حضرت اباعبدالله(ع) توضیحی برای ما دارد و یک توصیه، می‌فرماید: اولاً اینجا را میدان ببینید، ثانیاً (ایها الناس نافسوا فی المکارم )، درباره‌ی معنای کلمه‌ی نافسوا و مترادفات آن مثل سابقوا، سارعوا، و حَیَّ باید گفت که همه‌ی این کلمات تحرک و پویایی و تلاش را به ما گوشزد می‌کنند. علی الخصوص هنگامی که مکرمت‌ها و عظمت‌های روحی مطرح شود. و اصولاً واژگانی که در قلمرو دین همیشه مطرح می‌شوند واژگان هیجانی و انگیزاننده هستند ، دائم به ما می‌گویند یک لحظه غفلت نباید داشته باشی، همیشه باید در حال تکاپو باشی، همه‌ی توانتان را به میدان بیاورید، همه‌ی امکاناتتان را به میدان بیاورید و هیچ زمانی را از دست ندهید، یک لحظه غفلت شما می‌تواند فاجعه‌های جبران ناپذیری را ایجاد بکند توصیه‌ی قرآن این است که ( وَدَّ الذین کفروا لو تغفلون عن أسلحتکم و امتعتکم فیمیلون علیکم میلةً واحده )، تمام خواست دشمن این است که شما را یک لحظه غفلت فرا بگیرد، یک چشم به هم بگذارید یک لحظه فراموش بکنید کجا هستید تا او همة آنچه را که می‌خواهد پی بگیرد و به آن نتایجی که می‌خواهد، برسد. می‌فرماید « نافسوا»، نافسوا نفس نفس زدن است وقتی آدم مسابقه می‌دهد دویده و مسیر را طی کرده به نفس نفس می‌افتد، ما باید در زندگیمان دایم در حال نفس نفس زدن باشیم، استراحت نشناسیم، این نکته را شاید شما بارها شنیده باشید، از زبان حضرت امام(ع) (که البته هنوز در بیرون به صورت یک سند ارائه نشده است.) فرموده‌اند: درفرهنگ اسلامی بازنشستگی وجودندارد « برای ما اصولاً بازنشستگی داده نشده است» در فرهنگ اسلامی برای کار خودمان پایان نمی‌شناسیم باید دائم در حال تکاپو باشیم. موجیم که آسودگی ما عدم ماست، اگر روزی ما آسوده شدیم عدم خود را امضا کرده‌ایم لذا مرگ ما آن لحظه آغاز می‌شود، خدایش رحمت کند شهید رجایی را، من قبلاً مدت زمانی در محل کار خودم صاحب میز کار ایشان شده بودم صبح‌ها که می‌آمدم میز ایشان را زیارت می‌کردم و بعد پشت این میز می‌نشستم و کار خودم را شروع می‌کردم ایشان زیر شیشه‌ی این میز که خیلی هم ساده بود یک جمله را در معرض دید گذاشته بود که برای خود من هم الهام بخش بود و من بعد از آن در آغاز کلام خودم این سوره را می‌خوانم، سوره‌ی انشراح، همین الان هم دیدید که کلامم را با سوره‌ی انشراح آغاز کردم. شهید رجایی زیر این میز این آیه را قرار داده بود
«فاذا فرغت فانصب» تا کارت را تمام کردی یک کار جدید را شروع کن. اصولاً فراغت نداریم و استراحت نمی شناسیم، در روایات به ما آموخته‌اند که وقتی می‌خوابید از خوابتان هم می توانید استفاده بکنید. برای هر جزء از زندگیمان هم برنامه باید وجود داشته باشد، در دین ماهیچ لحظه ای اززندگی انسان رهانشده، ما در قلمرو دینی زندگی می‌کنیم که هیچ لحظه‌ای از زندگی انسان را رها نکرده است.برای هر چیز ما برنامه دارد یک لیوان آب دستتان بگیرید، تا لحظه‌ی نوشیدن آن چیزی در حدود دوازده تا قاعده و قانون برای شما در نظر گرفته شده است. آب را نگاه کنید و بخورید این نگاه کردن یک تأثیر دارد، اصلاً دستور قرآن این است که طعام خودتان را نگاه کنید که اگر آدم آن غذا را نبیند آن تأثیر مناسبی که در هضم غذا و جذب آن باید صورت بگیرد اتفاق نمی‌افتد و التذاذی حاصل نمی‌شود که التذاذ باعث جذب وهضم بهتر این غذا خواهد شد. نفستان را با این آب آمیخته نکنید جرعه جرعه بخورید ، مزه مزه اش بکنید، کربلابه ما آموخت همیشه تشنه باشیم. امروز هم روز ولادت اباعبدالله(ع) ما از آب سخن می‌گوییم که آب همیشه تداعی کننده‌ی تشنگی‌های اباعبدالله(ع) است؛ هر چند اباعبدالله(ع) در کربلا به ما آموخت که همیشه تشنه باشیم، سعی کنید تشنه باشید.

آب کم جو،تشنگی آور بدست 
تا بجوشد آبت از بالا و پست

باید تشنه باشید، و همیشه این تشنه است که تکاپو می کند اگر احساس کنی که همه چیز داری که دیگر گام برنمی داری، حرکت نمی‌کنی، ما باید همیشه احساس کنیم که بین آنچه هستیم تا آنچه که باید باشیم خیلی فاصله است و به هر جا هم که برسی هنوز هم تا کمال فاصله داری .

میان خیمه ی لیلی و خیمه ی مجنون
مسافتی است که چون طول آه کوتاه است
چه رفته است به عاشق در این ره کوتاه
چو باد می دود اما هنوز در راه است


هی می‌دوی هنوز در راهی این جور نیست که بگوییم به مقصد رسیده ایم ، مقصد همیشه هست؛ تازه وقتی به مقصد برسیم مقصد چند قدم آن طرف‌تر است مثل کوه است که وقتی نزدیک شدی می بینی که چند قدم آن طرف تر است، می رسی به قله می‌بینی یک قله‌ی دیگر آن طرف تر است راه در این‌جا این خصوصیت را دارد که وقتی می‌رسی تازه احساس می‌کنی بدایت راه است.

این راه را نهایت، صورت کجا توان بست 

کش صدهزار منزل بیش است در بدایت

این راه پایان ندارد و اتفاقاً کربلا این راه را به ما نشان می‌دهد هیچ وقت راه را پایان یافته تلقی نکنیم و همیشه بعد از خودتان سعی کنید زمینه‌ای بسازید که دیگری بعد از شما بتواند آن را ادامه بدهد هیچ جا توقف گاه نداریم. این ها همه مجموعه‌ی درس‌هایی هستند که ما می‌گوییم.خوبی ‌را هر کجا یافتید، بردارید!
اسلام با جزئیات مسایل ما کار دارد پس «ایها الناس نافسوا فی المکارم» ، هر جا خوبی پیدا کردید بردارید مال خود شماست. این را خدا برای شما آماده کرده است. پس تنها چیزی که هر جا پیدایش کردید صاحبش هستید خوبی است. خوبی، نه چیز خوب، چون چیز خوب ممکن است مال دیگران باشد اما خوبی را هر جا پیدا کردید خدا برای شما نوشته است این رزق و روزی شماست ، این خوبی را بردارید و انجامش بدهید، هیچ موقعیتی را بدون خوبی نگذارید. کمال انسان‌ها در این است که همیشه خوبی را به یک خوبی دیگر متصل کنند همیشه مشکل ما ایجاد فاصله هاست، می‌گویند مشکل نسل جدید این است که همیشه بین مسایل مختلف فاصله می‌بیند اگر ما بین همه‌ی اجزاء پیوستگی ببینیم مشکل‌مان حل شده است. اگر مرگ و زندگی را به هم پیوسته ببینیم، اگر خوبی و زیبایی را به هم پیوسته ببینیم، زشتی و زیبایی را در کنار هم ببینیم مشکلات همه حل می‌شوند، این یک نکته بود که من از مکتب اباعبدالله(ع) برای شما طرح کردم.

خلاصه‌ی سخن آن که:
۱- ما درمیدان هستیم
۲-درمیدان بایدهمه‌ی توان رابه کاربگیریم
۳ -مراقب آسیب هاوآسیب رسان هاباشیم
4-درنگ وتوقف وسستی نشناسیم.