http://ahlolbait.com/files/u1001/15/ayegraphy54_0.jpg

دل کندن
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ (آل عمران: 92)
هرگز به نیکوکاری نخواهید رسید مگر این که از آنچه دوست دارید انفاق کنید!

اگر قرار باشد لباس­هايي را كه بارها پوشيده­اي و ديگر دلت را زده است، در جشن نيكوكاري به بچه­هاي نيازمند بدهي، خيلي كار خوبي نكردي.
و يا مثلا مقداري پول به فقير بدهي كه خيلي كم است آنقدر کم که به آن مقدار از پولت دل بسته نيستي.
و يا آن قسمت از خوراكي را به دوستت بدهي كه كمتر خوشمزه است.
و يا وقتي قرار باشد مقداري از كتاب­هايت را به كتابخانه مدرسه هديه كني، بروي سراغ كتاب­هايي كه هم پاره است و هم خيلي قيمتي ندارد، آن­ها را جمع كني و به مدرسه بدهي. و كتاب­هاي خوشگلت را براي خودت نگداري و با آنها نزد دوستانت پز بدهي.
وقتي آدم مي­خواهد چيزي را ببخشد، مي­خواهد از دل بستگي به آن­ها خلاص شود. وقتي چيزي را كه مي­بخشي دلبسته اش نباشي، اين كه ديگر اسمش «بخشيدن» نيست.
خلاصه اين كه، خوب بودن به اين است كه چيزهايي را كه خيلي دوست داري به ديگراني كه نيازمند هستند بدهي.
اصلا بيا اين اخلاق را داشته باش كه هركس از بعضي از لوازم شخصيت تعريف كرد مثلا گفت: «چه خودكار قشنگي! از كجا خريدي؟» سريع خودكارت را به او بدهي. كار سختي است نه؟ شايد پدر و مادرت هم نگذارند تو اينقدر بخشنده باشي. ولي به نظر من، تو اينقدر بخشنده باش! اصلا بخشندگي فقط به همين است، يعني به «دل كندن» است.
وقتي آدم دلش به لوازم شخصي اش بسته نباشد، ديگر به خاطر اين كه كسي به اين لوازم دست زده است، اينقدر قشقرق بر پا نمي­كند و اعصاب خودش و ديگران را خورد نمي­سازد.
اصلا انفاق کردن به خاطر تمرین «دل کندن» است. و الا خداوند خودش می توانست نیازمندان را بی نیاز کند. خدا که به تو و من و امثال من و تو نیاز ندارد! مگر پولی که من و تو داریم را غیر از خداوند به ما داده است؟!
دنیایی که در آن زندگی می کنیم جایی برای رشد کردن است. نه رشد جسمی! این رشد مال گیاهان و حیوانات هم هست. ما انسانها قدرت روحی امان رشد می کند. بعضی بیشتر دارند و بعضی کمتر. آنها که کمتر دارند باید صبور باشند و تا ضرورتی پیش نیاید, نباید دستشان را نزد یگران دراز کنند و آنها که بیشتر دارند باید دل به دارائیشان نبندند؛ بلکه مازاد بر نیازشان را در راه خداوند انفاق کنند.
فقیر و ثروتمند هر دو نیاز به صبور بودن دارند. یکی برای پنهان کردن فقرش و دیگری برای پنهان نکردن ثروتش. یکی کمتر بگیرد و یکی بیشتر بدهد. خداوند انسانها را بالا و پایین آفرید و بعد به آنها گفت خودتان را به یکدیگر برسانید. فاصله هایتان را کم کنید. اینقدر زندگی اتان با هم فرق نداشته باشد. یکی در خانه سی متری دیگری در خانه هزار متری!
خدای من عاقل است, خالق عقل است, خود عقل است. کارهایش همه حکمت است. بنازم به حکمت و عقلش!