خانه عنکبوت
مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ. (عنكبوت: 41)
مثَل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مثَل عنكبوت است كه خانه‏اى براى خود انتخاب كرده؛ در حالى كه سست‏ترين خانه‏هاى خانه عنكبوت است اگر مى‏دانستند!

مَثَل، تشبیه معقول به محسوس است. ممکن است یک مسئله عقلی درست قابل درک نباشد؛ پس لازم است آن را به مسئله ای محسوس و قابل درک تشبیه نمود تا بهتر فهمیده شود. قرآن بارها این تشبیه را انجام داده است. مثلهای قرآن فصل مهمی از آیات آن را تشکیل می دهد. یکی از مثلهای بسیار جالب قرآن مثل «خانه عنکبوت» است.
خانه، جایی است که انسان در آن استراحت می کند و آرامش می یابد. به همین خاطر به خانه، «مسکن» می گویند یعنی جایی برای سکون. «سکون» در مقابل «حرکت» است. وقتی انسان از تحرک زیاد خسته می شود نیازمند به سکون و بی حرکت بودن است! لذا به خانه پناه می برد تا آنجا آرامش یابد!
تو نوجوان عزیز داری پدر و مادر هستی که آنها «ولیّ» تو هستند. «ولیّ» یعنی سرپرست؛ کسی که ضعفهای انسان را جبران می کند و مشکلات او را حل می سازد و انسان با وجود او احساس امنیت می کند. 
انسانها وقتی بزرگتر می شوند شاید دیگر نیازی به حمایت پدر و مادر نداشته باشند ولی همچنان نیازمند به حمایت قدرتی برتر هستند. قدرتی که به آنها بگوید چه بکنند؟ چه کاری درست است و چه کاری غلط است؟ وقتی دچار مشکلی شدند به او پناهنده شوند. اصولا انسان بدون «ولیّ» نمی تواند زندگی کند. 
قرآن انسانها را به دو قسم مؤمن و کافر تقسیم می کند، منافق هم کافری است که ادعای ایمان دارد. مؤمن کسی است که همه آرامشش را از خداوند می گیرد و کافر کسی است که منکر آرامبخشی خداوند است. اعتقاد ندارد به این که عمل به توصیه ها و دستورات خداوند می تواند کار ساز باشد و او را به سعادت دنیا و آخرت برساند.
در آیه 257 سوره بقره می خوانیم: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا ... وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ .... خداوند سرور كسانى است كه ايمان آورده‏اند. ... و [لى‏] كسانى كه كفر ورزيده‏اند، سرورانشان [همان عصيانگران‏] طاغوتند ...
پس خداوند ولیّ مؤمنین است و ولیّ کفار قدرتهای زورگو و ستمگر هستند. در این زمان مصداق کامل «طاغوت» آمریکا است. بسیاری از کشورها بدون اتکاء به آمریکا نمی توانند امید به آینده خودشان داشته باشند!!
ولی آیا آمریکا واقعا «ابرقدرت» است؟ از قدیم گفته اند: «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!» اگر آمریکا قدرت می داشت کاری می کرد که اقتصاد رو به نابودی اش را نجات دهد، کاری می کرد که هیچ فقیری در ممکلت خودش پیدا نشود. کاری می کرد که اینهمه جنایت در میان مردمش اتفاق نیافتد. 
کسانی که اعتماد به ابرقدرتهای ستمگر (ببرهای کاغذی) می کنند همانند کسی هستند که خانه ای به سستی خانه عنکبوت ساخته است و می خواهد در آن احساس امنیت کند!! نادانی چقدر؟!