براي اينكه عمل هماهنگي صورت بگيرد، در درجه اول اجزايي كه در انجام اين كار و ارتباط دروني ‌شان دخالت مي كنند مي بايستي شناخته شوند. اين اطلاعات از چشم گرفته تا توازن مكانيسم داخل گوش، ماهيچه ها، مفصلها و پوست ادامه پيدا مي كند. در هر ثانيه بيليونها جزء از اطلاعات پردازش مي شوند و ارزيابي شده و تصميمات جديد را متناسب با آن اتخاذ مي كنند. انسان حتي از پردازشي كه با سرعت سرسام آور در بدن صورت مي گيرد ناآگاه است. او فقط حركت مي كند، مي خندد، گريه مي ‌‌كند، مي دود، مي خورد و مي آشامد. او هيچ تلاشي براي انجام اين اعمال انجام نمي دهد. حتي براي تبسمي كوتاه، هفده ماهيچه مي بايستي در يك زمان با يكديگر همكاري كنند. عدم اجرا يا بد اجرا شدن حتي يكي از اين ماهيچه ‌‌ها حالت صورت را عوض مي ‌‌كند. براي آنكه قادر به پياده روي باشيم، پنجاه و چهار ماهيچه مختلف در پا، باسن و پشت مي بايستي هماهنگ كار كنند.

   بيليونها دستگاه گيرنده ميكروسكوپي در ماهيچه ‌ها و مفصلها وجود دارند كه اطلاعات درباره شرايط موجود در بدن را ارائه مي كنند. اين پيغامها از گيرنده هايي كه به سيستم عصبي مركزي دسترسي داشته، مي آيند و دستورات جديدي را به ماهيچه ‌‌‌ها طبق ارزيابيهاي انجام شده مي فرستند.

   كمال هماهنگي بدن با مثال زير بهتر فهميده خواهد شد. براي اينكه فقط دستمان ر‌‌ا بلند كنيم، شانه مي بايستي تا شده، ماهيچه هاي جلو و عقب كه ” ماهيچه سه سر“ و ” دو سر“ ناميده مي شوند مي ‌‌بايستي منقبض  و شل شده  و ماهيچه هاي بين آرنج و مچ دست مي بايستي پيچانده شود. در هر قسمت از اين عمل، ميليونها گيرنده در ماهيچه ها اطلاعات مربوط به شرايط ماهيچه ها را فوري به سيستم مركزي عصبي مي فرستند. در عوض سيستم عصبي مركزي به ماهيچه ‌ها در اين كه چه كاري را بايد در مرحله بعد انجام بدهد اطلاع مي دهد. البته انسان از هيچ يك از اين مراحل آگاه نيست زيرا دوست دارد كه فقط دستش را بلند كرده و آن را فوراً انجام مي دهد.

   براي مثال براي اينكه دستتان را بالا ببريد بسياري از اجزاي اطلاعات كه ناشي از بيليونها گيرنده در ماهيچه هاي پا، پشت، شكم، سينه و گردن هستند ارزيابي شده و تعداد مشابه اي از دستورات به ماهيچه ها در هر ثانيه داده مي شود.

   ما تلاش زيادي براي صحبت كردن انجام نمي ‌دهيم. انسان هرگز دخالتي در اين كه تارهاي صوتي در چه مسافتي مي بايستي بوده، چند بار بايد ارتعاش داشته باشد، به چه ترتيب و چند بار و كدام يك از صد ماهيچه ها در دهان، زبان و گلو مي بايستي منقبض و رها شوند ندارد. انسان حتي به محاسبه اين كه چند سانتيمتر مربع از هوا مي بايستي به ششها وارد شده و چقدر سرعت و در كدام فركانس، هوا مي بايستي خارج شود نمي پردازد. ما اگر هم مي ‌‌‌‌‌‌خواستم نمي توانستيم اين كارها را انجام دهيم! حتي كلمه ساده اي كه از دهان بيرون مي آيد حاصل كار مجموعه بسياري از سيستمهايي است كه از دستگاه تنفسي انسان تا سيستم عصبي و از ماهيچه ها تا استخوانها را در بر مي گيرد.

   اگر مشكلي در اين هماهنگي بوجود بيايد آنگاه چه اتفاقي مي افتد؟ حالتهاي گوناگوني مانند هنگامي كه مي خنديم و يا در زماني كه مي خواهيم صحبت كرده و يا قدم بزنيم، ولي قادر به انجام آن نيستيم، ممكن است در چهره و يا در رفتارمان پديد آيد. با اين وجود ما قادر به خنديدن، صحبت كردن و قدم زدن در هر زماني كه بخواهيم و بدون آنكه هيچ مشكلي بوجود بيايد هستيم  زيرا هر چيزي كه در اينجا به آن اشاره شد پيامد آفرينشي است كه از لحاظ منطقي ” هوش و قدرت بي كران“ را طلب مي كند.

   به همين دليل انسان بايد هميشه بخاطر بياورد كه او هستي و حياتش را مديون خالقش خدا است. انسان خود هيچ چيزي ندارد كه بخاطر آن غرور يا تكبر از خود نشان دهد. سلامتي، زيبايي يا قدرت كار او نمي باشد و اينها تا ابد به او داده نمي شود. مطمئناً انسان پير مي شود و سلامتي و زيبايي ‌اش را از دست مي دهد. در قرآن اين مسئله ذكر شده است كه:

   آنچه از نعمتهاي اين عالم به شما داده شده متاع و زيور بي قدر زندگاني دنياست و آنچه نزد خداست بسيار براي شما بهتر و باقي تر است اگر عقل كار بنديد؟ (سوره القصاص، آيه: 60)

   اگر انسان بخواهد تا ابد به اين ويژگيها نائل شود مي بايستي براي نعماتي كه خداوند به او داده است شكرگزاري كرده و زندگيش را مطابق با دستورات او ادامه دهد.

   همانطور كه در اين مثالها ديده شد، تمام اجزاء‌ و مكانيسمهايي كه در بدن انسان وجود دارند از خصوصيات ”معجزه آسايي “برخوردار است. وقتيكه اين خصوصيات بررسي مي شوند انسان متوجه خواهد شد تناسبات حساس تا چه حد زنگي او را به معجزات آفرينش وابسته كرده و از اينرو يكبار ديگر به هنر خداوند كه در قالب انسان شكل گرفته است چنگ مي زند.