هنر ایجاد انس با قرآن
بخش اوّل: انس با قرآن به چه معنی است؟
اوّلین سؤال ها در ارتباط با شیوه های انس كودكان و نوجوانان و جوانان با قرآن این است كه: چرا این گروه ها باید با قرآن انس داشته باشند؟ مقصود و هدف از ایجاد انس چیست؟ شاید در نگاه اوّل پاسخِ این سؤال ها بدیهی به نظر برسد و دلیل وضوح آن نیز این باشد كه جامعه ی مذهبی برای این پرسش ها، پیش فرض های ذهنی توافق شده ای را در افكار عمومی تصور می كند، امّا هر گونه پاسخی كه به پرسش های فوق داده شود در تعیین مشی پرداختن به این مسأله تأثیر بسزایی خواهد داشت. اوّلین پاسخ آن است كه: از آنجایی كه جامعه ی ما یك جامعه ی اسلامی است و قرآن كتاب آسمانی ماست، افراد جامعه به خصوص كودكان و نوجوانان و جوانان می بایست قرآن را بیاموزند، آن را خوب تلاوت كنند و اگر حافظه ی خوبی داشتند قرآن را حفظ كنند و برای تحقق یك جامعه ی قرآنی در همه حال با قرآن مأنوس باشند.
به نظر می رسد كه این، معمول ترین پاسخ به پرسش های فوق است، امّا آیا منظور از انس با قرآن این است؟ اگر چنین است چه هدفی را مدّنظر دارد؟ و این كار چگونه به تحقق جامعه ی قرآنی كمك می كند؟ آیا صِرف روخوانی، تلاوت و حفظ، فرهنگ قرآنی را گسترش می دهد؟ به یقین باید گفت: اگر معتقد باشیم كه با این كار فرهنگ قرآنی را گسترش داده ایم، یا در شناخت واژه ی فرهنگ دچار مشكل شده ایم و یا آن كه به فرهنگ قرآنی ستم كرده ایم كه نتوانسته ایم آن را به درستی بشناسیم. ممكن است برخی از همراهان ما كه قلبشان برای قرآن می تپد بر این سخن خرده بگیرند كه آنچه كه تاكنون صورت گرفته اعم از اشاعه ی آموزش های عمومی قرآن، حفظ، قرائت و ... مقدمه ای است بر اشاعه ی فرهنگ قرآنی، امّا سؤال این است كه در طول این چندین سال كه از عمر چنین فعالیت هایی می گذرد، چه نشانه هایی از اشاعه ی فرهنگ قرآنی بروز كرده است؟ توجه به نخبگان رشته های مختلف قرآنی اعم از حفظ، تلاوت، تواشیح و ... در سال های گذشته نشان می دهد كه آنان در دوره ای خوش درخشیدند، امّا متأسفانه دولتِ مستعجل بودند و نتوانستند برای همیشه مشعل سرافرازی شان را زیر پرچم سبز قرآن عزیز روشن نگاه دارند. در این جا این نكته قابل توجه است: چرا شیوه های رایج توجه به قرآن در زمانی خاص درخشیدند و سپس در كوتاه زمانی افول كردند؟ پاسخ به این سؤال می تواند به حلّ معمای هدف ما از مأنوس كردن كودكان و نوجوانان و جوانان با قرآن بینجامد.
اولین اشكال در شیوه ی مرسوم بر خورد با قرآن عزیز، (تب انتقال اطلاعات) است. مربیان، مدرسان و كسانی كه دست اندركار تعلیم فرهنگ قرآنی هستند به اولین مسأله ای كه می اندیشند، اطلاعات است. در كلاس های قرآن، شاگردان برتر كسانی هستند كه اطلاعات بیش تری در زمینه مسایل مذهبی داشته باشند. وجود ده ها كتاب معما، سرگرمی و پرسش ها و پاسخ های قرآنی نشان دهنده ی ولع سیری ناپذیر متولیان فرهنگ قرآنی به دادن اطلاعات است. مشكل این نوع برخورد با قرآن (یعنی انتقال اطلاعات) این است كه اوّلاً: مخاطبان را در سطح نازل بازی با الفاظ نگاه می دارد و ثانیا از آن جا كه اطلاعات مذهبی هر چه قدر هم كه وسیع باشد باز هم محدود است، موجب می شود كه ظرف منادیان چنین روشی در زمانی كوتاه خالی شود و برای آن كه چیزی برای ارایه داشته باشند، به هر طریقی سعی می كنند اطلاعات جدیدتری به دست آوردند؛ هر چند كه آن اطلاعات مثل سؤال درباره ی نامِ اسب حضرت اباالفضل علیه السلام و ده ها و صدها پرسش دیگر باشد كه چندان ارزشی ندارد. این روال كه ادامه پیدا كند، موجب طرد مخاطبان این روش می شود و این، یكی از دلایل كوتاه بودن عمر شیوه های رایج توجه به قرآن است. ولی این كه به جای انتقال اطلاعات چه باید كرد، بحث مفصلی است كه در ادامه ی این نوشتار خواهد آمد.
اشكال دوم آن است كه: هر مفهوم دارای یك قالب است. به عبارت دیگر هر چیز یك پوسته یا ظاهر دارد و یك هسته یا باطن. توجه به ظواهر و پرداختن به آن، ممكن است برای مدت معینی جذابیت داشته باشد، اما اگر این پوسته متكی به هسته نباشد، پس از زمانی جذابیت خود را از دست می دهد. بارزترین نمونه ی این ادعا، قرآن كریم است. اگر این كتاب مقدس تنها در قالب الفاظ ارائه می شد، نه تنها پس از هزار و چهارصد سال همچنان سرزنده باقی نمی ماند، بلكه حتی برای دهه های بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز طراوت و تازگی خود را از دست می داد. آنچه موجب شد كه قرآن همچنان سربلند و تازه باقی بماند، اتكای الفاظ بر معانی است. به عبارت دیگر چون الفاظ و ظواهر از معانی بلند و ماورای زمینی برخوردار هستند، رنگ آن معانی را گرفته اند و فراتر از زمان شده اند.ازاین روهیچ گاه كهنه وخسته كننده نمی شوند.
در بحث مورد نظر ما نیز همین مسأله مطرح است. به عنوان مثال تلاوت قرآن به سبك های مختلف، حفظ قرآن با شیوه های مختلف، حفظ اعداد آیات و ... در محدوده ای خاص جذابیت دارد؛ صرف نظر از این كه این جذابیت آیا منشای خیری هست یا نه. پس از مدتی، چون جذابیت خود را از دست می دهد، موجب جلب توجه كمتری می شود. این خود دلیل دیگری است بر این كه شیوه های رایج توجه به قرآن عمر كوتاهی دارند. اشكال سوم آن است كه: این شیوه ها در ترویج قرآن، مقدمه ای است برای رسیدن به هدف اصلی و لذا توجه بیش از حد به آن، گم كردن راه و درجا زدن در مقدمه است. اگر قرآن كریم و پیامبر گرامی اسلام و ائمه ی اطهار علیهم السلام به حفظ و تلاوت زیبای قرآن توصیه می كردند، برای آن بود كه موجب توجه بیشتر و عمل به قرآن شود نه آن كه ظاهری از قرآن مورد توجه قرار گیرد و به اهداف اصلی بی مهری شود. اكنون میتوان دریافت كه انس با قرآن نمی تواند جریان موجود فعلی باشد. چون با سه اشكال عمده مواجه است. پس به چند دلیل قابل تمسك نیست:
دلیل اوّل: این شیوه ی ترویج قرآن با دو اشكال اولیه ی بالا، مقطعی است و نمی تواند دوام داشته باشد.
دلیل دوّم: چون این شیوه مقطعی است، شیوه ی آرمانی در ترویج قرآن نیست. زیرا قرآن برای همه ی نسل ها است، در حالی كه این شیوه فقط برای مدتی كوتاه كارآیی دارد.
دلیل سوّم: این شیوه محدودیت مكانی نیز دارد. چون تنها برای مسلمانان كه با فرهنگ قرآنی مأنوس هستند،جذاب است، نه برای همه ی انسان ها. در حالی كه قرآن برای همه ی انسان ها نازل شده و كتاب هدایت همه ی انسان هاست، از این رو باید با بیانی فراتر از محدوده ی زبان به آن پرداخت.
با مقدمه ای چنین طولانی، اكنون در مییابیم كه انس با قرآن، آنچه كه تاكنون در جامعه ی ما صورت گرفته، نیست. پس انس با قرآن چیست؟ در فرهنگ دهخدا واژه ی «انس» این گونه تعریف شده است: «خو گرفتن و آرام یافتن به چیزی.» انس گرفتن یعنی همدم بودن، خو گرفتن، ارتباطی فراتر از یك رابطه ی معمولی. ارتباطی مستحكم كه موجب تأثیرپذیری و تأثیرگذاری باشد. با تعریفی این چنین و آن گونه كه در فرهنگ دهخدا آمده است، انس كودكان، نوجوان و جوانان با قرآن معنای ژرف تری به خود می گیرد كه هدفی والاتر برایش قابل تصور است. هدفی كه دلیل نزول قرآن است. بر اساس این تعریف آنچه كه تاكنون انجام شده، مقدمه ای است برای رسیدن به این هدف. پس در جمله ای خلاصه می توان این گونه گفت: انس با قرآن یعنی آموختن قرآن، حفظ قرآن، فهم قرآن و عمل به قرآن. امّا این زنجیره هنوز كامل نیست؛ زیرا كمال انس با قرآن زمانی حاصل می شود كه موجب تغییر رفتار شود. بدان صورت كه شخص و به تبع آن جامعه به آرامشی معنوی دست یابند و از دغدغه هایی كه گریبان گیر افراد یا جامعه ی غیردینی است برهند.
بخش دوّم: مبانی ایجاد انس با قرآن:
1 . شناخت و برطرف كردن موانع:
مانع اوّل: نشان دادن چهره ای ناشایست از دین.
چهرهای كه گاه از مذهب در جامعه ی ما ارایه میشود، آن چنان مخدوش است كه نه تنها موجب جذب افراد بی دین نمیشود، بلكه حتی بعضی از دینداران را نیز از خود طرد میكند. در چنین تعریفی دین دو گونه معرفی میشود: یا چهرهای منفعل و خنثی دارد كه هیچ گاه در بحرانهای اجتماعی به كمك انسانها نمیآید و دینداران، افراد وازده، عقدهای و ضعیفند كه دیگر قدرت انجام كاری را ندارند. كاربرد قرآن در چنین تعریفی از دین تنها خواندن در بعد از مرگ كسی و یا كاربردهای ابتدایی دیگر است. خلاصه كردن دین در احكام غسل و نجاسات، معرفی ائمه معصومین علیهم السلام به عنوان افراد گوشه گیر، مانند: معرفی حضرت زهرا علیهاالسلام با آن همه قدرت و در عین حال متانت به عنوان زنی فقط سیلی خورده و پهلو شكسته و امام سجاد علیه السلام به عنوان فردی بیمار و ضعیف، از دیگر انواع معرفی چهرهای منفعل از دین است. این گونه معرفی، آن چنان گسترده است كه گویی وجه غالب دین است. گرچه به بركت نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبری های حكیمانه ی رهبر انقلاب این نگاه بسیار تعدیل شده است، اما هنوز هم وجود دارد و چنین چهره ای به هیچ عنوان نوجوان و جوان را كه منشای قدرت و سرزندگی و پویایی است، شیفته نمی كند. گونه ی دیگر از كاربرد منفی دین ارایه ی چهره ای خشن از دین است. گویی دین تنها برای محدود كردن انسان ها آمده است. البته این نكته بدیهی است كه بدون محدودیت، زندگی در این جهان غیرممكن است و آزادی با محدودیت معنا می دهد، امّا همه محدودیت ها را به نام دین معرفی كردن، ظلم به دین است. این یك واقعیت است كه هر گاه كسی پا را از محدوده ی شرعی اش فراتر بگذارد، دین در مقابل او قد علم می كند، امّا آیا همه ی محدودیت ها شرعی است؟ متأسفانه ما در محدودیت های عرفی، قانونی و ... نیز از نام دین مایه می گذاریم و استفاده ی نا به جا از دین موجب جدایی افراد از دین و مانعی در راه ایجاد انس با دین و قرآن می گردد.
مانع دوّم: دینداران آیینهی تمامنمای دین نیستند.
از آن جا كه مفاهیم، همیشه با مصادیق معنا پیدا می كنند، افراد نیز برای شناخت دین، مصداق ها را مورد توجه قرار می دهند. به نظر مردم هر آنچه كه افراد مذهبی انجام می دهند تطابق دقیقی با دین دارد. اگر مصداق ها یعنی افراد دین دار جذابیت لازم را داشته باشند، دین نیز جذاب می شود و اگر عیبی در افراد دین دار باشد این عیب را به دین سرایت می دهند. زیرا افراد دین دار كسانی هستند كه دین در آن ها بروز كرده است. امّا مشكلی كه وجود دارد آن است كه در برخی موارد دین داران هیچ تطابقی با دین ندارند و از آن جا كه افراد جامعه و از آن جمله نوجوانان و جوانان، دین را از رفتار دین داران می فهمند، عدم جذابیت و محبوبیت دین داران را به پای دین می گذارند و از دین گریزان می شوند. آنچه موجب می شود كه دین داران افراد برجسته و جذابی نباشند آن است كه آنان در ظاهر دین دارند و به پوسته ی دین چسبیده اند؛ نه به روح دین. در این جا فهرستی از رفتارهای دین داران كه مخالف نص صریح قرآن است بیان می شود:
الف: خود را از گناه مبرّا میدانند: (سوره ی نساء، آیه ی49)، (نحل، آیه ی 63) و (مریم، آیه ی 71).
ب: احكام دین را به بازی میگیرند: (سوره ی انعام، آیه ی (70).
ج: خانواده و چیزهای دیگر را بیش از عقیده ی خود دوست دارند: (سوره ی هود، آیه ی 47 45)، (سوره ی توبه، آیه ی 24 23)، (سوره ی تغابن، آیه ی15)، (سوره ی منافقون آیه ی 9) و (سوره ی فتح، آیه ی 26).
د:به خاطر مؤمن بودن، كبر می ورزند: (سوره ی شعرا، آیه ی215) و (سوره ی آل عمران، آیه ی24).
ه: منت دین داری خویش را بر دیگران می گذارند: (سوره ی حجرات، آیه ی 17).
و: بر اساس سلیقه به آیات خداوند عمل می كنند: سوره های (محمد، آیه ی20)، (انعام، آیه ی91)، (بقره، آیه ی84)، (حجر، آیه ی91)، (مائده، آیه ی70).
ز: به دلیل ایمان، خود را بهشتی می پندارند: (سوره ی آل عمران، آیه ی 142).
ح: دیگران را خارج از دین می دانند: (سوره ی نسا، آیه ی94).
ط: برای دین دار كردن همه به زور متوسل می شوند: سوره های (یونس، آیه ی 99)، (انعام، آیه ی66)، (یونس، آیه ی 104)، (بقره، آیه ی 256)، (هود، آیه ی 122 118، (رعد، آیه ی 31)، (نحل، آیه ی 9، 37، 93، 82).
ی:دین راكه قراراست مایه ی وحدت باشد،مایه ی اختلاف قرار می دهند: (سوره ی انبیاء، آیه ی93).
چه زیباست كه دین داران باتوجه به قرآن و روایات، نقش خطیر دین داری رابه خوبی ایفاكنند و در برخورد با مردم چهره ی بسیار زیبای دین رابه نمایش بگذارند. آنچه گفته شد، یك واقعیت است كه در جامعه ی ما وجود دارد، امّا حقیقت آن است كه انسان ها نباید در شناخت حق بر مناط و محور اشخاص عمل كنند. زیرا در طول زمان رسالت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و پس از آن، دین داران بسیاری بودند كه به تدریج از بدنه ی اسلام خارج شدند. درباره ی انقلاب اسلامی ما نیز این مسأله صادق است. از این رو اگر كسی بخواهد دین را با معیار اشخاص بسنجد، گمراه خواهد شد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «كسی كه با واسطه یا تقلید از كسی وارد دین اسلام شود، همان شخص او را از دین خارج می كند، امّا اگر به واسطه ی كتاب و سنت وارد دین شود، اگر كوه ها بلرزند او نمی لرزد.»(1) زیرا استحكام عقیده اش منوط به شخص نیست. این حقیقت اگر در جامعه ی ما فراگیر شود از بدفهمی ها و خلط موضوع دین و دین داران جلوگیری می شود.
مانع سوّم: جامعهی امروز ما جامعه ی كاملاً مقدسی نیست.
این گونه به نظر می رسد كه جوانان و نوجوانان امروز، از جهت انس با قرآن و دین، فاصله ی زیادی با جوانان دودهه ی گذشته ی انقلاب و جنگ دارند. جوانان دهه های گذشته انس عمیقی با دین داشتند، امّا چرا جوانان امروز این گونه نیستند؟ آیا دلیل آن را باید در روحیات جوانان جستجوكرد؟ آیا جوانان متحول شده اند؟ اگر متحول شده اند، این تحول ناشی از چیست؟ دلیل تحول جوانان را باید تحول جامعه دانست. هم چنان كه در زمان انقلاب نیز با تحول جامعه، جوانان نیز متحول شدند. اكنون نیز جامعه ی ما متحول شده وشباهت كمی بایك جامعه ی دینی دارد. ارزش ها به گونه ی وحشتناكی تغییر كرده اند. دین داری، مبارزه بر علیه ظلم، زهد و ورع كه در دو دهه ی گذشته ارزش بودندو مردم وازآن جمله جوانان و نوجوانان برای حفظ این ارزش ها از گرانبهاترین سرمایه ی خودیعنی جان خودمی گذشتند،اكنون جای خود را به تجمل گرایی، مصرف زدگی، جمع سرمایه و چیزهایی كه با فلسفه ی دین در تضاد هستند، داده اند. در چنین وضعیتی پر واضح است كه جوانان چه موضعی اتخاذ می كنند. اگر در زمان جنگ شهید رجایی ها، شهید چمران ها و شهید فهمیده ها اسطوره محسوب می شدند، اكنون اسطوره های مادی در حال شكل گیری هستند. بخشی از این سیر نزولی و تحول منفی، ناشی از فرهنگ توسعه است، امّا سبب اصلی، آن است كه ما فعالیت چندانی در بخش فرهنگ و دین انجام نداده ایم. اگر این روال ادامه پیدا كند، مهم ترین و اصلی ترین مانع در راه ایجاد انس جامعه با دین و قرآن خواهد بود.(2)
2. ارایهی تصویری خوشایند از دین:
مبنای اوّل در ایجاد انس با قرآن یعنی شناخت و برطرف كردن موانع، اقدامی سلبی است، امّا مبنای دوم، اقدامی ایجابی است. در این مرحله نیاز است كه دین همان گونه كه هست معرفی شود: زیبا، سهل، مطابق با فطرت و خوشایند، آن چنان كه قرآن كریم می فرماید: خداوند در دین شما هیچ سختی قرار نداده است.(3) بحث سخت گیری و خشونت در اسلام گاهی بد فهمیده می شود. گویی این نكته ی ظریف فراموش شده است كه خشونت دین برای كفار است نه مسلمانان. قرآن كریم می فرماید: «محمد رسول اللّه و الذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم»(4) كسانی كه پیرو مكتب رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم هستند در عین حال كه با كفار خشن و سخت گیراند، با همدیگر مهربان هستند. البته نباید فراموش كرد كه معیار مسلمان بودن، گفتن شهادتین است، نه سلیقه ی شخصی ما یا ظاهر افراد. بنا بر این همه، كسانی كه در جامعه ی اسلامی هستند، مسلمانند و باید با آنان مهربان بود. بالاتر از این، باید به این نكته تأكید كرد، رابطه ی عاطفی ای كه بین خدا و بنده در اسلام وجود دارد در ادیان دیگر كمتر مشاهده می شود. معرفی «اللّه » به عنوان خدایی كه با بندگانش ارتباط محبت آمیز دارد از افتخارات دین اسلام است. مهربانی و عطوفت در سیره ی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه ی معصومین علیهم السلام از دیگر نكات بارزی است كه می تواند در ارائه ی چهره ای زیبا از دین مؤثر باشد و به جذب هر چه بیش تر كودكان، نوجوانان و جوانان بینجامد. در ارایه ی چهره ای مثبت از دین می توان به موضوعات ذیل توجه نمود:
الف: ارتباط محبتآمیز خدا با بندگان:
خداوند به حضرت داود علیه السلام فرمود: ای داود! به بندگانم بگو كه من دوست كسی هستم كه مرا دوست داشته باشد وهم نشین كسی هستم كه هم نشین من باشد و مونس كسی هستم كه با یاد من مأنوس باشد و همراه كسی هستم كه همراه من باشد و كسی را انتخاب می كنم كه مرا انتخاب كرده است و مطیع كسی هستم كه از من اطاعت كند و اگر بدانم كسی از ته دل مرا دوست دارد، آن چنان دوستش می دارم كه هیچ یك از بندگانم را دوست نداشته ام.(5) خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی كرد: ای موسی مرا دوست بدار و مرا محبوب بندگانم قرار بده! موسی گفت: خدایا! تو می دانی كه من هیچ كس را مانند تو دوست ندارم، امّا بندگانت را چگونه به این كار ترغیب كنم؟ خداوند فرمود: نعمت هایم را به آنان گوشزد كن كه آنان در این صورت جز به نیكی از من یاد نمی كنند.(6)
اوّلین سؤال ها در ارتباط با شیوه های انس كودكان و نوجوانان و جوانان با قرآن این است كه: چرا این گروه ها باید با قرآن انس داشته باشند؟ مقصود و هدف از ایجاد انس چیست؟ شاید در نگاه اوّل پاسخِ این سؤال ها بدیهی به نظر برسد و دلیل وضوح آن نیز این باشد كه جامعه ی مذهبی برای این پرسش ها، پیش فرض های ذهنی توافق شده ای را در افكار عمومی تصور می كند، امّا هر گونه پاسخی كه به پرسش های فوق داده شود در تعیین مشی پرداختن به این مسأله تأثیر بسزایی خواهد داشت. اوّلین پاسخ آن است كه: از آنجایی كه جامعه ی ما یك جامعه ی اسلامی است و قرآن كتاب آسمانی ماست، افراد جامعه به خصوص كودكان و نوجوانان و جوانان می بایست قرآن را بیاموزند، آن را خوب تلاوت كنند و اگر حافظه ی خوبی داشتند قرآن را حفظ كنند و برای تحقق یك جامعه ی قرآنی در همه حال با قرآن مأنوس باشند.
به نظر می رسد كه این، معمول ترین پاسخ به پرسش های فوق است، امّا آیا منظور از انس با قرآن این است؟ اگر چنین است چه هدفی را مدّنظر دارد؟ و این كار چگونه به تحقق جامعه ی قرآنی كمك می كند؟ آیا صِرف روخوانی، تلاوت و حفظ، فرهنگ قرآنی را گسترش می دهد؟ به یقین باید گفت: اگر معتقد باشیم كه با این كار فرهنگ قرآنی را گسترش داده ایم، یا در شناخت واژه ی فرهنگ دچار مشكل شده ایم و یا آن كه به فرهنگ قرآنی ستم كرده ایم كه نتوانسته ایم آن را به درستی بشناسیم. ممكن است برخی از همراهان ما كه قلبشان برای قرآن می تپد بر این سخن خرده بگیرند كه آنچه كه تاكنون صورت گرفته اعم از اشاعه ی آموزش های عمومی قرآن، حفظ، قرائت و ... مقدمه ای است بر اشاعه ی فرهنگ قرآنی، امّا سؤال این است كه در طول این چندین سال كه از عمر چنین فعالیت هایی می گذرد، چه نشانه هایی از اشاعه ی فرهنگ قرآنی بروز كرده است؟ توجه به نخبگان رشته های مختلف قرآنی اعم از حفظ، تلاوت، تواشیح و ... در سال های گذشته نشان می دهد كه آنان در دوره ای خوش درخشیدند، امّا متأسفانه دولتِ مستعجل بودند و نتوانستند برای همیشه مشعل سرافرازی شان را زیر پرچم سبز قرآن عزیز روشن نگاه دارند. در این جا این نكته قابل توجه است: چرا شیوه های رایج توجه به قرآن در زمانی خاص درخشیدند و سپس در كوتاه زمانی افول كردند؟ پاسخ به این سؤال می تواند به حلّ معمای هدف ما از مأنوس كردن كودكان و نوجوانان و جوانان با قرآن بینجامد.
اولین اشكال در شیوه ی مرسوم بر خورد با قرآن عزیز، (تب انتقال اطلاعات) است. مربیان، مدرسان و كسانی كه دست اندركار تعلیم فرهنگ قرآنی هستند به اولین مسأله ای كه می اندیشند، اطلاعات است. در كلاس های قرآن، شاگردان برتر كسانی هستند كه اطلاعات بیش تری در زمینه مسایل مذهبی داشته باشند. وجود ده ها كتاب معما، سرگرمی و پرسش ها و پاسخ های قرآنی نشان دهنده ی ولع سیری ناپذیر متولیان فرهنگ قرآنی به دادن اطلاعات است. مشكل این نوع برخورد با قرآن (یعنی انتقال اطلاعات) این است كه اوّلاً: مخاطبان را در سطح نازل بازی با الفاظ نگاه می دارد و ثانیا از آن جا كه اطلاعات مذهبی هر چه قدر هم كه وسیع باشد باز هم محدود است، موجب می شود كه ظرف منادیان چنین روشی در زمانی كوتاه خالی شود و برای آن كه چیزی برای ارایه داشته باشند، به هر طریقی سعی می كنند اطلاعات جدیدتری به دست آوردند؛ هر چند كه آن اطلاعات مثل سؤال درباره ی نامِ اسب حضرت اباالفضل علیه السلام و ده ها و صدها پرسش دیگر باشد كه چندان ارزشی ندارد. این روال كه ادامه پیدا كند، موجب طرد مخاطبان این روش می شود و این، یكی از دلایل كوتاه بودن عمر شیوه های رایج توجه به قرآن است. ولی این كه به جای انتقال اطلاعات چه باید كرد، بحث مفصلی است كه در ادامه ی این نوشتار خواهد آمد.
اشكال دوم آن است كه: هر مفهوم دارای یك قالب است. به عبارت دیگر هر چیز یك پوسته یا ظاهر دارد و یك هسته یا باطن. توجه به ظواهر و پرداختن به آن، ممكن است برای مدت معینی جذابیت داشته باشد، اما اگر این پوسته متكی به هسته نباشد، پس از زمانی جذابیت خود را از دست می دهد. بارزترین نمونه ی این ادعا، قرآن كریم است. اگر این كتاب مقدس تنها در قالب الفاظ ارائه می شد، نه تنها پس از هزار و چهارصد سال همچنان سرزنده باقی نمی ماند، بلكه حتی برای دهه های بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز طراوت و تازگی خود را از دست می داد. آنچه موجب شد كه قرآن همچنان سربلند و تازه باقی بماند، اتكای الفاظ بر معانی است. به عبارت دیگر چون الفاظ و ظواهر از معانی بلند و ماورای زمینی برخوردار هستند، رنگ آن معانی را گرفته اند و فراتر از زمان شده اند.ازاین روهیچ گاه كهنه وخسته كننده نمی شوند.
در بحث مورد نظر ما نیز همین مسأله مطرح است. به عنوان مثال تلاوت قرآن به سبك های مختلف، حفظ قرآن با شیوه های مختلف، حفظ اعداد آیات و ... در محدوده ای خاص جذابیت دارد؛ صرف نظر از این كه این جذابیت آیا منشای خیری هست یا نه. پس از مدتی، چون جذابیت خود را از دست می دهد، موجب جلب توجه كمتری می شود. این خود دلیل دیگری است بر این كه شیوه های رایج توجه به قرآن عمر كوتاهی دارند. اشكال سوم آن است كه: این شیوه ها در ترویج قرآن، مقدمه ای است برای رسیدن به هدف اصلی و لذا توجه بیش از حد به آن، گم كردن راه و درجا زدن در مقدمه است. اگر قرآن كریم و پیامبر گرامی اسلام و ائمه ی اطهار علیهم السلام به حفظ و تلاوت زیبای قرآن توصیه می كردند، برای آن بود كه موجب توجه بیشتر و عمل به قرآن شود نه آن كه ظاهری از قرآن مورد توجه قرار گیرد و به اهداف اصلی بی مهری شود. اكنون میتوان دریافت كه انس با قرآن نمی تواند جریان موجود فعلی باشد. چون با سه اشكال عمده مواجه است. پس به چند دلیل قابل تمسك نیست:
دلیل اوّل: این شیوه ی ترویج قرآن با دو اشكال اولیه ی بالا، مقطعی است و نمی تواند دوام داشته باشد.
دلیل دوّم: چون این شیوه مقطعی است، شیوه ی آرمانی در ترویج قرآن نیست. زیرا قرآن برای همه ی نسل ها است، در حالی كه این شیوه فقط برای مدتی كوتاه كارآیی دارد.
دلیل سوّم: این شیوه محدودیت مكانی نیز دارد. چون تنها برای مسلمانان كه با فرهنگ قرآنی مأنوس هستند،جذاب است، نه برای همه ی انسان ها. در حالی كه قرآن برای همه ی انسان ها نازل شده و كتاب هدایت همه ی انسان هاست، از این رو باید با بیانی فراتر از محدوده ی زبان به آن پرداخت.
با مقدمه ای چنین طولانی، اكنون در مییابیم كه انس با قرآن، آنچه كه تاكنون در جامعه ی ما صورت گرفته، نیست. پس انس با قرآن چیست؟ در فرهنگ دهخدا واژه ی «انس» این گونه تعریف شده است: «خو گرفتن و آرام یافتن به چیزی.» انس گرفتن یعنی همدم بودن، خو گرفتن، ارتباطی فراتر از یك رابطه ی معمولی. ارتباطی مستحكم كه موجب تأثیرپذیری و تأثیرگذاری باشد. با تعریفی این چنین و آن گونه كه در فرهنگ دهخدا آمده است، انس كودكان، نوجوان و جوانان با قرآن معنای ژرف تری به خود می گیرد كه هدفی والاتر برایش قابل تصور است. هدفی كه دلیل نزول قرآن است. بر اساس این تعریف آنچه كه تاكنون انجام شده، مقدمه ای است برای رسیدن به این هدف. پس در جمله ای خلاصه می توان این گونه گفت: انس با قرآن یعنی آموختن قرآن، حفظ قرآن، فهم قرآن و عمل به قرآن. امّا این زنجیره هنوز كامل نیست؛ زیرا كمال انس با قرآن زمانی حاصل می شود كه موجب تغییر رفتار شود. بدان صورت كه شخص و به تبع آن جامعه به آرامشی معنوی دست یابند و از دغدغه هایی كه گریبان گیر افراد یا جامعه ی غیردینی است برهند.
بخش دوّم: مبانی ایجاد انس با قرآن:
1 . شناخت و برطرف كردن موانع:
مانع اوّل: نشان دادن چهره ای ناشایست از دین.
چهرهای كه گاه از مذهب در جامعه ی ما ارایه میشود، آن چنان مخدوش است كه نه تنها موجب جذب افراد بی دین نمیشود، بلكه حتی بعضی از دینداران را نیز از خود طرد میكند. در چنین تعریفی دین دو گونه معرفی میشود: یا چهرهای منفعل و خنثی دارد كه هیچ گاه در بحرانهای اجتماعی به كمك انسانها نمیآید و دینداران، افراد وازده، عقدهای و ضعیفند كه دیگر قدرت انجام كاری را ندارند. كاربرد قرآن در چنین تعریفی از دین تنها خواندن در بعد از مرگ كسی و یا كاربردهای ابتدایی دیگر است. خلاصه كردن دین در احكام غسل و نجاسات، معرفی ائمه معصومین علیهم السلام به عنوان افراد گوشه گیر، مانند: معرفی حضرت زهرا علیهاالسلام با آن همه قدرت و در عین حال متانت به عنوان زنی فقط سیلی خورده و پهلو شكسته و امام سجاد علیه السلام به عنوان فردی بیمار و ضعیف، از دیگر انواع معرفی چهرهای منفعل از دین است. این گونه معرفی، آن چنان گسترده است كه گویی وجه غالب دین است. گرچه به بركت نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبری های حكیمانه ی رهبر انقلاب این نگاه بسیار تعدیل شده است، اما هنوز هم وجود دارد و چنین چهره ای به هیچ عنوان نوجوان و جوان را كه منشای قدرت و سرزندگی و پویایی است، شیفته نمی كند. گونه ی دیگر از كاربرد منفی دین ارایه ی چهره ای خشن از دین است. گویی دین تنها برای محدود كردن انسان ها آمده است. البته این نكته بدیهی است كه بدون محدودیت، زندگی در این جهان غیرممكن است و آزادی با محدودیت معنا می دهد، امّا همه محدودیت ها را به نام دین معرفی كردن، ظلم به دین است. این یك واقعیت است كه هر گاه كسی پا را از محدوده ی شرعی اش فراتر بگذارد، دین در مقابل او قد علم می كند، امّا آیا همه ی محدودیت ها شرعی است؟ متأسفانه ما در محدودیت های عرفی، قانونی و ... نیز از نام دین مایه می گذاریم و استفاده ی نا به جا از دین موجب جدایی افراد از دین و مانعی در راه ایجاد انس با دین و قرآن می گردد.
مانع دوّم: دینداران آیینهی تمامنمای دین نیستند.
از آن جا كه مفاهیم، همیشه با مصادیق معنا پیدا می كنند، افراد نیز برای شناخت دین، مصداق ها را مورد توجه قرار می دهند. به نظر مردم هر آنچه كه افراد مذهبی انجام می دهند تطابق دقیقی با دین دارد. اگر مصداق ها یعنی افراد دین دار جذابیت لازم را داشته باشند، دین نیز جذاب می شود و اگر عیبی در افراد دین دار باشد این عیب را به دین سرایت می دهند. زیرا افراد دین دار كسانی هستند كه دین در آن ها بروز كرده است. امّا مشكلی كه وجود دارد آن است كه در برخی موارد دین داران هیچ تطابقی با دین ندارند و از آن جا كه افراد جامعه و از آن جمله نوجوانان و جوانان، دین را از رفتار دین داران می فهمند، عدم جذابیت و محبوبیت دین داران را به پای دین می گذارند و از دین گریزان می شوند. آنچه موجب می شود كه دین داران افراد برجسته و جذابی نباشند آن است كه آنان در ظاهر دین دارند و به پوسته ی دین چسبیده اند؛ نه به روح دین. در این جا فهرستی از رفتارهای دین داران كه مخالف نص صریح قرآن است بیان می شود:
الف: خود را از گناه مبرّا میدانند: (سوره ی نساء، آیه ی49)، (نحل، آیه ی 63) و (مریم، آیه ی 71).
ب: احكام دین را به بازی میگیرند: (سوره ی انعام، آیه ی (70).
ج: خانواده و چیزهای دیگر را بیش از عقیده ی خود دوست دارند: (سوره ی هود، آیه ی 47 45)، (سوره ی توبه، آیه ی 24 23)، (سوره ی تغابن، آیه ی15)، (سوره ی منافقون آیه ی 9) و (سوره ی فتح، آیه ی 26).
د:به خاطر مؤمن بودن، كبر می ورزند: (سوره ی شعرا، آیه ی215) و (سوره ی آل عمران، آیه ی24).
ه: منت دین داری خویش را بر دیگران می گذارند: (سوره ی حجرات، آیه ی 17).
و: بر اساس سلیقه به آیات خداوند عمل می كنند: سوره های (محمد، آیه ی20)، (انعام، آیه ی91)، (بقره، آیه ی84)، (حجر، آیه ی91)، (مائده، آیه ی70).
ز: به دلیل ایمان، خود را بهشتی می پندارند: (سوره ی آل عمران، آیه ی 142).
ح: دیگران را خارج از دین می دانند: (سوره ی نسا، آیه ی94).
ط: برای دین دار كردن همه به زور متوسل می شوند: سوره های (یونس، آیه ی 99)، (انعام، آیه ی66)، (یونس، آیه ی 104)، (بقره، آیه ی 256)، (هود، آیه ی 122 118، (رعد، آیه ی 31)، (نحل، آیه ی 9، 37، 93، 82).
ی:دین راكه قراراست مایه ی وحدت باشد،مایه ی اختلاف قرار می دهند: (سوره ی انبیاء، آیه ی93).
چه زیباست كه دین داران باتوجه به قرآن و روایات، نقش خطیر دین داری رابه خوبی ایفاكنند و در برخورد با مردم چهره ی بسیار زیبای دین رابه نمایش بگذارند. آنچه گفته شد، یك واقعیت است كه در جامعه ی ما وجود دارد، امّا حقیقت آن است كه انسان ها نباید در شناخت حق بر مناط و محور اشخاص عمل كنند. زیرا در طول زمان رسالت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و پس از آن، دین داران بسیاری بودند كه به تدریج از بدنه ی اسلام خارج شدند. درباره ی انقلاب اسلامی ما نیز این مسأله صادق است. از این رو اگر كسی بخواهد دین را با معیار اشخاص بسنجد، گمراه خواهد شد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «كسی كه با واسطه یا تقلید از كسی وارد دین اسلام شود، همان شخص او را از دین خارج می كند، امّا اگر به واسطه ی كتاب و سنت وارد دین شود، اگر كوه ها بلرزند او نمی لرزد.»(1) زیرا استحكام عقیده اش منوط به شخص نیست. این حقیقت اگر در جامعه ی ما فراگیر شود از بدفهمی ها و خلط موضوع دین و دین داران جلوگیری می شود.
مانع سوّم: جامعهی امروز ما جامعه ی كاملاً مقدسی نیست.
این گونه به نظر می رسد كه جوانان و نوجوانان امروز، از جهت انس با قرآن و دین، فاصله ی زیادی با جوانان دودهه ی گذشته ی انقلاب و جنگ دارند. جوانان دهه های گذشته انس عمیقی با دین داشتند، امّا چرا جوانان امروز این گونه نیستند؟ آیا دلیل آن را باید در روحیات جوانان جستجوكرد؟ آیا جوانان متحول شده اند؟ اگر متحول شده اند، این تحول ناشی از چیست؟ دلیل تحول جوانان را باید تحول جامعه دانست. هم چنان كه در زمان انقلاب نیز با تحول جامعه، جوانان نیز متحول شدند. اكنون نیز جامعه ی ما متحول شده وشباهت كمی بایك جامعه ی دینی دارد. ارزش ها به گونه ی وحشتناكی تغییر كرده اند. دین داری، مبارزه بر علیه ظلم، زهد و ورع كه در دو دهه ی گذشته ارزش بودندو مردم وازآن جمله جوانان و نوجوانان برای حفظ این ارزش ها از گرانبهاترین سرمایه ی خودیعنی جان خودمی گذشتند،اكنون جای خود را به تجمل گرایی، مصرف زدگی، جمع سرمایه و چیزهایی كه با فلسفه ی دین در تضاد هستند، داده اند. در چنین وضعیتی پر واضح است كه جوانان چه موضعی اتخاذ می كنند. اگر در زمان جنگ شهید رجایی ها، شهید چمران ها و شهید فهمیده ها اسطوره محسوب می شدند، اكنون اسطوره های مادی در حال شكل گیری هستند. بخشی از این سیر نزولی و تحول منفی، ناشی از فرهنگ توسعه است، امّا سبب اصلی، آن است كه ما فعالیت چندانی در بخش فرهنگ و دین انجام نداده ایم. اگر این روال ادامه پیدا كند، مهم ترین و اصلی ترین مانع در راه ایجاد انس جامعه با دین و قرآن خواهد بود.(2)
2. ارایهی تصویری خوشایند از دین:
مبنای اوّل در ایجاد انس با قرآن یعنی شناخت و برطرف كردن موانع، اقدامی سلبی است، امّا مبنای دوم، اقدامی ایجابی است. در این مرحله نیاز است كه دین همان گونه كه هست معرفی شود: زیبا، سهل، مطابق با فطرت و خوشایند، آن چنان كه قرآن كریم می فرماید: خداوند در دین شما هیچ سختی قرار نداده است.(3) بحث سخت گیری و خشونت در اسلام گاهی بد فهمیده می شود. گویی این نكته ی ظریف فراموش شده است كه خشونت دین برای كفار است نه مسلمانان. قرآن كریم می فرماید: «محمد رسول اللّه و الذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم»(4) كسانی كه پیرو مكتب رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم هستند در عین حال كه با كفار خشن و سخت گیراند، با همدیگر مهربان هستند. البته نباید فراموش كرد كه معیار مسلمان بودن، گفتن شهادتین است، نه سلیقه ی شخصی ما یا ظاهر افراد. بنا بر این همه، كسانی كه در جامعه ی اسلامی هستند، مسلمانند و باید با آنان مهربان بود. بالاتر از این، باید به این نكته تأكید كرد، رابطه ی عاطفی ای كه بین خدا و بنده در اسلام وجود دارد در ادیان دیگر كمتر مشاهده می شود. معرفی «اللّه » به عنوان خدایی كه با بندگانش ارتباط محبت آمیز دارد از افتخارات دین اسلام است. مهربانی و عطوفت در سیره ی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه ی معصومین علیهم السلام از دیگر نكات بارزی است كه می تواند در ارائه ی چهره ای زیبا از دین مؤثر باشد و به جذب هر چه بیش تر كودكان، نوجوانان و جوانان بینجامد. در ارایه ی چهره ای مثبت از دین می توان به موضوعات ذیل توجه نمود:
الف: ارتباط محبتآمیز خدا با بندگان:
خداوند به حضرت داود علیه السلام فرمود: ای داود! به بندگانم بگو كه من دوست كسی هستم كه مرا دوست داشته باشد وهم نشین كسی هستم كه هم نشین من باشد و مونس كسی هستم كه با یاد من مأنوس باشد و همراه كسی هستم كه همراه من باشد و كسی را انتخاب می كنم كه مرا انتخاب كرده است و مطیع كسی هستم كه از من اطاعت كند و اگر بدانم كسی از ته دل مرا دوست دارد، آن چنان دوستش می دارم كه هیچ یك از بندگانم را دوست نداشته ام.(5) خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی كرد: ای موسی مرا دوست بدار و مرا محبوب بندگانم قرار بده! موسی گفت: خدایا! تو می دانی كه من هیچ كس را مانند تو دوست ندارم، امّا بندگانت را چگونه به این كار ترغیب كنم؟ خداوند فرمود: نعمت هایم را به آنان گوشزد كن كه آنان در این صورت جز به نیكی از من یاد نمی كنند.(6)
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 19:8 توسط اکبر احمدی
|
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.