امام صادق علیه‌السّلام می‌فرماید: انسان مؤمن استخاره نمی‌كند مگر اینكه خداوند خیری را بر او مقدر می‌كند. ولو اینكه آنچه واقع می‌شود مورد رضایت او نباشد، و در حدیث دیگری فرمود: به خدا قسم انسان مسلمان از خداوند استخاره نمی‌كند مگر اینكه خداوند نیز حتماً خیر را برای او در نظر می‌گیرد

جابر از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‌كند كه فرمود: زمانی كه یكی از شما تصمیم به كاری گرفت كه می‌خواهد از استخاره مدد بگیرد، دو ركعت نماز بگذارد و پس دعای مخصوص آن را بخواند و از خداوند طلب خیر كند.[4] یعنی شخصی، بوسیله استخاره از خداوند بخواهد برای او خیر را مقدر كند. البته این نكته همان‌گونه كه اشاره شد، قابل تأمل است كه استخاره یك دستور همیشگی و فراگیر نیست، و به قول مرحوم شیخ مفید در الرسالة الغربة: استخاره كردن، در امور حرام و واجب جایز نیست، بلكه در امور مباح (كه انجام دادن یا ندادن آن مساوی است) یا امور مستّحبی كه با امر مستحّب دیگری ناسازگار است استخاره وارد شده.[5]

در مجموع، ارتباط بین استخاره و قضا و قدر از طرف معصومین مورد تأیید است كه امام صادق علیه‌السّلام نیز می‌فرماید: هر آنكس كه استخاره كند در حالی كه راضی هست از آنچه از طرف خدا بر او وارد می‌شود، خداوند نیز خیر را برای او مقدر خواهد كرد.[6] اما اگر بخواهیم در یك دایره و‌سیعی به قضا و قدر بنگریم همه‌ی امور عالم را در بر می‌گیرد. چون هیچ چیز نیست، مگر اینكه تحت اراده تكوینی (اصل تحقق و وجود) الهی قرار می‌گیرد، خواه آن چیز نفس استخاره باشد یا عمل خیر یا شری باشد كه برای آن استخاره می‌كنیم اما اراده تشریعی خداوند فقط به خوبی ها و كارهای نیكو تعلق می‌گیرد، و شرور و فساد، مراد تشریعی خداوند نمی‌باشند، بنابراین همه كارها زیر مجموعه اراده و قضا و قدر تكوینی الهی می‌باشند، اما بعضی دیگر از امور، علاوه بر اینكه در اصل خلقت تحت اراده تكوینی و قضای الهی هستند تحت اراده و قضای تشریعی الهی نیز می‌باشد، كه استخاره می‌تواند یكی از آن مصادیق باشد، هر چند نتیجة استخاره مورد رضایت شخص استخاره كننده نباشد: امام صادق علیه‌السّلام  نیز می‌فرماید: انسان مؤمن استخاره نمی‌كند مگر اینكه خداوند خیری را بر او مقدر می‌كند. ولو اینكه آنچه واقع می‌شود مورد رضایت او نباشد، و در حدیث دیگری فرمود: به خدا قسم انسان مسلمان از خداوند استخاره نمی‌كند مگر اینكه خداوند نیز حتماً خیر را برای او در نظر می‌گیرد.[7]

عمل استخاره در جایی صورت می گیرد که الف ـ عمل در اختیار ما است و کننده کار ما هستیم نه خدا. ب ـ عمل دو طرف، یا چند طرف دارد که ما نمی دانیم خیر ما در کدام جانب قرار دارد. در چنین جایی مسئله، مسئله تغییر قضا و قدر نیست، بلکه مسئله آن است که خداوند به ما کمک کند و راهی را که به خیر ما می انجامد، به ما نشان دهد تا با عمل کردن به آن از خطرات احتمالی نجات یابیم. در این معنا استخاره موجب تغییر تقدیر الهی نخواهد شد

پس آنچه بزرگان دین فرموده‌اند: كه یكی از عوامل تغییر قضا‌‌قدر، دعا می‌باشد، استخاره نیز كه خود نوعی دعا هست از اسباب ایجاد و تغییر قضا و قدر خواهد.

اما آن چه مهم است درک کیفیت ارتباط استخاره با قضا و قدر می باشد. اگر مراد ازقضا، قضاء حتمی باشد، ظاهراً استخاره نقشی در تغییر آن نمی تواند داشته باشد، حتی اگر استخاره را نوعی دعا به حساب آوریم. اما اگر قضاء غیر حتمی، یا همان قدر باشد و ما استخاره را نوعی دعا به حساب آوریم نقش استخاره فقط در حد دعا خواهد بود که می تواند موجب تغییر تقدیر گردد. اما ظاهر امر این است که استخاره به مشورت نزدیک تر است تا دعا. منتهی طرف مشورت ما در این امر خداوند است. چون عمل استخاره در جایی صورت می گیرد که الف ـ عمل در اختیار ما است و کننده کار ما هستیم نه خدا. ب ـ عمل دو طرف، یا چند طرف دارد که ما نمی دانیم خیر ما در کدام جانب قرار دارد. در چنین جایی مسئله، مسئله تغییر قضا و قدر نیست، بلکه مسئله آن است که خداوند به ما کمک کند و راهی را که به خیر ما می انجامد، به ما نشان دهد تا با عمل کردن به آن از خطرات احتمالی نجات یابیم. در این معنا استخاره موجب تغییر تقدیر الهی نخواهد شد.

اما سؤال می تواند جنبه دیگری هم داشته باشد، و آن این که: اگر ما معتقد به قضا و قدر الهی هستیم، پس همه چیز از پیش برای ما معین شده چه معنا دارد که استخاره کنیم؟ چون معنای استخاره آن است که مسئله هنوز معین نشده و ما با استخاره معین می کنیم. معین بودن همه امور و معین نبودن آن با هم تناقض دارند.

جواب اجمالا همان است که در معنای قضا و قدر آمده، یعنی قضا قابل تغییر نیست. اما قدر قابل تغییر است، لذا این معنا معقول است که هنوز معین نشده و ما با استخاره معین می کنیم.

به امید آنکه این ویژگی ها در وجود تک تک ما شکوفا شود و مؤمن واقعی باشیم .

-----------------------------------------------------------

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. ابوالفضل طریقه‌دار، كند و كاوی درباره استخاره و تفأل‌، مدین، قم، چاپ دوّم1374.

2. گروهی از نویسندگان، ارمغان تشیّع، معارف اسلام و قرآن، مشهد، تاریخ 1347، ص206 ـ 181.

3. امینی، ابراهیم، انتخاب همسر، سازمان تبلیغات اسلامی، چ 1369، ص 155 ـ 168.

*******************************

پی نوشت ها:

[1] . فرهنگ منجدالطلاب، مترجم، محمد بندریگی نشر اسلامی، چاپ نهم، 1372، ص146، باب الخاء.

[2] . خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن، انتشارات دوستان، چاپ دهم، 1373، ص 9 ـ 98.

[3] . مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دهم، 1373، ج1، ص180.

[4] . محمودبن خلیفه الجاسم، الطیرة و الفال فی وضوء الكتاب والسنة دارابن جزم، بیروت، 1343.

[5] . خرمشاهی، بهاالدین، دانشنامه قرآن. ص199.

[6] . حرّ عاملی، وسائل الشیعه، چاپ پنجم، باب الصلوة الاستخاره، ج 2، ص204.

[7] . محمدی ری شهری، محمد، منتخب میزان الحكمه، دارالحدیث، چاپ دوم، 1380، ج 80 و 79، ص179، باب الخاء (الاستخاره).