سر نهفته در این تعبیر چیست؟

بنا بر مفاد روایت ثقلین که شیعه و سنی نقل کرده‌اند، قرآن و عترت از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. اگر وحی خدا، قرآن صامت است، پیامبر(ص) و حضرات معصومین(ع)، قرآن ناطق‌اند. بنابراین اگر کلام خدا، «قرآن نازل » است که هست، دعاهای رسیده از پیشوایان پاک، «قرآن صاعد» و «کلمات طیبه»‌ای است که بسوی او صعود می‌كنند؛« إِلَیْهِ یَصْعَدُ ٱلْكَلِمُ ٱلطَّیِّبُ...» (فاطر/10)

و دلیل تاکید حضرت امام(ره) بر این تعبیر، جلوگیری از یک انحراف فکری تاریخی است. آیت الله جوادی آملی در این خصوص می‌گوید:

«امام امّت(ره) در این مقام گام برداشت و اینگونه علوم را نیز احیا کرد. او، هم در سخنان خود و هم در پیامها و وصیت نامهٴ خویش ما را به قرآن وعترت دعوت کرد که مبادا کسی بگوید: انقلاب یعنی جنگ؛ دعا، توسّل و زیارت یعنی چه؟ از آنجا که انقلاب اسلامی وقتی واقع شد که عدّه ای می گفتند: دعا، نماز جماعت، توسّل، زیارت، شفاعت، و مانند آن یعنی چه، و کتابهایی نیز این زمینه منتشر شد، ایشان در این زمینه سخنان بسیار بلندی فرمود و از استاد گرانقدر خود، عارف نامدار مرحوم آقای شاه آبادی (ره) نقل کرد که: «دعا، قرآن صاعد است». ایشان در تفسیر شریف سورهٴ مبارکهٴ حمد به طور مکرّر ما را به دعا و توسل و زیارت سوق داده اند، که مبادا انسان «انقلاب زده» شده و بگوید: انقلاب منهای توسل، انقلاب منهای زیارت، انقلاب منهای دعا. انقلاب بدون دعا، انقلاب نیست؛ چه اینکه چنین انقلابی را دیگران نیز کرده اند و به ثمر نرسید. امّا آنکه باقی مانده و زمینه را برای ظهور حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) فراهم می کند، همین است.»

پی‌نوشت‌ها:

[1].سخنرانی امام در تاریخ 21/4/59، حسینه جماران

[2]. صحیفه امام، ج21،ص209