ايده هاي روجر پنروز واقعاً مهم بودند. همانطور كه اين كلمات بطور ضمني بيان مي كنند، بسياري از مردم از روي اشتباه اين تفكر را در سر دارند كه جهان با تمام هماهنگي كاملش، وجود هيچ دارد و آنها در اين گيتي براي بازي بيهوده دوباره زندگي مي كنند.

   با اين وجود نمي توان تحت هيچ شرايطي در نظر بگيريم كه نظم كامل و شگفت انگيز پس از انفجار بزرگ كه از سوي مجمع علمي بعنوان شيوه شكل گيري جهان تلقي شده است، خيلي ساده درست شده باشد. بطور خلاصه وقتي كه ساختار شكوهمند نظام را در جهان بررسي مي كنيم  به وجود جهان و عملكردش كه  بر روي تناسبات و نظم بسيار حساسي واقع شده است پي مي بريم و اثبات جهان از طريق شكل گيري تصادفي برايمان بسيار مشكل خواهد بود. همانطور كه آشكار است تحت هيچ شرايطي براي اين تناسب حساس امكان پذير نخواهد بود كه به خودي خود از روي تصادف پس از انفجار بزرگ درست شده باشد. شكل گيري چنين انفجاري از قبيل انفجار بزرگ، مي توانست فقط از آفرينش ماوراالطبيعه امكان پذير باشد.

   اين طرح و نظم بي نظير در جهان يقيناً وجود خدا را با دانش، قدرت و خرد بي نهايت آفريننده  ثابت مي كند كه ماده را از هيچ آفريد و آن را بي وقفه هدايت و تحت سلطه خود قرار داد. اين خالق خدا است كه مالك زمين، آسمانها و هر آنچه را كه در برمي گيرد، مي باشد.

   تمام اين واقعيتها نيز به ما مي فهمانند كه ادعاهاي ماده گرايان، كه جزء اعتقادات قرن 19 محسوب مي شد، در علم قرن 20 از درجه اعتبار ساقط شده است.

   با مطرح كردن طرح بزرگ، نقشه و نظم رايج در اين جهان، علوم مدرن وجود خالقي را، يعني خدا، كه قوانين تمام هستي را خلق كرده است اثبات مي كند.

   تحت تاثير قرار دادن عده كثيري از مردم در طي قرنها و حتي با پنهان كردن خود در زير نقاب ” علم“ ، ماده گرايي با اين فرض كه هر چيزي از ماده بوجود آمده است اشتباه بزرگي را مرتكب شد و وجود خدا را كه ماده را آفريد و به آن نظم بخشيد، انكار كرد. روزي ماده گرايي بعنوان عقيده اي قديمي و خرافاتي كه با علم و منطق مخالفت مي كرده شناخته خواهد شد.