نخستين و اساسي‌ترين شرط موفقيت انسان موحد در اين عرصه نبرد، شناخت دقيق دشمن و آگاهي از اهداف و سياست‌هاي او است و از اين‌رو بزرگان دين همواره انسان‌ها را به اين مهم ترغيب نموده و از آن‌ها خواسته‌اند تا دشمنان خود را بشناسند.

دشمن، مخالف رشد، كمال و سعادت انسان است و از راه‌هاي مختلف دشمني خود را ابراز مي‌دارد: گاه از درون جامعه اسلا‌مي و گاه از بيرون آن، گاهي به‌صورت آشكار و گاهي پنهان و در چهره يك دوست، دشمني خود را ابراز مي‌كند. اين دشمني گاه در عرصه سياسي و گاه در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، نظامي و فرهنگي ظاهر مي‌شود و حتي ممكن است اين دشمن از درون وجود، انسان را به مخاطره اندازد. بنابراين دشمن‌شناسي از ضرورتهاي بسيار مهمي است كه علا‌قه‌مندان به سعادت فردي و اجتماعي و دنيوي و اخروي بايد به آن اهتمام نمايند و به همين دليل، بخش عظيمي از متون ديني ما به معرفي دشمن و راه‌كارهاي مقابله با آن اختصاص يافته است. اين موضوع در قالب سه محور، تبيين و بررسي مي‌شود:

محور نخست: تبيين جايگاه و ضرورت بحث از دشمن

ضرورت دشمن‌شناسي: حيات آدمي، صحنه مبارزه دائمي حق عليه باطل است و بدون ترديد شناسايي دشمن از ضروريات اوليه هر مبارزه به‌ويژه اين مبارزه مي‌باشد. شايد بتوان دليل عمده غالب شكست‌ها در طول تاريخ جوامع را ناشي از بي‌توجهي و نشناختن درست آن دانست.

دشمن‌شناسي مقوله‌اي است كه پرداخت جامع و عالمانه به آن به‌ويژه در زمان حاضر و براي جامعه اسلا‌مي ما ضرورتي صدچندان يافته ا ست.

با تأسيس نظام جمهوري اسلا‌مي در ايران، تمام مستكبران عالم، اسلا‌م به‌ويژه تشيع را به‌عنوان خطري جدي براي خود و منافع نامشروع‌شان احساس نموده و درصدد دشمني با آن برآمدند. تفسير و تحولي كه در نظام جمهوري اسلا‌مي به دگرگوني نظام طاغوتي و جايگزيني حكومت توحيدي و اسلا‌مي انجاميد اين دشمن را سبب گرديد. لا‌زمه حفظ و تداوم نظام اسلا‌مي، شناسايي صحيح دشمنان انقلا‌ب، اسلا‌م و تشيع است.

از آن‌جا كه انقلا‌ب اسلا‌مي يك تحول و دگرگوني در همه ابعاد اجتماعي و فردي بود، دشمني با آن نيز در تمام اشكال فرهنگي اقتصادي، نظامي و سياسي طراحي گرديد و به همين دليل شناسايي دشمنان در اين عرصه‌ها بسيار مهم و پيچيده بوده و وظايف ما را در اين خصوص بسيار حساس خواهد ساخت.

ضرورت بحث از دو منظر «عقل» و «نقل»

از ديدگاه عقل: به حكم عقل يكي از اساسي‌ترين شرايط موفقيت يك فرد يا جامعه انساني در عرصه‌هاي مختلف زندگي، شناخت دشمن است. اين مسأله در عرصه علمي نيز جزء بديهيات عقلي به‌شمار آمده و به اثبات رسيده است. به‌عنوان مثال از زماني كه انسان دشمني به نام ميكروب را شناخت به‌راحتي توانست به مقابله با آن برخيزد و جلوي تلفات و صدمات بي‌شماري را بگيرد ولي در عرصه‌هايي كه هنوز دانش بشري موفق به شناسايي آن نگرديده، هم‌چنان بشريت قرباني مي‌دهد. عقل، حكم اين مسأله را به عرصه مسائل سياسي، اجتماعي، نظامي و ... نيز سرايت مي‌دهد. در فضاي مسائل سياسي و اجتماعي، شناخت دشمن داراي نقش بسيار مهم و كليدي است، زيرا تا زماني كه انسان از ميزان توانايي، تجهيزات و انگيزه و اهداف دشمن با خبر نباشد نمي‌تواند در كارزار با وي موفق گردد. همين‌طور انسان مسلمان تا زماني كه از دشمن دروني خود به نام نفس اماره شناخت كافي نداشته باشد آيا مي‌تواند در برابر وسوسه‌هاي آن تاب مقاومت بياورد و از تن دادن به ذلت نفس و سقوط از مقام انسانيت جلوگيري نمايد؟

از ديدگاه قرآن و روايات: شيوه عملكرد پيشوايان معصوم(ع) در اين خصوص، بهترين الگو براي ما مسلمانان مي‌باشد.

از ديدگاه قرآن و روايات: شيوه عملكرد پيشوايان معصوم(ع) در اين خصوص بهترين الگو براي ما مسلمانان مي‌باشد.

آنان در آغاز مبارزه مقدس خويش، نخست به شناسايي و معرفي دشمن مي‌پرداختند و سپس با آگاهي كامل در ميدان پيكار با جبهه كفر و نفاق حاضر مي‌شدند. پيامبر اسلا‌م(ص) و ائمه هدي(ع) آن‌چنان سياست‌مدار شايسته و مدير و مدبر لا‌يق بودند كه از آنان با عنوان «ساسه` العباد» يعني سياست‌مدار و اداره‌كننده بندگان خدا ياد شده است.(3)

بحث دشمن‌شناسي در قرآن كريم موقعيت و جايگاه ويژه‌اي دارد. حضرت امام محمدباقر(ع) در تبيين جايگاه و اهميت بحث دشمن‌شناسي در قرآن مي‌فرمايد:

«قرآن بر سه بخش نازل گرديد: يك بخش آن درباره ما و دوستانمان است، بخش ديگر آن درباره دشمنان ما و دشمنان پيشينيان ما مي‌باشد و بخش سوم آن در روش‌ها و امثال است.»(4)

در روايت ديگري از رسول اكرم(ص) آمده است:

آگاه باشيد! عاقل‌ترين مردم كسي است كه خدايش را بشناسد و او را پيروي كند و دشمنش را نيز بشناسد و از او نافرماني كند.(5)

آن حضرت هم‌چنين در روايت ديگري در خصوص ضرورت شناختن نخستين دشمن ديرينه انسان يعني ابليس فرموده‌اند:

اگر مردم ده چيز را مي‌شناختند سعادت دنيا و آخرتشان تأمين مي‌شد: يكي از آن‌ها شناخت ابليس و يارانش مي‌باشد.(6)

بنابراين با توجه به تأكيد روايات و متون ديني در ضرورت شناخت دشمن و مقابله با آن، مي‌توان نتيجه گرفت كه هر كس فاقد اين شناخت باشد به همان اندازه از سعادت دنيا و آخرت محروم مي‌ماند. علا‌وه بر اين، اهتمام به موضوع دشمن‌شناسي ره‌آوردهاي بسياري نيز براي انسان‌ها در پي خواهد داشت.

مفاهيم لغوي و اصطلا‌حي دشمن

در فرهنگ لغت عدو (دشمن) از ماده عدو به معناي تجاوزكردن از كاري است كه حقش عدم تجاوز از آن مي‌باشد.(7) تجاوزكردن از حد به معناي ظلم‌كردن نيز مي‌آيد، زيرا تجاوز همراه با ظلم است.(8)

اين واژه در اصطلا‌ح به كسي اطلا‌ق مي‌شود كه در دل با انسان عداوت داشته باشد و در ظاهر نيز مطابق عداوت خود عمل نمايد.(9)

محور دوم: شناسايي و آگاهي از سياست‌ها و تاكتيك‌هاي دشمن

معرفي دشمن از زبان قرآن و اهل بيت(ع) شيوه قرآن كريم، توصيه به شناخت دشمن براي حفظ و سلا‌مت جامعه اسلا‌مي و معرفي آنان در قالب داستان‌هاي عبرت‌آموز است. از نظر قرآن، شناخت اهداف دشمنان اسلا‌م و جامعه اسلا‌مي از حساس‌ترين و مهم‌ترين وظايف مسلمانان به‌شمار مي‌آيد.

در يك نگاه كلي، قرآن دشمنان اسلا‌مي را داراي خصلت‌هاي ناپسندي چون نژادپرستي قانون‌شكني، خوي استكباري و ديگر صفات شيطاني مي‌داند. در برخي از آيات به «دنياپرستي» دشمنان اسلا‌مي به‌عنوان يكي از ويژگي‌هاي آنان اشاره شده است(10) همچنين در آيه 54 سوره نساء و آيه 105 سوره بقره، حسادت و بدخواهي به‌عنوان خصلت‌هاي ديگر دشمنان شمرده شده است.

در آيات ديگر به ويژگي‌هايي چون تنگ‌نظري، خيانت، خشم و كينه، شيطان‌صفتي، و ناداني به‌عنوان خصلت‌هاي ناپسند دشمنان اسلا‌م اشاره شده است(11) خداوند در آيه دوم از سوره ممتحنه ضمن تبيين خطر دشمنان مي‌فرمايد:

اگر دشمنان بر شما دست يابند همچنان با شما خصومت مي‌كنند و دست‌ها و زبان‌هايشان به بدي به سوي شما باز است و دوست دارند كافر شويد و از ارزش‌هاي خويش دست برداريد.

در روايات نيز در خصوص لزوم شناخت دشمن و معرفي آن احاديث فراواني از رسول خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) به چشم مي‌خورد كه به برخي از آن‌ها پيش از اين در بحث ضرورت دشمن‌شناسي اشاره شد و به‌طور كلي مي‌توان گفت معرفي دشمن يكي از اهداف اساسي معصومين(ع) بوده است؛ به‌ويژه آن‌كه پس از رحلت رسول خدا(ص) و انحراف در انتخاب جانشين آن حضرت، جريان‌هاي منحرف در اسلا‌م و جامعه اسلا‌مي رخنه كردند و لذا امامان شيعه تلا‌ش خود را صرف شناساندن چهره دشمنان اسلا‌م نمودند. يكي از رمزهاي ماندگاري و پيروزي جريان كربلا‌ و نهضت حسيني در معرفي دشمن به جامعه اسلا‌مي بود. دشمني كه با حيله‌ها و تزويرها و تبليغات مسموم بر مسند امامت مسلمين چنگ زده و خود را جانشين بر حق رسول خدا معرفي مي‌كرد. مهم‌ترين خطر اين دشمنان روحيه نفاق و پنهان‌كاري آنان بود چنان‌كه حضرت علي(ع) نيز مي‌فرمايد:

«از دشمن پنهان بيش‌تر از دشمن آشكار بر حذر باش»(12) ايشان همچنين در روايتي دشمن كسي است كه نسبت به بالا‌دست خود نافرمان، به زير دست ستم‌كننده و يا ستمكار هم‌دست مي‌باشد.(13)

توجه به ديدگاه و رهنمودهاي ائمه در خصوص معرفي دشمن مهم‌ترين رمز پيروزي جامعه اسلا‌مي در اهداف عاليه خود مي‌باشد(14) و شايد يكي از مهم‌ترين عوامل در پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي نيز تأكيد بنيان‌گذار اين نهضت بر شناخت و معرفي دشمنان بوده است.

اقسام دشمن

با مروري بر متون ديني با دو نوع كلي دشمنان مواجه مي‌شويم: دشمن آشكار و دشمن پنهان. تأكيد ائمه معصومين(ع) بر مراقبت از دشمن پنهان بيش از دشمن آشكار است. از منظر امام علي(ع) كم‌خطرترين دشمنان، دشمني است كه دشمني خود را آشكار كرده است:

«سست‌ترين دشمنان كسي است كه عداوتش را آشكار ساخته است».(15)

و در جاي ديگر مي‌فرمايند: «كسي كه دشمني‌اش را اظهار كرده، توطئه و مكرش اندك است».(16)

و نيز فرموده‌اند: بدترين دشمنان كساني هستند كه حيله خود را بيش‌تر پنهان مي‌دارد».(17)

مراد از دشمنان پنهان، همان گروه منافقند گروهي كه سخت‌ترين ضربه را به مكتب اسلا‌م و مسلمين وارد ساخته و مي‌سازند. امام علي(ع) ضمن دسته‌بندي جاعلا‌ن حديث، نخستين دسته آن را منافقاني معرفي مي‌كند كه با پنهان‌كاري و در پوشش اسلا‌م‌خواهي به جعل روايت مبارت مي‌كنند.

... نخستين منافقي كه اظهار اسلا‌م مي‌كند و نقاب اسلا‌م را به چهره مي‌زند، نه از گناه باكي دارد و نه از آن دوري مي‌كند، عمداً به پيامبر(ص) دروغ مي‌بندد. اگر مردم مي‌دانستند كه اين شخص منافق و دروغگو است از او قبول نمي‌كردند و تصديقش نمي‌كردند، اما چون از واقعيت او آگاه نيستند مي‌گويند وي صحابي رسول خدا است. پيامبر(ص) را ديده و از او حديث شنيده و مطالب را از او دريافت كرده است. به همين دليل گفته‌اش را مي‌پذيرند.(18)

به‌راستي مشكل‌ترين مبارزه، مبارزه با دشمن منافق است. اين مبارزه اگر با تيزبيني و هوشياري همراه نباشد قرين موفقيت نخواهد بود. امام علي(ع) در نامه‌اي به محمد بن ابي‌بكر مي‌فرمايد:

پيامبر(ص) به من فرمود: من بر امتم از مؤمن و مشرك نمي‌ترسم، زيرا مؤمن را خداوند به سبب ايمانش باز مي‌دارد و مشرك را به‌خاطر شرك ورزي خوار مي‌كند ولكن بر شما از هر كه در دل، منافق است و زباني دانا دارد مي‌ترسم، اينان كلا‌مي كه مي‌پسنديد مي‌گويند و آن‌چه را ناشايسته مي‌دانيد مي‌كنند.(19)

از اين‌رو پيشوايان معصوم(ع) از جمله علي(ع) بيش‌ترين تأكيد را در بحث دشمن‌شناسي درباره نفاق داشته‌اند. جريان قاسطين در جنگ صفين از طريق پاشيدن بذر نفاق در صفوف مسلمين توانست حكميت را بر علي(ع) تحميل كند. امروز نيز بايد كاملا‌ً هوشيار باشيم كه بيش‌ترين تهديد نظام جمهوري اسلا‌مي از ناحيه نفاق است. دشمنان چون از طريق ابزارهاي سياسي و نظامي نتوانسته‌اند به اهداف شوم خود برسند، در پرتو نفاق و با استفاده از ابزار مطبوعاتي، فرهنگي و... برنامه‌هاي وسيعي را عليه جامعه اسلا‌مي به‌ويژه جوانان مسلمان تدارك ديده‌اند. ما وظيفه داريم با توكل بر خدا و تأسي به رهنمودهاي ائمه معصومين(ع) هوشياري كامل خود را حفظ و نقشه‌هاي آنان را نقش بر آب سازيم.(20)

پي‌نوشت‌ها

1. ص، 82

مفسران، سوگند به عزت الهي از سوي شيطان را براي تكيه به قدرت و اظهار توانايي دانسته و تأكيدهاي پي‌درپي (قسم، نون تأكيد و كلمه اجمعين) را نشان از نهايت پافشاري وي در تصميمش مي‌دانند.

«رك؛ تفسير نمونه، ج 19، ص 343

2. حجر، 39

3. ر. ك؛ مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره

4. تفسير صافي، ج 1، ص 14

5. بحارالا‌نوار، ج 77، ص 179؛ و الحياه`، ج 1، ص 36

6. سفينه` البحار، ج 2، ص 179، ماده عرف

7. ر. ك: لسان العرب، ج 15، ص 33؛ مجمع البحرين، ج 1، ص 283، و معجم مقاييس اللغه، ج 4، ص 249

8. لسان العرب، ج 15، ص 33

9. قاموس قرآن، ج 4، ص 35

براي توضيح بيش‌تر در اين زمينه مي‌توان گفت دشمني دو نوع است: گاهي عداوت و دشمني همراه با انگيزه دشمني است و گاهي نيز انگيزه دشمني در بين نيست بلكه آن دشمن حالي دارد كه به خودي خود باعث اذيت و تنفر ديگري مي‌شود مانند قول حضرت ابراهيم در قرآن كريم كه بت‌ها را دشمن خويش خطاب كرد (شعراء، 77) روشن است كه بت‌هاي بي‌جان انگيزه دشمني با حضرت ابراهيم نداشتند ولي چون آن‌ها معبود مشركان واقع شده بودند، حضرت ابراهيم(ع) آن‌ها را دشمن خود ناميد بنابراين مي‌توان يك فكر و انديشه مخالف با مباني نوراني اسلا‌م را دشمن خويش تلقي كرد.

10. حجر، 5 و بقره 96

11. ر. ك: اسراء 100، نساء، 53 و 74، آل عمران، 75، 119 و 175، طه، 71

12. غررالحكم، ص 233

13. نهج‌البلا‌غه، كلمات قصار 232

14. حضرت امام جواد(ع) نيز يكي از اركان مهم دفاع را شناخت دقيق دشمن دانسته و مي‌فرمايد: «كسي كه نقشه‌ها و مواضع كليدي دشمن را نشناسد، در رسيدن به هدف عاجز است» (بحارالا‌نوار، ج 7، ص 340)

15. الطبقات الكبري، ج 8، ص 19

16. همان، 36

17. مستدرك نهج البلا‌غه، ص 157

18. نهج‌البلا‌غه، خطبه 210

19. همان، نامه 27

20. بهره‌گيري از شيوه نفاق در مبارزه، شيوه‌اي است كه مورد توجه دشمنان اسلا‌م از گذشته‌هاي دور تاكنون، بوده است. حضرت امام خميني(ره) مي‌فرمايند: «در زمان مرحوم آقاسيد عبدالمجيد همداني، يك يهودي خدمت ايشان مسلمان شده بود. بعد از چند وقت ايشان ديده بود كه اين يهودي خيلي مسلمان است! ايشان برايش ترديد واقع شده بود كه اين شايد قضيه‌اي باشد. او را خواسته بود و گفته بود كه تو مرا مي‌شناسي؟

گفته بود: بله، شما از علماي اسلا‌م هستيد.

گفته بود: مي‌دانيد پدران من چه كساني هستند؟

گفت: بله! پيامبر(ص) از اجداد شما است.

گفته بود: خودت را مي‌شناسي؟

گفت: بله! من پدرانم يهودي بوده‌اند و حالا‌ خودم مسلمان شده‌ام.

گفته بود: سر اين را به من بگو كه تو چرا مسلمان‌تر از من شده‌اي؟!

آن مرد فهميد كه اين، آن چيزي را كه مي‌خواهند باز مي‌كند؛ فهميده است، فرار كرده بود!»