صفر سال يازدهم هجري، پيامبرf رحلت مي‌كنند، و غروب روز سه‌شنبه حضرتf را به خاك مي‌سپارند، در اين مدت درست وقتي كه پيامبرf توسط حضرت علي(ع) و سلمان و مقداد و اباذر و بعضي از صحابه، غسل و كفن مي‌شوند، عدّه‌اي برای پيامبر اکرمf جانشین تعیین مي‌کنند. حال حضرت زينبi بر سر جسد حضرت سيدالشداء(ع) مي‌فرمايند: «اي برادر تو كشته‌ي روز جمعه‌اي، يا كشته‌ي روز دوشنبه‌اي؟!» حضرت زينبi با طرح اين جمله مي‌خواهند ذهن ها را از  روز جمعه دهم محرم سال 61 هجري که امام حسين(ع) شهيد شدند،متوجه يك فكر و بينش کنند. يعني اگر خواستيد ببينيد چه شد كه كربلا به‌وجود آمد، ببينيد چه انديشه‌اي دست‌اندركار حذف حاکمیت امام معصوم شد.و پیام غدير را نادیده گرفت. در همين رابطه بايد به تعبير مقام معظم رهبري«حفظه‌الله‌تعالي»، بين مباحث علمي با مخالفت علني فرق بگذاريم.[1] ما در اين بحث به ريشه‌هاي تاريخي واقعه کربلا مي‌پردازيم بدون آن که بخواهيم آن را به شخصي خاص نسبت دهيم. زيرا آنچه موجب مي‌شود ما از تکرار آن حادثه در آينده مصون بمانيم، عبور از فکري است که در سقيفه ظهور کرد.

آن شاعر در رابط بین آتش‌زدن خانه‌ي حضرت فاطمه(ع) و حمله به خیام امام حسين(ع)  مي‌گويد: «خيمه‌گاه كربلا را آتش از اين‌جا زدند» پس اشاره به جريان سقيفه، اشاره به يک نوع فکر است، فکري که هيچ‌چيزي را مقدس نمي‌داند و براي خود چنين حقي قائل است که قداستي براي دختر پيامبر خداf نيز قائل نباشد و لذا همین فکر در شکستن حريم شخصيت امامي معصوم آنقدر جلو مي‌آيد که او را در کربلا شهيد مي‌کند.طبري نقل مي‌کند که معاويه در جواب محمد بن ابابکر که به او اعتراض کرده بود چرا حرمت علي(ع) را نگه نمي‌داري، چنين مي‌گويد: «در آن زمان پدر تو در ميان ما بود، ما به فضل و برتري فرزند ابوطالب آگاه بوديم و بر خود لازم مي‌دانستيم که حق او را رعايت کنيم، ولي بدان که پدر تو و عمر از نخستين کساني بودند که حق علي را پايمال کردند و با او به مخالفت برخاستند، بنابراين اگر راهي که در پيش گرفته‌ايم، باطل است، پدرت بنيانگذار آن بود و



[1] -. مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌تعالي» می فرمایند: «ایمان به مبادی خود و اصول و عقاید خود چیز بسیار خوب و پسندیده ای است، پافشاری بر آن هم خوب است، اما این نباید از مرز اثبات به مرز نفی و همراه با تعرض و دشمنی و عداوت، تجاوز کند .... مباحثه مذهبی عالمانه و در محفل علمی، با بد گویی به یکدیگر در علن در سطح افکار عمومی در مخاطبه با افکاری که قدرت تجزیه و تحلیل ندارند، فرق می کند.».25/12/1387

  Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

ما آن را ادامه داده‌ايم. اگر پدرت در گذشته آن گونه عمل نمي‌کرد، نه تنها ما با فرزند ابوطالب مخالفت نمي‌کرديم بلکه دستور وي را اطاعت مي‌نموديم ولي چون برخورد پدرت را با ايشان در آن زمان ملاحظه کرديم ما نيز به همان شيوه رفتار نموديم».[1] بنده در عين اين‌که معتقدم معاويه از اين طريق مي‌خواهد ظلم‌هاي خود را توجيه کند و بايد حساب عمر و ابابکر را از حساب معاويه و امويان جدا کرد، با اين همه توجه دادن حضرت زينبi به سقيفه نکته‌اي است تا ما از جايگاه تاريخي حادثه‌ها غفلت نکنيم.باز در روايت داريم که زينبi در کنار نعش برادر بزرگوارش عرضه داشت: «بِأَبِي مَنْ أَضْحَى عَسْكَرُهُ فِي يَوْمِ الْإِثْنَيْنِ نَهْبا»؛[2] پدرم فداى عزيزى كه سپاهش در روز دوشنبه تار و مار شد. اين بدين‌معني است که در سقيفه جاده‌اي گشوده شد که امويان توانستند آرام‌آرام خود را در نظام تصميم‌گيري وارد نمايند و عنصر نفاق در بدنه‌ي نظام اسلامي جا باز کند و حضرت سيدالشهداء(ع)‌ کاري کردند که جهان اسلام متوجه وجود چنين نفاقي بشوندو به همین جهت نبايد نهضت عاشورا را تقابل میان امام حسين(ع)‌ با اهل سنت دانست، بلکه تقابل اسلام است و نفاق و لذا کليه‌ي مسلمانان امام حسين(ع)‌ را از خود مي‌دانند



[1] - مسعودي، مروج الذهب، ج 2، ص 11.

[2] - سيدبن طاوس، اللهوف على قتلى الطفوف، ص 133.