نگاه به غذا
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ (عبس: 24)
پس انسان بايد به خوراكش با دقت بنگرد!

به غذا وقتی درست و با دقت نگاه بشود خاصیتهای زیادی بهمراه دارد:
نگاه به غذا سبب می شود فکر بشود که با گذراندن چه مراحلی این غذا به دست تو رسیده است. مثلا همین نان. از وقتی بذرش انتخاب می شود که بذر مرغوبی باشد و بعد که زمین برای کشت آن آماده می شود و بعد که بذر کاشته می شود و بعد چند باری که به آن آب داده می شود. آب هم با چه مشکلاتی فراهم می شود و دعاهای زیادی که برای آمدن باران می شود و بعد که درو می شود و بعد دانه از کاه جدا می شود و بعد دانه های گندم به سیلوها منتقل می شود و آنجا در شرائط خاصی انبار می شود و بعد به مراکز شهرها انتقال داده می شود برای آرد شدن و بعد به نانوائیها منتقل می شود و بعد صبح زود زمانی که بسیاری هنوز در خواب هستند نانواها مشغول کار شده آن را خمیر می کنند و به آن نمک و مایه خمیر می زنند. و بعد که تنور گرم می شود خمیر به اندازه های مشخص در آن قرار داده می شود. و بعد تو و یا پدرت و یا مادرت زحمتی می کشید و در نانوایی به صف می ایستید و آن را می خرید و به خانه می آورید.
حالا همین نان در سفره گذاشته می شود و متأسفانه بخاطر این که ارزشش دانسته نمی شود همه منتظر می شوند تا غذا اصلی بیاید تا آن غذا را با نان بخورند. خب چرا منتظر می شوند؟! همین نان آیا برای این که غذای اصلی باشد چی کم دارد؟! غذای دیگری هم کنار ان باشد اشکالی ندارد ولی نباید وقتی نان آمد منتظر ماند بلکه خوب است سریع شروع بخوردن شود. این کار احترام به نان هست! احترام به همه آنهایی است که بیشترین زحمتها را کشیدند و آن را درست کردند. و قیمتی مناسب در اختیار ما گذاشتند.
همچنین باید به غذا نگاه کرد و دید آیا حلال است؟ نکند مال کسی که راضی نیست ما آن را بخوریم باشد! آیا با پول حلال تهیه شده است؟
و نیز به غذا نگاه شود تا از سالم بودن و مناسب بودنش اطمینان حاصل شود. بعضی غذاها سالم هستند ولی مناسب خورنده ی آن نیستند. مثلا کسی که بیماری دیابت دارد خیلی از غذاها را نمی تواند بخورد و یا زیاد از آن نمی تواند بخورد. و یا کسی که دوران بلوغ را می گذراند و با مسائل جنسی اش دست بگریبان است باید در خوردن غذاهایی که قوای جنسی او را بیشتر تقویت می کند کنترل داشته باشد مثل خوردن پیاز بخصوص پیاز سفید!
و باز به غذا نگاه شود ببیند چقدر در ظرفش ریخته است؟ آیا زیاد نیست؟ نکند پرخوری کند. البته شاید هم کم باشد. کمتر از حد نیاز. بالاخره باید به اندازه خورد!
به غذا بیشتر نگاه شود یک وقت در آن سنگ ریزه ای نباشد و یا حشره ای و یا مویی.
به غذا نگاه شود غذا خیلی داغ و یا خیلی سرد و یخ کرده نباشد. اگر خیلی داغ است با فوت کردن آن را سرد نکند بلکه منتظر بماند تا کمی سرد شود. بالاخره آدم غذا می خورد، آتش که نمی خورد!
به غذا باید نگاه کرد و از رنگش و از طعمش و از آن همه خواصی که در آن است خداوند را شاکر بود. حیوانات هم غذا می خوردند ولی اصلا رنگ و طعم غذا برایشان مهم نیست. درکی از زیبایی غذا ندارند. ولی انسان این درک را دارد. این لطف خداوند است!
و نیز باید از مادر تشکر نمود. مادر زحمت کشیده است و این غذا را آماده نموده است. هیچ مزدی هم نگرفته است. وظیفه اش هم نبوده است! باید سر سفره از مادر تشکر نمود. و در جمع نمودن سفره و نیز شستن ظرفها مادر را یاری داد.
خدایا احتراممان کردی که این همه غذاهای متنوع برایمان آماده نمودی! حالیمان کن که باید شکرگذار تو و مادرمان باشیم!