مولوی»

خدا کشتی آنجا که خواهد برد

اگر ناخدا جامه بر تن درد.(29)

«سعدی»

قضا رفت و قلم بنوشت فرمان

ترا جز صبر کردن چیست درمان(30)

«ویس و رامین»

قضا دگر نشود اگر هزار ناله و آه

بشکر یا به شکایت برآید از دهنی(31)

«سعدی»

نظیرش:

اذا جاء القضاء ضاق الفضا    اذا حان القض ضاق الفضا(32)

26) سوره رعد، آیه 11.

27) مجد، امید، پیشین، ص 250.

28) دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، پیشین، ج 1، ص 92.

29) دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، پیشین، ج 1، ص 92.

30) همان، ص 92.

31) همان، ص 92.

32) همان، ص 92.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لاَیستَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یسْتَقْدِمُونَ (33)

ترجمه آیه به نثر: هنگامی که سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می کنند و نه بر آن پیشی می گیرند.

ترجمه آیه به نظم:

همه قومها راست معلوم اجل

که چون وقت آن آید و آن محل

نگرد دگر لحظه ای پیش و پس

که یارا ندارد بر آن هیچکس(34)

چه سود است مردن نشاید به زور

که پیش از اجل رفت نتوان به گور(35)

«نظامی»

اگر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید    هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور(36)

ماهی بی اجل در خشکی نمیرد. «سعدی»

شبی کردی از درد پهلو نخفت    طبیبی در آن ناحیت بود، گفت

بدینسان که این برگ رز می خورد    عجب دارم ار شب به پایان برد

قضا را طبیب اندر آن شب بمرد    چهل سال رفت و زنده ست کرد.(37)

صید چون اجل آید سوی صیاد رود    اجل کشته می رود نه بیمار سخت.

نظیرش: رُبّ مَنْبُوطٍ فی اَوَّلِ لَیلهِ قَامَتْ بَواکیهِ فی آخرهِ.(38)

اِنّ الاجَلَ جُنّةٌ حَصِینةٌ.(39)

33) سوره اعراف، آیه 34.

34) مجد، امید، پیشین، ص 154.

35) دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، پیشین.

36) شیرازی، خواجه حافظ، دیوان غزلیات مولانا شمس الدین محمد، مصحح د. خطیب رهبر، خلیل، نشریه دانشگاه تهران، چاپ هفتم، 1371، شماره غزل 255، ص 345.

37) شهری باف، جعفر، قند و نمک ضرب المثلهای تهرانی به زبان محاوره، چاپ تابش، چاپ اول، 1370، ص 27.

38) نهج البلاغه، قصار 380، ص 430. «سالکی که در آغاز شب بر او رشک برند و در پایان آن نوحه کنان گریستند و دریغ خوردند.

39) همان، قصار؟؟؟