منظور از «جعلناکم أمة وسطا» چیست؟
چه تعبیر جالبى در اینجا قرآن درباره امت اسلامى
کرده است، آنها را یک امت میانه و معتدل نامیده. معتدل از نظر «عقیده» که نه راه
«غلوّ» را مى پیمایند و نه راه «تقصیر و شرک»، نه طرفدار «جبرند» و نه
«تفویض»، نه درباره صفات خدا معتقد به «تشبیه»اند و نه «تعطیل».معتدل، از نظر
ارزش هاى معنوى و مادى، نه به کلى در جهان ماده فرو مى روند که معنویت
به فراموشى سپرده شود، و نه آن چنان در عالم معنى فرو مى روند که از جهان
ماده به کلى بى خبر گردند. نه همچون گروه عظیمى از یهود که جز گرایش مادى چیزى را
نشناسند و نه همچون راهبان مسیحى که به کلى ترک دنیا گویند. معتدل، از نظر علم و
دانش، نه آن چنان بر دانسته هاى خود جمود دارند که علوم دیگران را پذیرا
نشوند، و نه آن گونه خود باخته اند که به دنبال هر صدائى برخیزند. معتدل، از
نظر روابط اجتماعى، نه اطراف خود حصارى مى کشند که از جهانیان به کلى جدا
شوند، و نه اصالت و استقلال خود را از دست مى دهند که همچون غرب زدگان و
شرق زدگان در این ملت و آن امت ذوب شوند!. معتدل، از نظر شیوه هاى
اخلاقى، از نظر عبادت، از نظر تفکر و خلاصه معتدل در تمام جهات زندگى و حیات. یک
مسلمان واقعى هرگز نمى تواند انسان یک بعدى باشد، بلکه انسانى است داراى
ابعاد مختلف، متفکر، با ایمان، دادگر، مجاهد، مبارز، شجاع، مهربان، فعال، آگاه و
با گذشت. تعبیر به حد وسط، تعبیرى است که از یکسو مسأله شاهد و گواه بودن امت
اسلامى را مشخص مى سازد; زیرا کسانى که در خط میانه قرار دارند
مى توانند تمام خطوط انحرافى را در چپ و راست ببینند! و از سوى دیگر، تعبیرى
است که دلیل مطلب نیز در آن نهفته است، و مى گوید: اگر شما گواهان خلق جهان
هستید به دلیل همین اعتدال و امت وسط بودنتان است.
اگر آنچه را در معنى «امت وسط» در بالا گفتیم در ملتى جمع باشد، بدون شک،
طلایه داران حقند، و شاهدان حقیقت; چرا که برنامه هاى آنها میزان و
معیارى است براى بازشناسى حق از باطل.
جالب این که در روایات متعددى که از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) براى ما نقل شده
مى خوانیم: نَحْنُ الأُمَّةُ الْوُسْطى
وَ نَحْنُ شُهَداءُ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِی أَرْضِه... نَحْنُ
الشُّهَداءُ عَلَى النّاس... إِلَیْنا یَرْجِعُ الْغالِی وَ بِنا یَلْحَقُ
الْمُقَصِّرُ:
«مائیم امت میانه، و مائیم گواهان خدا بر خلق، و حجت هاى او در زمین، مائیم
گواهان بر مردم، غلوّ کنندگان باید به سوى ما باز گردند و مقصران باید کوتاهى را
رها کرده و به ما ملحق شوند».بدون شک، این روایات، مفهوم وسیع آیه را محدود
نمى کند، بلکه بیان مصداق هاى کامل این امت نمونه است، و بیان الگوهائى
است که در صف مقدم قرار دارند.(1)
1. تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 556.
این وبلاگ جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی وترویج آن ایجاد گردیده است امید است که بتوانیم گامهای موثر در جهت اعتلاء فرهنگ قرآنی برداریم لذا از تمامی شما عزیزان استدعا دارم مرا دراین حرکت خداپسندانه مساعدت ویاری نمایید متشکرم.