ترک دنیا به مردم آموزند

خویشتن سیم و غله اندوزند

عالمی را که گفت باشد و بس

هر چه گوید نگیر و اندر کس

عالم آنکس بود که بد نکند

نه بگوید به خلق و خود نکند(10)

لَا تَنْهَ عَنْ خُلقِ و تأتی مثله

عارٌ علیک از افعلتَ عظیمْ(11)

عالمی که کامرانی و تن پروری کند

از خویشتن گمست که را رهبری کند(12)

پزشکی که خود باشدش زرد روی

از او داروی سرخ روی مجوی.

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.(13)

نظیرش: ربّ عالمٍ قَدْ جَهْلُهُ و علمه مَعَهُ لَا ینْفَعه.(14)

6) سوره بقره، آیه 44.

7) مجد، امید، قرآن مجید با ترجمه منظوم، چاپخانه کاج، تهران، چاپ دوم، 1380، ص 7.

8) دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، سپهر، تهران، چاپ هفتم، 1370، ج 1، ص 70.

9) همان، ج 1، ص 71.

10) سعدی، کلیات، به اهتمام محمدعلی فروغی و عباس اقبال آشتیانی، چاپخانه علمی، چاپ هفتم، 1368، ص 127.

11) باشا، امین، اجلالی، قرة العین امثال و حکم فارسی و عربی و نوا در حکایات، تبریز، چاپ شفق، ص 38.

12) سعدی، کلیات، به اهتمام محمدعلی فروغی و عباس اقبال آشتیانی، پیشین، ص 127.

13) آذرلی، غلامرضا، ضرب المثلهای مشهور ایران، نشر ارغوان، چاپ پنجم، 1373، ص 297، «اول خودت را اصلاح کن بعد دیگری را، واعظ غیرمتعظ نباش»

14) شهیدی، د. سید جعفر، ترجمه نهج البلاغه، شرکت افست، چاپ چهارم، 1372، ص 378، قصار 107.