Image result for ‫اربعین از نگاه مقام معظم رهبری‬‎
حماسۀ اربعین و راهپیمایی زیارتی اربعین حسینی از قرن دوم هجری و بلکه به یک معنا از همان قرن اول هجری،

برپا بوده است. در زمان آل بویه این امر گسترش یافته و در عصر صفویه نیز دایر بوده است. اما در نیمۀ دوم قرن

سیزدهم هجری با مساعی افرادی چون علامه ملا علی خلیلی تهرانی(رازی)[1] گسترش بیشتری یافته و بعدها

که بر اثر عواملی، این سنت تقریبا متروک می شود، محدث نوری آن را احیا می کند و در بیش از نیم قرن قبل هم

افرادی چون مرحوم سید محمود شاهرودی به این امر اهتمام داشتند. اما در زمان حکومت بعثی ها و صدام لعین،

سفر پیاده اربعین تقریبا تعطیل شد و جز برخی افراد که شبانه پنهانی طی مسیر کرده و روزها از چشم بعثی ها

مخفی می شدند، این امر گسترش نیافت تا اینکه در سال های اخیر این امر رونق بی نظیری یافته است و می توان

از این ظرفیت متعالی و بستر بی نظیر برای اهداف الهی متعددی برنامه ریزی و بهره برداری کرد. مقام معظم رهبری

نکات ارزنده ای پیرامون اربعین و زیارت پیادۀ اربعین بیان فرموده اند که در ادامه برخی از آنها را از نظر می گذرانیم:

درد دل زیارت نرفته ها (بازماندگان قافله کربلا )


بهاری به نام اربعین


«اربعین... خود یک فروردین... است. اولین شکوفه‌های عاشورایی در اربعین شکفته شد. اولین جوشش‌های

چشمه‌ی جوشان محبت حسینی - که شطّ همیشه جاری زیارت را در طول این قرن‌ها به راه انداخته است -

در اربعین پدید آمد. مغناطیس پُرجاذبه‌ی حسینی، اولین دل‌ها را در اربعین به سوی خود جذب کرد...

زیارت امام حسین در روز اربعین، سرآغاز حرکت پُربرکتی بود که در طول قرن‌ها تا امروز، پیوسته و پی‌درپی

این حرکت پُرشکوه‌تر، پُرجاذبه‌تر و پُرشورتر شده است و نام و یاد عاشورا را روزبه‌روز در دنیا زنده‌تر کرده است.»[2]




اربعین؛ آغاز گسترش حماسۀ کربلا


«اربعین در حادثه‌ی کربلا یک شروع بود؛ یک آغاز بود. بعد از آنکه قضیه‌ی کربلا انجام گرفت - آن فاجعه‌ی بزرگ

اتفاق افتاد - و فداکاری بی‌نظیر اباعبداللَّه (علیه‌السّلام) و اصحاب و یاران و خانواده‌اش در آن محیط محدود واقع

شد، حادثه‌ی اسارتها پیام را باید منتشر میکرد و خطبه‌ها و افشاگریها و حقیقت‌گوئی های حضرت زینب

(سلام اللَّه علیها) و امام سجاد (علیه الصّلاة و السّلام) مثل یک رسانه‌ی پر قدرت باید فکر و حادثه و هدف و

جهتگیری را در محدوده‌ی وسیعی منتشر میکرد؛ و کرد. خاصیت محیط اختناق این است که مردم فرصت و

جرئتِ این را پیدا نمی کنند که حقایقی را که فهمیده‌اند، در عملِ خودشان نشان بدهند؛ چون اولاً دستگاه

ظالم و مستبد نمیگذارد مردم بفهمند و اگر فهم مردم از دست او خارج شد و فهمیدند، نمیگذارد به آنچه فهمیده‌اند،

عمل کنند. در کوفه، در شام، در بین راه، خیلی ها از زبان زینب کبری (سلام اللَّه علیها) یا امام سجاد

(علیه الصّلاة و السّلام) یا از دیدن وضع اسرا، خیلی چیزها را فهمیدند، ولی کی جرئت میکرد، کی توانائی این را

داشت که در مقابل آن دستگاه ظلم و استکبار و استبداد و اختناق، آنچه را که فهمیده است، بروز دهد؟

مثل یک عقده‌ای در گلوی مؤمنین باقی بود. این عقده روز اربعین اولین نِشتر را خورد؛ اولین جوشش در روز اربعین

در کربلا اتفاق افتاد.


مرحوم سید بن طاووس - و بزرگان - نوشته‌اند که وقتی کاروان اسرا، یعنی جناب زینب (سلام اللَّه علیها) و بقیه

در اربعین وارد کربلا شدند، در آنجا فقط جابر بن عبداللَّه انصاری و عطیه‌ی عوفی نبودند، «رجال من بنی هاشم»؛

عده‌ای از بنی هاشم، عده‌ای از یاران بر گرد تربت سیدالشهداء جمع شده بودند و به استقبال زینب کبری آمدند.

شاید این سیاستِ ولائی هم که زینب کبری اصرار کرد که برویم به کربلا -در مراجعت از شام- به خاطر همین بود

که این اجتماع کوچک اما پرمعنا، در آنجا حاصل شود. حالا بعضی استبعاد کردند که چطور ممکن است تا اربعین

به کربلا رسیده باشند. مرحوم شهید آیةاللَّه [سید محمدعلی] قاضی [طباطبایی تبریزی] یک نوشته‌ی مفصلی

دارد، اثبات میکنند که نه؛ ممکن است که این اتفاق افتاده باشد. به هر حال آنچه در کلمات بزرگان و قدماء هست،

این است که وقتی زینب کبری و مجموعه‌ی اهل بیت وارد کربلا شدند، عطیه‌ی عوفی و جناب جابر بن عبداللَّه و

رجالی از بنی هاشم در آنجا حضور داشتند. این نشانه و نمونه‌ای از تحقق آن هدفی است که با شهادتها باید

تحقق پیدا میکرد؛ یعنی گسترش این فکر و جرئت دادن به مردم. از همین جا بود که ماجرای توابین به وجود آمد؛

اگر چه ماجرای توابین سرکوب شد؛ اما بعد با فاصله‌ی کوتاهی ماجرای قیام مختار و بقیه‌ی آن دلاوران کوفه اتفاق

افتاد و نتیجه‌ی در هم پیچیده شدن دودمان بنی امیه‌ی ظالم و خبیث بر اثر همین شد. البته بعد از او سلسله‌ی

مروانیها آمدند؛ اما مبارزه ادامه پیدا کرد؛ راه باز شد. این خصوصیت اربعین است. یعنی در اربعین افشاگری هم

هست، عمل هم هست، تحقق هدفهای آن افشاگری هم در اربعین وجود دارد... خاصیت حرکت صحیح این است...

هر حادثه‌ای که از یک نیت درست، از یک فکر درست سرچشمه میگیرد... درسی دارد؛ آن درسها را بایستی

آموخت.»[3]