آفتاب خانه حیدر
یک گل نصیبم از دو لب غنچه فام کن
یا پاسخ سلام بگو یا سلام کن
ای آفتاب خانه حیدر مکن غروب
این سایه را تو بر سر من مستدام کن
پیوسته نبض من به دو پلک تو بسته است
بر من تمام من نگهی را تمام کن
تا آیدم صدای خدای علی به گوش
یک بار با صدای گرفته صدام کن
از سرو قد شکسته نخواهد کسی خرام
ای قامتت قیامت من کم قیام کن
درهای خلد بر رخ من باز میکنی
از مهر همره دو لبت یک کلام کن
این کعبه بازویش حجر الا سود علی ست
زینب بیا و با حجرم استلام کن
بخش عترت و سیره تبیان
شاعر: علی انسانی
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 6:0 توسط اکبر احمدی
|

این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.