجوب امر به معروف و نهی از منکر

وجوب امر به معروف و نهی از منکر مورد اتفاق همة فقها اسلام از شیعه و سنی است و مسلمین جهان نیز این دو را واجب می دانند بنابراین اصل وجوب از ضروریات دین است و آیات و روایات فراوانی بر وجوب این دو دلالت دارند. امام خمینی فرموده اند:

این دو از والاترین و شریف ترین واجبات می باشند و به وسیله اینها واجبات دیگر اقامه می گردد و وجوب این دو از ضروریات دین است و منکر آن در صورت توجه به لازمه انکار و ملزم شدن به آن از کافران خواهد بود.12

امر به معروف و نهی از منکر همانند نماز و روزه، واجب است

امر به معروف و نهی از منکر در اسلام جایگاه رفیع و ارزشمندی دارد که با انجام آن سعادت دنیا و آخرت انسان، تأمین می شود

وجوب عقلی یا شرعی

در میان فقها، اختلاف نظر است که آیا وجوب این دو تنها از ادله شرعیه آیات و روایات استفاده می شود یا بیش از آنکه آیه و روایتی بر وجوب این دو حکم کند عقل آن را واجب می داند. شهور فقها، قائلند که وجوب این دو شرعی است و عقل به تنهایی حکم نمی کند که امر کردن مردم به خوبیها و نهی کردن آنان از بدیها واجب است. در مقابل جماعتی فرموده اند وجوب امر به معروف و نهی از منکر عقلی است و نیازی به دلیلی از شرع نیست و ادله رسیده از شرع مقدس در واقع تأکیدی بر حکم عقل است. شیخ طوسی،13 علامه حلّی،14 فاضل مقداد،15 شهید اول و دوم16 و حضرت امام خمینی17 از کسانی هستند که وجوب این دو را عقلی می دانند.

بدیهی است عقل حکم می کند که هدایت دیگران به خوبی و بازداشتن آنها از بدی پسندیده و نیکو است. به گفته شاعر:

اگر بینی که نابینا به چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است

چون اگر در برابر اعمال دیگران بی تفاوت باشیم و آنها را از گناه جلوگیری نکنیم ضرر و زیان گناه متوجه ما هم خواهد شد زیرا برخی از گناهان و مفاسد اخلاقی همانند آتش است که اگر خاموش نشود به جاهای دیگر سرایت می کند و به همه چیز آسیب می رساند.

در روایتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیده وجوب عقلی تأیید می شود آن حضرت فرموده است:

یک فرد گنه کار در میان جامعه همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و به هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتراض کنند در جواب بگوید من در سهم خود تصرف می کنم. اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند طولی نمی کشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده و یک باره همگی در دریا غرق می شوند. 18

وجوب عینی یا کفائی

واجب عینی واجبی است که بر یکایک افراد واجب است آن را انجام دهند و با اقدام جماعتی تکلیف از دیگران ساقط نمی شود مانند نماز و روزه.

واجب کفایی واجبی است که تکلیف در اول متوجه همه مکلفین شده است لکن اگر عده ای آن را انجام دهند از دیگران ساقط است مانند غسل میّت و کفن و دفن او.

جماعتی از فقها فرموده اند وجوب امر به معروف و نهی از منکر عینی است و بر همه افراد واجب است که به این دو واجب اقدام کنند.

شیخ طوسی در کتاب نهایه19 و الاقتصاد20 و ابن حمزه در وسیله21 و محقق کرکی در جامع المقاصد22 فرموده اند قائل به وجوب عینی امر به معروف و نهی از منکر شده اند. در برابر این گروه مشهور فقها از جمله حضرت امام خمینی قائل به وجوب کفایی هستند. امام فرموده اند:

اقوی آن است که وجوب امر به معروف و نهی از منکر کفایی است. بنابراین اگر جماعتی به آن اقدام کنند که حکم الهی تحقق پیدا کند تکلیف از دیگران ساقط است وگرنه همه در صورتی که شرایط وجوب باشد ترک واجب کرده اند.23

طرفداران هر دو عقیده ادلّه ای برای مدعای خود بیان کرده اند. مقتضی است ادله قائلین به وجوب کفایی را مورد بررسی قرار دهیم.

مستند قائلین به وجوب کفایی

نخستین دلیل قائلین به وجوب کفایی آن است که هدف از امر به معروف و نهی از منکر آن است که واجبات انجام گیرد و محرمات ترک شود بنابراین هنگامی که فرد یا افرادی واجبی را ترک کنند چنانچه عدّه ای آنان را به انجام آن واجب امر کنند تکلیف از سایرین ساقط است. در آنجا که منکری هم انجام می گیرد اگر جمعی برای ترک آن اقدام کنند تکلیفی متوجه دیگران نیست چون با انجام واجب یا ترک حرام جائی برای امر به معروف و نهی از منکر باقی نمی ماند و هدف حاصل شده است.

البته در آنجا که گروهی برای امر به معروف و نهی از منکر اقدام کنند لکن توفیق پیدا نکنند که گناهکار را به انجام دستور الهی وادار نمایند وظیفه دیگران است که به کمک آنها بشتابند تا بتوانند از انجام گناه جلوگیری کنند در غیر این صورت همه گناهکارند و این نکته ای است که بسیاری از فقها از جمله حضرت امام به آن اشاره دارند. و می فرماید:

تا زمانی که معروف انجام نگرفته یا حرام ترک نشده اگر شرایط جمع باشد همه گناهکارند.

دلیل دوم، آیه شریفه:

«وَلْتَکُن مٍّنکُم امةُ یَدعُون الَی الخیرِ وَ یامُرونَ بالمعروفِ و ینهونَ عَنِ المُنکرِ و اولئکَ هُم المُفْلِحُون»

سوره آل عمران آیه 104

بسیاری از مفسرین و فقها قائلند مِنْ در کلمه «منکم» تبعیضه است و دلیل بر کفایی بودن امر به معروف و نهی از منکر است از جمله طبرسی در مجمع البیان24 فاضل مقداد در کنزالعرفان25 و اردبیلی در زبدة البیان.26

زمخشری از مفسّرین اهل سنت می نویسد:

مِنْ، تبعیضه است زیرا امر به به معروف و نهی از منکر واجب کفایی است و کسی صلاحیت دارد که به این دو واجب اقدام کند که معروف و منکر را بشناسد و به مراتب امر به معروف آشنا باشد زیرا جاهل چه بسا از معروف نهی کند و به منکر امر نماید.27 بنابراین معنی آیه چنین می شود باید بعضی از شما این چنین باشید که دعوت کنید مردم را به نیکی ها و آنان را امر به معروف و نهی از منکر کنید و آنها رستگارانند.

علامه طباطبائی فرموده اند:

بحث از اینکه کلمه مِنْ تبعیضه است یا بیانیه ثمره زیادی ندارد زیرا امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که اگر واجب باشد طبعاً واجب کفایی است زیرا بعد از آن که غرض حاصل شد و فردی به این وظیفه اقدام کرد معنی ندارد که بر سایر افراد نیز واجب باشد... بنابراین وظیفه امر به معروف مربوط به بعضی افراد است و خطابی که این وظیفه را تشریح می کند اگر متوجه همان بعض باشد که هیچ و اگر متوجه همه افراد باشد باز هم به اعتبار بعض است...

سپس فرموده:

ظاهر همین است که کلمه مِنْ، تبعیضه است.28

بعضی فرموده اند:

آیه شریفه گرچه دلالت به وجوب کفایی به معنای اصطلاحی آن ندارد لکن هیچ گونه منافاتی با وجوب کفایی که از سایر ادله استفاده می شود ندارد. با توجه به این که در مورد امر به معروف و نهی از منکر هدف معلوم است که انجام حکم الهی باشد، بنابراین ممکن است گفته شود اقتضای وجوب کفایی تشکیل جماعتی است که متصدی امر به معروف و نهی از منکر شوند و تشکیل این مجتمع از وظایف جامعه اسلامی است زیرا خطاب در آیه «ولتکن منکم امة...» متوجه مجتمع اسلامی است بنابراین وظیفه آنان است که جماعتی قوی تشکیل دهند تا به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر اقدام نمایند.29

بعضی از مفسرین نوشته اند:

امر به معروف و نهی از منکر دو مرحله دارد یکی مرحله فردی که هر کس موظّف است به تنهایی ناظر اعمال دیگران باشد و دیگری مرحله دسته جمعی که امتّی موظّفند برای پایان دادن به نابسامانیهای اجتماع دست به دست هم بدهند و با یکدیگر تشریک مساعی کنند. قسمت اول وظیفه عموم مردم است و چون جنبه فردی دارد طبعاً شعاع آن محدود به توانایی فرد است اما قسمت دوم شکل واجب کفایی به خود می گیرد و چون جنبه دسته جمعی دارد و شعاع قدرت آن وسیع است طبعاً از شئون حکومت اسلامی محسوب می شود.30

می توان گفت مرحله فردی که به همه افراد جامعه مربوط می گردد در آنجا است که امر به معروف و نهی از منکر تنها زبانی باشد که همه موظفند دیگران را به نیکی ها دعوت و از بدیها و زشتیها نهی کنند امّا مرحله دوم که مربوط به قسم خاص است و از شئون حکومت اسلامی است مربوط به صورتی است که امر به معروف منجر به ضرب و جرح و جریمه و حبس می شود و آیه «و لتکن منکم» شامل این قسم دوم است و آیه «کنتم خیرامة» قسم اول است.

دلیل سوم، دلیل دیگری که می توان برای وجوب کفایی بیان کرد روایت معتبره ای است که معدة بن صدقه از امام صادق علیه السلام نقل کرده او می گوید:

از امام صادق علیه السلام سئوال شد آیا امر به معروف و نهی از منکر بر همه امت واجب است؟ حضرت فرمود: خیر. پرسیدند: چرا؟ فرمود: همانا این دو بر افراد قوی که دارای نفوذ کلام و عالم به معروف و منکر باشند واجب است نه بر افراد ضعیف که درست راه را تشخیص نداده اند. و حق را از باطل نمی شناسند و دلیل بر این کتاب خدای عزّ و جلّ است که فرموده: [ولتکن منکم اُمّة...] پس امر به معروف و نهی از منکر مختص جمع خاصی است نه همه امت چنان چه خداوند فرموده: از میان قوم موسی امتی هستند که دیگران را به حق هدایت می کنند و نفرموده: بر امت موسی و یا بر همه قوم موسی در حالی که بنی اسرائیل در آن روز امت های گوناگون بودند، و امت به یکی و بیشتر اطلاق می گردد.31

البته بعضی از فقها بر استدلال به روایت برای وجوب کفایی ایراد کرده اند که درصدد بیان آن نیستم، آنچه از روایت استفاده می شود آن است که امر به معروف و نهی از منکر بر افرادی خاص واجب است نه همه مردم، به افرادی که امر و نهی آنان تأثیر داشته باشد و قدرت داشته باشند که فرد را به انجام واجب و ترک حرام وادار نمایند.32

اقسام امر به معروف و نهی از منکر

معروف همان طور که قبلاً اشاره شد کاری است که حسن و خوبی آن از دیدگاه عقل و شرع ثابت شده بنابراین هر کار خوبی معروف است چه آن کار از نظر شرع اسلام واجب شده باشد یا خیر، از این جهت همة کارهایی که اسلام مستحب دانسته نیز معروف است. بنابراین امر به معروف دو قسم است. الف: امر به کارهای واجب. ب: امر به کارهای مستحب. قسم اول امر به آن واجب است و چنانچه کسی بدون عذر ترک کند ترک واجب کرده و کیفر دارد. ولی قسم دوم،

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خدا در زمین و جانشین پیامبر و کتاب اوست

حضرت علی علیه السلام: تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای است در برابر دریای پهناور

امر به آن مستحب است و ترک آن کیفر ندارد تنها فعل آن دارای پاداش است.

در تقسیم امر به معروف به واجب و مستحب اختلافی نیست، اما در این که نهی از منکر نیز مانند معروف دو قسم می شود اختلاف است. جمعی از فقها، مانند شیخ طوسی33 و علامه34 معتقدند نهی از منکر مستحب نداریم چون منکر یعنی قبیح و زشت و این تنها شامل حرام می شود و نهی از منکر از کار حرام واجب است بنابراین مکروه از دایره منکر خارج است چون به کار مکروه قبیح اطلاق نمی شود.

امّا در مقابل جمع دیگر از فقها قائلند منکر شامل مکروه هم می شود زیرا مکروه یعنی کاری که ترک آن رجحان دارد گرچه انجام آن کیفر ندارد ولی بهتر است که انسان آن را انجام ندهد بنابراین نهی از منکر نیز بر دو قسم می شود، قسم اول نهی از منکر از کار حرام که واجب است، قسم دوم نهی از منکر از کار مکروه که مستحب است. بسیاری از فقها این نظر را پذیرفته اند از جمله ابی الصلاح حلبی در کافی35 ابن حمزه در وسیله36 و شیخ نجفی در جواهر.37

امام خمینی نیز همین قول اختیار کرده اند. ایشان می فرمایند:

هر کدام از امر به معروف و نهی از منکر تقسیم می شود به واجب و مستحب بنابراین چیزی که عقل یا شرع آن را واجب می داند امر به آن واجب است و چیزی که عقل آن را قبیح می داند یا شرع آن را حرام دانسته نهی از آن واجب است و کاری که مستحب باشد امر به آن مستحب و آن چه مکروه است نهی از آن نیز مستحب می باشد.38

بنابراین امر به معروف و نهی از منکر چهار حکم از احکام تکلیفی، واجب، حرام، مستحب، مکروه را در برمی گیرد و کار مباح که متساوی الطرفین است از دائره این دو وظیفه خارج است.

به نظر می رسد نظر حضرت امام و برخی از قدما و متأخرین به واقع نزدیک تر است. بخش زیادی از احکام اسلام را مکروهات دربرمی گیرد. مکروه عملی است که مفسده آن از حرام کمتر و ترک آن محبوب شارع است و چیزی که دارای مفسده خیلی جزئی هم باشد انجام آن قبیح است و در دایره منکرات قرار می گیرد. فلسفه نهی اسلام از عمل مکروه این است که با انجام آن اندکی نقصان در روح ایجاد می گردد بنابراین نهی از آن مطلوب شارع است. کسانی که از مکروه دوری می کنند هرگز به کار حرام مبادرت نمی ورزند اما افرادی که از انجام هرگونه مکروهی باکی ندارند چه بسا کار حرام هم انجام می دهند و فلسفه این که اسلام دستور می دهد از مکروهات اجتناب کنید در همین نکته است. چنانکه تأکید اسلام به انجام مستحبات برای این است که فرد با انجام مستحب هرگز واجب از او ترک نمی شود.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتب و درجاتی است. شخصی که می خواهد به این وظیفه اقدام کند لازم است از مرتبه اول شروع کند اگر نتیجه نگرفت مرتبه دوم را آغاز کند. اصولاً رمز موفقیت در هر کاری آن است که انسان از مسیر صحیح به آن اقدام کند. برخلاف مسیر حرکت کردن نه تنها انسان را به هدف نمی رساند بلکه از مقصد دور می کند.

قرآن مجید می فرماید:

کار نیک آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید و از دَرِ خانه ها وارد شوید. (بقره/189)

بسیاری از فقها برای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله قائلند:

الف ـ مرحله قلب. ب ـ مرحله زبان. ج ـ مرحله عمل.

هر کدام از این مراحل نیز دارای مراحلی است که باید از مرحله پائین و ضعیف شروع کرد تا به مرحله بالاتر رسید.ادامه دارد....