ارتش در درون بدن انسان
سربازان با توده هاي محلي آشنا هستند. آنها به سرعت سربازان خودي را از غير خودي تشخيص مي دهند. آنها فوراً سربازان منصوب شده را (سلولهاي B) به تهيه سلاح فعال مي كنند. اين سربازان توانايي هاي خارق العاده اي دارند. اگرچه آنها هرگز دشمن را نمي بينند ولي قادرند سلاحهايي بسازند كه باعث تسليم و فاقد كارآيي دشمن بشود. علاوه بر اين آنها سلاحهايي را كه توليد كرده اند تا آنجايي كه مي توانند حمل مي كنند. در طول اين ماجرا آنها در وظيفه مشكلي كه مي بايستي به يكديگر آسيب نرسانند و يا اتحادشان را از دست ندهند، موفق بيرون مي آيند. سپس گروههاي حمله تقسيم مي شوند (سلولهاي كشنده T). اين گروههاي حمله ماده سمي را كه با خود حمل مي كنند به حساس ترين نقطه دشمن شليك مي كنند. در شرايط پيروزي، گروه ديگري از سربازان در ميدان نبرد وارد شده (سلولهاي توان فرساي T) و تمام جنگجويان را با خود به اردوگاه مي برند. سربازاني كه آخر سر از همه وارد ميدان نبرد مي شوند (سلولهاي حافظه) تمام اطلاعات مربوط به دشمن را بطوري كه در حوادث متشابه حمله در آينده بتوان از آن استفاده كرد، ثبت و ضبط مي كنند.
ارتش فوق العاده اي كه در بالا به آن اشاره شد، سيستم ايمني بدن مي باشد. تمام چيزهايي كه در بالا به آن اشاره شد توسط ميكروسكوپهاي سلولي كه با چشمان غير مسلح قابل ديد نمي باشند ديده شده است. (جهت اطلاعات بيشتر لطفاً به انسان قابل فهم نگاه بياندازيد: نشانه ها در زمين و آسمانها، نوشته: هارون يحيي).
چه تعداد از مردم به اين كه داراي يك چنين ارتش كامل، منظم و سازمان يافته اي در درون بدن خود هستند واقف مي باشند؟ چه تعدادي از مردم مي دانند كه از همه طرف با ميكروبهايي محاصره شده اند كه چنانچه اگر جلوگيري نشود باعث بيماري حاد و حتي مرگ آنها مي شود؟ در واقع ميكروبهاي خطرناك متعددي در هوايي كه تنفس مي كنيم، آبي كه مي آشاميم، غذايي كه مي خوريم و به جاهايي كه دست مي زنيم وجود دارند. اين در حالي است كه شخص از هرچيزي كه در حال انجام مي باشد بي خبر است. سلولهاي بدن او تلاش طاقت فرسايي را براي نجات فرد از بيماري، كه حتي ممكن است عواقب مرگ را بهمراه داشته باشد انجام مي دهند.
توانايي سلولهاي ايمني جهت تشخيص سلولهاي دشمن از سلولهاي بدن، توانايي سلولهاي B براي تهيه سلاح جهت خنثي كردن دشمني كه آنها را هرگز نمي بيند، قابليت حمل سلاحها تا آنجايي كه مي بايستي بدون تاثير بر سلولهاي ديگر بدن صورت بگيرد، سلولهاي دريافت علامت كه وظيفه شان را كاملاً بدون دخالت بر چيزهاي ديگر انجام مي دهند، اين كه هركدام از آنها مي دانند چه كاري انجام دهند، برگشت آنها به جاي اوليه بمحض برطرف شدن انجام وظيفه شان و قابليتهايي سلولهاي حافظه، تنها برخي از ويژگيهاي اين دستگاه مي باشد.
بخاطر اين دلايل، داستان تشكيل سيستمهاي ايمني هرگز توسط هيچ نويسنده تكامل گرا نوشته نشده است.
نداشتن سيستم ايمني از آنجايي كه شخص را در معرض تمام ميكروبها و ويروسهاي دنياي خارج قرار مي دهد، بي نهايت براي شخص مشكل خواهد بود و يا با عملكرد بد براي زنده ماندن او به كار خود ادامه مي دهد. امروزه چنين افرادي تنها در جاهاي مخصوصي كه ارتباط مستقيم با اشخاص و يا چيزهاي موجود در بيرون ندارند مي توانند زنده بمانند. بنابراين زندگي بدون داشتن سيستم ايمني براي انسان جهت زنده ماندن در محيطي كهنه امكان پذير نيست. اين مسئله ما را به اين واقعيت منتهي مي كند كه دستگاه فوق العاده پيچيده اي از قبيل دستگاه ايمني، تنها در يك لحظه با تمام عناصرش مي تواند خلق شود.
دستگاهي كه با تمام جزئيات طراحي شده است
نفس كشيدن، غذا خوردن، قدم زدن و غيره عملكردهاي خيلي طبيعي بدن هستند. ولي اكثر مردم فكر نمي كنند چگونه اين اعمال اساسي صورت مي گيرد. بعنون مثال، وقتي كه سيبي را مي خوريد نمي دانيد كه چقدر آن سيب براي بدنتان مفيد است. تنها چيزي كه ذهن شما را مشغول مي كند خوردن غذاي سالم است: در عين حال، بدن شما به شدت درگير مراحل مو به مو براي اينكه غذا را مغذي نگه دارد مي باشد كه برايتان غير قابل تصور است.
دستگاه هاضمه كه اين مراحل مو به مو در آن شكل مي گيرد، بمحض آن كه تكه اي غذا در دهان گذاشته مي شود شروع بكار مي كند. هنگامي كه بزاغ دهان غذا را مرطوب مي كند، كمك مي كند تا دندانها غذا را آسيا كرده و به مري انتقال دهد. درگيري مكانيسم درست در اين مرحله آغاز مي شود.
مري به غذا كمك مي كند تا به معده، جايي كه توازن كاملي در كار است، برسد. در اينجا غذا توسط اسيد هيدرولوريكهاي توليد شده در معده هضم مي شوند. اين اسيد آنچنان قوي است كه نه تنها قادر است به حل كردن غذا بپردازد بلكه اين كار را بر روي ديواره هاي معده نيز انجام مي دهد. البته اجازه روند چنين نقصي در اين دستگاه كامل، داده نمي شود. ترشحي كه مخاط ناميده مي شود در مدت عمل گوارش تمام ديواره هاي معده را پوشانده و آن را از اثرات مخرب اسيد محافظت مي كند. از اينرو معده از بين رفتن خود جلوگيري مي كند.
ساير دستگاه هاضمه نيز بطور مشابه طراحي شده است. تكه هاي مغذي غذا از طريق ديواره هاي روده كوچك جذب شده و وارد جريان خون مي شوند. سطح دروني روده كوچك با پيچكهايي كه ” ويلوس“ (Villus) ناميده مي شوند آغشته شده است. در سلولهاي بالاي ويلوس، ضمايم ميكروسكوپي وجود دارند كه ميكروويلوس ناميده مي شوند. اين ضمائم نقش پمپ را براي جذب غذا دارند. مسيري را كه مواد غذايي توسط اين پمپ ها جذب مي شوند به تمام بدن از طريق دستگاه گردش خون توزيع مي شوند.
نكته اي كه مي بايستي به آن توجه شود اين است كه تكامل با هيچ وسيله اي نمي تواند اين دستگاه را بطور خلاصه توضيح دهد. فرضيه تكامل عقيده دارد كه ساختارهاي پيچيده امروز، ناشي از موجودات اوليه از طريق گرد آمدن تدريجي بوده است. با اين وجود همانطور كه به طور واضح بيان شد مكانيسم معده نمي توانسته است گام به گام شكل گرفته باشد. نبود حتي يكي از اين عاملها باعث از بين رفتن اين دستگاه مي شود.
هنگاميكه غذا وارد معده مي شود آبهاي مربوط به معده قادرند غذا را در نتيجه مجموعه تغييرات شيميايي خرد كنند. حال انسان زنده اي را، كه در فرآيند تكاملي مطرح شده است، در نظر بگيريد كه قادر به تبديل شيميايي مطرح شده نمي باشد. انسان زنده اي كه قادر به انجام اين كار نمي باشد نمي تواند غذايي را كه مي بلعد هضم كند و در نتيجه با توده اي از غذاي هضم نشده در معده، از گرسنگي خواهد مرد.
علاوه بر اين در حين ترشح اين اسيد حلال، ديواره هاي معده بطور همزمان مجبور هستند كه ماده اي بنام مخاط را ترشح كنند و گرنه اسيد درون معده، معده را از بين مي برد. بنابراين براي اين كه به حيات ادامه دهيم معده مي بايستي هر دو مايع (اسيدها و مخاطها) را در عين حال ترشح كند. اين مسئله نشان مي دهد كه تكامل تصادفي و مرحله به مرحله اي وجود ندارد بلكه آفرينش هوشمندي با تمام دستگاه هايش بطورعملي بكار گرفته شده است.
تمام مسئلي كه مطرح شد نشان مي دهد كه بدن انسان شبيه كارخانه بزرگي است كه از ماشينهاي كوچكي ساخته شده كه با يكديگر با هماهنگي كاملي كار مي كنند. همانطور كه همه كارخانه ها داراي طراح، مدرس و نقشه كش مي باشند، بدن انسان نيز داراي خالق والامقامي مي باشد.
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.