4. موجودات جهان آفرينش[12] (آفاق و انفس):

«وَ مِن ءايتهِ أَن خَلَقَكُم مِن تراب = آفرينش شما [انسان‌ها]از خاك، از نشانه‌هاى خدا است.» (روم/30، 20) بر جهان آفرينش* چون آسمان، زمين، خورشيد، انسان و... از آن رو آيه اطلاق شده كه همه، نشانه آفريدگارى دانا و توانا است. تعبير آيه از پديده‌هاى جهان، مهم‌ترين كاربرد اين واژه در قرآن و موضوع بحث در اين مقاله همين كاربرد است؛ البتّه وجوه ديگرى مانند برج و عمارت[13] (شعراء/26، 128)، دليل و برهان[14] (بقره/2،61)، قدرت و سلطه[15](قصص/28، 35) و كتاب (قرآن)[16](جاثيه/45،8) را برشمرده‌اند كه مى‌توان همه آن‌ها را به معناى نشانه دانست.

توجّه به آيات در قرآن:

در قرآن، برشمردن نشانه‌هاى الهى در آفرينش، همواره با واژه آيه يا آيات بيان نشده؛ بلكه خداوند سبحان در موارد فراوانى در مقام يادآورى نعمت*هاى خود، بدون ذكر واژه آيه، به شمارش آن‌ها پرداخته است؛ مانند: «وَأَنزَلنا مِن السَّماءِ مآءً فأنبَتنا فيها مِن كلِّ زوج كريم» (لقمان/31، 10)، «أَلَم‌تَرَ أنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَكم ما فى‌الأرضِ وَالفُلكَ تَجرى فى‌البَحرِ بِأمرِه». (حج/22، 65) به گفته مؤلف تفسير تسنيم، نعمت‌هاى الهى، آيات توحيدى حق است كه براى بهرهورى مادّى و تعالى معنوى انسان آفريده شده و تبيين آن‌ها در قرآن براى دعوت به توحيد و تهذيب است.[17]برخى نيز گفته‌اند: در پاره‌اى از موارد، نعمت‌هاى خدا در آسمان و زمين به تفصيل يادآورى شده تا انگيزه‌اى براى شكر و حق‌شناسى باشد و در همه جا نيز اين هدف ممكن است منظور باشد كه انسان، با نگرش به عالم (از آن جهت كه آفريده خدا و در چنبره تدبير او است)، معرفت فطرى و شناخت حضورى خود را شكوفا سازد و شدّت بخشد؛ بنابراين، اين آيات همه جا ضمن اين‌كه به چگونگى آفرينش موجودات اشاره مى‌كند، مى‌خواهد خدا را به انسان نشان دهد و عقربه دل او را در جهت آفريدگار نگاه دارد[18] و از آن‌جا كه غرض از بيان نعمت‌ها و آيات، راه‌يابى به توحيد* است، قرآن، منكران خدا* و مشركان را كه با مشاهده آيات الهى، به شناخت خداوند و يگانه‌پرستى هدايت نشده‌اند، سرزنش مى‌كند: «أَوَلَم يَروا» (سجده/32،27)، «أَفَلَم يَنظُروا» (ق/50‌،6)، «أَفَلايَنظرونَ»(غاشيه/88‌،17)،«أَفلاتُبصِرون». (ذاريات/51‌،21) در مواردى نيز با اداى سوگند، به عظمت آيات الهى اشاره شده است: «وَالسَّماءِ ذاتِ البُروجِ» (بروج/85‌،1)، «وَالشَّمسِ و ضُحـها * وَالقَمرِ إذا تَلـها» (شمس/91، 1‌و2)، «والنَّجمِ إذا هَوى». (نجم/53‌،1)

اهمّيّت شناخت از راه آيات:

يكى از راه‌هاى شناخت خدا، شناخت او از طريق آيات او است كه آن را در اصطلاح، برهان اِنّى مى‌نامند؛ يعنى انسان با تدبّر در معلول و آثار، به علّت و مؤثّر آن پى مى‌برد. شناخت خدا از اين طريق، شايع‌ترين برهانى است كه قرآن براى خداشناسى مطرح ساخته است؛ چنان‌كه بسيارى از مفسّران، تمام آياتى را كه بر آيات تكوينى الهى مشتمل است، به اثبات وجود خدا ناظر دانسته و مفاد آن‌ها را به صورت براهينى درآورده‌اند كه بازگشت بيش‌تر آن‌ها، به «برهان* نظم» است.[19] اهتمام قرآن براى خداشناسى از راه آيات، ازآن‌رو است كه بيش‌تر معلومات بشر در جهان، معلوماتِ آيه‌اى است. به گفته برخى، اگر انسان كسى را خوب، بد، دوست يا دشمن مى‌داند، آن را از رهگذر احساس كسب نكرده؛ بلكه از گفتار و رفتار كه نشانه دوستى يا دشمنى و خوبى يا بدى است، دريافته است؛ پس بيش‌تر شناخت‌هاى ما نه حسّى مستقيم و نه علمى تجربى است؛ بلكه احساس ما به آيه‌هاى شىء تعلّق مى‌گيرد؛ ولى ذهن ما همواره از راه آيات و آثار، مؤثّر را در وراى آن‌ها مى‌بيند. شناخت خدا از اين راه نيز براى انسان ممكن مى‌شود. اگر ما خداشناسى از طريق آيات را انكار كنيم، بايد نود درصد معلومات خود را كه از همين راه به دست آمده‌اند، ناديده بگيريم؛[20] از سوى ديگر، برخلاف ساير براهين عقلى كه دشوارى‌هايى دارد، همه انسان‌ها به فراخور دانش خود مى‌توانند از اين طريق به شناخت خدا دست يابند؛ بنابراين، مأنوس بودن انسان با شناختِ آيه‌اى و آسان‌يابى آن موجب شده است كه قرآن به اين نوع شناخت توجّه ويژه‌اى كند.